تبليغاتX
دفتر فنی واثق
دفتر فنی واثق
لوازم التحرير - طراحي - تايپ - فتوكپي - پرينت - ترجمه - صحافي
نگارش توسط بهداد واثق

نقرس يك بيماري مفصلي است كه در اثر افزايش اسيداوريك در خون و در نهايت رسوب آن در مفاصل ايجاد مي شود. اين بيماري با درد بسياري همراه بوده و گاهي ميزان آن به حدي است كه بيمار حتي توان تحمل وزن يك ورق كاغذ را بر روي مفصل مبتلاشده خود ندارد.

در واقع اين درد هنگامي به اوج مي رسد كه رسوبات اسيداوريك شكل كريستال هاي نوك تيز به خود گرفته و در مفصل جمع شده اند.

در بيماري نقرس علاوه بر درد، ورم مفاصل درگير نيز آزاردهنده است. هر دو اين مشكلات در هنگام شب افزايش  يافته و پوست آن ناحيه نيز قرمز و داغ مي شود.

از آنجا كه بيماري نقرس با اسيداوريك رابطه مستقيمي دارد و گوشت قرمز نيز حاوي ميزان زيادي از اين مواد است، اغلب مردم اين بيماري را به ثروتمندان نسبت مي  دهند حال آنكه علاوه بر تغذيه نادرست كه تنها به مصرف گوشت محدود نمي شود، موضوع وراثت نيز در ابتلا به اين بيماري جايگاه ويژه اي دارد.


براساس آمارهاي موجود تعداد مبتلايان به بيماري نقرس در هر هزار نفر شانزده مرد و تنها سه زن است. اغلب مبتلايان به نقرس را مردان ميانسالي تشكيل مي دهند كه اضافه وزن داشته و معمولاً در پيشينه فاميلي آنها افراد ديگري مبتلا به اين بيماري وجود داشته و يا دارند.


اكثر افرادي كه به نقرس مبتلا هستند از درد مفصل انگشت شست پا شكايت مي كنند حال آنكه بيماري نقرس براي حمله تنها به اين مفصل بسنده نكرده و مي تواند كليه مفاصل شامل زانوها، مچ ها و آرنج را درگير كند.

البته خبر مسرت بخش اينكه حمله نقرسي معمولاً در يك زمان و تنها يك مفصل را نشانه مي گيرد.

 

البته اين حملات و دردهاي حاد ناشي از آن در افراد مسن تر به گونه اي است كه گويي بيش از يك مفصل درگير بيماري شده است و اين موضوع هنگامي محسوس تر است كه يكي از انگشتان دست را مبتلا كند.

 

مطابق آمارها، نقرس مفاصل انگشتان دست در ميان خانم ها بيشتر ديده مي شود.


توصيه هاي درماني


۱ _ استراحت كنيد.

 

طي يك حمله حاد نقرسي استراحت كرده و مفصل درگير را در سطح بالاتري قرار دهيد.


۲ _ از مسكن هاي ضدالتهابي استفاده كنيد

 

از آنجا كه تورم زياد اطراف مفاصل مبتلا شده نيز سبب بروز دردهاي طاقت فرسا مي شود هنگامي كه براي كاهش درد اقدام به مصرف مسكن مي كنيد نوعي را انتخاب كنيد كه اين تورم را نيز كاهش دهد.

 

 

به عنوان مثال ايبوبروفن و ايندومتاسين از جمله اين داروها هستند. البته مصرف اين داروها نيز مانند بقيه مي بايست با تجويز پزشك معالج صورت گيرد. توجه توجه،  در ميان مسكن هاي موجود آسپرين به جهت جلوگيري از دفع اسيداوريك، سبب تشديد بيماري مي شود.


۳ _ ميزان زيادي آب بنوشيد.

 

با نوشيدن مقدار زيادي آب، دفع آن نيز بيشتر شده و به همين ترتيب مقدار زيادي اسيداوريك پيش از رسوب و مشكل ساز شدن از بدن شما خارج مي شود. علاوه بر اين مصرف زياد آب به كليه ها و دفع سنگ هاي احتمالي در آن نيز كمك مي كند.


۴ _ وزنتان را كم كنيد.

 

در صورتي كه شما اضافه وزن داريد لاغر كردنتان امري ضروري است. احتمال افزايش اسيداوريك در افراد چاق بيشتر از بقيه است اما براي اين منظور از رژيم هاي نادرست غذايي استفاده نكنيد زيرا برخي از آنها حملات نقرس را افزايش مي دهند بنابراين با يك متخصص تغذيه مشورت كنيد.


۵ _ فشار خون خود را كنترل كنيد.

 

اگر شما علاوه بر بيماري نقرس به فشار خون بالا نيز مبتلا هستيد، در واقع دو مشكل بزرگ داريد زيرا معمولاً داروهايي كه براي كاهش فشار خون تجويز مي شوند مانند ديوريتيك ها (ادرارافزاها) سطح اسيداوريك خون را بالا مي برند.

 

لذا شما مي توانيد با افزايش نوشيدن مايعات، كاهش مصرف نمك و اضافه وزن و همچنين انجام تمرينات بدني همزمان با درمان نقرس فشار خون خود را نيز كنترل كنيد.

 

۶ _ رعايت ديگر ممنوعيت هاي غذايي الزامي است.

 

هنگامي كه به بيماري نقرس مبتلا هستيد، از خوردن غذاهايي كه حاوي مقدار زيادي اسيداگزاليك (oxalic Acid) است بپرهيزيد. ريواس، اسفناج و ترشك منابع مهمي از اين اسيد هستند.


۷ _ از داروهاي گياهي استفاده كنيد.

 

الف _ يك قاشق از هر يك از گياهان بومادران (Yarrow)، اسپيره كوهي يا چمني (meadowsweet) و تخم كرفس را در سه فنجان آب ريخته و پس از جوشيدن روزي سه بار ميل كنيد.


ب _ براي رهايي از درد حمله نقرس مفصل مبتلا شده را در محلول چند قطره روغن ميخك و آب گرم كمپرس كنيد.


ج _ علاوه بر تخم كرفس، آب و يا خود كرفس تازه نيز از جمله تجويزهاي خانگي براي درمان همزمان نقرس با داروهاي شيميايي است.


د _ از قديم الايام گيلاس از جمله ميوه هاي موثر در درمان نقرس بوده است. مقدار مصرف پيشنهادي حداقل
۲۵۰ گرم در روز است.


هـ- براي درمان نقرس گياهان ديگري همچون ريشه باباآدم، برگ شاه پسند، برگ گل هميشه بهار و گياهان بسيار ديگري نيز وجود دارند
.

 

 

نگارش توسط بهداد واثق

دستگاه عصبي يكي از دستگاههاي بدن انسان است كه امكان ابتلا به بيماريهاي زيادي از جمله مننژيت را دارد . بيماري مننژيت يكي از بيماريهاي حاد و واگير دستگاه عصبي و يكي از عفونتهاي جدي و خطرناك مغز در جهان ميباشد . ميزان مرگ و مير ناشي از آن 30% گزارش شده است .

 

تعريف : مننژيت يا التهاب پرده هاي اطراف مغز و نخاع شوكي توسط انواع مختلف باكتريها ،‌ويروسها ،‌پروتوزواها ، قارچ ها ايجاد مي شود . مننژيت باكتريال مهمترين نوع مننژيت است .

باكتريهايي كه بيش از همه در ايجاد مننژيت باكتريال دخالت دارند شامل مايسريا ، استرپتوكوك پنوموني ( در يالغين ) و هموفيلوس آنفولانزا ( رد كودكان و بالغين جوان ) مي باشد .

تأخير در تشخيص و درمان مننژيت همراه با مرگ و مير عوارض عصبي بالايي است و از طريق تماس مستقيم با بيماران و حاملان به افراد منتقل مي شود .

مننژيت توسط باكتري هاي گرم منفي روده اي در افراد بالاي 60 سال ، بيماران جراحي اعصاب يا مبتلا به اختلال دستگاه ايمني رو به افزايش است . شيوع بيشتر بيماري در فصل زمستان و بهار ايجاد مي شود . اپيدميهاي بيماري بيشتر در مناطق شلوغ شهرها ، انستيتوهاي پر ازدحام ،‌پادگانهاي نظامي و زندانها به وجود ميآيند . ولي امكان بروز اين اپيدمي ها در مناطق روستايي نيز وجود دارد . مننژيت باكتريال به صورت عفونت حلق و دهاني شروع مي شود . سپس سپتي سمي مننگوكوكي ( عفونت خوني ناشي از مننگوكوك ) به وجود مي آيد وبيماري به مننژيهاي مغز ( پرده هاي مغز ) و نواحي فوقاني نخاعي شوكي سرايت مي كند . مننگوكوك داراي گونه هاي ايمونولوژيك مجزا و متعدد است ، ولي اكثر موارد مننژيت باكتريال توسط گروههاي A. B . C  ايجاد مي شود . مننژيت باكتريايي گاهي به شكل يكي از برق آسا ترين بيماريها در مي آيد . عوامل مستعد كننده مننژيت باكتريايي عبارتند از : عفونتهاي تنفسي فوقاني ، اوتيت مياني .

70% كل مننژيتها در كودكان زير 5 سال اتفاق مي افتد كه شايع ترين عامل مولد آنهموفيلوس آنفولانزاي تيپ ب است وتنها فرم از مننژيت است كه به صورت همه گيري مي باشد .

علائم باليني : اصولاً در صورت وجود هر يك از حالات ريل بايستي به فكر مننژيت بود مگر اين كه حلافش ثابت شود :

تب با علامت نامشخص وسردرد : تب در اكثر موارد مننژيت وجود دارد اما در اوايل شيرخوارگي ممكن است وجود نداشته باشد . سردرد و شدت آن بيشتر در پ سر است و هر عاملي كه باعث افزايش فشار داخل جمجمه شود نظير عطسه ، سرفه ، زور زدن مي تواند باعث تشديد سردرد شود .

استفراغ جهنده ، اختلال در هوشياري از تحركي پذيري گرفته تا خواب آلودگي : رد سه ماه اول تولد مننژيت نماي باليني خاصي ندارد و شروع مخفي و بي سر و صدايي دارد و به صورت خواب آلودگي ، خوب شير نخوردن ، تحريك پذيري ديده مي شود ، ولي بعد از 3 سالگي علايم و نشانه ها كمي بارزتر مي شود .

سفتي كردن ، تشنج و بثورات پوستي قرمز رنگ يا خونريزي دهنده : سفتي گردن از نشانه هاي تشخيصي خوب مننژيت است . در چنين حالتي نه توسط خود بيمار و نه توسط پزشك سر به طور كامل به جلو خم نمي شود و در صورت اعمال فشار باعث بروز سردرد مي شود . از ويژگيهاي مهم در سفتي گردن اين است كه حركات سر به طرفين و عقب مختل و محدود نيست . تشنج در زير 2 سالگي از يافته هاي زودرس و بالاي 2 سالگي از يافته هاي ديررس مي باشد .

عوامل موثر در كاهش تعداد مرگ ناشي از بيماري مننگوكوكي :

شناسايي زود هنگام موارد و برخورد صحيح كاركنان بهداشتي با موارد بيماري

تشويق مردم به مراجعه به سرويسهاي پزشكي در صورت بروز علايم بيماري

دسترسي به آنتي بيوتيك مناسب در مراكز بهداشتي و پزشكي و

واكسيناسيون وسيع و فراگير سريع كه موجب كاهش موارد بيماري و مرگ ناشي از آن مي شود .

با توجه به پتانسيل همه گيري بيماري مننژيت در شرايط جمع ، واكسن مننژيت مننگوكوكي براي كليه سربازان جديد الورود ،‌كليه واحدهاي آموزشي نظامي و ارتش ،‌سپاه و نيروي انتظامي  زائرين بين الله الحرام و ساكنين اردوگاهها تزريق گردد .

مقدار و راه تجويز و 5/0 ميلي ليتر در زير جلد ( رباي افراد بالاي 2 سال )

شرايط نگهداري در محل واكسيناسيون 8 0 درجه سانتي گراد ( طبقه مياني يا پاييني يخچال ) مدت نگهداري تا پايان تاريخ انقضاء

براي كودكان زير 2 سال ( 23 0 3 ماه ) دو دوز واكسن به فاصله 3 2 ماه تجويز گردد . همچنين كاربرداين واكسن در زنان باردار منعي ندارد .

جزء واكسنهايي است كه پس از باز شدن ويال در صورتيكه شرايط زنجيره سرما و ستروني حفظ شود تا پايان تاريخ انقضاء قابل مصرف است .

لازم بذكر است با توجه به مقررات كشور عربستان سعودي حجاجي كه عازم آن كشور هستند تاريخ واكسيناسيون مننژيت آنها نبايد بيش از 2 سال و يا كمتر از ده روز قبل از ورود به عربستان باشد .

راههاي سرايت :

اين بيماري بطور عمده از راه قطره هاي ريز لوده ناشي از سرفه ، عطسه ، صحبت كردن و اشياي آلوده به ترشحات بيماران وتماس مستقيم با بيماران وحاملان منتقل مي شود و راه ورود باكتري از طريق دستگاه تنفسي است .

دوره پنهاني بيماري :

دوره پنهاني مننژيت بطور معمول 3 تا 4 روز است ، اما بين 2 تا 10 روز هم گزارش شده است .

دوره واگيري بيماري :

اين دوره تا زماني است كه ديگر عامل بيماري زا در ترشحات حلق و بيني افراد وجود نداشته باشد و در صورت درمان در مدت 24 ساعت قابليت آلودگي خود را از دست مي دهد .

عوامل مساعد كننده :

عوامل اقتصادي اجتماعي ( شرايط نامطلوب زندگي ،‌ازدحام جمعيت و )

تماس خانوادگي

آسيبهاي مخاط تنفس ( محيط گرم و خشك ، عفونتهاي ويروسي قبلي ، استعمال دخانيات و . )

حساسيت نسبت به بيماري باليني در حد پاييني است و با افزايش سن از ميزان آن كاسته مي شود ، چون نسبت زيادي از اشخاص به شكل غير باليني مبتلا و نسبت به بيماري ايمني اكتسابي پيدا مي كنند .

مخزن و منبع بيماري مننژيت :

مخزن اين بيماري حلق بيماران و حاملان مننگوكوك است . حاملان ميكروب مهمترين منبع آلودگي مي باشند و البته ميانگين مدت حامل موقت آن نزديك به 10 ماه است و در هنگام همه گيري ميزان حامل بودن به 80 تا 90 درصد افزايش مي يابد . گفتني است كه درارتباط با مخزن اين بيماري مخازن و حاملان شناخته شده ديگري وجود ندارد . اين بيماري در بيشتر موارد از افراد حامل كه عده آنها به مراتب بيشتر از بيماران است به افراد سالم منتقل ميشود .

شيوع بيشتر بيماري در فصل زمستان و بهار ايجاد مي شود . اپيدميهاي بيماري بيشتر در مناطق شلوغ شهرها ،‌انستيتوهاي پر ازدحام ،‌پادگانهاي نظامي و زندانها به وجود مي آيند ولي امكان بروز اين اپيدمي ها در مناطق روستايي نيز وجود دارد .

شايان ذكر است كه حاملان بدون علامت ممكن است مننگوكوك را به مدت چندين ماه در حلق و بيني خود حمل و به ديگران منتقل نمايند . انتقال بيماري از طريق تماس مستقيم با ترشحات حلق صورت مي گيرد و افراد مبتلا به عفونت مننگوكوكي در بيشتر موارد طي تماس با حاملان بدون علامت به بيماري دچار مي شوند . دوره واگيري عفونت تا زماني كه مننگوكوك در دهان وبيني وجود دارد ادامه دارد .

سن و جنس شيوع بيماري :

بيماري مننژيت در درجه نخست در كودكان و در نوجوانان بيشتر ديده مي شود و ميزان ابتلا در هر دوجنس مرد و زن يكسان است .

ايمني زايي :

ايمني از راه ابتلا بدون نشانه باليني ( حامل شدن ) از طريق بيماري باليني و يا از راه واكسيناسيون به دست مي آيد ، نوزادان معمولاً تا 6 ماهه اول تولد ايمني مادرزادي دارند .

فصل شيوع ، جمعيت ، وضعيت اقتصادي :

بيماري مننژيت در فصل هاي خشك و سرد سال بيشتر روي مي دهد وتراكم جمعيت ( دبستانها ، پادگانها ) اردوگاهها و ) يك عامل مستعد كننده مهم است . بروز مننژيت در گروههاي پايين اقتصادي و اجتماعي وكساني كه داراي مسكن نامناسبي هستند زيادتر است .

راههاي پيشگيري :

 1- تشخيص و درمان زودرس : بيماري ، حاملان ،‌موارد تماس با آنتيبيوتيك ( تشخيص بر اساس بررسي مايع مغزي نخاعي است . )

2 پيشگيري دارويي براي همگان تحت نظر پزشك

3 ايمن سازي با واكسن : واكسيناسيون براي افراد بيمار ارزشي ندارد وبه صورت روتين براي همه توصيه نميشود مگر براي افرادي كه طحال ندارند و بيشتر براي افراد نظامي و مسافراني كه قصد اقامت طولاني در مناطق همه گير ( مثل حج ) دارند صورت مي گيرد .

4 ارتقاي آگاهي بهداشت فردي و كاهش تماسهاي مستقيم با بيماران و با ترشحهاي آلوده آنها

5 جلوگيري از تجمع مردم در اماكن مختلف ، وسايل حمل و نقل عمومي ، محل كار ،‌پادگان ،‌اردوگاهها ،‌مدارس و امثال آنها طي همه گيري بيماريها

6 جدا سازي بيماران به مدت 24 ساعت بعد از شروع درمان

7 ضدعفوني كردن ترشحهاي حلق و بيني و لوازم شخصي بيماران

8 ريشه كني مننگوكوكها از گلوي بيماران درمان شده ( از آنجا كه درمان پني سيلين به حالت حامل بودن خاتمه نمي دهد توصيه شده است بيماراني كه تحت درماني پني سيلين هستند قبل از ترك بيمارستان تحت پوشش پيشگيري دارويي با ريفامپين  نيزقرار بگيرند . )

9 آموزش : آموزش در خصوص راههاي انتقال پيشگيري از بيماري مننژيت به مردم و به مادران در مورد نشانه هاي زير آموزش داده شود :

-          تب طولاني + استفراغ

-          سردرد

-          كاهش سطح هوشياري

-          سفتي گردن

-          بي قراري و تحريك پذيري بيش از حد

-          برآمده شدن ملاج قدامي

-          تشنج كودك

درمان : بر اساس نوع ميكروب و عامل ايجاد كننده آنتي بيوتيك تجويز ميگرددو شروع درمان باستي بلافاصله در نيم ساعت اول تشخيص مننژيت انجام گيرد و با درمان صحيح تب مدت 2 تا 5 روز از بين مي رود .

نگارش توسط بهداد واثق

تعريف بيماري :

بيماري مالاريا يكي از شايعترين بيماريهاي منتقله توسط ناقلين در كشور مي باشد كه بعلت حضور انگل تك ياخته بنام     

پلاسموديوم در خون انسان ايجاد مي شود . پلاسموديومها در داخل گلبولهاي قرمز خون رشد ميكند و پس از رشد ، تكثير نموده و موجب پاره شدن گلبولهاي قرمز خون و بروز علائم مالاريا مي شود .

 

همه گيري شناسي :

هر سال در جهان 500 – 300 ميليون نفر به مالاريا مبتلا ميشوند و از اين تعداد بيش از 1 ميليون نفر جان خود را از دست مي دهند . در دنيا هر ثانيه ، يعني در گفتن هر كلمه مالاريا تعداد 10 كودك براي مبارزه با مرگ در اثر مالاريا پنجه نرم مي كنند . كل موارد مالاريا در جهان بيش از 5 برابر مجموعه ( سل ، ايدز ، سرخك ، جذام ) است .بيشترين موارد بيماري مالاريا در ايران مربوط به استانهاي سيستان و بلوچستان ، هرمزگان و قسمت گرمسيري كرمان مي باشد .

 

عامل بيماري انگلهاي تك سلولي بنام پلاسموديوم مي باشد.در ايران سه گونه پلاسموديوم  وجود دارد كه عبارتند از :

 

پلاسموديوم 

ويواكس و پلاسموديوم مالاريه يا مالارياي سه- يك خوش خيم و پلاسموديوم فالسيپاروم يا مالارياي سه- يك بدخيم

 

پلاسموديوم  

فالسيپاروم از همه خطرناكتر بوده و اگر درمان نشود باعث مرگ بيمار مي شود .

ناقل بيماري پشه هاي آنوفل ماده مي باشد . در كشور ايران 19 گونه پشه آنوفل شناخته شده كه 7 گونه آن ناقل بيماري مي باشد     

 

پشه هاي آنوفل بيشترين زمان خونخواري را در شب انجام ميدهند .

 

دوره كمون  :

       دوره كمون بر حسب نوع انگل فرق ميكند و در نوع ويواكس 14-7 روز است .

 

راه انتقال بيماري  :

     رايجترين روش انتقال بيماري از طريق گزش پشه آنوفل ماده از شخص بيمار به شخص سالم ميباشد.

 

علائم بيماري :

     اشخاصي كه به بيماري مالاريا مبتلا مي شوند ابتدا احساس سرما مي كنند و سپس لرز مي نمايند و بعد دچار تب مي شوند و درنهايت عرق مي كنند كه به اين مراحل حمله مالاريا گفته مي شود . علائم ديگر مالاريا سردرد ، استفراغ ، بزرگي طحال ، كم خوني و دردهاي عضلاني مي باشد .

 

روش تشخيص بيماري :

ساده ترين و مطمئن ترين روش تشخيص قطعي بيماري آزمايش خون است. كه ميتوان با تهيه گسترش خوني در فاصله زماني كمتر از نيم ساعت به وجود بيماري پي برد.

 

درمان :

درمان اساسي مبتلايان به پلاسموديوم فالسيپاروم و ويواكس با كلروكين و پريماكين طبق دستورالعمل كشوري توصيه ميگردد. در پلاسموديوم ويواكس كلروكين در افراد بالغ 1500 ميليگرم ( 10 قرص ) در مدت سه روز بصورت زير مصرف مي شود : روز اول 600  ميليگرم ( 4 قرص ) - روز دوم 600 ميليگرم ( 4 قرص ) و روز سوم 300 ميليگرم ( 2 قرص ) و پريماكين از روز سوم بمدت 14 روز  روزانه 15 ميليگرم ( 1 قرص ) با انجام تست G6PD و يا تجويز پريماكين به مدت 8 هفته هر هفته 45 ميليگرم ( 3 قرص ) . در بچه ها پريماكين به مقدار 25/ ميليگرم براي هركيلوگرم از وزن بدن بيمار بمدت 14 روز و يا 75/ ميليگرم براي هركيلوگرم هفته اي يكبار بمدت 8 هفته توصيه مي شود . پريماكين در زنان حامله ، بچه هاي زير يكسال ، افراديكه داراي كمبود G6PD هستند نبايد مصرف شوند .

 

اقدامات پيشگيري كننده :

1 - آموزش بهداشت به مردم به منظور شناساندن علائم ، راههاي انتقال و پيشگيري از بيماري به آنها .

2 -  بيماريابي : جهت قطع زنجيره انتقال بيماري و پيداكردن سريع مخازن آلوده و درمان بموقع و كامل آن نقش مهمي در كنترل اين بيماري دارد .

3 -  مبارزه با ناقل بيماري :

        -  جلوگيري از گزش توسط پشه آنوفل با اقدامات ذيل :

        -  خوابيدن در زير پشه بند در موقع شب .

        -  استفاده از توري مناسب براي پنجره ها و دربهاي خانه يا حداقل اتاقهاي كه افراد در شب در آنجا مي خوابند .

        -  استفاده از مواد دور كننده حشرات بر روي نقاط باز بدن .

        -  استفاده از حشره كشهاي خانگي بصورت اسپري يا تدخيني در محلهاي استراحت قبل از خواب

        -  از بين بردن محلهاي تكثير پشه هاي آنوفل :

         -  از بين بردن و خشكاندن آبهاي راكد .

        - جاري كردن و بحركت انداختن آبهاي راكد پر كردن بركه ها و گودالها 

        - استفاده از ماهيهاي لاروخوار و باسيلهاي لاروكش و لاروكشهاي شيميايي  در داخل آبهاي كه ميتواند محل        مناسبي جهت تخمگذاري پشه هاي آنوفل باشد .

       - از بين بردن پشه هاي بالغ :استفاده از حشره كشهاي شيميايي طولاني اثر از جمله بايگون و آيكون بصورت سمپاشي ابقايي اماكن داخلي انساني و حيواني .

 

 

نگارش توسط بهداد واثق

مقدمه و اهميت بهداشتي

اين بيماري در تمام نقاط دنيا ديده مي شود . و در منا طق شهري شايعتر از منا طق رو ستايي است . بيماري سيفليس بيشتر در دوره فعاليت جنسي و بيشتردر سنين 15 تا 39 سال پيش مي آيد . افزايش موارد بيماري بيشتر در طبقات با شرايط اقتصادي اجتماعي نا مطلوب اتفاق مي افتد. استفاده از دارو هاي غير مجاز و روسپيگيري از فاکتور هاي خطر اين بيماري محسوب مي شود. موارد اين بيماري از سال 1957 در سراسر دنيا افزايش يافته است.اين بيماري همواره در حال تغيير و تحول مي باشدو ممکن است خيلي زود اندامها و دستگاههاي حياتي را فرا گيرد و زماني ممکن است سالها در حالت اختفا و بدون علامت باليني واضحي باقي بماند.

تعريف بيماري سيفليس

يک بيماري آميزشي ميکروبي مزمن است . که با زخم و سفتي اطراف آن همراه است و تقريبا هميشه از طريق  جنسي منتقل مي شود.

ميزبان

انسان ميزبان طبيعي اين بيمار ي مي باشد. و تمام کساني که با بيمار مبتلا تماس جنسي دا شته باشند در معرض خطر قرار دارند. حتي اگر زخم ، خارش يا آزاري هم نداشته باشد، آلودگي ظاهر مي شود و بيشتر بدون علامت است . ابتلاي به سيفليس در بسياري از موارد به ويژه در زنها تشخيص داده نمي شود.

 راههاي انتقال

 توسط تماس مستقيم با ترشحات عفوني ، ضايعات اوليه پوست و غشا هاي مخاطي ، تر شحات بدن ، ترشحات بزاق ، مني ، خون و تر شحات واژن افراد آلوده در طول تماس جنسي و به ندرت تو سط بو سيدن يا نوا زش کردن کودکان مبتلا به بيماري مادر زادي با تظا هرات او ليه ؛ اتفاق مي افتد. تماس غير مستقيم با وسايل آلوده نيز مي تواند منجر به انتقال عفونت شود کارکنان بهداشت و پزشکان به دنبال معاينه کلينيکي ضايعات عفوني آلوده ايجاد مي شود و ضايعات اوليه در دست پرسنل ايجاد مي شود. عفونت جنين از طريق انتقال جفت يا در هنگام زا يمان اتفاق مي افتد.

سير بيماري و پيش آگهي

براي سيفليس دو مر حله حاد ( زود رس ) و مزمن ( دير رس) قايل هستند . اين دو مرحله را مي توان با رو شهاي باليني آسيب شناسي و ايمني شناسي از يکديگر تميز داد. گر چه ضايعات زود رس  ماهيت عفوني دارد. اما به نسبت خوش خيم بوده و خود به خود بهبود مي يابند . اما اگر علايم سرم شناسي مثبت باشد بايد درمان صحيح و کافي انجام شود . نه تنها بيماري معالجه خواهد شد بلکه آزما يشهاي مر بوط نيز در ظرف مدت يکسال منفي خواهد شد.       احتمال ايجاد عفونت مجدد هميشه و جود دارد.به هر حال اين عفو نت ها اغلب با ضايعات جديد همراه مي باشد. عود بيماري زماني صورت مي گيرد که تعدادي از ميکرو بها بر اثر درمان از بين نر فته با شند. و بنا براين مجددا شروع به رشد و تکثير مي کنند بيشتر عو دها در طي سال اول صورت ميگيرد . ولي در بعضي موارد نادر ممکن است عود بيماري مدت 2 سال يا بيشتر بعداز ختم درمان خود نمايي کند به طور کلي 25  در صد مبتلا يان که بيماري آْنها در مراحل ابتدايي درمان نشده يا اين که نا قص در مان شده اند دچار حملات عود کننده مي شوند.

مراحل و علايم باليني

از نظر باليني سيفليس را به سيلفيس اوليه ، ثانويه ، نهفته ، دير رس و سيفليس مادر زادي تقسيم کر ده اند.

سيفليس اوليه

ضايعه10 تا 90 روز پس از تماس ، زخم بدون دردي با قاعده سفت همراه با ترشحات در محل ميکروب ظاهر مي شود.ميکروب قبل از ايجاد ضايعه اوليه وارد جريان خون مي شود و پس از ايجاد شانکر آدنوپاتي (تورم غدد لنفاوي)بدون تموج و با قوام سفت در نزديکترين محل ضايعه ايجاد مي شود.

در دومين مرحله

2 تا 6 ماه پس از تماس نشا نه هاي خفيفي مانند خستگي ، تب ، گلو درد ، بي اشتهايي ، ضعف مختصر ، سر درد و درد عضلاني و ريزش موها ظاهر مي شود ، که شا خص ترين تظا هرات اين مر حله بثورات پوستي قرينه و بدون خارش است که اغلب کف دستها و پاها را گر فتار مي کند.

در سومين مر حله

پس از 2 سال تخريب سيستم عصبي و حتي مرگ ظاهر مي شود.

سيفليس نهفته يا مخفي

مر حله اي  از بيماري سيفليس است که بيمار داراي نشا نه هاي قابل تشخيص باليني نبوده و فقط با آزمايش خون تشخيص داده مي شود و دوره مخفي بيماري ممکن است 1 تا 40 سال يا بيشتر بطول انجامد.

سيفليس دير رس

در مر احل نهايي ممکن است در هر بافت و عضوي از بدن خود نمايي کند و تظا هرات باليني آن مي تواند شکل هر بيماري خا صي را به خود گيرد، در گذشته سيفليس دير رس اغلب با نشا نه هاي شديد پو ستي و ضا يعات استخواني همراه بود ، اما در زمان حا ضر به طور عمده سيستم قلبي و عروقي و دستگاه عصبي مرکزي را گر فتار مي سازد ضا يعات پوستي در اين نوع سيفليس منفرد و غير قرينه مي با شند و داراي حا شيه هلالي شکل و حدود مشخص هستند و بهبودي آنها از قسمت مرکزي يا کناري شروع مي شود سيفليس استخواني زياد شا يع نبوده اما در صورت بروز استخوان بيني ، سقف کام ، استخوانهاي جمجمه درشت ني و تر قوه را گر فتار مي کند.

سيفليس مادر زادي يا انتقال داخل رحمي

 معمو لا طريق مقاربت به مادر منتقل و از مادر نيز از طريق جفت جنين منتقل مي شود. اين انتقال در8 هفته اول بارداري عملي نيست و پس از 8 هفتگي  صورت مي گيرد . در صورت ابتلاي مادر از نيمه دوم حا ملگي احتمال انتقال بيماري به جنين تا 95 در صد گزارش شده است . حتي در نوع شديد سيفليس باعث مرگ جنين و مرده زايي مي شود. غالب نوزادان سيفليسي در بدو تولد سالم به نظر مي رسسند. در آنهايي که داراي نشانه باليني هستند بيشترين ضايعات در پوست و استخوانها مشاهده مي شود . در اولين هفته بعد از تولد ممکن است ضا يعات تا ولي در کف دست و پا ايجادشود. در صورت عدم درمان ، نزديک 90 در صد کودکان سيفليسي علايم جلدي را نشان خواهند داد.

پيشگيري 

c خويشتن داري در را بطه جنسي

c رفتار جنسي مسئو لانه

c خودداري از تماس جنسي با فرد داراي زخم مشکوک

c کاربرد کا ندوم در تماس جنسي به منظور کاهش احتمال خطر آلودگي

c براي مردان شستن آلت تنا سلي با آب و صا بون بعد از مقاربت ، اين روش مو جب حفاظت کمي خواهد شد.

مرا قبت از بيماران سيفليسي

در مواردي که در مان براي آنها شروع نشده چون احتمال سر ايت بيماري وجود دارد بايد با احتياط عمل شود. تر شحات آنها نياز به ضد عفوني دارد و بايد براي معا ينه از دستکش استفاده شود . مبتلا يان به سيفليس قلبي عروقي و کبدي نياز به مرا قبت بيشتري دارند. بيمار يابي و درمان کافي کليه مبتلا يان به سيفليس از اهميت و يژه اي بر خوردار است. هر چند يا فتن کليه موارد سيفليس در جامعه کار ساده اي نيست . بسياري از بيماران قبل از مرا جعه به پزشک به دارو خانه ها مرا جعه و دارو در يا فت مي کنند و به طور سنتي و خارج از مرا قبتهاي ويژه پزشکي و پر ستاري  به خود درماني مي پر دازند. و چون دارو به ميزان کافي مصرف نمي کنند معمولا با شکست درمان و عود همراه خواهند بود بنا براين گزارش بيماري و پيگيري و نظارت بر مصرف دارو طبق نظر پزشک اهميت زيادي دارد.

 

نگارش توسط بهداد واثق

دیفتری یک عفونت باکتریایی جدی است که اغلب غشاء مخاطی بینی و گلو را درگیر می کند و بیماری منجر به گلو درد شدید، تب، تورم غدد لنفاوی و ضعف می گردد. اما شاه علامت تشخیصی وجود یک غشاء خاکستری ضخیم برروی گلو است که تنفس را مشکل می سازد. همچنین دیفتری  ممکن است پوست را درگیر نماید. سالها پیش دیفتری یکی از عوامل مرگ در کودکان بود. امروزه به علت واکسیناسیون در سراسر جهان بیماری دیفتری به ندرت در ایالات متحده و کشورهای پیشرفته بروز می نماید. در مراحل پیشرفته بیماری دیفتری به قلب، کلیه ها و سیستم عصبی صدمه می رساند. نزدیک به یک دهم از افرادی که به بیماری دیفتری مبتلا می شوند می میرند.

علائم و نشانه ها

گلو درد و خشونت صدا

بلع دردناک

غدد متورم (بزرگی غدد لنفاوی) دور گردن

غشاء ضخیم خاکستری روی گلو و لوزه ها

تنفس مشکل و سریع

ترشحات بینی

تب و لرز

بی حال

علائم و نشانه های بیماری دو تا پنج روز پس از آلودگی نمایان می شوند ولی ممکن است تا 10 روز بعد نیز به طول بینجامد. درمراحل اولیه ممکن است بیماری با گلودرد ویروسی اشتباه شود. علائم اولیه دیگر عبارتند از :

یک تب خفیف و غدد متورم در گردن. باکتری مولد بیماری به غشاء موکوس بینی و گلو حمله کرده و لوزه ها را با یک غشاء می پوشاند. گلو متورم و ملتهب می گردد. ممکن است التهاب به طنابهای صوتی و حنجره انتشار یافته و با تورم گلو، مجاری هوایی را تنگ نماید.

 

  شاه علامت

باکتری سمی تولید می نماید که منجر به ایجاد یک غشاء خاکستری ضخیم در بینی ، گلو یا مجاری هوایی می گردد و این یک نشانه دیفتری است که بیماری را متمایز می نماید. این غشاء اغلب خاکستری کثیف یا سیاه بوده و منجر به مشکل تنفسی و تورم دردناک گلو می شود. در مراحل پیشرفته، فرد مبتلا به دیفتری ممکن است، مشکلات تنفسی شدید و علائمی از تنفس مختل نظیر تنفس سریع ، یک ضربان قلب تند ، پوست رنگ پریده را تجربه نماید. برخی افراد آلوده به باکتری مولد دیفتری تنها بیماری خفیفی را نشان داده و هیچ علامت یا نشانه ای از بیماری را تجربه نمی کنند. آنها حاملین بیماری هستند، زیرا ممکن است منجر به سرایت بیماری به دیگران شوند بدون این که علامت یا نشانه ای از بیماری را در خودشان نشان دهند.

  دیفتری پوستی  

دیفتری به دو شکل رخ می دهد. یک نوع باعث درگیری غشاء های مخاطی بینی و گلو و نوع دیگر پوست را درگیر می نماید.  یک زخم آلوده به باکتری معمولاً قرمز ، دردناک و متورم است . یک زخم آلوده با باکتری دیفتری همچنین ممکن است با مواد خاکستری و کثیف پوشیده شود. اگر چه این بیماری در شرایط آب و هوایی گرمسیری شایع است، دیفتری پوستی در آمریکا و به ویژه بین افرادی با وضعیت بهداشتی ضعیف که در مناطق شیوع زندگی می کنند نیز بروز می کند. در موارد بسیار نادری دیفتری چشم را درگیر می نماید.

  علل 

عامل بیماری باکتری کرینه باکتریوم دیفتریه می باشد. اغلب باکتری در سطح غشاء مخاطی گلو تکثیر یافته و منجر به التهاب این ناحیه می گردد. برخی گونه های این باکتری تولید سمی مینمایند که به قلب ، مغز و اعصاب آسیب می رساند.  شما از طریق استنشاق قطرات معلق در هوا به بیماری مبتلا می شوید. دیفتری از طرق ذیل از فرد مبتلا به دیگران انتقال می یابد.

عطسه و سرفه به خصوص در موقعیت های شیوع

لوازم شخصی آلوده نظیر لیوان آب که توسط فرد آلوده استفاده می شوند.

لوازم خانگی آلوده نظیر حوله فرد مبتلا

تماس با یک زخم آلوده به باکتری دیفتری

افراد آلوده به بیماری و کسانی که درمان نشده اند طی بیش از 6 هفته می توانند عفونت را به دیگران منتقل نمایند، حتی اگر هیچ گونه علائمی از بیماری را نشان ندهند.

  عوامل خطر 

کودکان کمتر از 5 سال و بالغین بالای 60 سال

زندگی در مناطق شلوغ و کثیف

سوء تغذیه

کودکان و بالغین غیر ایمن در برابر بیماری

افرادی با سیستم ایمنی تضعیف شده.

 دیفتری هنوز در کشورهای پیشرفته معمول است، به طور مثال اپیدمی بزرگ دیفتری در سال
 1990 میلادی باعث 5000 مرگ در روسیه شد. بیشتر موارد بیماری در افرادی رخ می دهد که واکسیناسیون ناکامل داشته اند.

  غربالگری و تشخیص 

در کودکی بیمار که از گلو درد رنج می برد و لوزه و گلو با یک غشاء خاکستری پوشیده
شده است باید به بیماری دیفتری شک کرد . با نمونه گیری از غشاء خاکستری و ارسال آن جهت کشت آزمایشگاهی می توان تشخیص دیفتری را تائید کرد.
با ارسال یک نمونه بافتی از زخم  آلوده و انجام تست های آزمایشگاهی نوع دیفتری درگیر کننده پوست تعیین می گردد. در صورت شک به دیفتری درمان حتی قبل از مشخص شدن نتایج آزمایش ها باید فوراً آغاز گردد.

  عوارض بیماری

مشکلات تنفسی : سم تولیدی توسط باکتری منجر به صدمات بافتی در ناحیه عفونت، بینی و گلو می شود. این عفونت موضعی ایجاد یک غشاء کثیف خاکستری رنگ، حاوی سلول های مرده باکتری و مواد دیگر برروی غشاء مخاطی بینی و گلو می نماید. این غشاء از طریق انسداد تنفسی  عواقب خطرناک دارد.

صدمات قلبی : سم باکتری از طریق خون به دیگر بافت های بدن نظیر عضلات قلبی آسیب می رساند. یکی از عوارض بیماری التهاب عضلات قلب می باشد. علائم و نشانه های این عارضه شامل تب، درد قفسه سینه، درد مفاصل و افزایش غیر طبیعی ضربان قلب می باشد. صدمات عضلات قلبی ممکن است خفیف و یا شدید باشند. موارد شدید منجر به نارسایی احتقانی قلب و مرگ ناگهانی می شود.

صدمات کلیوی : سم دیفتری کلیه ها را درگیر نمونه و توانایی تصفیه خون را در کلیه ها کاهش می دهد.

صدمات عصبی : سم به اعصاب و به خصوص اعصاب گلو آسیب رسانده، در نتیجه بلع مشکل می شود. اعصاب بازوها و پاها ممکن است ملتهب شوند. و منجر به ضعف گردند.

در موارد شدید اعصاب عضلات تنفسی آسیب دیده و تنفس را مشکل می سازند.

با درمان به موقع، اغلب مبتلایان به عوارض مبتلا نمی شوند اما بهبود به آهستگی صورت
می گیرد. دیفتری در یک مورد از هر 10 مورد کشنده می باشد.

درمان

ضد سم  : بعد از اثبات بیماری دیفتری کودک یا فرد بالغ آلوده یک ضد سم اختصاصی دریافت می نماید. این ضد سم دیفتری،سموم موجود در گردش خون را خنثی می نماید. ضد سم به صورت داخل وریدی یا عضلانی تجویز می شود اما ابتدا باید تست حساسیت پوستی انجام شود، تا از عدم حساسیت فرد به ضد سم مطمئن گشت. فرد حساس به ضد سم ابتدا باید نسبت به ضد سم غیر حساس شود. برای حصول این عمل ابتداد دوز کم تجویز و سپس به صورت تدریجی دوز را افزایش می دهیم.

  آنتی بیوتیک

در درمان دیفتری، آنتی بیوتیک هایی نظیر پنی سیلین یا اریترومایسین کاربرد دارند. آنتی بیوتیک زمان مسری بودن بیماری را کاهش می دهد . کودکان و بالغین مبتلا به بیماری اغلب جهت درمان نیازمند بستری در بیمارستان می باشند. فرد مبتلا به بیماری دیفتری باید در بخش مراقبتهای ویژه ایزوله شود.پزشک جهت جلوگیری از انسداد تنفسی مقداری از غشاء خاکستری و ضخیم موجود در گلو را خارج می نماید. دیگر عوارض دیفتری نیز  نیاز به درمان دارند. یکی از عوارض التهاب عضلات قلب می باشد. در موارد پیشرفته بیماری، تا زمان بهبود کامل فرد نیازمند حمایت تنفسی می باشد.

درمانهای پیشگیری کننده

در صورت تماس با فرد آلوده به دیفتری جهت آزمایش و درمان احتمالی به پزشک مراجعه نماید. پزشک ممکن است جهت پیشگیری از عفونت، آنتی بیوتیک تجویز نماید. همچنین فرد آلوده باید یک دوز یادآور واکسن دیفتری دریافت نماید. همچنین پزشک ناقلین بیماری را توسط آنتی بویتیک درمان می نماید.

پیشگیری 

قبل از کشف آنتی بیوتیک، دیفتری یک بیماری شایع در اطفال بود. امروزه بیماری از طریق تزریق واکسن علاوه بر درمان پذیری قابل پیشگیری نیز می باشد. واکسن دیفتری اغلب همراه با واکسن کزاز و سیاه سرفه  می باشد و به عنوان واکسنDPT  شناخته می شود. آخرین نوع این واکسن نوع Dtap می باشد. این واکسن یکی از واکسن هایی است که تجویز آن در آغاز دوران شیرخوارگی توصیه می شود.این واکسن شامل 5 مرحله تزریقی در بازو و ران می باشد. این واکسن در  سن 2 ماهگی، 4 ماهگی، 6 ماهگی، 18-15 ماهگی و 6-4 سال تزریق می گردد. واکسن دیفتری در پیشگیری بسیار مؤثر است. اما ممکن است دارای یک سری عوارض جانبی باشد. این عوارض عبارتند از : یک تب خفیف ، گیجی، درد در محل تزریق واکسن. ندرتاً واکسن DPT منجر به عوارض جدی نظیر واکنش آلرژیک، سرع یا شوک در کودکان می گردد که همگی قابل درمان می باشند. برخی کودکان نظیر کودکان مبتلا به اختلالات مغزی پیشرفته کاندید مناسبی برای دریافت واکسن DPT نیستند.

دوزهای یادآور

بعد از تزریق دوزهای اولیه واکسن در دوران کودکی جهت حفظ ایمنی در برابر بیماری نیاز به تجویز دوز یادآور واکسن می باشد، این بدین دلیل است که ایمنی نسبت به دیفتری با گذشت زمان کاهش می یابد. تجویز اولین دوز یادآور حوالی سن 12 سالگی صورت می گیرد و سپس هر 10 سال تکرار  می شود ، به خصوص هنگامی که شما مقصد مسافرت به نواحی آلوده به بیماری را دارید. دوز یادآور واکسن دیفتری همراه با دوز یادآور واکسن کزاز تجویز می شود. واکسن کزاز _ دیفتری Td در بازو و ران تزریق می شود. طبق توصیه پزشکان افراد بالاتر از 7 سال که واکسن دیفتری دریافت نکرده اند، باید سه دوز واکسن Td دریافت نمایند.

 

     مراقبت شخصی

بهبود دیفتری نیازمند یک استراحت طولانی مدت می باشد و تا زمان بهبودی کامل یا 6 هفته باید استراحت نمایند. در صورت درگیری قلبی، استراحت یک جزء مهم درمانی می باشد. قرنطینه کردن بیمار در جلوگیری از انتشار بیماری بسیار مهم و مؤثر است. همچنین شستن دست افراد خانواده نیز به جلوگیری از انتشار بیماری کمک می نماید. به علت همراهی بلعیدن دردناک با بیماری، بیمار باید با غذاهای نرم و مایعات تغذیه شود. بعد از بهبودی بیمار، جهت جلوگیری از عود یک دوره کامل واکسیناسیون دیفتری نیاز می باشد. ابتلا به دیفتری،  ایمنی در تمام عمر ایجاد نمی کند. در صورت عدم واکسیناسیون کامل شما ممکن است بیش از یک بار به دیفتری مبتلا شوید.

 

نگارش توسط بهداد واثق

حصبه چيست؟


حصبه يا تب تيفوييد، يک بيماري عفوني است و در اثر ميکروارگانيسمي به ‌نام سالمونلا ايجاد مي ‌شود.


علايم بيماري حصبه کدام مي‌ باشند؟


مبتلايان به اين بيماري معمولاً تب دارند. تب مي ‌تواند به صورت مداوم باشد. شايع ‌ترين علامت بيماري حصبه، تب مداوم است وبهترين راه تشخيص آن، کشت خون مي باشد.فرد ممکن است هيچ علامت ديگري نداشته باشد.  هم‌چنين ممکن است علايمي مانند پايين بودن سطح هوشياري، حالت بهت ‌زدگي هم وجود داشته باشد. در مواردي به ‌طور هم زمان اسهال يا يبوست هم ديده مي ‌شود. هم چنين ممکن است درد شکمي منتشر در شکم وجود داشته باشد که خيلي وقت‌ها با آپانديسيت(التهاب آپانديس) حاد اشتباه گرفته مي ‌شود. ممکن است مريض سرفه‌هاي خشکي داشته باشد. خستگي و کوفتگي هم از ديگر علايم است. ولي در حصبه در تمام موارد حتما تب وجود دارد.


علت ايجادکننده و زمينه ساز حصبه کدام است؟


علت بيماري حصبه ميکروارگانيسم سالمونلا مي ‌باشد که معمولاً از طريق خوراکي وارد بدن مي ‌شود (دهاني- مدفوعي) و چنان چه مدفوع بيمار توسط فرد ديگري به صورت غيرمستقيم مثلا از طريق آب وغذاي آماده خورده شده باشد، معمولا اين حالت پيش مي ‌آيد. افرادي که از آب‌هاي نامطمئن و غير بهداشتي استفاده مي‌ کنند، اگر اين آب‌ها با فاضلاب مخلوط شده باشد، باعث ابتلا آنها به حصبه خواهد شد. البته با توجه به اينکه در سال‌هاي اخير مساله ي دفع فاضلاب تقريباً بهداشتي شده است، موارد اين بيماري نيز کاهش پيدا کرده است.


 راه‌هاي تشخيص بيماري حصبه کدام است؟


بهترين راه تشخيص، کشت خون است. البته کشت مغز استخوان دقيق ‌ترمي‌ باشد، ولي هم مشکل و هم دردناک است. هم‌چنين از کشت مدفوع و ادرار هم براي تشخيص استفاده مي‌شود. براي تشخيص مي‌توان از گاواژ ترشحات دئودنوم (دوازدهه) نيز استفاده کرد، ولي متداول ‌ترين روش کشت خون است. تست ويدال در تشخيص بيماري حصبه در شرايط کنوني ارزش کم ‌تري دارد و جايگاه خوبي براي تشخيص ندارد.

 

اين بيماري بيشتر در چه سني ديده مي‌شود و آيا جنبه ي ژنتيکي دارد؟


معمولاً اين بيماري در سن کودکي و نوجواني ديده مي ‌شود. در جوامعي که آلودگي محيطي بالايي داشته باشند، معمولاً کودکان در اوايل عمربه اين بيماري مبتلا مي ‌شوند. اگر فردي در بچگي آلوده نشده باشد، به ندرت ممکن است در سنين بالا دچار اين بيماري شود. افراد با Hiv مثبت ( مبتلا به ايدز ) خيلي مستعد ابتلا به عفونت‌هاي سالمونلايي هستند و اگر موردي ديده ‌شود که عفونت سالمونلايي تکرار مي ‌شود، بايد به ايدز مشکوک شويم. اين بيماري جنبه ي ژنتيکي ندارد و ميزان ابتلا در دختران و پسران تقريبا يکسان است

 

نگارش توسط بهداد واثق

بيماري جذام يكي از قديمي ترين بيماريهاي عفوني شناخته شده جهان است، به طوري كه حتي در كتاب انجيل به اين بيماري اشاره شده است. 54 سال پيش «فوليرا» فيلسوف فرانسوي، آخرين يكشنبه ماه ژانويه هر سال را روز جهاني جذام ناميد. در آن زمان در سراسر جهان، تقريباً 15 ميليون نفر به اين بيماري مبتلا بودند، در حالي كه امروزه اين رقم كاهش يافته است.

   براساس اعلام مركز بين المللي جذام در سال 2004، 460 هزار مورد بيمار جذامي در دنيا تشخيص داده شده كه نسبت به سال 2003 با 515 هزار مورد تشخيص، كاهش قابل ملاحظه اي را نشان مي دهد. در اين آمار همچنين آمده است كه 43 درصد اين بيماران با عصا حركت مي كنند، 12 درصد آنها كودك اند و 3 درصد نيز دچار نقص عضو شده اند. بررسيهاي انجام شده نشان مي دهد كه اين بيماري بيشتر در كشورهاي هند، ماداگاسكار موزامبيك، نپال و تانزانيا كه داراي آب و هواي گرم و مرطوب و از نظر اقتصادي ضعيف هستند به چشم مي خورد.

   جذام يک بيماري مزمن مسري است که به وسيله باسيل هاي مقاومي به نام ميکوباکتريوم لپرا به وجود مي آيد. پوست و اعصاب، مهمترين مناطقي هستند که هدف اين باسيل ها قرار مي گيرند. هر چند که ساير اندام هاي بدن نيز چندان از حمله اين بيمـاري، مصـون نيستنـد. به خصوص دست، پا، صورت و چشم ها ممکن است دچاراين ضايعه شوند. چون عصب اين اعضا از بين مي رود، بيمار آسيب ديدگي و سوختگي حاصل از بيماري را احساس نمي کند و  ضايعات حاصله ممکن است تبديل به زخم شوند. 

   به علاوه اين بيماري ممکن است  خود را به صورت ضعف ماهيچه ها و فلج نيز نشان دهد و در نتيجه معلوليتهاي جدي از قبيل از شکل افتادگي عضو يا حتي کوري و از بين رفتن انگشتان دست و پا به وجود خواهد آمد. تظاهر علائم مختلف بستگي به سن، جنس، مهاجرت و ايمني بدن ميزبان دارد. مخزن بيماري، انسان است و بندرت در برخي از انواع حيوانات وجود دارد.

   جـذام بـه دو گونـه اسـت، جـذام لپـروماتـو كـه ايـن بيماران دچار يكسري تظاهرات پوستي به صورت پلاكهاي پوستي و ضخيم شدن پوسـت مي شونـد. ابروهـا، مژه هـا و موهـاي بـدن از بين مي رود. در اين نوع بيماري بتدريج غضروف بيني از بين مي رود و بي حسي عصبي به شكل قرينه در سطح بدن به وجود مي آيد كه بيشتر در انگشتان دست و پا شايع است.

   نوع ديگر جذام «توبركولوئيدي» است كه در اين نوع، بيمار داراي ضايعات پوستي رنگ پريده اي است كه حس ندارد، درگيري عصبي در دست مي تواند موجب جمع شدن انگشتان چهارم و پنجم يا افتادگي دست شود، البته افتادگي پا هم ديده مي شود.

    لك هاي روشن، نشانه واضح

   جذام نسبت به ساير بيماريهاي عفوني، بيماري ساده اي است و سرايت آن به فردي است كه به لحاظ ژنتيكي و ايمونولوژي داراي احتمال ابتلا به اين بيماري باشد. ابتلاي حدود 5 درصد افراد در صورت تماسهاي مكرر و مستمر با بيمار جذامي درمان نشده، طي ماهها و سالها امكان پذير است.

   احتمال سرايت بيماري از بيماران مبتلا به جذام با گرفتن اولين دوز دارو از بين مي رود. جذام به طور عمده پوست و اعصاب محيطـي را گرفتـار مي كند. عصب محيطي اگر به موقع درمان نشود، تخريب مي شود و اين تنها بافتي است كه دوباره ترميم نمي شود. بنابراين اگر جذام به موقع تشخيص داده شود و درمان آن آغاز شود، از بروز عوارض و معلوليت در فرد جلوگيري مي شود.

   اگـر درمـان بـه موقـع شـروع نشـود تخريـب عصـب يكـي دو سـال طـول مـي كشد. از علايمي كه باعث مشكوك شدن به ابتلا به اين بيماري مي شود وجود لك هاي روشن تر از پوست است. اين لك ها حس ندارد.

   در جـذام خشـك (كـم باسيـل) ضايعـات پوستـي بـدون خـارش، درد، سوزش و حس روي پوست ديده مي شود، در جذام تر (پر باسيل) لك دانه هايي بدون حس با تعداد زياد روي پوست ديده مي شود.

   اغلب افراد مبتلا به اين بيماري انسانهاي فقير هستند، به همين علت بيماري جذام به بيماري فقرا مشهور شده است، زيرا فقر اقتصادي سبب فقر آموزش به ويژه آموزشهاي بهداشتي مي شود. اين در حالي است كه فقر اقتصادي سبب سوء تغذيه شده كه بر اثر آن مقاومت بدن در مقابل ميكروبها كاهش مي يابد.

   رعايت نكردن بهداشت فردي و مشترك بدون وسايل بهداشتي شخصي موجب انتقال اين بيماري مي شود كه اين مشكل اغلب در بين خانواده هاي فقير وجود دارد.

    درمان جذام

   از آن جا که تمامي ميکوباکتريوم هاي فعال قابل کشته شدن هستند، جذام يک بيماري قابل درمان است. چند دارو درماني (MDT )، موثرترين درمان پيشنهادي سازمان بهداشت جهاني براي بيماري جذام است . البته بيماران براي معالجه کامل، بايد به صورت مرتب داروهاي خود را طي  دوره هاي نسبتاً طولاني مصرف نمايند . يک دوره 6 ماهه براي بيماران پسي– باسيلاري و يک دوره 24-12 ماهه براي بيماران جذامي مالتي– باسيلاري کافي خواهد بود.

   جذام بيشتر از هر چيز، يک بيماري معلوليت آور است از اين رو، هدف از کنترل برنامه ها، علاوه بر قطع انتقال باکتري و درمان بيماران، کاهش ناتواني و معلوليت آنها نيز هست. آنچه که در اين بيماري اهميت دارد، آغاز سريع درمان است. يعني پيش از آن که اولين علايم معلوليتها ظاهر شوند.

   شايان ذکر است که جذام هنوز يکي از معضلات جدي سلامت عمومي است. از هنگامي که راه درمان موثر براي آن پيدا شد، امکان پيشگيري از شکل افتادگي اندام ها و معلوليت وسرعت در بهبود، فراهم گرديد. البته به ياد داشته باشيد که اين فقط درصورتي امکان پذير است که درمان تا حد امکان، سريع آغاز شود. 

   هم اكنون درمان جذام توسط سازمان جهاني بهداشت در سراسر دنيا رايگان صورت مي گيرد، بسته هاي دارويي اين بيماري توسط سازمان جهاني بهداشت به سراسر دنيا اهدا و در سيستم بهداشتي كشور و در مراكز بهداشتي درماني توزيع مي شود و بيمار در صورت نياز مي تواند اين داروها را به صورت رايگان دريافت كند.

    ضرورت اصلاح نگاه به جذاميان

   از جمله راههاي حذف بيماري جذام در كشور، شناسايي زودرس بيماري و درمان دارويي به موقع و قبل از انتقال ميكروب به اطرافيان و ايجاد معلوليت در بيماران است.

   در دهه هاي گذشته در ايران، بيماران صدمه ديده بر اثر جذام در جذامخانه نگهداري مي شدند و اين آسايشگاهها به خانه ابدي آنها تبديل مي شد. امروزه با وجود داروهاي پيشرفته كنوني، لزوم اين كار احساس نمي شود، زيرا افراد مبتلا به جذام، با دوره اول مصرف دارو طي حداكثر 18 ماه، از نظر انتقال بيماري به اطرافيان، بي خطر محسوب مي شوند.

   بنابراين بايد نگاه جامعه به افرادي كه بر اثر جذام به معلوليت دچار شده اند، تغيير كند تا آنان بتوانند مانند هر فرد ديگري در جامعه به زندگي خود ادامه دهند. ما از كساني كه مبتلا به جذام بوده اند، درمان شده اند و انتقال دهنده بيماري نيستند اما دچار عوارض و معلوليتهاي ناشي از آن هستند كناره مي گيريم، در حالي كه آنان مانند ساير معلولان هستند. نوع رفتار ما با آنان سبب مي شود كسي كه زماني دچار بيماري بوده، از مردم دوري كند و اين، باعث افزايش مشكلات روحي و جسمي آنان مي شود.

    هدف از برگزاري روز جهاني مبارزه با جذام، افزايش آگاهي هاي مردم با هدف كاهش باورهاي غلط در مورد اين بيماري و نگاه علمي به جذام است.

 

نگارش توسط بهداد واثق

علامت و نشانه ها

در مراحل اوليه کاهش توده استخواني معمولاً هيچ درد و علامت و نشانه اي وجود ندارد اما ممکن است علائم آن شامل موارد زير باشد :

·         درد ناحيه پشت و کمر

·         کاهش طول قد و همراه با خميدگي و تغيير وضعيت ايستادن

·         شکستگي مهره ها ، مچ ، هيپ ( لگن ) ، يا استخوان ها

علل

قدرت و استحکام استخوان به توده و دانستيه استخواني بستگي دارد و دانستيه نيز به کلسيم ، فسفر و ديگر محتويات معدني استخوان بستگي دارد وقتي که يک استخوان مواد معدني خود را از دست مي دهد قدرت و استحکام خود را از دست مي دهد .

دانشمندان هنوز در حال يافتن علتهاي اين بيماري هستند . ساخت و ساز استخوان به گونه اي است که به طور مداوم استخوان جديد ساخته شده و استخوانهاي قديمي از بين مي روند که به آن شکل گيري مجدد استخوان يا نوسازي استخوان گويند اين دوره نوسازي ۲ تا ۳ ماه طول مي کشد . هنگامي که شما جوان هستيد ساختن استخوان جديد بيش ازنابودي استخوانهاي قديمي اتفاق مي افتد بنابراين افزايش توده استخواني داريم . حداکثر توده استخواني در ۳۰ سالگي وجود دارد و پس از آن به آهستگي سالانه ۳/۰  تا ۵/۰  از توده استخواني کاسته مي شود که البته کاهش مصرف و فقدان ويتامين D و کلسيم اين کاهش را تسريع مي کند .

در يائسگي هنگامي که استروژن پائين مي افتد کاهش توده استخواني به ۱ تا ۳٪ درسال افزايش مي يابد اين سرعت در حدود ۶۰ سالگي کاهش مي يابد اما متوقف نمي شود زناني که به سن پيري مي رسند ممکن است ۳۵ تا ۵۰٪ توده استخواني خود را از دست داده باشند که اين وضعيت در مردان چيزي حدود ۲۰ تا ۳۵٪ است .

خطر استئوپروز به مقدار توده استخواني بدن در سنين ۲۵ و ۳۵ سالگي و چگونگي سرعت کاهش اين توده طي سالهاي بعد بستگي دارد مقدار توده استخواني بدن شما مانند يک بانک عمل مي کند و ذخيره استخوان شماست که بعدها طي سالها از دست مي دهيد بکاربردن کلسيم و ويتامين D  به اندازه کافي در رژيم غذايي مقدار اين توده استخواني و استحکام آن را تضمين مي کند .

عوامل خطر

تشخيص زودرس بسيار با اهميت است شما ممکن است قادر به کاهش سير بيماري باشيد و يا  اگر در معرض آن هستيد پيشگيري نمائيد . عوامل خطر به قرار زير مي باشند .

۱ - جنس : شکستگيهاي ناشي از پوکي استخوان در زنان دو برابر مردان است زيرا زنان توده استخواني کمتري در آغاز دارند و يا عمر طولاني تري هم دارند و همچنين آنها يک کاهش ناگهاني در استروژن را نيز در سن يائسگي تجربه مي کنند که سرعت کاهش استخوان را تسريع مي کند خانم هاي باريک و ظريف در معرض خطر بيشتري هستند . مرداني که هورمونهاي مردانه ( تستوسترون ) در آنها پائين است نيز در معرض خطر بيشتري هستند .

۲ - سن : هر چه سن بالاتر مي رود خطر پوکي استخوان نيز افزايش مي يابد . مرداني که بيشتر عمر مي کنند خطر بيماري بيشتري نيز دارند .

۳ - نژاد : شما اگر از نژاد سفيد يا جنوب شرقي آسيا باشيد در معرض بيشترين خطر ابتلا قرار داريد . نژاد سياه کمترين خطر ابتلا را دارند .

۴- تاريخچه خانوادگي : داشتن مادر و يا خواهر مبتلا به پوکي استخوان خطر ابتلا در شما را بالا مي برد .

۵ - استفاده از تنباکو يا سيگار : نقش آن به درستي دانسته نشده است اما محققين دانسته اند که تنباکو در ضعيف کردن استخوان نقش دارد .

۶ - مدت زماني از طول عمر که يک زن مي تواند استروژن توليد کند : هر چه اين مدت زمان طولاني تر باشد خطر پوکي استخوان کمتر است بعنوان مثال اگر شخصي ديرتر از معمول به يائسگي برسد شانس کمتري براي پوکي استخوان دارد و برعکس هر چه سن يائسگي کمتر باشد ( کمتر از ۴۰ سالگي ) در معرض خطر بيشتري قرار دارند .

۷ - داروها : استفاده طولاني مدت از کورتون ها مثل پردنيزولون - کورتيزون - دگزامتازون - پردنيزون به استخوان صدمه مي زند اين داروها معمولاً در درمان آسم و روماتوئيد آرتريت و پسوريازيس بکار مي رود .

بالا بودن هورمونهاي تيروئيد نيز مي تواند باعث کاهش توده استخواني شود اين شرايط زماني که شما هيپرتيروئيدي (پرکار تيروئيد) داريد و يا هورمونهاي تيروئيدي جهت کم کاري تيروئيد مصرف مي کنيد فراهم مي شود که با انجام آزمايش مقدارTSH مي توان در دوره درماني مقدار هورمونها را کنترل کرد بعضي از ديورتيکها (داروهاي مدر و ادرار آورد) مانند فورسمايد (لازيکس) بومتائيد ، اتاکرينيک اسيد و ... که باعث آزاد شدن کلسيم از کليه به داخل ادرار و دفع آن مي شوند به استخوانها صدمه مي زنند اگر شما در حال حاضر از اين داروها استفاده مي کنيد به پزشک خود مراجعه کرده و از او بخواهيد داروهاي شما را تغيير دهد .

استفاده طولاني مدت از هپارين ، متوتروکسات ، بعضي داروهاي ضد صرع و داروهاي ضد اسيد معده حاوي آلومينيوم نيز باعث کاهش توده استخواني مي شوند .

۸ - کاهش کلسيم دريافتي در طول زندگي : شرايطي که باعث کاهش جذب کلسيم شود . اين شرايط شامل جراحي معده ، يا بيماريهاي دستگاه گوارش مانند بيماري کرون ، بيماري کوشينگ و آنورکسيانوروزا ) نيز به استخوان صدمه مي زنند .

۹ - شيوه زندگي بدون تحرک : بهداشت و سلامت استخوان از سن کودکي تضمين مي شود . بررسي ها نشان داده اند بچه هائي که فعاليتهاي فيزيکي بيشتري داشته اند دانسيته استخواني بالائي هم دارند .

۱۰ الکليسم مزمن  : براي مردان الکليسم بيشترين عامل خطر شناخته شده است .

۱۱ - افسردگي : مطالعات جديد نشان داده است زناني که يک دوره افسردگي را تجربه کرده اند خطر بيشتري براي ابتلا به پوکي استخوان دارند .

  « غربالگري و تشخيص »

پزشکان با دانسيتومتري مي توانند پوکي استخوان را در مراحل اوليه تشخيص دهند تا به حال آژمايش اصلي براي غربالگري پوکي استخوان روش DEXA بود اما در سال ۱۹۹۸  سازمان FDA ( دارو و غذا ) روش ديگري پيشنهاد کرد که در کمتر از ۱ دقيقه عوامل خطر را مشخص مي کند اين روش با استفاده از امواج صوتي انجام مي شود ( سونوگرافي از پاشنه پا ) اما هنوز روش استاندارد DEXA مي باشد اگر شما يک زن هستيد و داراي شرايط زير ، بايد يک آزمايش دانسيتومتري انجام دهيد .

۱- اگر از داروهايي استفاده مي کنيد که خطر ايجاد پوکي استخوان دارند .

۲- مبتلا به ديابت نوع I هستيد ( نوع جوانان يا وابسته انسولين ) يا بيماريهاي کبد ،  کليه و يا داشتن سابقه استئوپروز در خانواده

۳- دچار يائسگي زودرس هستيد

۴- در بعد از يائسگي و سن بيش از ۵۰ سال و داراي حداقل يک ريسک فاکتور استئوپروز هستيد .

۵ - در دوره بعد از يائسگي وسن بالاي ۶۵ بوده و هيچگونه آزمايش دانسيتومتري نداشته باشيد . پزشکان عموماً دانسيتومتري را براي مردان پيشنهاد نمي کنند زيرا اين بيماري در مردان کمتر مشهود است .

  « عوارض »

شکستگي شايعترين و بيشترين عارضه مي باشد . شکستگي معمولاً در مهره ها و لگن که تحمل کننده مستقيم وزن هستند اتفاق مي افتد . شکستگي مچ دست بر اثر افتادن نيز شايع است . شکستگي متراکم و درهم فرورونده مهره هاي کمري باعث کاهش طول قد مي شود .

شکستگي لگن دومين شکستگي شايع بر اثر استئوپروز است .

« درمان »

بهترين راه پيشگيري از پوکي استخوان در زنان هورمون درماني است (  HRT  ) اما تمام اثرات HRT مفيد و مثبت نيست . مصرف HRT بعنوان يک ترکيب درماني از استروژن و پروژسترون مي تواند منجر به اثرات جانبي جدي ديگري شود . بنابراين بايد با پزشک خود راجع به مصرف آن مشورت نمائيد . HRT به اشکال مختلف در دسترس هستند مانند قرص ،‌چسب ، کرم ، حلقه واژينال با پزشک خود مشورت کنيد تا مناسبت ترين نوع را براي شما تجويز نمايد .

نگارش توسط بهداد واثق

Braxism واژه اي علمي براي سائيدن دندانها يا فشردن دو فک بهم به خصوص در حين خواب يا تحت فشار روحي است  اين واژه  از کلمه  يوناني ( by chein ) به معناي دندان قروچه گرفته شده است . clenching يک نوع شايع از براکسيسم است و عبارت است از بستن غيرعمدي دندانها روي هم در وضعيت جويدن که شدت حرکات عمومي آن تا ۱۴ برابر حالت نرمال است .

مطالعات زيادي در مورد دليل رخ دادن براکسيسم انجام شده است اما هيچ کسي دليل قطعي بروز آن را نمي داند . به هر حال وقتي در مورد براکسيسم صحبت مي شود استرس و فشار روحي بايد به عنوان يک عامل اساسي در نظر گرفته شود . استرسهاي روزانه در بسياري از افراد عامل آغاز براکسيسم است . البته احتمال دارد که برخي از افراد مبتلا به آن هرکز علائمي ناشي از آن را تجربه نکنند . امکان دارد بروز يا عدم بروز علائم اين اختلال با ترکيب پيچيده اي از عوامل مختلف در ارتباط باشد مانند : ميزان فشار روحي ، مدت زمان سائيدن يا فشردن دندانها ، مرتب يا نامرتب بودن دندانها ، وضعيت بدني ، عادات بد خوابيدن و ...

علائم و نشانه هاي براکسيسم که ممکن است ديده شود عبارت است از :
- سائيدگي دندانها
- ترک برداشتن و شکستن دندانها
- حساس شدن دندانها
- تحليل لثه يا ايجاد شيارهايي در نزيک خط لثه بر روي دندانها
- لقي دندانها
- تشکيل پاکتهاي پريودنتال
- زخم شدن شدن گونه
- درد عضلاني
- سردرد
- مشکلات
TMJ
- گوش درد
- شکايت از درد فک و صورت در هنگام بيدار شدن از خواب
- مکيدن انگشت شصت دست توسط کودک
- گاز گرفتن ناخن ها
- جويدن سطح داخلي گونه ها
- بي خوابي و افسردگي و ...

اگر براکسيسم در اثر استرس ايجاد شده باشد تا زمان وجود استرس ادامه خواهد داشت . برخي از موارد اين اختلال در کودکان در نوعي واکنش طبيعي به رشد و تکامل است و معمولاً با رسيدن به سن نوجواني بهبود مي يابد . بيشتر کودکان با رويش دندانهاي دائمي اين عادت را ترک مي کنند چون دندانهاي دائمي به درد حساس ترند .
درمان : ممکن است بتوان بدون در نظر گرفتن علت ايجاد با آرامش قبل از خواب تا حدي آن را کنترل کرد . بطور مثال گرفتن دوش آب گرم ، گوش دادن به موسيقي ملايم يا خواندن کتاب قبل از خواب مي تواند در دستيابي به آرامش مؤثر باشد .
هدف از درمان براکسيسم ، کاهش درد ، پيشگيري از آسيب دندانها و کاهش عادت فشردن دندانها روي هم است .
براي کمک به کاهش درد برخي از اقدامات قابل انجام توسط بيمار به شرح زير است :
- آزاد و شل نگهداشتن عضلات صورت در طول روز با اين هدف که شل نگه داشتن عضلات صورت به يک عادت تبديل شود مي توان به بيمار توصيه کرد در حالي که دندانها از هم جدا و لب ها بسته هستند زبان را در حال استراحت پشت دندانهاي بالا نگه دارد .
- يادگيري تمرينات کششي عضلات براي باز کردن و تعادل طبيعي و حرکات عضلات و مفصل در طرفين سر
- قرار دادن يخ يا آب گرم روي عضلات دردناک
- اجتناب از خوردن غذاهاي سفت مثل آب نبات ، استيک ، گردن و فندق
- نوشيدن آب به مقدار زياد
- تلاش براي کاهش استرس روزانه و يادگيري روشهاي دستيابي به آرامش
- خوابيدن به اندازه کافي

به طور سنتي براي درمان اين اختلال از يک وسيله پلاستيکي نظير Night- guard استفاده مي شود .
اين وسيله بين دندانهاي بالا و پايين سدي ايجاد مي کند که سبب متوقف شدن سائيدن دو قوس فکي روي هم مي شود . در واقع اين وسيله به جاي سطح اکلوزال دندانها سائيده مي شود .
به هر حال اين وسيله راه حل درمان اين اختلال نيست و تنها سبب کاهش عوارض ناشي از آن مي شود.

نگارش توسط بهداد واثق

بيماري مالتيپل اسكلروزيس (Multiple Selerosis) يا تصلب متعدد كه به اختصار به آن ام اس (MS) گفته مي شود. يك بيماري مزمن دستگاه اعصاب مركزي (يعني مغز و نخاع) مي باشد. در حال حاضر در حدود دو ميليون نفر در سرتاسر دنيا دچار اين بيماري مي باشند كه حدود سيصد هزار نفر از آنها در ايالات متحده آمريكا زندگي مي كنند.

بحث هاي زيادي در اين زمينه وجود دارد كه آيا بيماري ام اس در تمام طول تاريخ، بشر را گرفتار مي ساخته است يا فقط از حدود 200 سال پيش براي انسانها مشكل ساز شده است. اگر چه مداركي از تاريخ باستان وجود دارد كه علايمي از بيماري اي مشابه بيماري ام اس را توصيف مي كند، اما پزشكان مطمئن نيستند كه آن چيزي كه توصيف شده است، ام اس مي باشد يا يك بيماري ديگري كه در بعضي ويژگيها مشابه ام اس مي باشد.

خواه بيماري ام اس از چند هزار سال پيش وجود داشته است و يا اينكه در چند قرن اخير ايجاد شده باشد، تا سال 1835 ميلادي هنوز بطور رسمي توصيف نشده بود.

تاريخدانها اولين توصيف علايم باليني ام اس را در كتابي كه توسط دكتر ژان كروويليه (Jean Cruveilhier) استاد دانشكده پزشكي پاريس در فرانسه نوشته شده است، پيدا كرده اند. دكتر ژان كروويليه در اين كتاب در مود چندين بيمار دچار ضعف پيشرونده، فلج دستها و پاها، اختلال در بينايي، اسپاسم يا گرفتگي عضلات و چند علامت ديگر توضيح داده است. همچنين بيان كرده است كه در معاينه و بررسي نخاع اين افراد، مناطقي خاكستري از بافت اسكار (جاي زخم) ديده مي شود كه او آنها را لكه يا نقطه ناميد. دكتر ژان كروويليه اين بيماري را "فلج بر اثر تحليل و از بين رفتن رشته هاي خاكستري نخاع" توصيف نمود.

از آنجايي كه بيماران مبتلا به ام اس مي توانند داراي درجات مختلفي از علايم و مشكلات جسمي، روحي و رواني باشند، پزشكان به اين بيماري بايد بصورت الگوهايي كه ايجاد مي كند نگاه كنند و نه اين كه با ديدن يك علامت خاص، تشخيص ام اس را براي بيمار بدهند.

هيچ آزمايش خاصي وجود ندارد كه تنها با انجام آن بتوان به تشخيص بيماري ام اس رسيد. يك پزشك عمومي وقتي مشكوك شود كه بيمارش ممكن است به بيماري ام اس دچار شده باشد معمولاً او را به يك متخصص اعصاب ارجاع مي دهد. متخصص اعصاب در برخورد با اين بيماران، ابتدا شروع به ارزيابي وضعيت و علايم آنها در طي مدت زمان مشخصي مي نمايد. با مشاهده بروز بعضي از علايم بيماري و انجام آزمايشهايي براي رد كردن ساير بيماريها، متخصص مغز و اعصاب قادر خواهد بود كه تشخيص بيماري ام اس را بدهد. اين الگوهاي بيماري شامل دو حمله عصبي مجزا كه حداقل يك ماه از هم فاصله داشته باشند و يا اينكه يك سري از حملات پيشرونده كه در طي شش ماه ايجاد مي شوند، مي باشد. براي تشخيص ام اس همچنين لازم است با انجام آزمايشهايي مشخص گردد كه بيش زا يك منطقه در سيستم عصبي مركزي وجود دارد كه ميلين آن آسيب ديده است (ايجاد پلاك).

با وجود چنين معيارهاي تشخيصي، چند ماه و يا حتي چندين سال لازم است تا پزشك بتواند تشخيص بيماري ام اس را در يك فرد بدهد. بعضي از علايم بيماري خيلي به آهستگي پيشرفت مي كنند و حملات بعضي از بيماران نيز به فواصل خيلي طولاني از يكديگر ايجاد مي شود. براي مثال خانم نانسي كه 36 سال سن دارد ابتدا متوجه شد كه يك چشمش تار شده است. او به چشم پزشك مراجعه نمود اما چشم پزشك هيچ مشكلي را در چشمهاي او پيدا نكرد و به همين دليل او را نزد يك متخصص مغز و اعصاب فرستاد. متخصص مغز و اعصاب نيز با انجام آزمايشاتي هيچگونه مشكلي را پيدا نكرد. بعد از مدتي چشم خانم نانسي دوباره وضعيت طبيعي خود را به دست آورد و بهبود يافت اما يكسال بعد دچار دردي پاي چپش شد. دوباره به متخصص مغز و اعصاب مراجعه كرد و اين بار نيز هيچ مشكلي يافت نشد. با اين حال، وقتي بعد از مدتي دست راست او دچار سوزش و گزگز شد، پزشك براي او تقاضاي انجام آزمايشهايي را نمود و مشخص شد كه او دچار پلاكهاي عصبي است و در نتيجه به تشخيص بيماري ام اس رسيدند.

شرح بيماري 

اسكلروز متعدد (اِم‌. اِس) يك‌ اختلال‌ مزمن‌ درگيركننده‌ بسياري‌ از عملكردهاي‌ دستگاه‌ عصبي‌. يك‌ سوم‌ بيماران‌ داراي‌ بيماري‌ خفيف‌ و غيرپيشرونده‌ هستند. در يك‌ سوم‌ ديگر بيماري‌ پيشرفت‌ آهسته‌اي‌ دارد و در يك‌ سوم‌ باقيمانده‌ پيشرفت‌ بيماري‌ سريع‌ است‌. اين‌ بيماري‌ بزرگسالان‌ جوان‌ (سنين‌ 40-20 سال‌) از هر دو جنس‌ را مبتلا مي‌سازد ولي‌ در خانم‌ها شايع‌تر است‌.

علايم‌ شايع‌

مراحل‌ زودرس‌:

اختلالات‌ چشمي‌ مبهم‌ نظير تاري‌ ديد يا دوبيني‌ متناوب‌

ضعف‌؛ اختلال‌ در راه‌ رفتن‌ يا حفظ‌ تعادل‌

اختلال‌ حسي‌ مبهم‌ يا كرختي‌ و گزگز كردن‌

مراحل‌ ديررس‌:

ضعف‌ قابل‌ توجه‌؛ لرزش‌

مشكلات‌ تكلم‌

بي‌اختياري‌ مدفوع‌ يا ادرار

نوسانات‌ خلقي‌ زياد

ناتواني‌ جنسي‌ در مردان‌ نوع‌ علايم‌ بين‌ بيماران‌ مختلف‌ بسيار متفاوت‌ است‌. گاهي‌ علايم‌ بيماران‌ به‌ اشتباه‌ به‌ مشكلات‌ روحي‌ يا عصبي‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود.

علل‌

علل‌ آن‌ ناشناخته‌ است‌. تحقيقات‌ در اين‌ باره‌ حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ مولتيپل‌ اسكلروز (ام‌. اس‌) ممكن‌ است‌ ناشي‌ از يك‌ اختلال‌ خودايمني‌ يا يك‌ ويروس‌ داراي‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري آهسته‌ باشد. لكه‌هايي‌ از ماده‌ سفيد در مغز و نخاع‌ تخريب‌ شده‌ و نمي‌توانند تحريكات‌ عصبي‌ طبيعي‌ را منتقل‌ كنند.

عوارض‌ افزايش‌دهنده‌ خطر

كودكان‌ و نوجوانان‌ رشد يافته‌ در آب‌وهواي‌ سرد. مهاجرت‌ بعدي‌ به‌ به‌ منطقه‌اي‌ با آب‌وهواي‌ گرم‌ در جلوگيري‌ از بروز بيماري‌ مؤثر نيست‌.

وجود سابقه‌ خانوادگي‌ اين‌ بيماري‌

پيشگيري‌

در حال‌ حاضر قابل‌ پيشگيري‌ نيست‌ ولي‌ دوره‌هاي‌ عود بيماري‌ با درمان‌ كوتاه‌ مي‌شود. از عفونت‌ كه‌ موجب‌ عود بيماري‌ مي‌شود پيشگيري‌ كنيد.

عواقب‌ مورد انتظار

گاهي‌ بهبود خودبه‌خود رخ‌ مي‌دهد. ولي‌ در بيشتر موارد، ام‌. اس‌ غيرقابل‌ علاج‌ است‌. علايم‌ آن‌ قابل‌ تسكين‌ يا كنترل‌ است‌، و اين‌ بيماري‌ اغلب‌ براي‌ ماه‌ها تا سال‌ها پايدار باقي‌ مي‌ماند. به‌ طور شايع‌ بيماران‌ تا 30-20 سال‌ پس‌ از بروز بيماري‌ زنده‌ مي‌مانند.

تحقيقات‌ علمي‌ درباره‌ علل‌ و درمان‌ اين‌ بيماري‌ ادامه‌ دارد و اين‌ اميد وجود دارد كه‌ درمان‌هايي‌ مؤثرتر و نهايتاً علايج‌بخش‌ عرضه‌ گردند.

عوارض‌ احتمالي‌

عفونت‌هاي‌ مجاري‌ ادرار ناشي‌ از اختلالات‌ دفع‌ مدفوع‌ يا ادرار

زخم‌هاي‌ فشاري‌ ناشي‌ از بستري‌ طولاني‌ مدت‌

يبوست‌ ناشي‌ از عدم‌ تحرك‌

درمان‌

آزمون‌ خاصي‌ براي‌ تشخيص‌ اين‌ بيماري‌ وجود ندارد. بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ سي‌تي‌ اسكن‌، ام‌آرآي‌، پاسخ‌ فراخوانده‌ بينايي‌ (پاسخ‌ الكتريكي‌ نسبت‌ به‌ تحريك‌ يك‌ دستگاه‌ حسي‌)، آزمايش‌ مايع‌ نخاع‌ و معاينه‌ فيزيكي‌ باشد.

اين‌ بيماري‌ درمان‌ اختصاصي‌ ندارد. فروكش‌ بيماري‌ خودبه‌خود رخ‌ داده‌ و ارزيابي‌ ميزان‌ موفقيت‌ درمان‌ را مشكل‌ مي‌سازد.

حمايت‌هاي‌ روحي‌ رواني‌. تشويق‌ و اطمينان‌ دادن‌ به‌ بيماران‌ جهت‌ كمك‌ به‌ جلوگيري‌ از پيدايش‌ نااميدي‌ به‌ درمان‌ ضروري‌ است‌.

براي‌ ادراره‌ يك‌ زندگي‌ طبيعي‌ تا حدامكان‌ تلاش‌ كنيد ولي‌ خود را خسته‌ نكيند.

از محيط‌هاي‌ گرم‌، حتي‌ از دوش‌ آب‌ داغ‌ گرفتن‌، اجتناب‌ كنيد. گرما مي‌تواند به‌ طور موقت‌ علايم‌ را تشديد كند.

از ماساژ مكرر نواحي‌ درگير استفاده‌ كنيد. اين‌ كار به‌ پيشگيري‌ از ايجاد جمع‌شدگي‌ عضلات‌ كمك‌ مي‌كند.

از استرس‌ بپرهيزيد زيرا ممكن‌ است‌ علايم‌ را بدتر كند.

گذاشتن‌ سوند ادرار توسط‌ خود بيمار در موارد تخليه‌ ناكامل‌ مثانه‌

برخي‌ درمانگران‌ طبي‌ غيرمتعهد درمان‌هاي‌ اثبات‌ نشده‌ بي‌ارزشي‌ را ارايه‌ مي‌دهند. قبل‌ از صرف‌ هزينه‌ خود بابت‌ اين‌ درمان‌ها با گروه‌ پزشكي‌ خود در مورد درمان‌هاي‌ غيرمعمول‌ اين‌ بيماري‌ مشورت‌ كنيد.

بستري‌ كردن‌ بيماران‌ يا مراقبت‌ از آنها در آسايشگاه‌هاي‌ بيماران‌ بسته‌ به‌ شدت‌ بيماري‌ ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد.

داروها

داروهاي‌ كورتوني‌ در طي‌ دوره‌هاي‌ عود بيماري‌ يا تشديد علايم‌.

سيكلوفسفاميد به‌ مهار واكنش‌ مضّر دستگاه‌ ايمني‌ كمك‌ مي‌كند.

شل‌كننده‌هاي‌ عضلاني‌ براي‌ كنترل‌ گرفتگي‌ عضلات‌ اينترفرون‌ و ساير درمان‌ها در دست‌ بررسي‌ قرار دارند. درمان‌هاي‌ جديدي‌ ممكن‌ است‌ به‌ زودي‌ عرضه‌ گردند.

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري 

يك‌ برنامه‌ منظم‌ از تمرين‌هاي‌ فيزيكي‌ و فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ ذهني‌ ضروري‌ است‌. درمان‌ فيزيكي‌ و بازتواني‌ عضلاني‌ با وسايل‌ مكانيكي‌ (استفاده‌ از بريس‌، عصا يا واكر) براي‌ غلبه‌ بر معلوليت‌هاي‌ فيزيكي‌ توصيه‌ مي‌گردد.

دوره‌هاي‌ منظم‌ استراحت‌ را برنامه‌ريزي‌ كنيد.

در صورت‌ امكان‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري جنبي‌ خود را ادامه‌ دهيد. مشاوره‌ با متخصص‌ مربوط‌ در اين‌باره‌ ممكن‌ است‌ سودمند باشد.

رژيم‌ غذايي‌

از يك‌ رژيم‌ غذايي‌ عادي‌ متعادل‌ شده‌، و البته‌ پر فيبر براي‌ پيشگيري‌ از يبوست‌، استفاده‌ كنيد.

بروز موارد زير در طي‌ درمان‌:

ـ اختلالات‌ بلع‌ يا تنفس‌

ـ تشديد ناگهاني‌ ضعف‌

ـ تب‌ و لرز، يا ساير علايم‌ عفونت‌

 

نگارش توسط بهداد واثق

روانپزشکان اسکيزوفرني را نوعي بيماري ذهني  مي شناسند . بنا بر تعريف  فرد مبتلا  قابليت تميزدادن بين افکار  و تصورات قوي خودش و واقعيت را ندارد . از جمله علائم اين بيماري اين است که فرد ممکن است صداهايي را بشنود که ديگران نمي شنوند يا ممکن است فکر کند که افراد ديگر مي توانند فکر او را خوانده و يا افکار او را کنترل کنند .

چگونه مي توان اين وضعيت را تشخيص داد ؟

مشکلاتي از اين قبيل معمولاً با سردرگمي يا حتي تغييرات قابل ملاحظه در رفتار صورت مي گيرد .

روانپزشکان اين وضعيت روحي رواني را با توجه به علائم مثبت و منفي متفاوتي تشخيص مي دهند.

علائم مثبت عبارتند از :

1.       اغتشاش فکري

2.       هذيان

3.       توهم

علائم منفي عبارتند از :

1.       احساس بي تفاوتي يا بي احساسي

2.       ناتواني در تمرکز کردن

3.       اجتناب از تماس با افراد ديگر

4.       نياز داشتن به حفاظت

اغتشاش فکري

فردي دچار اغتشاش فکر است که نتواند رشته منطقي افکارش را دنبال کند و ايده هاي او در هم ريخته و يا به سختي قابل فهم توسط ديگران باشد .

هذيان

برخي افراد صداهايي را مي شنوند که ديگران نمي شنوند . اين صداها ممکن است صداهاي آشنا ، دوستانه يا انتقادي باشند . اين صداها ممکن است رفتار يا افکار فرد شنونده را بررسي مي کنند و يا ممکن است به او بگويند چه بايد بکند صرف شنيدن اين قبيل صداها به معناي داشتن اسکيزوفرنيا نيست.

توهم

توهم ،‌ به باورها و تجاربي مي گويند که ديگران در داشتن آنها شريک نيستند به عنوان مثال ممکن است کسي فکر کند که او توسط افراد پليس مخفي تعقيب مي شود و يا توسط نيروهاي غيبي کنترل مي شود که افکار معيني را در سر او گذاشتند .

علائم منفي

به کناره گيري اجتماعي ،‌ بي تفاوتي و ناتواني در تمرکز  علائم منفي مي گويند زيرا خصوصيت آنها چندان روشن نيست به راحتي نمي توان گفت که آيا اين علائم بخشي از عوارض اسکيزوفرنيا هستند و يا آنها عوارض عکس العمل فرد در مقابل چيزهاي ديگري است که باعث سرخوردگي و ترس او شده اند . همچنين چنين علائمي مي توانند واکنشي نسبت به رفتار سايرين باشد . در اغلب موارد کسي که داراي مشکلات ذهني است با بي توجهي يا تبعيض مواجه مي شود و اين باعث انزوا و افسردگي او مي گردد .

چه افرادي احتمال بيشتري دارد که به اين بيماري مبتلا شوند ؟

از هر صد نفر يک نفر در مقطعي از زندگي اش ممکن است به اين بيماري مبتلا شود . اين رقم براي زن و مرد کماکان يکي است . ولي مردها معمولاً در سن جوانتري به اين بيماري مبتلا مي شوند . تخمين زده شده است که حدود يک سوم کساني که از چنين اختلالي رنج مي برند فقط يک بار در زندگي شان آن را تجربه مي کنند . يک سوم ديگر آنها ممکن است اين وضعيت را گهگاه تجربه کنند در حالي که يک سوم ديگر ممکن است آن را براي هميشه تجربه کنند .

آيا افراد مبتلا به اسکيزوفرنيا خطرناک هستند ؟

يکي از اسطوره هاي غلط عمومي در اين باره اين است که گويا اسکيزوفرني به معناي شخصيت دوگانه است و کسي که از اين وضعيت رنج مي برد ممکن است از حالت آرام به حالت غيرقابل کنترل تغيير مزاج بدهد .

اغلب در رسانه اي نوشتاري و ديداري داستانهاي اغراق آميزي درباره اسکيزوفرنيک ها وجود دارد و از آنها به عنوان افرادي خطرناک که بايد تحت کنترل داروهاي آرام بخش باشند و در بيمارستان نگه داشته شوند ياد مي کنند . بسياري از کساني که از اسکيزوفرنيا رنج مي برند مرتکب جرائم خشونت آميز نمي شوند و بسياري از اين گونه جرائم توسط اين افراد صورت نمي گيرد .

چه چيز باعث اسکيزوفرني است ؟

به علت وجود اختلاف نظر درباره اسکيزوفرني به سادگي نمي توان گفت که علت آن چيست ولي مي توان گفت که ايده هاي متفاوتي در اين باره وجود دارد .

·         وراثت

محققيني که درصدد يافتن يک « ژن اسکيزوفرني » بودند تا کنون يک ژن را مؤثر مي دانند  ، البته اين باور هم وجود دارد که برخي ژنها ممکن است برخي افراد را در ابتلا به عوارض اين بيماري آماده تر کنند هر چند اين لزوماً به اين معنا نيست که اين عوارض تا حد بيماري کامل رشد خواهند کرد . وضعيت جسمي افراد ، نحوه بزرگ شدن آنها و محيطي که در آن رشد مي کنند احتمالاً در ابتلا به اين بيماري نقش ايفاء مي کنند به همان سان که وضعيت فيزيولوژيک آنها ممکن است چنين داشته باشد .

·         وضعيت شيمياني بدن

تحقيقات بيوشيمي بر بررسي ميزان دوپامين ارتباطهاي عصبي متمرکز بوده که مسئول حمل پيغام هاي بين سلولهاي مغز هستند . تئوري که در اين زمينه وجود دارد حاکي از اين است که مقدار بيش از حد و دوپامين در افراد اسکيزوفرنيک وجود دارد ولي هنوز معلوم نيست که آيا اين ماده شيميايي در بروز اسکيزوفرنيا نقش دارد يا نه ؟

·         تجارب خانوادگي

تئوري هاي مطرح شده دال بر اينکه نوعي خاص از خانواده ها ممکن است در ابتلا به اين بيماري نقش داشته باشند ولي هنوز اين تئوري اثبات نشده است . عموماً اين باور پذيرفته شده که تجارب اوليه زندگي در تشکيل شخصيت فرد نقش دارند .

·         وقايع سخت زندگي

بررسي هاي علمي حاکي از اين است که شرايط بسيار سخت زندگي در شروع اسکيزوفرنيا ممکن است نقش داشته باشند . اين وقايع شامل وقايعي مي شود که زندگي يک نفر را تغيير داده است مانند از دست دادن کسي که به او نزديک بوده است .

بر اساس يکي از مطالعاتي که صورت گرفته بيش از نيمي از کساني که مي گويند صداهاي منفي مي شنوند تجربه  سوء استفاده هاي جنسي و فيزيکي داشته اند .

·         استفاده نادرست از مواد شيميايي

هيچکس هنوز رابطه بين استفاده نادرست از مواد شيميايي و بروز اين بيماري را اثبات نکرده است . بسياري از متخصصين فکر ميکنند که ترکيبي از يک رشته عوامل مختلف در بروز اسکيزوفرني نقش دارد . ترکيب ژنتيک کسي ممکن است او را بيشتر آماده ابتلا به بيماري کند ولي شرايط سخت زندگي و يا به ويژه تجارب خانوادگي و در زندگي ممکن است در شروع عوارض اين بيماري دخيل باشند .

·         تجويز دارو

از داروهاي آرام بخش براي کنترل عوارض مثبت اين بيماري استفاده مي شود . اين داروها ممکن است عوارض جانبي نامطلوب داشته باشند . به ويژه اگر به مقدار زياد استفاده شوند . اين داروها نمي توانند به طور کامل از بروز بيماري جلوگيري کنند ولي شواهدي در دست است که نشان مي دهد که آنها درکم کردن شدت و فواصل بروز بيماري مؤثر هستند .

چه کارهايي ديگر مي توان براي بهبود زندگي يک فرد اسکيزوفرني انجام داد ؟

روشهايي مانند روانکاوي ، مشاوره و  شناخت درماني مي توان به يک فرد اسکيزوفرنيک کمک کرد تا با بيماري خود کنار بيايد و به زندگي عادي برگردد . 

 

نگارش توسط بهداد واثق

شرح بيماري 

اسكلرودرمي‌ يك‌ بيماري‌ منتشر بافت‌ هبمند كه‌ در آن‌ پوست‌ و ساير قسمت‌هاي‌ بدن‌ به‌تدريج‌ تحليل‌ رفته‌، ضخيم‌ شده‌ و سفت‌ مي‌گردند. اين‌ بيماري‌ مي‌تواند پوست‌، مفاصل‌؛ دستگاه‌ گوارش‌ و به‌خصوص‌ مري‌، قلب‌، كليه‌ها، ريه‌ها، عروق‌ خوني‌، انگشتان‌ دست‌ و پا را درگير سازد. اين‌ اختلال‌ در بزرگسالان‌ از هر دو جنس‌ ديده‌ مي‌شود ولي‌ در خانم‌هاي‌ سنين‌ 50-30 سال‌ شايعتر است‌.

علايم‌ شايع‌

انگشتان‌: سفت‌ و ضخيم‌ شدن‌ پوست‌، خشكي‌، اختلال‌ گردش‌ خون‌، كرختي‌ و زخم‌ شدن‌ نوك‌ انگشتان‌

دستگاه‌ گوارش‌: دشواري‌ بلع‌، اختلال‌ جذب‌ غذا، نفخ‌ پس‌ از غذا خوردن‌، كاهش‌ وزن‌، سوزش‌ سر دل‌ و احساس‌ ماندن‌ غذا در پشت‌ جناغ‌

پوست‌: سفت‌ و ضخيم‌ شدن‌ (به‌خصوص‌ در ناحيه‌ صورت‌) كه‌ باعث‌ از دست‌ رفتن‌ نرمي‌ و انعطاف‌پذيري‌ آن‌ مي‌گردد.


درد عضلاني‌

ضعف‌ و خستگي‌

درد، خشكي‌ و تورم‌ مفاصل‌

كم‌خوني‌


علل‌
علت‌ اين‌ اختلال‌ ناشناخته‌ است‌، ولي‌ ممكن‌ است‌ يك‌ اختلال‌ خودايمني‌ باشد. بافت‌ همبند (چارچوب‌ زمينه‌اي‌ همه‌ بافت‌ها و عروق‌ خوني‌) ضخيم‌، سفت‌ و غيرقابل‌ انعطاف‌ مي‌گردد.

عوامل تشديد كننده بيماري 

ناشناخته‌.

پيشگيري‌

در حال‌ حاضر قابل‌ پيشگيري‌ نيست‌.

عواقب‌ موردانتظار

سير اين‌ اختلال‌ متغير و غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ است‌. اغلب‌ سير پيشرفت‌ آهسته‌اي‌ داشته‌ و قلب‌، ريه‌ها و كليه‌ها را درگير مي‌سازد.

عوارض‌ احتمالي‌

اختلال‌ در ترميم‌ زخم‌ها و گانگرن‌

استعداد خونريزي‌

اختلالات‌ ريتم‌ قلب‌

نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌

نارسايي‌ كليه‌

فشار خون‌ بالا

تخريب‌ ريه‌ها

درمان‌ : اصول‌ كلي‌

- بررسي‌هاي‌ تشخيصي‌ ممكن‌ است‌ شامل‌ آزمايش‌هاي‌ خون‌ جهت‌ شناسايي‌ كم‌خوني‌ و اندازه‌گيري‌ پادتن‌ها؛ آزمايش‌ ادرار براي‌ شناسايي‌ گلبول‌هاي‌ قرمز در ادرار؛ نوار قلب‌؛ راديوگرافي‌ دست‌ها، مري‌ و قفسه‌ سينه‌؛ آزمون‌هاي‌ عملكرد ريه‌؛ باريم‌ انما؛ و نمونه‌برداري‌ پوست‌ باشد.

- مراقبت‌ بيماران‌ معمولاً در منزل‌ انجام‌ مي‌شود. به‌ندرت‌ بستري‌ كردن‌ بيماران‌ در بيمارستان‌ به‌علت‌ عوارض‌ قلبي‌، ريوي‌

يا كليوي‌ يا جهت‌ اقدامات‌ جراحي‌ (نظير جراحي‌ مري‌) ضرورت‌ مي‌يابد.

- برنامه‌ درماني‌ بسته‌ به‌ نوع‌ و شدت‌ علايم‌ متفاوت‌ است‌.

- به‌دليل‌ اختلال‌ گردش‌ خون‌ در اين‌ بيماري‌، از لباس‌هاي‌ گرم‌ به‌خصوص‌ دستكش‌ و جوراب‌ استفاده‌ كنيد. از تماس‌ با سرماي‌ شديد اجتناب‌ كنيد. وضعيت‌ آب‌ و هوا را نيز در نظر داشته‌ و احتياط‌هاي‌ لازم‌ را به‌كار بريد.

- از ايجاد سوختگي‌ و بريدگي‌ بدن‌ خود را حفظ‌ كنيد.

- هنگام‌ خواب‌ زير سر خود 2 يا 3 بالش‌ بگذاريد يا سر خود را 20-15 سانتي‌متر بالاتر از سطح‌ بدن‌ قرار دهيد تا از پس‌ زدن‌ اسيد معده‌ به‌ داخل‌ مري‌ جلوگيري‌ شود.

- از روشهاي‌ بازخورد زيستي‌ براي‌ افزايش‌ جريان‌ خون‌ انگشتان‌ استفاده‌ كنيد.

- از استعمال‌ دخانيات‌ خودداري‌ كنيد.

- براي‌ تطبيق‌ دادن‌ خود با يك‌ بيماري‌ غيرقابل‌ علاج‌ و مادام‌العمر، روان‌درماني‌ يا مشاوره‌ با روانپزشك‌ توصيه‌ مي‌شود.

- براي‌ تخفيف‌ خشكي‌ مفاصل‌، آنها را گرم‌ كنيد.

داروها

براي‌ تسكين‌ سوزش‌ سر دل‌ يا سوءهاضمه‌ مي‌توان‌ از آنتي‌اسيدهاي‌ بدون‌ نسخه‌ و براي‌ تخفيف‌ درد عضلاني‌ و مفصلي‌ از آسپيرين‌ يا ايبوبروفن‌ استفاده‌ كرد.

براي‌ نرمي‌ پوست‌ مي‌توان‌ از محلول‌ها، نرم‌كننده‌ها و چرب‌ كردن‌ با روغن‌ استفاده‌ كرد.

داروهاي‌ كورتوني‌ براي‌ تخفيف‌ علايم‌ التهابي‌، آنتي‌بيوتيك‌ها براي‌ مقابله‌ با عفونت‌ها يا داروهايي‌ براي‌ پايين‌ آوردن‌ فشار خون‌ ممكن‌ است‌ تجويز شود.

داروهاي‌ ديگري‌ نيز مرتبط‌ با عوارض‌ بيماري‌ ممكن‌ است‌ تجويز شوند.

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري 

تا حد توان‌ به‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي‌ طبيعي‌ خود ادامه‌ دهيد ولي‌ خود را خسته‌ نكنيد.

نرمش‌ با حركت‌ دادن‌ منظم‌ ممكن‌ است‌ به‌ حفظ‌ انعطاف‌پذيري‌ پوست‌، حفظ‌ جريان‌ خون‌ در حد مطلوب‌ و پيشگيري‌ از جمود مفصلي‌ كمك‌ كند.

رژيم‌ غذايي‌

براي‌ به‌ حداقل‌ رسيدن‌ نفخ‌، سوزش‌ سر دل‌ و ناراحتي‌ گوارشي‌ از وعده‌هاي‌ غذايي‌ كم‌حجم‌ ولي‌ متعدد استفاده‌ كنيد.

رژيم‌ غذايي‌ نرم‌ گاهي‌ توصيه‌ مي‌شود. براي‌ كمك‌ به‌ بلع‌ لقمه‌ غذا همراه‌ آن‌ مايعات‌ مصرف‌ كنيد. از يك‌ كارشناس‌ تغذيه‌ براي‌ طرح‌ريزي‌ يك‌ رژيم‌ مغذي‌ كمك‌ بگيريد.

درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان داراي‌ علايم‌ اسكلرودرمي‌ باشيد.

بروز موارد زير در طي‌ درمان‌:

ـ كبودشدگي‌ يا خونريزي‌ زيرپوستي‌ بدون‌ علت‌

ـ كُندي‌ ترميم‌ زخم‌ها

ـ هرگونه‌ علامت‌ عفونت‌ (تب‌، چرك‌ كردن‌ زخم‌ و غيره‌)

نگارش توسط بهداد واثق

اتيسم نوعي اختلال رشدي است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غيرطبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سه سال اول زندگي بروز مي کند . علت اصلي اختلال ناشناخته است و در پسران شايعتر از دختران است . وضعيت اقتصادي ، اجتماعي ، سبک زندگي و تحصيلات والدين نقشي در بروز اتيسم ندارد . اين اختلال بر رشد طبيعي مغز در حيطه تعاملات اجتماعي و مهارتهاي ارتباطي تأثير مي گذارد . کودکان و بزرگسالان مبتلا به اتيسم در ارتباط کلامي و غيرکلامي ، تعاملات اجتماعي و فعاليتهاي مربوط به بازي مشکل دارند . اين اختلال ارتباط با ديگران و دنياي خارج را براي آنان دشوار مي سازد . در بعضي موارد رفتارهاي خودآزارانه و پرخاشگري وجود دارد . در اين افراد حرکات تکراري (دست زدن ، پريدن ) و يا مقاومت در مقابل تغيير ديده مي شود و ممکن است در حواس بينائي ، شنوائي ، لامسه ، بويايي و چشايي نيز حساسيتهاي غيرمعمول نشان دهند . هسته مرکزي مشکل در اتيسم ، اختلال در ارتباط است. پنجاه درصد کودکان اتيستيک قادر نيستند از زبان خود به عنوان وسيله اصلي برقراري ارتباط با سايرين استفاده نمايند . عدم بکاربردن ضمير « من » از ويژگيهاي کلامي اين کودکان است . از مسايل ديگر تکلمي تکرار کلمات و جملات اطرافيان است .

انواع اختلالات نافد رشد چيست ؟

چندين اختلال در زيرگروه اختلالات نافذ رشد وجود دارد . در اختلالات نافذ رشد آسيب شديد در چندين حوزه رشدي وجود دارد . افراديکه در طبقه بندي اختلالات  نافذ رشد قرار مي گيرند در برقراري ارتباط اجتماعي دچار مشکل هستند ولي شدت آن متفاوت است . نکات عمده اي که تفاوت ميان اختلالات را بيان مي کنند در زير مطرح شده است :

اختلال اتيستيک : ارتباط ، تعامل اجتماعي و بازي تخيلي بطور مشخص آسيب ديده است . علائق ، فعاليتها و رفتارهاي تکراري ديده مي شود . اختلال در سه سال اول زندگي شروع مي شود .

اختلال آسپرگر : با آسيب در تعاملات اجتماعي و وجود فعاليتها و علائق محدود  مشخص مي گردد . تآخير در شروع تکلم وجود دارد ولي در حقيقت مبتلايان مشکلات تکلمي کمتري دارند . هوش معمولاً طبيعي و يا بالاتر از طبيعي است.

اختلال رت : سيرپيشرونده اي دارد که فقط در دختران ديده مي شود . در ابتدا مراحل رشد طبيعي است است ولي بعد مهارتهاي به دست آمده قبلي و توانايي استفاده هدفدار از دستها را از دست مي دهند و بجاي آن حرکات تکرار شونده دست ايجاد ميشود که بين سنين يک تا چهار سالگي شروع مي شود .

اختلال فروپاشنده دوران کودکي : رشد حداقل در دو سال اول زندگي طبيعي است . از دست دادن جدي مهارتهايي که قبلاً داشته است مشاهده ميشود .

اختلال نافذ رشد غيراختصاصي : به تنهايي علائم مشخص هيچيک از اختلالات بالا را نداشته و نمي توان آن را جزو يکي از طبقه بنديهاي فوق الذکر جاي داد .

علت اتيسم چيست ؟

اتيسم يک ناتواني طولاني مدت است که منجر به اختلال عملکرد عصبي - رواني در فرد مي شود . گر چه اتيسم عارضه نادري است اما شيوع اتيسم حتي تا ۲۰ مورد در هر ۱۰۰۰۰ تولد زنده مي رسد . اگر چه علت اصلي کاملاً شناخته شده نمي باشد اما در سالهاي اخير تحقيقات و مطالعات زيادي در اين زمينه صورت گرفته است . تحقيقات تأکيد زيادي بر منشاء زيست شناختي و عصب شناختي در مغز دارد . در بسياري از خانواده ها سابقه اتيسم و يا اختلالات مربوط به ان وجود داشته است که مسائل مربوط به ژنتيک و ايمن شناسي در بحث سبب شناسي مطرح مي گردد . تابحال ژن خاصي که مربوط به اتيسم باشد شناخته نشده است و پژوهشگران در مورد نقش ژنتيک در علت شناسي اتيسم اختلاف نظر دارند اما عده اي از آنها ترکيب چندين ژن را بعنوان علت اختلال مطرح مي کنند . چندين نظريه درباره اتيسم مطرح شده که هيچ يک به طور دقيق اثبات نشده است .

علائم اتيسم چيست ؟

بطور معمول افراد مبتلا به اتيسم حداقل نصف علائمي را که در زيرعنوان شده است ، نشان ميدهند . اين نشانه ها از خفيف تا شديد متغير هستند . در موقعيتهايي کاملاً متفاوت رفتارهايي که با سن کودک تطابق ندارد مشاهده ميگردد.

اصرار به يکساني داشته و در مقابل تغيير مقاوم هستند .

مشکلات شديد تکلمي دارند .

در بیان نيازها مشکل دارند و بجاي استفاده از کلمات از اشارات و حرکات استفاده ميکنند .

کلمات و جملات ديگران را تکرار مي کنند .

خنده و گريه بي دليل داشته و بدون علت مشخص نگران و مضطرب مي شوند .

قشقرق به پا مي کنند و براي دلائلي که براي ديگران آشکار نيست شديداً پريشان مي شوند .

قادر نيستند با ديگران رابطه برقرار کنند .

دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و يا ديگران را در بغل گيرند .

تماس چشمي ندارند يا تماس آنها اندک است .

به روش آموزش معمول پاسخ نمي دهند .

با اسباب بازي درست بازي نمي کنند .

چرخيدن و تاب خوردن را خيلي دوست دارند .

احساس درد کمتر يا بيشتر از حد دارند .

از خطرات نمي ترسند .

پرتحرک يا کم تحرک هستند .

نسبت به اطرافيان واکنش عاطفي نشان نمي دهند .

به صحبتها و يا صداها پاسخ نمي دهند بطوريکه بنظر مي آيد ناشنوا هستند . اگر چه حس شنوايي سالم است .

هفتاد درصد کودکان اتيسم ناتواني هوش دارند .

در برخي از کودکان اتيستيک توانائيهاي خاص وجود دارد .

باورهاي غلط درباره اتيسم :

کودکان مبتلا به اتيسم هرگز ارتباط چشمي برقرار نمي کنند .

کودکان اتيستيک نبوغ دارند .

کودکان مبتلا به اتيسم صحبت نمي کنند .

کودکان اتيستيک قادر به نشان دادن محبت خود نيستند .

اتيسم يک بيماري رواني است .

منظور از پيشرفت اين کودکان يعني اينکه کاملاً شفا يابند .

کودکان مبتلا به اتيسم نمي توانند به ديگران لبخند بزنند .

کودکان اتيستيک تماس جسمي محبت آميز برقرار نمي کنند .

ما  ميدانيم که اين کودکان تحريکات حسي را به گونه اي متفاوت درک مي کنند که موجب اشکال در ابراز محبت و برقراري ارتباط عاطفي در آنها مي گردد . اما به هر حال اين کودکان مي توانند محبت کنند . در صورتيکه اين کودکان را باور کنيم قادر به داد و ستد عاطفي با آنها هستيم .

تعدادي از روشهاي درماني - توانبخشي شامل موارد زير هستند :

دارو درماني

رفتار درماني

گفتار درماني

 

نگارش توسط بهداد واثق

اپي گلوتيت بيماري التهابي حاد و دردناک و متورم شونده اپي گلوت است . اين بيماري منجر به انسداد راه هوايي فوقاني و نهايتاً تهديد زندگي بيمار مي شود . شايعترين سن بروز آن ۷-۵/۱ سالگي است ، گاهي اين بيماري با کروپ يا خروسک اشتباه مي شود . اپي گلوتيت يک بيماري مسري در زمستان مي باشد .

عامل بيماري : شايعترين عامل بيماري نوعي باکتري به نام هموفيلوس آنفلوانزا نوع B مي باشد . در غرب پس از واکسيناسيون هموفيلوس آنفلوانزا از سال ۱۹۸۸ اين بيماري بندرت ديده مي شود ولي در کشور ما همچنان شيوع دارد.

علائم بيماري : بيماري با گلودرد شروع شده و به سرعت شدت پيدا کرده و طي چند ساعت منجر به سختي بلغ غذا مي شود . بيمار طي ۶ ساعت اول دچار اختلال در تنفس شده و صداهاي خشن تنفسي پيدا مي کند . ( بروز اين صداها افتراق اين بيماري را از کروپ دچار مشکل مي کند ) . اما اين بيماران دچار تب و تعريق شديد بوده و نمي توانند سرفه کنند . بيمار سعي در عقب نگه داشتن سر و جلونگهداشتن تنه خود دارد . اگر طي ۱۲ ساعت درمان هاي لازم و اقدامات محافظتي لازم صورت نپذيرد حتي منجر به انسداد کامل راه هوايي و مرگ مي شود .

تشخيص : اين بيماران را بايد به حالت نشسته نگه داشت و نبايستي آنها را خواباند و بلافاصله بايستي به پزشک مراجعه شود . از دستکاري و معاينه ته حلق بيمار بدون وجود امکانات پيشگيرانه بايستي اجتناب کرد . گرفتن عکس ساده گردن منجر به تشخيص در مرحله اول مي شود . گاهي براي تشخيص قطعي نياز به بيهوشي عمومي در اتاق عمل وجود دارد  معاينه بيمار تحت شرايط مطلوب انجام شده  و گذاشتن راه هوايي لازم مي شود .

درمان : شروع آنتي بيوتيک وريدي مناسب بهمراه اقدامات محافظتي اوليه مثل شروع اکسيژن و نگهداري بيمار در ICU و مصرف آرام بخش مي باشد چنين اقداماتي احتمالاً تا ۳ روز کفايت کرده ولي بيمار در ادامه نياز به ادامه درمان آنتي بيوتيکي و بخور مرطوب دارد .

پيشگيري : در صورتيکه کودک بزرگتر از ۲ سال بوده و سابقه اپي گلوتيت در قبل را داشته حتماً از واکسن هموفيلوس آنفلوانزا استفاده کند . هر گونه عفونت تنفسي را بايستي جدي گرفت و به پزشک مراجعه کرد .

 

نگارش توسط بهداد واثق

آنفلوآنزا شايع‌ترين بيماري ويروسي فصل سرما است که دستگاه تنفسي را درگيـر مي‌کند و به شدت مسري است. ويروس آنفلوآنزا ممکن است ٩٠ بار کوچک‌تر از يک گلبول قرمز خون انسان باشد، به اندازه يي کوچک که مي تواند ميان امواج نوري پنهان شود. اما همين ويروس کوچک مي تواند در يک سال به اندازه نيمي از مرگ و ميرهاي ناشي از تصادفات ترافيکي، باعث مرگ انسان‌ها شود. در هر ويروس آنفلوآنزا از فصلي تا فصل ديگر، جهش ژنتيکي ايجاد مي‌شود و در نتيجه، تدارک سيستم‌هاي دفاعي قبلي را کم‌تاثير مي‌کند. اما پيشرفت‌هاي اخير در صنعت داروسازي کشف يافته‌هاي شگفت‌انگيزي را در علم پزشکي در اين زمينه در پي داشته است که نتيجه عملي آن براي مردم تحقق روياي ديرين مقابله با آنفلوآنزا بوده است. در حقيقت دستيابي به نسل سوم واکسني که تا ٨٠ درصد موارد از اين بيماري و عوارض آن جلوگيري مي‌کند، يکي از بزرگترين دستاوردهاي بشر در اين حوزه محسوب مي شود.

 

نشانه‌هاي آنفلوآنزا کدامند؟


آنفلوآنزا با تب، سرفه، احساس سردي همراه با لرز، کوفتگي و درد در بدن، سردرد و خستگي همراه است. اين نشانه‌ها به طور معمول سه تا چهار روز ادامه دارد و پس از آن ممکن است بيمار براي يک هفته ديگر يا بيشتر، سرفه هاي خشک، آبريزش بيني و گلودرد داشته باشد. بسیاری از مردم در تشخيص آنفلوآنزا و سرماخوردگي دچار اشتباه مي‌شوند. با اينکه اين دو بيماري داراي تشابهاتي هستند، اما تفاوت‌هاي بارزي دارند. آنفلوآنزا برعکس سرماخوردگي ناگهاني شروع شده و حدود يک هفته طول کشيده و سپس بهبود مي يابد. گاهي به دنبال ابتلا به آنفلوآنزا عارضه‌اي به نام ذات الريه يا همان عفونت ريه‌ها پيش مي‌آيد که اين بيماري در اثر همان ويروس يا به دنبال ضعف سيستم ايمني بدن، توسط عوامل ميکروبي ديگر ايجاد مي‌شود. افرادي که دچار بيماري‌هاي مزمن قلبي - عروقي و ريوي باشند، بيشتر در معرض اين عارضه قرار مي‌گيرند. سرماخوردگي به آساني قابل درمان است و در بدترين حالت امکان دارد به عفونت ثانويه باکتريايي منجر شود که آن هم به وسيله مصرف آنتي بيوتيک قابل درمان است اما آنفلوآنزا بيماري خطرناکي است که هر ساله جان تعدادي از مردم را مي‌گيرد. سرماخوردگي معمولاً با گلودرد همراه با عطسه، آبريزش يا گرفتگي بيني شروع مي‌شود. تب يکي از علائم معمول براي سرماخوردگي معمولي نيست. سردرد يا دردهاي عضلاني هم رابطه مستقيمي با سرماخوردگي ندارند، در صورتي که در آنفلوآنزا اين گونه نيست.



چه کساني در معرض ابتلا به آنفلوآنزا هستند؟



١- هر آنچه سبب تضعيف سيستم ايمني بدن مي‌شود، از سوءتغذيه گرفته تا خستگي و فشار کاري و استرس، از وجود بيماري‌هاي مزمن از قبيل بيماري مزمن قلبي ، ريوي، کليوي، ديابت و آسم گرفته تا بارداري و کهنسالي؛ امکان ابتلا به اين بيماري را در فرد افزايش مي‌دهد. کودکان مستعد آلرژي، آسم، بيماريهاي قلبي، مرض قند، کودکان مبتلا به عفونت‌هاي مکرر و کساني که داروهاي مضعف مصرف مي‌کنند يا کودکاني که مجبورند براي طولاني مدت آسپرين استفاده کنند، همگي در معرض اين بيماري قرار دارند.

٢- هر آنچه سبب تسهيل انتقال ويروس شود؛ از محيط هاي بسته با تهويه نامناسب گرفته تا مکان هاي شلوغ مانند وسايل حمل و نقل عمومي، از کامپيوتر و گوشي موبايل گرفته تا خودکار و کاغذ. کودکاني که در مهدکودک و در تماس با ساير کودکان هستند، افرادي که در خانه هاي سالمندان زندگي مي کنند، کارکنان مراکز بهداشتي و درماني همگي به دليل تردد در مراکزي که احتمال وجود ويروس در آن شديدتر است، در معرض اين بيماري قرار دارند.

 

براساس نظر سازمان بهداشت جهاني واکسن هاي آنفلوآنزا براي گروه‌هاي ذيل توصيه مي شود:

- تمامي کودکان ٦ ماهه تا افراد ١٨ ساله

- اهالي منزل و مراقبان خارج از منزل نوزادان صفر تا ٥٩ ماهه

- افراد ٥٠ ساله و مسن تر

- ساکنان مراکز ارائه کننده مراقبت بلندمدت به افراد داراي بيماري هاي مزمن

- افراد داراي مشكلاتي مانند بيماري قلبي، کليوي، ريوي، ديابت، آسم، کم خوني و ساير اختلالات خوني

- افراد داراي سيستم ايمني ضعيف

- زنان باردار بيش از سه ماه در خلال فصل آنفلوآنزا

- پزشکان، پرستاران، اعضاي خانواده و ساير افرادي که در تماس نزديک با افراد در معرض خطر جدي آنفلوآنزا هستند

- افراد ساکن خوابگاه ها يا ساير اماکن پرجمعيت به منظور جلوگيري از شيوع

- هر فرد ديگري که خواهان کاهش احتمال ابتلا به آنفلوآنزا است.


آموزش به کودکان


شيوع آنفلوآنزا در مکان هايي که تجمع افراد در آنها بيشتر است نظير مدارس، مهدهاي کودک احتمال بيشتري دارد؛ چرا که اگر يکي از کودکان به اين بيماري مبتلا شده و در اين مکان ها نيز حضور داشته باشد، مي تواند به راحتي بيماري را به ديگر همکلاسي ها و دوستان خود انتقال دهد. در واقع از آنجا که بيماري آنفلوآنزا به راحتي از طريق تماس هايي نظيردست دادن، امانت گرفتن خودکار و دفتر يا حتي صحبت کردن با يکديگر به راحتي به ديگران سرايت مي کند، بنابراين در اين زمينه بايد با آموزش به کودکان در خصوص رعايت نکات بهداشتي از آلوده شدن ديگر افراد به اين بيماري جلوگيري کرد. در واقع با توجيه کودکان در خصوص چگونگي انتقال بيماري مي توان تا حدودي از گسترش آن جلوگيري کرد. اما با توجه به تحقيقات علمي گسترده درباره آنفلوآنزا بايد اعتراف کرد که تنها راه پيشگيري از آنفلوآنزا، علاوه بر رعايت نکات بهداشت عمومي و فردي، استفاده از واکسن آنفلوآنزا است.


هنگام ابتلا به آنفلوآنزا چه کنيم؟


افرادي که مبتلا به آنفلوآنزا مي‌شوند، فوراً علائم را تجربه نمي‌کنند. بنابراين آنها مي‌توانند بيماري را به ديگران منتقل کنند، بدون اينکه بدانند بيمار هستند. درواقع، ناتواني ظاهري علم براي متوقف کردن شيوع آنفلوآنزا تا اندازه‌يي به اين دليل است که ميزبان مبتلا مي‌تواند قطرات آلوده را روز قبل از شروع علائم توليد کند و به اين صورت در چرخه شيوع آنفلوآنزا قرار گيرد.

فارغ از دوراني که فرد هنوز اطلاعي از بيماري خود ندارد، بايد گفت به محض مشاهده نشانه هاي آنفلوآنزا رعايت نکات بهداشت فردي از سوي بيماران از جمله استفاده از وسايل و ظروف جداگانه، استفاده از دستمال کاغذي هنگام عطسه و سرفه، اجتناب از حضور در اماکن عمومي و شست وشوي مداوم دست ها، مهم ترين وظيفه مبتلايان به آنفلوآنزا در قبال سلامت اطرافيان و جامعه است. يکي ديگر از مواردي که سبب انتقال بيماري به ديگران مي شود در اختيار قرار دادن وسايل شخصي از قبيل گوشي موبايل و همچنين کامپيوتر است. معمولاً افراد ديگر تقاضا مي کنند اين گونه وسايل به صورت امانت براي بهره برداري کوتاه مدت در اختيار آنها قرار گيرد و اظهار اين موضوع که دارنده مبتلا به آنفلوآنزا است ممکن است در جلوگيري از شيوع بيماري موثر باشد.


توصيه سازمان بهداشت جهاني


ويروس آنفلوآنزا انواع مختلفي دارد که پيوسته تغييرشکل مي‌دهد. سه نوع اصلي ويروس آنفلوآنزا (
C،B،A) وجود دارد، اما اين ويروس‌ها توانايي جهش به انواع گوناگوني را دارند و به اين صورت، زيرنوع ها يا سوش‌هايي را توليد مي‌کنند که با ويروس اول تفاوت دارد، اما برخي از ويژگي هاي آن را حفظ کرده اند. سوش‌هاي ويروس آنفلوآنزا که باعث اين بيماري مي‌شوند، ممکن است از سالي به سال ديگر تفاوت داشته باشد و به همين دليل است که ساخت واکسن براي آن آسان نيست و براساس تحقيقات گسترده براي هر سال به صورت ويژه و خاص توليد مي شود.

واکسن هاي جديد هر سال با استفاده از برآوردهايي که کدام نژادهاي ويروس براي آن سال فعال‌ترين خواهند بود، ساخته مي‌شوند. در حالي که واکسن‌هايي که در سال ٢٠٠٧-٢٠٠٨ به کار رفته براي آن دوره محافظت فراهم مي‌کند، از اثربخشي آنها براي فصل ٢٠٠٧-٢٠٠٨ نمي توان اطمينان حاصل کرد و اين يکي از وظايفي است که سازمان بهداشت جهاني بر عهده دارد. صنايع داروسازي براساس توصيه‌هايي که توسط سازمان بهداشت جهاني در اختيار آنها قرار مي‌گيرد و با در نظر گرفتن ملاحظات مربوطه، به تهيه واکسن‌هايي مناسب همان فصل اقدام مي‌کنند.


بهترين زمان براي پيشگيري


به طور کلي هر کسي که مي خواهد احتمال ابتلايش به آنفلوآنزا را کاهش دهد بايد واکسينه شود. اما بهترين زمان براي مراجعه جهت دريافت واکسن چه زماني است؟ متخصصان در پاسخ به اين سوال معتقدند کودکاني که در خطر احتمال ابتلا به آنفلوآنزاي شديد هستند يا در بيماران با بيماري‌هاي خاص و مزمن از قبيل بيماري ريوي يا قلبي که آنفلوآنزا ممکن است بيماري اصلي را شديدتر کند و نياز به جلوگيري از آنفلوآنزا در ايشان محرز است، يا براي بيماران آسيب‌پذير خصوصاً داراي ضعف سيستم ايمني به منظور جلوگيري از بستري شدن در بيمارستان و کاهش خطر مرگ، بايد پيش از شيوع ويروس اقدام به واکسيناسيون کرد. در واقع بهترين زمان براي اين کار ماه هاي مهر و آبان است. شما با واکسينه شدن سالانه عليه ويروس آنفلوآنزا مي توانيد از اين بيماري پيشگيري کنيد، به شرط آنکه در زمان مناسب اقدام کنيد.


چه کساني نبايد واکسينه شوند؟


١- افرادي که حساسيت شديدي به تخم مرغ دارند.

٢- افرادي که قبلاً واکنش و حساسيت شديدي به واکسن آنفلوانزا داشته اند.

٣- نوزادان کمتر از ٦ ماه

٤- افرادي که بيماري شديد يا معمولي همراه با تب دارند، بايد تا کم شدن علائم بيماري صبر کنند.


توصيه هاي جهاني


آنفلوآنزا و عوارض آن سالانه باعث مرگ و مير هزاران نفر در سراسر جهان مي‌شود. هر چند سال يک بار نوع جديدي از آنفلوآنزا پيدا مي‌شود و چنان به سرعت انتشار جهاني مي‌يابد که زندگي ميليون ها نفر را به خطر مي اندازد. وحشتناک‌ترين همه گيري جهاني آنفلوآنزا در قرن بيستم مربوط به سال ١٩١٨ ميلادي بود که حدود ٤٠ ميليون نفر يعني بيش از آمار کل کشته شدگان جنگ جهاني اول را به کشتن داد. اين بيماري تقريباً هر زمستان با وسعت و شدت‌هاي مختلفي شايع مي‌شود و تا ارديبهشت ماه ممکن است گريبان افراد مختلف را بگيرد. در حال حاضر سازمان پيشگيري و کنترل بيماري‌هاي ايالات متحده (
CDC) تزريق واکسن آنفلوآنزا را براي سنين ٦ ماه تا ١٨ سال به صورت سالانه توصيه مي‌کند. اگر اين توصيه به مرحله اجرا در بيايد، تعداد کودکان واجد شرايط تنها در ايالات متحده به حدود ٣٠ ميليون نفر خواهد رسيد. آنچه قابل ملاحظه است آن است که توصيه‌هاي پيشين اين مرکز کودکان ٦ تا ٥٩ ماهه را تحت پوشش قرار مي‌داد.

 


بيشتر بدانيم


جالب است بدانيم با توجه به آنکه بخش عمده يي از دريافت کنندگان واکسن کودکان و افراد مسن و کهنسال هستند، براي تخفيف درد، واکسيناسيون توسط سرنگ مخصوصي انجام مي شود که اولاً تيزتر از سرنگ هاي معمولي است و ثانياً آغشته به سيليکون است. در پايان لازم به يادآوري است که مردم بايد ضمن اطلاع از ويژگي ها و شرايط مصرف واکسن آنفلوآنزا، پس از مشورت با پزشک نسبت به واکسيناسيون اقدام کنند. در واقع اين پزشک است که مي تواند براساس شرايط و موقعيت سلامت فرد و با لحاظ وضعيت سني، کاري و سوابق بيماري هاي فرد نسبت به لزوم انجام واکسيناسيون نظر دهد.

 

نگارش توسط بهداد واثق

بيماري آميبيازيس  بدنبال عفونت با آميبي بنام انتموباهيستولیتيکا که يک انگل بدون فلاژل است ايجاد مي شود. اين انگل در مناطق حاره بخصوص در نواحي با سطح اقتصادي - اجتماعي پائين فراوان  ديده مي شود . اين بيماري در دو نوع رود ه اي و خارج روده اي ظاهر مي گردد که نوع روده اي به سه شکل بدون علامت يا علائم ضعيف مثل نفخ ، يبوست و گاهي اسهال است . نوع غيرخوني که با درد شکم و اسهال ايجاد مي گردد و نوع خوني که اسهال و دل درد همراه با خون و بلغم در مدفوع وجود دارد .

اهميت و عوامل مؤثر :

انسانها تنها منبع اين انگل مي باشند و راه انتقال از طريق مدفوع - دهاني مي باشد . که از طريق يک فرد به فرد ديگر منتقل مي گردد . اين انتقال از راه آب و غذا و گاهي از طريق ارتباط جنسي در همجنس بازان منتقل مي گردد . حدود ۱۰ درصد افراد يک جامعه درگير اين انگل هستند که اين در مناطق حاره بخصوص در افريقا و آسيا به ۲۰ تا ۵۰ درصد مي رسد . اين بيماري منجر به مرگ ۴۰ تا ۱۱۰ هزار مورد در سال مي گردد . انگل در کودکان و نوجوانان و افراد با سوء تغذيه بيشتر ديده مي شود . اين بيماري انگلي سومين رتبه را بعد از بيماريهاي انگلي مالاريا و شیستوزوميا در دنيا به خود اختصاص داده است .

انگل بصورت کيستهاي کوچک از طريق آب و غذا وارد دستگاه گوارش گرديده و از آنجا در روده کوچک به شکل تروفوزوئیت در آمده و تکثير خواهد کرد و ايجاد علائم باليني براي بيمار خواهد گرديد و بعد مجدداً به شکل کيست تغيير شکل داده و از راه مدفوع مجدداً وارد محيط مي گردد و چرخه تکرار مي گردد . انگل آميب در دماي ۵۵ درجه سانتيگراد از بين مي رود ولي نسبت به اسيد معده مقاوم است .

نشانه ها :

عفونت بدون علامت در افرادي که اين انگل وارد بدن آنها مي شود نسبتاً شايع است . در نوع درگيري روده اي علائم بعد از يک تا ۲ هفته از ورود به بدن ظاهر مي شوند که شامل درد شکم ، اسهال و دل پيچه و در مدفوع خون و بلغم ظاهر مي گردد . ولي تب و از دست دادن آب بدن شايع نيست در معاينه درد در هنگام لمس شکم وجود دارد . در نوع آموبا ( Ameboma ) که نوع مزمن در ناحيه انتهاي روده بزرگ است و يک توده در قسمت پائين و راست شکم ظاهر مي گردد که با سرطان ، سل و بيماري کرون اشتباه مي شود و تشخيص از راه نمونه برداري بافتي است . در نوع خارج روده اي شايعترين نوع آبسه هاي کبدي است که در مردان ۱۰ برابر زنان است و در کودکان شايع نيست . علائم با تب ، سرفه ، درد شکم و درد در قسمت فوقاني و راست شکم ظاهر مي گردد که به شانه راست تير مي کشد و از ديگر علائم بي اشتهائي ، تهوع و استفراغ ، کم خوني و زردي مي تواند ظاهر گردد . آبسه کبدي مي تواند بداخل ريه يا پرده اطراف قلب کشيده شود که علائم ريوي - قلبي ظاهر مي شود . انگل آسيب نيز میتواند به مغز ، لوله هاي دستگاه رحمي  منتقل گردد و علامت ايجاد کند .

عوارض :

اسهالهاي خوني آميب مرگ ومير جزئي دارد ولي نوع آموبا ، مغزي ، قلبي ، ريوي ، کبدي و تناسلي،  مرگ و مير ۲۰ تا ۹۰ درصد دارد .

کارهاي تشخيصي :

در آزمايش خون افزايش گلبولهاي سفيد ، کم خوني ، افزايش آنزيمهاي کبدي ، افزايش کلسترول ، افزايش الکالين فسفاتاز و کاهش آلبومين سرم ديده مي شود . در سرولوژي مي توان علائم وجود اين انگل را مشخص کرد . در آزمايش مدفوع علائم خون و بلغم و گاهي آميب به شکل تروفوزوئيت يا کيست را مي توان ديد . در نوع خارج روده اي گرفتن نمونه بافتي مي تواند در تشخيص کمک کننده باشد .

درمان :

با مصرف مناسب داروهاي خوراکي مي توان انواع روده اي را بطور کامل درمان کرد . نوع خارج روده اي را از طريق جراحي مي توان درمان کرد .

توصيه هاي پيشگيري :

پختن کافي غذاها و نيز پوست انداختن ميوه ها ، جوشاندن آب خوراکي ، شستن دستها ، دفع مناسب فضولات مي تواند در جلوگيري از انتقال اين انگل کمک کننده باشد .

 

نگارش توسط بهداد واثق

دمانس ( زوال عقل )  وجود يک اختلال کلي در سطح توانائي ذهني افراد است که شامل : اختلال در حافظه ، صحبت کردن و فکر کردن است و اين خود باعث اختلال در فعاليت هاي روزانه و اجتماعي افراد مي شود .  شايعترين فرم زوال عقل آلزايمر است . معمــولاً سن شروع بيماري بالاي ۶۵ سال است هر چند که در ۴۰ يا ۵۰ سالگي نيز ديده ميشود. علت دقيق بيماري روشن نيست .  اين بيماري را يک دکتر آلماني بنام آلزايمر که در سال ۱۹۰۶ به رشته ها و فيبرهاي عصبي غيرطبيعي در مغز يک انسان مرده پي برد نام گذاري کرد . تشخيص قطعي اين اختلال بابيوپي مغزي است و در حال حاضر اسکن توموگرافي پوزيترون مي تواند فعاليت سلولهاي مغزي را در هر قسمت از مغز نشان دهد در بيماري آلزايمز فعاليت مغز در ناحيه خلفي کاهش مي يابد ناحيه اي که براي صحبت کردن و حافظه بسيار مهم است .

‌علامت هاي بيماري :

شروع فراموشي علامت اصلي بيماري آلزايمر نيست . هرشخصي ممکن است در زمانهاي مختلف دچار اختلال حافظه و فراموشي شود . علامتهاي بيماري از شخصي به شخص ديگر فرق مي کند اما بتدريج شخص بدتر مي شود .

علائم خفيف :

·         گيجي و از دست دادن حافظه

·         از داست دادن آگاهي نسبت به زمان و مکان و محيط خانواده

·         تغييرات شخصيتي و تغيير در قوه قضاوت

علائم متوسط :

·         اختلال در فعاليتهاي روزانه مثل شستشو و استحمام و غذا خوردن

·         اضطراب ، آژيتاسيون ( تشويق )، افسردگي و يا پارانوئيد ( سوء ظن داشتن و بدگماني )

·         اشکال درخواب

·         سرگرداني

·         اشکال در شناختن افراد خانواده يا دوستان نزديک

علائم شديد :

·         عدم صحبت کردن

·         از دست دادن اشتها و کاهش وزن

·         از دست دادن کنترل دفع ادرار و مدفوع

·         وابسته بودن و متکي بودن به ديگران براي گذراندن زندگي روزانه

تشخيص :

·         پزشک با گرفتن شرح حال ودانستن گذشته بيمار و فعاليتهاي وي مي تواند به مشکلات وي پي ببرد .

·     آزمايشات خوني و ادراري که ممکن است ديگر علتهاي زوال عقل را تشخيص دهد و حتي گاهي نمونه گرفتن از مايع نخاع ممکن است مفيد باشد .

·     آزمايشات نوروسايکولوژيک ( عصبي - رواني ) : اين آزمايشات شامل ؛ آزمايش حافظه ،‌چگونگي حل مشکلات، توجه ، محاسبه کردن و صحبت کردن مي باشد که از اين طريق توانائي هاي ذهني شخص سنجيده ميشود.

·         اسکن از مغز که نواحي غيرطبيعي در مغز مشخص مي شود .

درمان :

هيچ درماني ندارد . بعضي از داروها ميتواند پيشرفت بيماري را به تأخير بياندازد و يا بعضي از علائم را کاهش دهد مثلاً برطرف کردن افسردگي ،‌ مشکلات خواب و يا تشويش بعضي ازگروههاي حمايت کننده از بيماران آلزايمري نيز مي توانند کمک کنند . پزشک معالج مربوطه مي تواند بهترين روش درماني را توصيه کند .

 

نگارش توسط بهداد واثق

آکنه معمولي يا جوش جواني يک بيماري شايع و مزمن پوستي در سنين نوجواني و جواني است که مناطقي مانند صورت و قسمت فوقاني تنه را معمولاً مبتلا مي سازد . اين بيماري در تمام نژادها ديده مي شود و شيوع آن به حدي است که برخي آنرا نوعي حالت طبيعي در دوران بلوغ مي دانند . ( حدود ۹۰ درصد جوانان به درجاتي مبتلا به اين بيماري هستند  ) . زمينه ارثي و فاميلي ، استرس هاي روحي ، عوامل فيزيکي و شيميايي و برخي داروها ميتوانند در ايجاد و تشديد بيماري نقش داشته باشند . تغييرات هورموني زمان بلوغ و افزايش ترشح چربي پوست ، بروز برخي اختلالات در مجاري غدد چربي پوست و بعضي ميکروبها در ايجاد ضايعات نقش مهمي ايفا مي کنند . ضايعات پوستي اين بيماري طيف گسترده اي دارد و بصورت جوش هاي سرسياه و سرسفيد ، جوش هاي چرکي و قرمز ضايعات کيستيک و در نهايت ايجاد جوشگاه مي تواند باشد . اين بيماري بطور معمول در دهه سوم عمر خود بخود برطرف مي شود ولي با توجه به عوارض آن نظير مشکلات روحي و رواني بصورت تصور ناخوشايند از خود ،‌ انزواي اجتماعي ، افسردگي و اضطراب و نيز عوارض فيزيکي بصورت جوشگاههاي فرو رفته يا برآمده در پوست،‌ بايد بيماران تحت درمان قرار گيرند . هدف از درمان جلوگيري از ايجاد عوارض و کنترل علائم بيماري ميباشد. روش هاي درماني بصورت استفاده از داروهاي موضعي و خوراکي و گاهي روش هاي فيزيکي است که بايد تحت نظر پزشک بکار گرفته شود . بايد خاطر نشان کرد که دستکاري ضايعات و خراشاندن و کندن آنها موجب ايجاد جوشگاه و لکه در محل خواهد شد و بايد از آن اجتناب کرد . رژيم هاي غذايي نقش ثابت شده اي در تشديد يا تخفيف بيماري ندارند .

 گذشت زمان تنها چاره آكنه است اما نكات زير در درمان آن مفيد هستند:

- پوست خود را تميز نگه داريد و آن را بطور مرتب با آب و صابون بشوييد.

- هميشه از حوله تميز و خشك براى خشك كردن صورت خود استفاده كنيد.

- از صابون هاى ضد باكترى استفاده كنيد، بهتر است از پزشكان دراين مورد نظر بخواهيد.

- هرگز جوش هارا فشار ندهيد و آنها را دست كارى نكنيد چون آلوده مى شوند و اثر بجاى مى گذارند.

- پس از ورزش حتماً استحمام كنيد.

- موى خود را بطورى كوتاه كنيد كه روى صورتتان نريزد.

- موهاى خود را حداقل 3-2 بار در هفته بشوييد.

- زياد در آفتاب بسر نبريد.

- از كرم ها و مواد آرايشى چرب استفاده نكنيد.

نگارش توسط بهداد واثق

آسم يک وضعيت تنفسي است که با دوره هاي انسداد جريان هوا در راههاي تنفسي مشخص مي شود . علائمي که بوسيله اين انسداد به وجود مي آيد شامل سرفه ، خس خس  سينه ، تنگي نفس مي باشد . اگر چه مشکلات در دوره هاي خاصي وجود ندارد ولي يک بيماري مزمن محسوب مي شود .

 چه کسي مبتلا به آسم مي شود ؟

آسم بيشتر تمايل دارد در فاميل اتفاق بيفتد . نقش وراثت در آسم بالغين کمتر مشخص است . در هر سني ممکن است آسم ايجاد شود ولي بيشتر از نيمي از موارد در کودکان بين ٢ تا ١٧ سال ايجاد مي شود . در نوجوانان ، پسرها ٢ برابر دخترها به آسم مبتلا مي شوند ولي اين تفاوت جنس در سنين بالاتر وجود ندارد .

 چه چيزهايي باعث آسم مي شود ؟

طيف گوناگوني از عوامل زمينه ساز مي توانند دوره حاد آسم را ايجاد کنند . بيشترين عوامل زمينه ساز شامل آلرژن ها ، ورزش ، عفونت هاي تنفسي ويروسي و مواد محرک تنفسي و آسپيرين مي باشند .

آلرژن ها موادي هستند که افراد حساس به آن دچار آلرژي يا حساسيت هستند . اينها منبع عمده مشکلات در کودکان و بالغين هستن . آلرژن هاي شايع شامل گرده هاي گياهي ( از درخت ، دانه ها و علوفه ) شوره و ذرات ناشي از حيوانات  هايت موجو در غبار خانگي ، سوسگ حمام ، قارچ و غذاهاي خاصي هستند . وقتي يک فرد حساس با اين آلرژن ها در معرض تماس باشد وقايع پيچيده اي در بدن باعث آزادشدن مواد شيميايي خاصي (واسطه هاي شيميايي ) مي شوند اين واسطه ها باعث شعله ور شدن آسم مي گردند .

ورزش يک عامل زمينه ساز شايع در آسم است . در حقيقت آسم ورزشي مي تواند باعث محدود شدن فعاليت جسمي در برخي اشخاص شود .بسيار اتفاق مي افتد که علائم تنفسي تا زماني که ورزش تکميل نشود اتفاق نمي افتد.

عفونتهاي ويروسي تنفسي يک دليل عمده در دوره هاي حاد آسم است که مخصوصاً در ماههاي زمستان اتفاق مي افتد . خوشبختانه ، عفونتهاي باکتريال (غير از سينوزيت ) معمولاً باعث شعله ور شدن حمله آسم نمي شوند .

هواي سرد ، دود سيگار ، مواد شيميايي صنعتي ، عطرها ، رنگ و دود گازوئيل مثالهايي از مواد محرک آسم هستند . آسپيرين و مواد حاوي آسپيرين مي توانند حمله آسم را در افراد حساس آغاز کنند . علت دقيق اين واکنش نامشخص است ولي وانش آلرژي در اثر افراد مبتلا اتفاق نمي افتد هواي ١٠ تا ٢٠ درصد از بيماران بالغ مبتلا به آسم کاهش چشمگيري در عملرد ريوي بعد از مصرف آسپيرين نشان مي دهند . درصد از  ضد التهابي غير استروئيدي ه از نظر شيميايي تشابهي با آسپيرين ندارند مي توانند واکنش هاي مشابهي نشان بدهند . به عنوان يک قاعده کلي حمله آسم را آغازکنند . ضد التهابي غير استروئيدي که از نظر شيميايي تشابهي با آسپيرين ندارند  مواد غذايي و داروها به کار مي روند . برخي موارد روند ايجاد به صورت آسيب تنفسي است . مواد غذايي و داروها به کار مي روند .

حين حملات آسم چه اتفاقي مي افتد ؟

راههاي تنفسي فرد مبتلا به آسم دچار انقباض است . اين باريک شدن در اثر واکنش به عوامل محرک خاصي است . چون افراد سالم به اين محرک ها پاسخ نمي دهند ، ريه هاي فرد بيش فعال (Hyperactive) خوانده مي شوند . حين يک حمله اسم عضلات صاف  مجراي تنفسي منقبض شده و باعث تنگي راه هوايي مي شوند . التهاب نيز در سطح راه هوايي اتفاق مي افتد و باعث تورم و کاهش بيشتر راه هوايي مي شود . بعلاوه غدد مخاطي موجود در راههاي هوايي شروع به ترشح مخاط فراوان به داخل مجرا مي کنند که آن را تنگ تر مي کند . نتيجه اينها سخت شدن تنفس مخصوصاً بازدم مي باشد . هوا در اثر اين اتفاق در راههاي تنفسي محبوس مي شود و باعث کاهش اکسيژن رساني به بدن مي شود .

 هرحمله آسم چقدر طول مي کشد ؟

طول مدت بسته به شدت حمله فرق دارد . دوره هاي خفيف ممکن است چند دقيقه تا چند ساعت طول بکشد . حمله هاي شديد مي تواند روزها تا هفته ها به طول بينجامد . علائم خفيف ممکن است خود به خود برطرف شود يا نياز به دارو داشته باشد . دوره هاي شديدتر را مي توان با دارو درمان کرد يا نياز به بستري داشته باشند .

 طي هر حمله چه اقداماتي بايد انجام شود ؟

هميشه آموزش هاي پزشک متخصص خود را در زمينه آلرژي دنبال کنيد . از ايشان برنامه مکتوبي در مورد درمان روزانه و توصيه هاي خاص حين حمله درخواست کنيد . به طور کلي ، مهم است که ارامش خود را حفظ کنيد و داروهاي تجويز شده را مصرف کنيد . گشاده کننده مجاري هوايي بيشترين دارويي است که در حملات آسم مصرف مي شود . اين داروها باعث شل شدن عضلات اطراف راههاي هوايي مي شوند و باعث گشاد شدن مجاري مي گردند . گشادکننده هاي راههاي هوايي ممکن است استنشاقي ، خوراکي يا تزريقي باشند .

 چرا فعاليت بدني باعث شروع حمله آسم مي شود؟

حين ورزش هاي هوازي ، تنفس سريع دهاني انجام مي شود . در نتيجه هوايي که به مجاري تنفسي مي رسد به علت عدم عبور  از راه بيني گرم و مرطوب نشده است . هواي سرد و خش مي تواند باعث شروع حمله آسم شود . علائم آسم طي هواي  دقيقه پس از ورزش هاي هوازي در بدترين وضعيت خود مي باشند . بيش از ٧٠%  از کل افراد آسمي درجاتي از آسم ناشي از ورزش را تجربه مي کنند 

 آيا افراد مبتلا به آسم بايد از ورزش و تربيت بدني پرهيز کنند ؟

با انجام اقدامات پيشگيرانه ، افراد مبتلا به آسم بايد بتوانند در هر ورزشي حتي در سطح ممتاز شرکت کنند . اگر چه تمام ورزش ها به صورت يکسال تحمل نمي شوند .به طور کلي ورزش و تمريناتي که باعث دويدن هاي طولاني شود بيشتر ازموارد غير هوازي باعث حمله آسم مي شوند . شنا يکي از بهترين ورزش ها براي اين افراد است . در بيشتر موارد آسم ناشي از ورزش را تا حدي که بتوان در هر ورزشي شرکت کرد مي توان کنترل کرد . بسياري از ورزشکاران المپيک که شامل برندگان مدال طلا نيز هستند مبتلا به آسم بوده اند.

تفاوت بين آسم و آلرژي چيست ؟

آسم انسداد قابل بازگشت راههاي هوايي است . آلرژي يکي از عواملي است که مي تواند حمله آسم را آغاز کند . تمام بيماران مبتلا به اسم دچار آلرژي نيستند و افراد بسياري هستند که دچار آلرژي هستند ولي مبتلا به آسم نيستند.

 آيا درماني براي آسم وجود دارد ؟

اگرچه قابل درمان است ولي راه علاج قطعي براي آسم تا کنون در دسترس نبوده است . درمان پيشگيرانه مي تواند مشکلاتي را که يک فرد مبتلا به آسم با آن مواجه است را کاهش دهد . دانشمندان در جهان به دنبال راه علاج خاص آن مشغول تحقيق هستند .

 بهترين درمان چيست ؟

پيشگيري از علائم عموماً بهترين درمان است . براي يک بيمار مبتلا به آسم مهم است که بداند چه موقعيتهايي باعث شروع علائم مي شوند و از آنها تا جائي که امکان پذير است پرهيز کند . هنگامي که پرهيز و دوري از آنها غير ممکن است ، درمان پيشگيرانه مفيد واقع خواهد شد انواع مختلف درمان هاي پيشگيرانه موجود است .

دارو درماني قبل از مواجهه با محيطي که حمله آسم را تحريک مي کند و انجام ورزش تجويز مي شود . اگر آسم مکرر اتفاق بيفتد و يا غير قابل پيش بيني باشد ، پزشک ممکن است براي شما به صورت روزمره داروهايي را تجويز کند . داروهايي که براي اين منظور استفاده مي شوند شامل استروئيدهاي استنشاقي آنتي لوکرترين ها ، کرمولين و داروهاي مشابه آن ، بتا آگونيست ها ي خوراکي يا استنشاقي (که برخي از آنها طولاني اثر هستند ) تئوفيلين طولاني اثر و يا استروئيد خوراکي مي باشند . براي بيماران آلرژيک ، ايمونوتراپي (ايمني درماني ) مي تواند در مواردي که پرهيز از آلرژن (ماده حساسيت زا ) مقدور نيست تجويز شود . ايمونوتراپي تحمل بيمار را نسبت به الرژن ها افزايش مي دهد و در کنترل التهاب موجود در آسم مزمن کمک مي کند.

 آيا آسم يک اختلال روان شناسي است ؟

خير ، ولي احساسات و عواطف مي تواند به وخامت آسم منتهي شود . اختلال هراس مي تواند از آرامش بيمار جلوگيري کند که براي يک دوره حمله حاد ضروري است . همچنين دانشمندان دريافتند که عواطف قوي مي تواند منجر به انقباض راههاي هوايي شود که حمله حاد را تشديد مي کند . آسم مي تواند به مشکلات عاطفي منجر شود . افسردگي زماني که بيمار نتواند در فعاليتهاي روزمره طبيعي شرکت داشته باشد اتفاق مي افتد . آسم علت اصلي غيبت از مدرسه و کار است که مي توانند در رسيدن بيمار به سلامت رواني ، تحصيلي و اقتصادي اثر گذار باشند . در نهايت ، بايد بخاطر داشت که آسم مي تواند مشکل عمده عاطفي و اقتصادي براي کل خانواده بر جا بگذارد .

آيا کودکان مي توانند براي هميشه از آسم خلاص شوند ؟

اين نظر که آسم براي هميشه در فرد از بين برود بيشتر به افسانه مي ماند . در حقيقت برخي افراد ممکن است به نقطه اي برسند که ديگر حملات آسم را همانند اوائل کار نداشته باشند ولي آزمايش هاي دقيق و پيچيده نشان داده است که اين افراد همچنان در معرض خطر ابتلاي به آسم در سنين بالاتر هستند .

 آيا آسم تهديد کننده زندگي است ؟

عموماً اين طور نيست ولي درموارد شديد آسم مي تواند مرگبار باشد . مرگ و مير بيشتر در بالغين اتفاق مي افتد . بيش از ٨٠% از ٣٨٨٠مرگي که درسال ١٩٨٥ در افراد مبتلا به آسم ديده شد بالاي ٤٥ سال بوده است . اگر چه ، عموماً مي توان راه هوايي را باز نمود و حمله را با داروها تحت کنترل در آورد . دريک حمله حاد آسم ، ممکن است مجاري هوايي به طور کامل بسته شوند به طوري که منجر به نارسائي تنفسي گردد اين يک وضعيت اورژانس پزشکي است و نياز به توجه فوري دارد . براي مبتلايان به اسم فراگيري تشخيص دوره هاي حاد و پيشگيري از آنها داراي اهميت بالايي است  برخي پزشکان افزايش زياد مرگ ناشي از آسم را به خاطر اعتماد بالا به داروهايي مي دانند که براي بازگردن مجاري هوايي بسته استفاده مي شوند . اگر چه به نظر مي رسد که بيشتر مرگ و مير ، ناشي از تاخير در انجام درمان در مراحل حاد حمله مي باشد .

رهنمودهايي براي بيماران و والدين کودکان مبتلا به آسم :

    باهمه تذکرات داده شده ، تا مي توانيد در مورد آسم به دانستني هايتان اضافه کنيد .

    بياموزيد که چه چيزهايي باعث شروع علائم اسم در شما يا کودکتان ميشود به بهترين نحوي از آن پيشگيري کنيد .

   علامت هاي قريب الوقوع بودن يک دوره آسم و شدت آن را بياموزيد.

   پيشگيري هاي لازم را انجام دهيد تاخود و فرزندتان کمترين مشکل را با علائم بيماري داشته باشيد .

    درمانهاي قابل انجام توسط خودتان را ياد بگيريد و آنها را به اقتضاي سن کودک به آنها نيز بياموزيد.

خلاصه :

اگرچه درمان قطعي براي آسم وجود ندارد . درمانهاي بسيار خوبي براي کنترل علائم آسم در دسترس هستند . ما هرسال درمورد آسم مطالب جديدتري مي آموزيم و داروهاي موثر تر و مطمئن تري را مشاهده مي کنيم . در نتيجه ، بيشتر مبتلايان به آسم زندگي طبيعي و خلاقي را دارند .تحقيقات ادامه دارد و دورنماي آن روشن است . براي کسب اطلاع بيشتر در مورد آسم مي توانيد با پزشکان متخصص آلرژي تماس بگيريد .

 

نگارش توسط بهداد واثق

آرتريت روماتوئيد در واقع يک بيماري التهابي است که سبب درد ، تورم ، سفتي و محدوديت حرکت مفاصل مي گردد . البته مشخصات خاصي دارد که آنرا با ساير انواع آرتريت ها ( التهاب مفاصل )‌ متمايز مي کند . بعنوان مثال آرتريت روماتوئيد بصورت قرينه تظاهر مي کند يعني اگر يک زانو يا دست درگير باشد به احتمال زياد طرف مقابل نيز درگير است . بيماري عموماً مفاصل مچ و انگشتان دست را درگير مي کند . البته ممکن است ساير قسمتهاي بدن بجز مفاصل را نيز درگير کند . ضمناً بيماران ممکن است از خستگي ، تب و ضعف رنج ببرند .

بيماري معمولاً از يک بيمار به بيمار ديگر متفاوت است . در بعضي تنها بمدت چند ماه يا يکي دو سال طول مي کشد و بدون آسيب و تخريب واضحي برطرف مي شود . بعضي بيماران ديگر نوع خفيف تا متوسط بيماري را با دوره هايي از بدتر شدن علائم دارند و بعد در دوره هايي علائم برطرف مي شوند در گروه ديگري نيز بيماري تقريباً هميشه فعال است و ساليان زيادي طول مي کشد و منجر به تغييرات و ناتوانيهاي وسيعي در مفاصل مي شود .

اگر چه آرتريت روماتوئيد تأثيرات قابل توجهي بر زندگي و سلامت شخص مي گذارد ، درمانهاي حال حاضر شامل تسکين درد و ساير داروها ، تناسب بين فعاليتها و استراحت و آموزش بيمار باعث مي گردد تا اکثر بيماران در طول بيماري کاملاً فعال و سرزنده باشند .

علائم شايع :

·         مفاصل متورم ،‌ گرم و دردناک به هنگام لمس

·         نماي قرينه ( درگيري مفاصل معمولاً دوطرفه است )

·         درگيري مفاصل مچ دست و انگشتان دست ( معمولاً ) . مفاصل ديگر شامل گردن ، شانه ها ، آرنجها ، زانو ، باسن ، قوزک ها

·         ضعف و خستگي ، تب

·         درد و خشکي صبحگاهي مفاصل که بيش از ۳۰ دقيقه طول بکشد .

·         علائم خارج مفصلي

علل :

ناشناخته است ،‌ ولي اين بيماري احتمالاً منشاء خودايمني دارد .

درآرتريت روماتوئيد بدلايل نامشخص ، سيستم ايمني بدن فرد به سلولهاي داخل کپسول مفصلي حمله ور مي شود و آنها را تخريب مي نمايد .

عوامل افزايش دهنده خطر :

·         سابقه خانوادگي آرتريت روماتوئيد يا ساير بيماريهاي خود ايمني

·         عوامل ژنتيک ،‌ مثل نقص در دستگاه خود ايمني

·         جنس مؤنث

·         سن ۲۰ تا ۵۰ سالگي

·         استرس هاي عاطفي مي تواند باعث شعله ور شدن بيماري شود .

عواقب :

بعضي بيماران ممکن است بجز مفاصل ساير ارگانهاي خود را نيز درگير ببينند . تقريباً يک چهارم بيماران دچار ضايعات پوستي بصورت برآمدگي پوست ( ندول )‌مي شوند که معمولاً نزديک مفاصل هستند . بسياري از بيماران دچار کم خوني مي شوند . گاهي درد گردن و خشکي چشمها و دهان نيز ديده مي شود . بندرت ممکن است التهاب عروق خوني ،‌لايه هاي ريه ها و ديواره هاي قلب ايجاد شود .

بايد توجه داشت اين بيماري قابل علاج نيست ، اما با تشخيص زودهنگام ،‌ مي توان درد بيمار را تخفيف داد و از بروز ناتواني و معلوليت جلوگيري بعمل آورد . با درمانهاي معمول ، علائم در ۷۵٪ بيماران در عرض يکسال بهبود مي يابند ، اما حدود ۱۰-۵ درصد بيماران ، عليرغم درمان نهايتاً معلوليت پيدا خواهند نمود .

از ديگر عوامل بيماري مي توان به اختلالات بينايي ، تغيير شکل مفاصل و ازکارافتادگي بيمار اشاره نمود .

تأثيرات آرتريت روماتوئيد در جامعه :

پزشکان معتقدند حدود ۱/۲ ميليون نفر (‌يک درصد ) از جمعيت آمريکا مبتلا به آرتريت روماتوئيد هستند . تحقيقات نشان مي دهد که موارد جديد بيماري خوشبختانه در حال کاهش مي باشد .

بنظر مي رسد اين بيماري در تمامي نژادها و در تمامي گروههاي سني ايجاد شود .

مانند بسياري از بيماريهاي التهابي مفاصل ،‌ آرتريت روماتوئيد بيشتر در زنان ديده مي شود . ( تقريباً ۲ تا ۳ برابر )

بطور کلي آرتريت روماتوئيد تأثيرات بسزايي از نظر اجتماعي و اقتصادي بر فرد و جامعه مي گذارد . از نظر اقتصادي هزينه درمانهاي طبي و جراحي و ساير هزينه ها گاهي به ميليونها دلار مي رسد . درد روزانه مفاصل تقريباً از علائم اجتناب ناپذير بيماري است که گاهي منجر به افسردگي ، اضطراب و يأس و نوميدي مي شود . در بعضي بيماران ممکن است فعاليت روزانه بيمار ، انجام مسئوليتهاي خانوادگي  و تفريح را در شخص مختل نمايد .

تشخيص بيماري :

در ابتدا بايد متذکر شد که تحقيقات نشان دهنده اين واقعيت است که بيماراني که بطور دقيق از بيماري خود آگاه شده اند و بطور فعال در روند درماني خود شرکت نموده اند درد کمتري را تجربه نموده اند . بطور کلي تشخيص آرتريت روماتوئيد در مراحل ابتدايي بيماري بدلايل مختلف مشکل مي باشد . اول اينکه تست منفردي براي تشخيص بيماري وجود ندارد . ثانياً علائم از يک شخص به شخص ديگر متفاوت است و علائم مشترک با ساير بيماريهاي التهابي مفصلي زياد است . در نهايت اينکه بسياري از علائم به مرور زمان ايجاد مي شوند و در مراحل ابتدايي بيماري وجود ندارند .

بهمين علت دقت زيادي از طرف پزشک معالج و راههاي تشخيصي فراواني امتحان مي شوند تا بيماري تشخيص داده شود . علاوه بر شرح حال کامل و معاينه دقيقي که توسط پزشک انجام مي شود آزمايشات مختلف و عکسبردارياي متفاوتي انجام مي شود . عکسبرداري از مفاصل مختلف بيشتر زماني انجام مي شود که مي خواهيم ميزان تخريب مفصل را مشخص کنيم و در مراحل اوليه بيماري چندان کمک کننده نيست .

درمان : معمولاً پزشکان از چند راه مختلف براي درمان بيماري استفاده مي کنند که اين درمانها در سير بيماري و وضعيت فردي بيمار ممکن است متفاوت باشد . اهداف کليه اقدامات درماني عبارتند از : کاهش درد ، کاهش التهاب ، توقف يا کندکردن روند تخريب و افزايش قابليتهاي زندگي فرد .

در حال حاضر اقدامات درماني به شکل زير صورت مي گيرد : تغيير روند زندگي ، درمان دارويي ،‌ جراحي و پيگيريهاي دقيق بيماري .

در تغيير روند زندگي فرد مباحث زير مطرح مي گردد :

·     استراحت و ورزش که هر دو با اهميت هستند . در واقع بيماران نياز به تناسب خوبي بين استراحت و ورزش خود دارند و در واقع زمانيکه بيماري فعال است استراحت بيشتر و هنگامي که غيرفعال است ورزش بيشتر مطلوب است . استراحت و مدت زمان مورد نياز براي آن از فردي به فرد ديگر متفاوت است . ورزش باعث افزايش قواي عضلاني و دامنه حرکات مفاصل مي گردد و ارتجاع مفاصل را تسهيل مي نمايد . ضمناً باعث خواب راحت ، کاهش درد و کاهش وزن مي شود . بهرحال ورزش بايد در برنامه هاي زندگي بيمار بر اساس توانائيهاي شخصي اش گنجانده شود .

·     مراقبت از مفاصل : گاهي به نظر مي رسد استفاده از آتلهاي خاصي که پزشک معرفي مي کند براي کوتاه مدت مي تواند تورم و درد مفاصل درگير را کاهش دهد  و منجر به استراحت آنها شود . اين نوع آتل ها بيشتر در دست ها و مچها و گاهي براي قوزک پا استفاده مي شود .

·     کاهش فشارهاي روحي : شواهد کافي دال بر اينکه استرسهاي روحي نقش مهمي در ايجاد اين بيماري دارند وجود ندارد ، ليکن وجود اين استرسها همراه با بيماري روند بيماري را بدتر مي نمايند . استرسهاي روحي مي توانند مقدار دردي را که توسط بيمار احساس مي شود تشديد نمايد . البته تکنيک هاي موفقي براي رويارويي با اين استرسهاي روحي وجود دارد .

·     رژيم غذايي سالم : تنها پرهيز از مواد غذايي پرچرب را مي توان اشاره نمود که مي تواند مفيد باشد . البته بهتر است بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد از پزشک خود در مورد پرهيزهاي غذايي خود دقيقاً سئوال نمايند . ضمناً بهتر است با رژيم غذايي مناسب و ورزش از چاقي جلوگيري شود .

·     نوع آب و هوا : اگر چه شواهد کافي درست نيست که نشان دهد تغييرات آب و هوا مي تواند چه مقدار در اين بيماري مؤثر باشد ، بعضي از بيماران معتقدند آب و هواي مرطوب وضع بيماري آنها را بدتر مي کند .

·     درمانهاي دارويي : داروهاي مختلفي براي درمان آرتريت روماتوئيد استفاده مي شود که از مهمترين آنها مي توان به آسپيرين و خانواده ساليسيلاتها ، ترکيبات طلا و داروهاي سرکوب کننده ايمني بدن اشاره نمود .

نگارش توسط بهداد واثق

تعریف : التهاب ناگهانی آپاندیس ( لوله کوچک و باریک و انگشتی شکل است که از روده بزرگ منشعب می شود . )

آپاندیسیت یکی از مهمترین علل جراحی های اورژانس شکم در بچه ها می باشد . سالانه حدود ۴ مورد عمل آپاندکتومی در هر ۱۰۰۰ کودک زیر ۱۸ سال در ایالات متحده انجام می گیرد . در مردان شیوع بیشتری نسبت به زنان وجود دارد . اوج میزان شیوع در اواخر نوجوانی و اوایل ۲۰ سالگی است .آپاندیسیت در کودکان زیر ۲ سال نادر است . عموماً بهمراه انسداد زائده آپاندیس با مدفوع ، جسم خارجی و ندرتاً تومور ایجاد می شود . در کودکان علائم و نشانه های آپاندیسیت ندرتاً بشکل کلاسیک بوده و لذا تشخیص معمولاً به تأخیر می افتد و احتمال پارگی آپاندیس در آنها بیشتر است . ولی در بچه های بزرگتر و بالغین تظاهرات بالینی مشخص هستند .

علائم و تظاهرات بالینی :

·     با درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف شروع می شود . همزمان با افزایش و پیشرفت التهاب درد بسمت پایین و سمت راست شکم متمایل شده و درست در بالای محل زائده آپاندیس متمرکز میشود .

·         کم شدن و یا از دست رفتن کامل اشتها ( بی اشتهایی ) ، اغلب تهوع و گاهی بهمراه استفراغ میباشد .

·     اگر بهنگام معاینه سمت راست و پائين شکم  را با دست فشار داده و مدت کوتاهی نگه داریم و بعد دستمان را برداریم . بطور لحظه ای درد بیمار بدتر می شود . این یافته نشانه انتشار التهاب بسمت پرده صفاق است .

·         درد اولیه ممکن است مبهم باشد ولی بعداً بطور فزاینده ای تشدید می شود .

·         توشه رکتال ( معاینه رکتال ) باعث پیدایش درد سمت راست شکم می شود .

·         اگر شخص به پشت دراز بکشد و پای راستش را مستقیم بالا بیاورد در ناحیه  تحتانی سمت راست شکم  درد احساس می شود .

·         لمس ناحیه یک چهارم تحتانی سمت چپ شکم منجر به احساس درد در ناحیه مقابل ( سمت راست ) میشود .

·     ‌در حالیکه شخص به پشت دراز کشیده . اگر زانو و ران او را به سمت شکم خم کنیم و ساق پا را به سمت داخل و خارج شکم بکشیم اینکار منجر به ایجاد درد میشود.

·         اگر پریتونیت ایجاد شده باشد عضله شکم در معاینه بسیار سخت است .

·         درد شکمی با راه رفتن و سرفه کردن احتمالاً بدتر می شود .

·         تب که معمولاً در طی چندین ساعت اتفاق می افتد .

علائم آزمایشگاهی :

·         افزایش تعداد گلبولهای سفید خون در آزمایش CBC

·         سونوگرافی و CT اسکن شکمی احتمالاً التهاب آپاندیس را نشان می دهد .

جراحی آپاندیس تشخیص آپاندیسیت را قطعی میکند . این عمل با شکاف کوچکی در ناحیه یک چهارم راست و پائین شکم انجام می شود .

البته همه جراحی ها ،‌ یک آپاندیش غیرطبیعی را نشان نمی دهد . حدود ۱۵-۱۰٪ از موارد اعمال جراحی برای آپاندیسیت مشکلی از آپاندیس را نشان نمی دهد بلکه حکایت از مشکلی فراتر از آپاندیسیت است .

در این موارد جراح آپاندیس را برمی دارد و بقیه شکم را برای پی بردن به علل احتمالی درد بررسی می کند . در بعضی موارد برای اینکار نیاز به شکاف جراحی وسیعتری است .

درمان :

بعد از محرز شدن تشخیص با توجه به علائم بالینی  و یافته های آزمایشگاهی جراحی باید هر چه سریعتر انجام شود . اگر شک به آبسه وجود داشته باشد . ابتدا آنتی بیوتیک تراپی انجام می شود و بعد جراحی صورت می گیرد .

عوارض :

·         پارگی روده ها

·         گانگرن روده ها ( مردگی بافت روده )

·         التهاب پرده صفاق ( پریتونیت )

·         آبسه

نگارش توسط بهداد واثق

ريه (شش) يا جگر سفيد اندامی است مخروطی شکل مجتمع از بافت اسفنجی که به صورت يک جفت در قفسه سينه قرار دارد. ريه راست متشکل از۳ تکه و ريه چپ از ۲ تکه تشکيل شده است. هر ريه متصل به شاخه ای به نام نايچه است. سرطان ريه نوعی بيماری است که در آن رشد بافت بدخيم در يک يا هر دو ريه ايجاد می شود.سرطان ريه شايعترين سرطان در هر دو جنس در سراسر جهان است و بيش از ۸۰% بيماران مبتلا به اين سرطان در فاصله ۵ سال از زمان تشخيص بيماری جان خود را از دست می دهند.با توجه به سلولی که دچار تراريختی و سرطان شده است اشکال مختلفی از سرطان ريه وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند. شايع ترين اشکال سرطان ريه عبارتند از:

۱- سرطان ريه با ياخته های کوچک (Small cell lung cancer)- ياخته های سرطانی نوع کوچک در زير ميکروسکوپ به شکل جوی دو سر ديده می شود و به آن سرطان جو شکل (Oat-shaped) نيز گفته می شود. روند رشد اين نوع سرطان ريه سريع است و در مدت زمان کوتاهی در اندامهای ديگر پراکنده می شود. حدود ۲۰% سرطانهای ريه از اين نوع است.

۲- سرطان ريه با ياخته های غير کوچک (Non-small cell lung cancer)- اين نوع سرطان ريه با توجه به نوع سلول موجود در بافت ريه که دچار تراريختی و سرطان شده است تعريف می شود. اشکال مختلفی از اين نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند و عبارتند از :

i) سرطان بافت بشره ای (Squamous cell carcinoma)- اين سرطان از شا يع ترين انواع سرطان ريه است و شروع آن معمولاً از نايچه ها است و در مقايسه با ديگر اشکال سرطان ريه رشد آهسته تری دارد و مدت ها طول می کشد تا به اندامهای ديگر سرايت کند.

ii) سرطان غدد مترشحه مخاط و مجاری لنفاوی ( Adenocarcinoma) – اين نوع سرطان ريه معمولاً در زير بافت پوششی نايچه ها يا در مجاری لنفاوی کناره خارجی ريه رشد می کند.

iii) سرطان ريه با ياخته های بزرگ ( Large cell carcinoma)- اين نوع سرطان اغلب در شاخه های کوچکتر نايچه ها تظاهر می کند.

از هر ۵ مورد سرطان ريه يکی از آنها از نوع ياخته های کوچک و بقيه از نوع غير کوچک است.

نوع نادری از اشکال سرطان ريه نيز به نام مزو تليوما (mesothelioma) وجود دارد. اين نوع سرطان ريه موجب تراريختی بافت پوششی ريه می شود و در افرادی تظاهر می کند که در تماس با آزبست ( پنبه نسوز) بوده اند.


علائم هشدار دهنده سرطان ريه

• افزايش و يا شدت سرفه در فرد سيگاری

• سرفه همراه با خلط خونی

• تنگی نفس دراثر فعاليت

• خس خس سينه به صورت حاد

• درد مبهم و يا مشخص در قفسه سينه

• خشن شدن صدا يا تغيير آن به شکلی که بهبود پيدا نکند

• عفونت های مکرر ريه و مجاری تنفسی

• کاهش وزن

• بی اشتهائی

• تورم در ناحيه گردن و صورت

• ضعف و خستگی مفرط

علاوه بر نشانه های فوق ممکن است عوارضی در بيمار ظاهر شود که ارتباطی با سرطان ريه نداشته باشد و به سرايت سرطان به اندامهای ديگر بدن مربوط باشد. در چنين مواردی بيمار از سردرد، احساس ضعف عمومی، سهولت شکستگی و آسيب پذيری استخوانها، انواع خونريزی و لخته شدن غير عادی خون شکايت می کند. سرطان ريه درمراحل ابتدايی هيچ نشانه ای ندارد و بيماران اغلب زمانی به پزشک مراجعه می کنند که بيماری در مراحل پيشرفته قرار دارد و در نتيجه آمار مرگ اين نوع سرطان رقم بالايی دارد.


سبب شناسی: سرطان زايی ريه

عامل مستعد و پيشتاز در تظاهر سرطان ريه مانند هر سرطان ديگری به هم خوردن نظم تقسيم سلولی است. تحقيقات آماری و بالينی روند بدخيمی بيماری سرطان ريه را به اين عوامل ارتباط می دهند:


اعتياد به دخانيات - خطر ابتلا به سرطان ريه با افزايش مقدار و مدت تماس با دود تنباکو رابطهً مستقيم دارد و هرچه سن شروع استعمال دخانيات پائين تر باشد عامل مستعد کننده و پيشتاز در ابتلای به سرطان ريه افزايش پيدا می کند.


آلاينده های موجود در هوای محيط زيست و محل کار- موادی چون آزبست (پنبه نسوز)، گاز رادون (گازی بی رنگ و بی بو که از تجزيه طبيعی اورانيم در آب ، خاک و مصالح ساختمانی قديمی توليد می شود)، اورانيوم و نيکل عامل مستعد کننده و پيشتاز در ابتلاء به سرطان ريه هستند.


استنشاق دود سيگار در محيط برای افراد غير سيگاری


عوامل ژنتيکی- وجود سابقه سرطان ريه بين اعضای نزديک خانواده احتمال ابتلا به اين سرطان را افزايش می ‌دهد.


عوامل ايمنولوژيک(ايمنی) - نارسايی مکانيسم ايمنی طبيعی بدن عاملی مستعد کننده در ايجاد سرطان ريه شناخته شده است.


سن- افراد بالای
۶۰ سال بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان ريه هستند و بايد بيشتر مراقب علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند.


الگوهای غربالگری سرطان ريه

با توجه به وضيعت عمومی سلامت فرد، بررسی های تشخيص سرطان ريه ممکن است شامل:

۱- عکسبرداری از ريه ها با تابش اشعه X

۲- آزمايش خلط

۳- سی تی اسکن (Computerised tomography scan)- در اين روش دستگاه سی تی اسکن با گرفتن تعدادی عکس توسط اشعه ايکس، تصويری سه بعدی از بدن را نشان می دهد و از اين طريق محل و اندازه دقيق ضايعه و پراکندگی تومور ريه به بخش های ديگر قفسه سينه يا اندام های دورتر مانند کبد مشخص می شود.

۴- سی تی اسکن دورانی يا اسپايرال (Spiral CT scan) -– در اين روش يک دستگاه کامپيوتری سی تی اسکن با حرکات دورانی به دور بدن بيمار در هر دور بيش از صد تصوير از بدن بيمار می گيرد. در سی تی اسکن دورانی ضايعات کوچکی که از طريق سی تی اسکن معمولی قابل روئت نيست، مشاهده می شود.

۵- پرتونگاری با استفاده از تشديد ميدان مغناطيسی (MRI Scan) – اين آزمايش مشابه سی تی اسکن است با اين تفاوت که به جای تابش اشعه X از مغناطيس جهت عکسبرداری از اعضای بدن استفاده می شود. در اين آزمايش بيمار به مدت ۳۰ دقيقه به طور ساکن درون اتاقک اين دستگاه می ماند و تصاوير مقطعی از بدن او تهيه می شود.

۶- نمونه برداری يا بيوپسی (biopsy)- بررسی ميکروسکوپی از نمونه بافت تومور. اين آزمايش بسيار مهم است زيرا مطمئن ترين روش برای تشخيص سرطان ريه و نوع آن به حساب می آيد. روشهای متفاوت بيوپسی ريه عبارتند از:


نمونه‌ برداری با سوزن (
needle aspiration): در اين روش با تابش پرتوی اشعه ايکس، توده در صفحه تلويزيون ديده می شود و پزشک با دقت با سوزن مقداری از بافت ريه را با سرنگ کشيده و برای آزمايش بافت شناسی جدا می کند.


نمونه‌برداری با بروتکوسکپ يا برونکوسکپی
Bronchoscopy)): بروتکوسکپ لوله ای فلزی و توخالی است که به يک لامپ مجهز شده و از طريق دهان يا بينی به داخل نای فرو داده می شود و مشاهدهً بصری بافت ريه را امکان پذير می کند سپس پزشک با دقت مقداری از بافت و مايع درون ريه را از طريق اين لوله برای امتحان بافت شناسی جدا می کند . قبل از انجام اين عمل به بيمار بيهوشی موضعی داده می شود.


نمونه‌برداری باز (جراحی). در نمونه برداری باز، بيهوشی عمومی لازم است و می تواند به روش معاينه توراسکپی (
Thoracoscopy) يا مدياستينوسکپی (Mediastinoscopy) انجام شود. جراحی به پزشک امکان معاينه درون قفسه سينه و غدد لنفاوی نزديک ريه را می دهد وطی آن در پوست پائين گردن شکاف کوچکی داده می شود و از اين طريق لوله ای به درون قفسه سينه فرستاده می شود. انتهای اين لوله متصل به نورافشان و بزرگنما است. جراح در اين مرحله سلولها و غدد لنفاوی که دچار تراريختی شده اند می تواند نمونه برداری و مورد بررسی دقيقتری قرار دهد. از اين طريق می توان اندامهای واقع در منطقه بين ريه چپ و راست را ديد و برای تشخيص پراکنده شدن ياخته های سرطانی به غده های لنفاوی مجاور ريه استفاده کرد.

۷- توموگرافی با نشر پوزيترون يا پت اسکن (PET-Positron emission tomography) - در اين روش دستگاه اسکنر در اطراف بيمار می چرخد و تصوير از طريق نشر پوزيترون بوسيله يک ماده راديواکتيو که به بيمار تزريق شده و يا توسط او استنشاق می شود، شکل ميگيرد، با اين روش مشاهدهً بصری ريه درسه بعد امکان پذير می شود.

۸- سونوگرافی ( Ultrasound) در اين شيوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار توده در ريه استفاده می شود.

۹- آزمايش تنفس (Lung function test )- در اين شيوه بيمار قبل از جراحی تحت آزمايشات تنفسی متفاوت قرار ميگيرد.

۱۰- آزمايش خون- تومورهای سرطانی آنتی‌ ژن و آنزيم ‌های مشخصی را توليد می ‌کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. اندازه‌ گيری آنتی‌ ژن کارسينو امبريونيک (arcinoembryonic Antigen-CEA) و آنزيم ( Neuron-specific enolase (NSE از آزمايش های غربالگر اين بيماری است. افزايش ميزان سطح اين پروتين ها مبين نشانه های سرطان و کاهش ميزان آنها در حين درمان نشانه مهار کردن رشد سرطانی سلول های بيمار است.

۱۱- اسکن استخوان Bone Scan - تصويربرداری از استخوان به وسيله يک ماده راديواکتيو روشی بسيار ارزشمند است که در تشخيص انتشار سرطان به استخوان، موثر بودن درمان سرطان و روند التيامی نواحی درگير در استخوان به کار می رود.


الگوهای درمانی سرطان ريه

الگوهای درمانی بيماری سرطان ريه بستگی به نوع سرطان، وضعيت بيماری در شروع درمان، سن، سلامت عمومی و چگونگی واکنش بيمار به نوع درمان دارد. سرطان ريه معمولا به دليل غنی بودن سيستم خون رسانی و لنفاوی ريه به راحتی می تواند به ديگر اندامهای بدن سرايت کند.

با توجه به سن و وضعيت سلامت بيمار ممکن است الگوهای درمانی زير بکار گرفته شود:

۱- جراحی – معمولا اگر ضايعه بدخيم منحصر به ريه باشد ممکن است بخش کوچک(wedge section) يا تکه کاملی از ريه (لوبکتومی) ( lobectomy) و يا تمام يک ريه (نومونکتومی) pneumonectomy) ) برداشته می شود. عوارض جانبی جراحی، خونريزی و در نتيجه کم خونی، مشکلات تنفسی و خواب آلودگی است.

۲- شيمی درمانی - جهت از بين بردن ياخته های سرطانی پراکنده مورد استفاده قرار می گيرد. شيمی درمانی جهت پيشگيری از عود بيماری و مواردی که سرطان در بدن پخش شده تجويز می شود. استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می ‌شود. عوارض جانبی شيمی درمانی عبارتند از: حالت تهوع و استفراغ، ريزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفيد خون، ضعف سيستم ايمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان، کم‌خونی‌، و کاهش تعداد گلبولهای قرمز خون که ممکن است سبب خستگی، سرگيجه و احساس سرما در بيمار شود. اسهال و يبوست، و سفتی و خشکی مفاصل از ديگر عوارض جانبی شيمی درمانی است.

۳- راديوتراپی يا اشعه درمانی - جهت از بين بردن مستقيم ضايعه بدخيم ريه بکار گرفته می شود. در اين روش از اشعه با انرژی زياد استفاده می شود و اين اشعه با آسيب رساندن به سلولهای زنده منجر به مرگ آنها می‌ شود. خستگی شديد، ‌افسردگی، تهوع، ‌استفراغ، بی‌ اشتهايی و آسيب‌های عروقی و تنفسی از عوارض جانبی راديوتراپی است. همچنين راديوتراپی ممکن است باعث سرکوب سيستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفيد و ضعف سيستم ايمنی بدن و نهايتا بروز عفونت شود.

۴- درمان فوتوديناميک (Photodynamic Therapy ) ـ استفاده از رنگ و نور است. در اين شيوه رنگ به داخل يک وريد تزريق و سپس در تمام بدن منتشر می‌ شود. بعد از چند روز، اين رنگ فقط در سلولهای بدخيم باقی می ‌ماند. سپس نور قرمز رنگ ليزری به سلول تابانده می شود و رنگ درون سلول سرطانی اين نور را جذب می‌ کند. اين امر منجر به عکس ‌العمل فوتوشيميايی که مخرب سلول‌ها است می ‌شود.

۵- درمان بيولوژيکی يا ايمونولوژيک - که مشتمل بر بازسازی، تحريک،‌ هدايت و تقويت سيستم طبيعی دفاعی بدن بيمار است و با استفاده از آنتی‌ بادی و هدايت سيستم دفاعی خود بيمار جهت مبارزه با سرطان صورت می گيرد. استفاده از عواملی مانند اينترفرون‌ـ سلولهايی که فعاليت ضدتوموری مستقيم دارند، و آنتی‌ بادی های مونوکلونال که اثرات تداخل بقاء سلول را دارند، رشد سرطان را کاهش می دهد.

۶- Stent وسيله يا قالبی جهت ايجاد کانال تنفسی مصنوعی در بيمار مبتلا به سرطان ريه- اين روش در بيمارانی که دچار اختلالات تنفسی هستند، بکار گرفته می شود.

۷- سوزاندن ضايعه بدخيم با اشعه ليزر- در بعضی موارد ضايعه بدخيم سرطان ريه منجر به مسدود شدن حنجره می شود. در چنين موردی پزشک با سوزاندن ضايعه بدخيم با اشعه ليزر راه عبور هوا را برای بيمار باز می کند. اين روش به طور کامل نمی تواند منجر به ازبين بردن ضايعه بدخيم شود اما کمکی است جهت سهولت تنفس در بيمار.

سرطان ريه درمراحل ابتدايی هيچ نشانه ای ندارد و بيماران اغلب زمانی به پزشک مراجعه می کنند که بيماری درمراحل پيشرفته قرار دارد. تدابير پيشگيرانه ای مانند دوری از آلاينده ها و عدم استعمال دخانيات و بررسی محيط خانه از نظر عدم وجود گاز رادون و آزبست بهترين روش محافظتی در برابر بيماری مهلک سرطان ريه است.

 

نگارش توسط بهداد واثق

گلوكوم