نقرس يك بيماري مفصلي است كه در اثر افزايش اسيداوريك در خون و در نهايت رسوب آن در مفاصل ايجاد مي شود. اين بيماري با درد بسياري همراه بوده و گاهي ميزان آن به حدي است كه بيمار حتي توان تحمل وزن يك ورق كاغذ را بر روي مفصل مبتلاشده خود ندارد.
در واقع اين درد هنگامي به اوج مي رسد كه رسوبات اسيداوريك شكل كريستال هاي نوك تيز به خود گرفته و در مفصل جمع شده اند.
در بيماري نقرس علاوه بر درد، ورم مفاصل درگير نيز آزاردهنده است. هر دو اين مشكلات در هنگام شب افزايش يافته و پوست آن ناحيه نيز قرمز و داغ مي شود.
از آنجا كه بيماري نقرس با اسيداوريك رابطه مستقيمي دارد و گوشت قرمز نيز حاوي ميزان زيادي از اين مواد است، اغلب مردم اين بيماري را به ثروتمندان نسبت مي دهند حال آنكه علاوه بر تغذيه نادرست كه تنها به مصرف گوشت محدود نمي شود، موضوع وراثت نيز در ابتلا به اين بيماري جايگاه ويژه اي دارد.
براساس آمارهاي موجود تعداد مبتلايان به بيماري نقرس در هر هزار نفر شانزده مرد و تنها سه زن است. اغلب مبتلايان به نقرس را مردان ميانسالي تشكيل مي دهند كه اضافه وزن داشته و معمولاً در پيشينه فاميلي آنها افراد ديگري مبتلا به اين بيماري وجود داشته و يا دارند.
اكثر افرادي كه به نقرس مبتلا هستند از درد مفصل انگشت شست پا شكايت مي كنند حال آنكه بيماري نقرس براي حمله تنها به اين مفصل بسنده نكرده و مي تواند كليه مفاصل شامل زانوها، مچ ها و آرنج را درگير كند.
البته خبر مسرت بخش اينكه حمله نقرسي معمولاً در يك زمان و تنها يك مفصل را نشانه مي گيرد.
البته اين حملات و دردهاي حاد ناشي از آن در افراد مسن تر به گونه اي است كه گويي بيش از يك مفصل درگير بيماري شده است و اين موضوع هنگامي محسوس تر است كه يكي از انگشتان دست را مبتلا كند.
مطابق آمارها، نقرس مفاصل انگشتان دست در ميان خانم ها بيشتر ديده مي شود.
توصيه هاي درماني
۱ _ استراحت كنيد.
طي يك حمله حاد نقرسي استراحت كرده و مفصل درگير را در سطح بالاتري قرار دهيد.
۲ _ از مسكن هاي ضدالتهابي استفاده كنيد
از آنجا كه تورم زياد اطراف مفاصل مبتلا شده نيز سبب بروز دردهاي طاقت فرسا مي شود هنگامي كه براي كاهش درد اقدام به مصرف مسكن مي كنيد نوعي را انتخاب كنيد كه اين تورم را نيز كاهش دهد.
به عنوان مثال ايبوبروفن و ايندومتاسين از جمله اين داروها هستند. البته مصرف اين داروها نيز مانند بقيه مي بايست با تجويز پزشك معالج صورت گيرد. توجه توجه، در ميان مسكن هاي موجود آسپرين به جهت جلوگيري از دفع اسيداوريك، سبب تشديد بيماري مي شود.
۳ _ ميزان زيادي آب بنوشيد.
با نوشيدن مقدار زيادي آب، دفع آن نيز بيشتر شده و به همين ترتيب مقدار زيادي اسيداوريك پيش از رسوب و مشكل ساز شدن از بدن شما خارج مي شود. علاوه بر اين مصرف زياد آب به كليه ها و دفع سنگ هاي احتمالي در آن نيز كمك مي كند.
۴ _ وزنتان را كم كنيد.
در صورتي كه شما اضافه وزن داريد لاغر كردنتان امري ضروري است. احتمال افزايش اسيداوريك در افراد چاق بيشتر از بقيه است اما براي اين منظور از رژيم هاي نادرست غذايي استفاده نكنيد زيرا برخي از آنها حملات نقرس را افزايش مي دهند بنابراين با يك متخصص تغذيه مشورت كنيد.
۵ _ فشار خون خود را كنترل كنيد.
اگر شما علاوه بر بيماري نقرس به فشار خون بالا نيز مبتلا هستيد، در واقع دو مشكل بزرگ داريد زيرا معمولاً داروهايي كه براي كاهش فشار خون تجويز مي شوند مانند ديوريتيك ها (ادرارافزاها) سطح اسيداوريك خون را بالا مي برند.
لذا شما مي توانيد با افزايش نوشيدن مايعات، كاهش مصرف نمك و اضافه وزن و همچنين انجام تمرينات بدني همزمان با درمان نقرس فشار خون خود را نيز كنترل كنيد.
۶ _ رعايت ديگر ممنوعيت هاي غذايي الزامي است.
هنگامي كه به بيماري نقرس مبتلا هستيد، از خوردن غذاهايي كه حاوي مقدار زيادي اسيداگزاليك (oxalic Acid) است بپرهيزيد. ريواس، اسفناج و ترشك منابع مهمي از اين اسيد هستند.
۷ _ از داروهاي گياهي استفاده كنيد.
الف _ يك قاشق از هر يك از گياهان بومادران (Yarrow)، اسپيره كوهي يا چمني (meadowsweet) و تخم كرفس را در سه فنجان آب ريخته و پس از جوشيدن روزي سه بار ميل كنيد.
ب _ براي رهايي از درد حمله نقرس مفصل مبتلا شده را در محلول چند قطره روغن ميخك و آب گرم كمپرس كنيد.
ج _ علاوه بر تخم كرفس، آب و يا خود كرفس تازه نيز از جمله تجويزهاي خانگي براي درمان همزمان نقرس با داروهاي شيميايي است.
د _ از قديم الايام گيلاس از جمله ميوه هاي موثر در درمان نقرس بوده است. مقدار مصرف پيشنهادي حداقل ۲۵۰ گرم در روز است.
هـ- براي درمان نقرس گياهان ديگري همچون ريشه باباآدم، برگ شاه پسند، برگ گل هميشه بهار و گياهان بسيار ديگري نيز وجود دارند.
دستگاه عصبي يكي از دستگاههاي بدن انسان است كه امكان ابتلا به بيماريهاي زيادي از جمله مننژيت را دارد . بيماري مننژيت يكي از بيماريهاي حاد و واگير دستگاه عصبي و يكي از عفونتهاي جدي و خطرناك مغز در جهان ميباشد . ميزان مرگ و مير ناشي از آن 30% گزارش شده است .
تعريف : مننژيت يا التهاب پرده هاي اطراف مغز و نخاع شوكي توسط انواع مختلف باكتريها ،ويروسها ،پروتوزواها ، قارچ ها ايجاد مي شود . مننژيت باكتريال مهمترين نوع مننژيت است .
باكتريهايي كه بيش از همه در ايجاد مننژيت باكتريال دخالت دارند شامل مايسريا ، استرپتوكوك پنوموني ( در يالغين ) و هموفيلوس آنفولانزا ( رد كودكان و بالغين جوان ) مي باشد .
تأخير در تشخيص و درمان مننژيت همراه با مرگ و مير عوارض عصبي بالايي است و از طريق تماس مستقيم با بيماران و حاملان به افراد منتقل مي شود .
مننژيت توسط باكتري هاي گرم منفي روده اي در افراد بالاي 60 سال ، بيماران جراحي اعصاب يا مبتلا به اختلال دستگاه ايمني رو به افزايش است . شيوع بيشتر بيماري در فصل زمستان و بهار ايجاد مي شود . اپيدميهاي بيماري بيشتر در مناطق شلوغ شهرها ، انستيتوهاي پر ازدحام ،پادگانهاي نظامي و زندانها به وجود ميآيند . ولي امكان بروز اين اپيدمي ها در مناطق روستايي نيز وجود دارد . مننژيت باكتريال به صورت عفونت حلق و دهاني شروع مي شود . سپس سپتي سمي مننگوكوكي ( عفونت خوني ناشي از مننگوكوك ) به وجود مي آيد وبيماري به مننژيهاي مغز ( پرده هاي مغز ) و نواحي فوقاني نخاعي شوكي سرايت مي كند . مننگوكوك داراي گونه هاي ايمونولوژيك مجزا و متعدد است ، ولي اكثر موارد مننژيت باكتريال توسط گروههاي A. B . C ايجاد مي شود . مننژيت باكتريايي گاهي به شكل يكي از برق آسا ترين بيماريها در مي آيد . عوامل مستعد كننده مننژيت باكتريايي عبارتند از : عفونتهاي تنفسي فوقاني ، اوتيت مياني .
70% كل مننژيتها در كودكان زير 5 سال اتفاق مي افتد كه شايع ترين عامل مولد آنهموفيلوس آنفولانزاي تيپ ب است وتنها فرم از مننژيت است كه به صورت همه گيري مي باشد .
علائم باليني : اصولاً در صورت وجود هر يك از حالات ريل بايستي به فكر مننژيت بود مگر اين كه حلافش ثابت شود :
تب با علامت نامشخص وسردرد : تب در اكثر موارد مننژيت وجود دارد اما در اوايل شيرخوارگي ممكن است وجود نداشته باشد . سردرد و شدت آن بيشتر در پ سر است و هر عاملي كه باعث افزايش فشار داخل جمجمه شود نظير عطسه ، سرفه ، زور زدن مي تواند باعث تشديد سردرد شود .
استفراغ جهنده ، اختلال در هوشياري از تحركي پذيري گرفته تا خواب آلودگي : رد سه ماه اول تولد مننژيت نماي باليني خاصي ندارد و شروع مخفي و بي سر و صدايي دارد و به صورت خواب آلودگي ، خوب شير نخوردن ، تحريك پذيري ديده مي شود ، ولي بعد از 3 سالگي علايم و نشانه ها كمي بارزتر مي شود .
سفتي كردن ، تشنج و بثورات پوستي قرمز رنگ يا خونريزي دهنده : سفتي گردن از نشانه هاي تشخيصي خوب مننژيت است . در چنين حالتي نه توسط خود بيمار و نه توسط پزشك سر به طور كامل به جلو خم نمي شود و در صورت اعمال فشار باعث بروز سردرد مي شود . از ويژگيهاي مهم در سفتي گردن اين است كه حركات سر به طرفين و عقب مختل و محدود نيست . تشنج در زير 2 سالگي از يافته هاي زودرس و بالاي 2 سالگي از يافته هاي ديررس مي باشد .
عوامل موثر در كاهش تعداد مرگ ناشي از بيماري مننگوكوكي :
شناسايي زود هنگام موارد و برخورد صحيح كاركنان بهداشتي با موارد بيماري
تشويق مردم به مراجعه به سرويسهاي پزشكي در صورت بروز علايم بيماري
دسترسي به آنتي بيوتيك مناسب در مراكز بهداشتي و پزشكي و …
واكسيناسيون وسيع و فراگير سريع كه موجب كاهش موارد بيماري و مرگ ناشي از آن مي شود .
با توجه به پتانسيل همه گيري بيماري مننژيت در شرايط جمع ، واكسن مننژيت مننگوكوكي براي كليه سربازان جديد الورود ،كليه واحدهاي آموزشي نظامي و ارتش ،سپاه و نيروي انتظامي زائرين بين الله الحرام و ساكنين اردوگاهها تزريق گردد .
مقدار و راه تجويز و 5/0 ميلي ليتر در زير جلد ( رباي افراد بالاي 2 سال )
شرايط نگهداري در محل واكسيناسيون 8 – 0 درجه سانتي گراد ( طبقه مياني يا پاييني يخچال ) مدت نگهداري تا پايان تاريخ انقضاء
براي كودكان زير 2 سال ( 23 0 3 ماه ) دو دوز واكسن به فاصله 3 – 2 ماه تجويز گردد . همچنين كاربرداين واكسن در زنان باردار منعي ندارد .
جزء واكسنهايي است كه پس از باز شدن ويال در صورتيكه شرايط زنجيره سرما و ستروني حفظ شود تا پايان تاريخ انقضاء قابل مصرف است .
لازم بذكر است با توجه به مقررات كشور عربستان سعودي حجاجي كه عازم آن كشور هستند تاريخ واكسيناسيون مننژيت آنها نبايد بيش از 2 سال و يا كمتر از ده روز قبل از ورود به عربستان باشد .
راههاي سرايت :
اين بيماري بطور عمده از راه قطره هاي ريز لوده ناشي از سرفه ، عطسه ، صحبت كردن و اشياي آلوده به ترشحات بيماران وتماس مستقيم با بيماران وحاملان منتقل مي شود و راه ورود باكتري از طريق دستگاه تنفسي است .
دوره پنهاني بيماري :
دوره پنهاني مننژيت بطور معمول 3 تا 4 روز است ، اما بين 2 تا 10 روز هم گزارش شده است .
دوره واگيري بيماري :
اين دوره تا زماني است كه ديگر عامل بيماري زا در ترشحات حلق و بيني افراد وجود نداشته باشد و در صورت درمان در مدت 24 ساعت قابليت آلودگي خود را از دست مي دهد .
عوامل مساعد كننده :
عوامل اقتصادي اجتماعي ( شرايط نامطلوب زندگي ،ازدحام جمعيت و … )
تماس خانوادگي
آسيبهاي مخاط تنفس ( محيط گرم و خشك ، عفونتهاي ويروسي قبلي ، استعمال دخانيات و …. )
حساسيت نسبت به بيماري باليني در حد پاييني است و با افزايش سن از ميزان آن كاسته مي شود ، چون نسبت زيادي از اشخاص به شكل غير باليني مبتلا و نسبت به بيماري ايمني اكتسابي پيدا مي كنند .
مخزن و منبع بيماري مننژيت :
مخزن اين بيماري حلق بيماران و حاملان مننگوكوك است . حاملان ميكروب مهمترين منبع آلودگي مي باشند و البته ميانگين مدت حامل موقت آن نزديك به 10 ماه است و در هنگام همه گيري ميزان حامل بودن به 80 تا 90 درصد افزايش مي يابد . گفتني است كه درارتباط با مخزن اين بيماري مخازن و حاملان شناخته شده ديگري وجود ندارد . اين بيماري در بيشتر موارد از افراد حامل كه عده آنها به مراتب بيشتر از بيماران است به افراد سالم منتقل ميشود .
شيوع بيشتر بيماري در فصل زمستان و بهار ايجاد مي شود . اپيدميهاي بيماري بيشتر در مناطق شلوغ شهرها ،انستيتوهاي پر ازدحام ،پادگانهاي نظامي و زندانها به وجود مي آيند ولي امكان بروز اين اپيدمي ها در مناطق روستايي نيز وجود دارد .
شايان ذكر است كه حاملان بدون علامت ممكن است مننگوكوك را به مدت چندين ماه در حلق و بيني خود حمل و به ديگران منتقل نمايند . انتقال بيماري از طريق تماس مستقيم با ترشحات حلق صورت مي گيرد و افراد مبتلا به عفونت مننگوكوكي در بيشتر موارد طي تماس با حاملان بدون علامت به بيماري دچار مي شوند . دوره واگيري عفونت تا زماني كه مننگوكوك در دهان وبيني وجود دارد ادامه دارد .
سن و جنس شيوع بيماري :
بيماري مننژيت در درجه نخست در كودكان و در نوجوانان بيشتر ديده مي شود و ميزان ابتلا در هر دوجنس مرد و زن يكسان است .
ايمني زايي :
ايمني از راه ابتلا بدون نشانه باليني ( حامل شدن ) از طريق بيماري باليني و يا از راه واكسيناسيون به دست مي آيد ، نوزادان معمولاً تا 6 ماهه اول تولد ايمني مادرزادي دارند .
فصل شيوع ، جمعيت ، وضعيت اقتصادي :
بيماري مننژيت در فصل هاي خشك و سرد سال بيشتر روي مي دهد وتراكم جمعيت ( دبستانها ، پادگانها ) اردوگاهها و … ) يك عامل مستعد كننده مهم است . بروز مننژيت در گروههاي پايين اقتصادي و اجتماعي وكساني كه داراي مسكن نامناسبي هستند زيادتر است .
راههاي پيشگيري :
1- تشخيص و درمان زودرس : بيماري ، حاملان ،موارد تماس با آنتيبيوتيك ( تشخيص بر اساس بررسي مايع مغزي نخاعي است . )
2 – پيشگيري دارويي براي همگان تحت نظر پزشك
3 – ايمن سازي با واكسن : واكسيناسيون براي افراد بيمار ارزشي ندارد وبه صورت روتين براي همه توصيه نميشود مگر براي افرادي كه طحال ندارند و بيشتر براي افراد نظامي و مسافراني كه قصد اقامت طولاني در مناطق همه گير ( مثل حج ) دارند صورت مي گيرد .
4 – ارتقاي آگاهي بهداشت فردي و كاهش تماسهاي مستقيم با بيماران و با ترشحهاي آلوده آنها
5 – جلوگيري از تجمع مردم در اماكن مختلف ، وسايل حمل و نقل عمومي ، محل كار ،پادگان ،اردوگاهها ،مدارس و امثال آنها طي همه گيري بيماريها
6 – جدا سازي بيماران به مدت 24 ساعت بعد از شروع درمان
7 – ضدعفوني كردن ترشحهاي حلق و بيني و لوازم شخصي بيماران
8 – ريشه كني مننگوكوكها از گلوي بيماران درمان شده ( از آنجا كه درمان پني سيلين به حالت حامل بودن خاتمه نمي دهد توصيه شده است بيماراني كه تحت درماني پني سيلين هستند قبل از ترك بيمارستان تحت پوشش پيشگيري دارويي با ريفامپين نيزقرار بگيرند . )
9 – آموزش : آموزش در خصوص راههاي انتقال پيشگيري از بيماري مننژيت به مردم و به مادران در مورد نشانه هاي زير آموزش داده شود :
- تب طولاني + استفراغ
- سردرد
- كاهش سطح هوشياري
- سفتي گردن
- بي قراري و تحريك پذيري بيش از حد
- برآمده شدن ملاج قدامي
- تشنج كودك
درمان : بر اساس نوع ميكروب و عامل ايجاد كننده آنتي بيوتيك تجويز ميگرددو شروع درمان باستي بلافاصله در نيم ساعت اول تشخيص مننژيت انجام گيرد و با درمان صحيح تب مدت 2 تا 5 روز از بين مي رود .
تعريف بيماري :
بيماري مالاريا يكي از شايعترين بيماريهاي منتقله توسط ناقلين در كشور مي باشد كه بعلت حضور انگل تك ياخته بنام
پلاسموديوم در خون انسان ايجاد مي شود . پلاسموديومها در داخل گلبولهاي قرمز خون رشد ميكند و پس از رشد ، تكثير نموده و موجب پاره شدن گلبولهاي قرمز خون و بروز علائم مالاريا مي شود .
همه گيري شناسي :
هر سال در جهان 500 – 300 ميليون نفر به مالاريا مبتلا ميشوند و از اين تعداد بيش از 1 ميليون نفر جان خود را از دست مي دهند . در دنيا هر ثانيه ، يعني در گفتن هر كلمه مالاريا تعداد 10 كودك براي مبارزه با مرگ در اثر مالاريا پنجه نرم مي كنند . كل موارد مالاريا در جهان بيش از 5 برابر مجموعه ( سل ، ايدز ، سرخك ، جذام ) است .بيشترين موارد بيماري مالاريا در ايران مربوط به استانهاي سيستان و بلوچستان ، هرمزگان و قسمت گرمسيري كرمان مي باشد .
عامل بيماري انگلهاي تك سلولي بنام پلاسموديوم مي باشد.در ايران سه گونه پلاسموديوم وجود دارد كه عبارتند از :
پلاسموديوم
ويواكس و پلاسموديوم مالاريه يا مالارياي سه- يك خوش خيم و پلاسموديوم فالسيپاروم يا مالارياي سه- يك بدخيم
پلاسموديوم
فالسيپاروم از همه خطرناكتر بوده و اگر درمان نشود باعث مرگ بيمار مي شود .
ناقل بيماري پشه هاي آنوفل ماده مي باشد . در كشور ايران 19 گونه پشه آنوفل شناخته شده كه 7 گونه آن ناقل بيماري مي باشد
پشه هاي آنوفل بيشترين زمان خونخواري را در شب انجام ميدهند .
دوره كمون :
دوره كمون بر حسب نوع انگل فرق ميكند و در نوع ويواكس 14-7 روز است .
راه انتقال بيماري :
رايجترين روش انتقال بيماري از طريق گزش پشه آنوفل ماده از شخص بيمار به شخص سالم ميباشد.
علائم بيماري :
اشخاصي كه به بيماري مالاريا مبتلا مي شوند ابتدا احساس سرما مي كنند و سپس لرز مي نمايند و بعد دچار تب مي شوند و درنهايت عرق مي كنند كه به اين مراحل حمله مالاريا گفته مي شود . علائم ديگر مالاريا سردرد ، استفراغ ، بزرگي طحال ، كم خوني و دردهاي عضلاني مي باشد .
روش تشخيص بيماري :
ساده ترين و مطمئن ترين روش تشخيص قطعي بيماري آزمايش خون است. كه ميتوان با تهيه گسترش خوني در فاصله زماني كمتر از نيم ساعت به وجود بيماري پي برد.
درمان :
درمان اساسي مبتلايان به پلاسموديوم فالسيپاروم و ويواكس با كلروكين و پريماكين طبق دستورالعمل كشوري توصيه ميگردد. در پلاسموديوم ويواكس كلروكين در افراد بالغ 1500 ميليگرم ( 10 قرص ) در مدت سه روز بصورت زير مصرف مي شود : روز اول 600 ميليگرم ( 4 قرص ) - روز دوم 600 ميليگرم ( 4 قرص ) و روز سوم 300 ميليگرم ( 2 قرص ) و پريماكين از روز سوم بمدت 14 روز روزانه 15 ميليگرم ( 1 قرص ) با انجام تست G6PD و يا تجويز پريماكين به مدت 8 هفته هر هفته 45 ميليگرم ( 3 قرص ) . در بچه ها پريماكين به مقدار 25/ ميليگرم براي هركيلوگرم از وزن بدن بيمار بمدت 14 روز و يا 75/ ميليگرم براي هركيلوگرم هفته اي يكبار بمدت 8 هفته توصيه مي شود . پريماكين در زنان حامله ، بچه هاي زير يكسال ، افراديكه داراي كمبود G6PD هستند نبايد مصرف شوند .
اقدامات پيشگيري كننده :
1 - آموزش بهداشت به مردم به منظور شناساندن علائم ، راههاي انتقال و پيشگيري از بيماري به آنها .
2 - بيماريابي : جهت قطع زنجيره انتقال بيماري و پيداكردن سريع مخازن آلوده و درمان بموقع و كامل آن نقش مهمي در كنترل اين بيماري دارد .
3 - مبارزه با ناقل بيماري :
- جلوگيري از گزش توسط پشه آنوفل با اقدامات ذيل :
- خوابيدن در زير پشه بند در موقع شب .
- استفاده از توري مناسب براي پنجره ها و دربهاي خانه يا حداقل اتاقهاي كه افراد در شب در آنجا مي خوابند .
- استفاده از مواد دور كننده حشرات بر روي نقاط باز بدن .
- استفاده از حشره كشهاي خانگي بصورت اسپري يا تدخيني در محلهاي استراحت قبل از خواب
- از بين بردن محلهاي تكثير پشه هاي آنوفل :
- از بين بردن و خشكاندن آبهاي راكد .
- جاري كردن و بحركت انداختن آبهاي راكد پر كردن بركه ها و گودالها
- استفاده از ماهيهاي لاروخوار و باسيلهاي لاروكش و لاروكشهاي شيميايي در داخل آبهاي كه ميتواند محل مناسبي جهت تخمگذاري پشه هاي آنوفل باشد .
- از بين بردن پشه هاي بالغ :استفاده از حشره كشهاي شيميايي طولاني اثر از جمله بايگون و آيكون بصورت سمپاشي ابقايي اماكن داخلي انساني و حيواني .
مقدمه و اهميت بهداشتي
اين بيماري در تمام نقاط دنيا ديده مي شود . و در منا طق شهري شايعتر از منا طق رو ستايي است . بيماري سيفليس بيشتر در دوره فعاليت جنسي و بيشتردر سنين 15 تا 39 سال پيش مي آيد . افزايش موارد بيماري بيشتر در طبقات با شرايط اقتصادي اجتماعي نا مطلوب اتفاق مي افتد. استفاده از دارو هاي غير مجاز و روسپيگيري از فاکتور هاي خطر اين بيماري محسوب مي شود. موارد اين بيماري از سال 1957 در سراسر دنيا افزايش يافته است.اين بيماري همواره در حال تغيير و تحول مي باشدو ممکن است خيلي زود اندامها و دستگاههاي حياتي را فرا گيرد و زماني ممکن است سالها در حالت اختفا و بدون علامت باليني واضحي باقي بماند.
تعريف بيماري سيفليس
يک بيماري آميزشي ميکروبي مزمن است . که با زخم و سفتي اطراف آن همراه است و تقريبا هميشه از طريق جنسي منتقل مي شود.
ميزبان
انسان ميزبان طبيعي اين بيمار ي مي باشد. و تمام کساني که با بيمار مبتلا تماس جنسي دا شته باشند در معرض خطر قرار دارند. حتي اگر زخم ، خارش يا آزاري هم نداشته باشد، آلودگي ظاهر مي شود و بيشتر بدون علامت است . ابتلاي به سيفليس در بسياري از موارد به ويژه در زنها تشخيص داده نمي شود.
راههاي انتقال
توسط تماس مستقيم با ترشحات عفوني ، ضايعات اوليه پوست و غشا هاي مخاطي ، تر شحات بدن ، ترشحات بزاق ، مني ، خون و تر شحات واژن افراد آلوده در طول تماس جنسي و به ندرت تو سط بو سيدن يا نوا زش کردن کودکان مبتلا به بيماري مادر زادي با تظا هرات او ليه ؛ اتفاق مي افتد. تماس غير مستقيم با وسايل آلوده نيز مي تواند منجر به انتقال عفونت شود کارکنان بهداشت و پزشکان به دنبال معاينه کلينيکي ضايعات عفوني آلوده ايجاد مي شود و ضايعات اوليه در دست پرسنل ايجاد مي شود. عفونت جنين از طريق انتقال جفت يا در هنگام زا يمان اتفاق مي افتد.
سير بيماري و پيش آگهي
براي سيفليس دو مر حله حاد ( زود رس ) و مزمن ( دير رس) قايل هستند . اين دو مرحله را مي توان با رو شهاي باليني آسيب شناسي و ايمني شناسي از يکديگر تميز داد. گر چه ضايعات زود رس ماهيت عفوني دارد. اما به نسبت خوش خيم بوده و خود به خود بهبود مي يابند . اما اگر علايم سرم شناسي مثبت باشد بايد درمان صحيح و کافي انجام شود . نه تنها بيماري معالجه خواهد شد بلکه آزما يشهاي مر بوط نيز در ظرف مدت يکسال منفي خواهد شد. احتمال ايجاد عفونت مجدد هميشه و جود دارد.به هر حال اين عفو نت ها اغلب با ضايعات جديد همراه مي باشد. عود بيماري زماني صورت مي گيرد که تعدادي از ميکرو بها بر اثر درمان از بين نر فته با شند. و بنا براين مجددا شروع به رشد و تکثير مي کنند بيشتر عو دها در طي سال اول صورت ميگيرد . ولي در بعضي موارد نادر ممکن است عود بيماري مدت 2 سال يا بيشتر بعداز ختم درمان خود نمايي کند به طور کلي 25 در صد مبتلا يان که بيماري آْنها در مراحل ابتدايي درمان نشده يا اين که نا قص در مان شده اند دچار حملات عود کننده مي شوند.
مراحل و علايم باليني
از نظر باليني سيفليس را به سيلفيس اوليه ، ثانويه ، نهفته ، دير رس و سيفليس مادر زادي تقسيم کر ده اند.
سيفليس اوليه
ضايعه10 تا 90 روز پس از تماس ، زخم بدون دردي با قاعده سفت همراه با ترشحات در محل ميکروب ظاهر مي شود.ميکروب قبل از ايجاد ضايعه اوليه وارد جريان خون مي شود و پس از ايجاد شانکر آدنوپاتي (تورم غدد لنفاوي)بدون تموج و با قوام سفت در نزديکترين محل ضايعه ايجاد مي شود.
در دومين مرحله
2 تا 6 ماه پس از تماس نشا نه هاي خفيفي مانند خستگي ، تب ، گلو درد ، بي اشتهايي ، ضعف مختصر ، سر درد و درد عضلاني و ريزش موها ظاهر مي شود ، که شا خص ترين تظا هرات اين مر حله بثورات پوستي قرينه و بدون خارش است که اغلب کف دستها و پاها را گر فتار مي کند.
در سومين مر حله
پس از 2 سال تخريب سيستم عصبي و حتي مرگ ظاهر مي شود.
سيفليس نهفته يا مخفي
مر حله اي از بيماري سيفليس است که بيمار داراي نشا نه هاي قابل تشخيص باليني نبوده و فقط با آزمايش خون تشخيص داده مي شود و دوره مخفي بيماري ممکن است 1 تا 40 سال يا بيشتر بطول انجامد.
سيفليس دير رس
در مر احل نهايي ممکن است در هر بافت و عضوي از بدن خود نمايي کند و تظا هرات باليني آن مي تواند شکل هر بيماري خا صي را به خود گيرد، در گذشته سيفليس دير رس اغلب با نشا نه هاي شديد پو ستي و ضا يعات استخواني همراه بود ، اما در زمان حا ضر به طور عمده سيستم قلبي و عروقي و دستگاه عصبي مرکزي را گر فتار مي سازد ضا يعات پوستي در اين نوع سيفليس منفرد و غير قرينه مي با شند و داراي حا شيه هلالي شکل و حدود مشخص هستند و بهبودي آنها از قسمت مرکزي يا کناري شروع مي شود سيفليس استخواني زياد شا يع نبوده اما در صورت بروز استخوان بيني ، سقف کام ، استخوانهاي جمجمه درشت ني و تر قوه را گر فتار مي کند.
سيفليس مادر زادي يا انتقال داخل رحمي
معمو لا طريق مقاربت به مادر منتقل و از مادر نيز از طريق جفت جنين منتقل مي شود. اين انتقال در8 هفته اول بارداري عملي نيست و پس از 8 هفتگي صورت مي گيرد . در صورت ابتلاي مادر از نيمه دوم حا ملگي احتمال انتقال بيماري به جنين تا 95 در صد گزارش شده است . حتي در نوع شديد سيفليس باعث مرگ جنين و مرده زايي مي شود. غالب نوزادان سيفليسي در بدو تولد سالم به نظر مي رسسند. در آنهايي که داراي نشانه باليني هستند بيشترين ضايعات در پوست و استخوانها مشاهده مي شود . در اولين هفته بعد از تولد ممکن است ضا يعات تا ولي در کف دست و پا ايجادشود. در صورت عدم درمان ، نزديک 90 در صد کودکان سيفليسي علايم جلدي را نشان خواهند داد.
پيشگيري
c خويشتن داري در را بطه جنسي
c رفتار جنسي مسئو لانه
c خودداري از تماس جنسي با فرد داراي زخم مشکوک
c کاربرد کا ندوم در تماس جنسي به منظور کاهش احتمال خطر آلودگي
c براي مردان شستن آلت تنا سلي با آب و صا بون بعد از مقاربت ، اين روش مو جب حفاظت کمي خواهد شد.
مرا قبت از بيماران سيفليسي
در مواردي که در مان براي آنها شروع نشده چون احتمال سر ايت بيماري وجود دارد بايد با احتياط عمل شود. تر شحات آنها نياز به ضد عفوني دارد و بايد براي معا ينه از دستکش استفاده شود . مبتلا يان به سيفليس قلبي عروقي و کبدي نياز به مرا قبت بيشتري دارند. بيمار يابي و درمان کافي کليه مبتلا يان به سيفليس از اهميت و يژه اي بر خوردار است. هر چند يا فتن کليه موارد سيفليس در جامعه کار ساده اي نيست . بسياري از بيماران قبل از مرا جعه به پزشک به دارو خانه ها مرا جعه و دارو در يا فت مي کنند و به طور سنتي و خارج از مرا قبتهاي ويژه پزشکي و پر ستاري به خود درماني مي پر دازند. و چون دارو به ميزان کافي مصرف نمي کنند معمولا با شکست درمان و عود همراه خواهند بود بنا براين گزارش بيماري و پيگيري و نظارت بر مصرف دارو طبق نظر پزشک اهميت زيادي دارد.
دیفتری یک عفونت باکتریایی جدی است که اغلب غشاء مخاطی بینی و گلو را درگیر می کند و بیماری منجر به گلو درد شدید، تب، تورم غدد لنفاوی و ضعف می گردد. اما شاه علامت تشخیصی وجود یک غشاء خاکستری ضخیم برروی گلو است که تنفس را مشکل می سازد. همچنین دیفتری ممکن است پوست را درگیر نماید. سالها پیش دیفتری یکی از عوامل مرگ در کودکان بود. امروزه به علت واکسیناسیون در سراسر جهان بیماری دیفتری به ندرت در ایالات متحده و کشورهای پیشرفته بروز می نماید. در مراحل پیشرفته بیماری دیفتری به قلب، کلیه ها و سیستم عصبی صدمه می رساند. نزدیک به یک دهم از افرادی که به بیماری دیفتری مبتلا می شوند می میرند.
علائم و نشانه ها
گلو درد و خشونت صدا
بلع دردناک
غدد متورم (بزرگی غدد لنفاوی) دور گردن
غشاء ضخیم خاکستری روی گلو و لوزه ها
تنفس مشکل و سریع
ترشحات بینی
تب و لرز
بی حال
علائم و نشانه های بیماری دو تا پنج روز پس از آلودگی نمایان می شوند ولی ممکن است تا 10 روز بعد نیز به طول بینجامد. درمراحل اولیه ممکن است بیماری با گلودرد ویروسی اشتباه شود. علائم اولیه دیگر عبارتند از :
یک تب خفیف و غدد متورم در گردن. باکتری مولد بیماری به غشاء موکوس بینی و گلو حمله کرده و لوزه ها را با یک غشاء می پوشاند. گلو متورم و ملتهب می گردد. ممکن است التهاب به طنابهای صوتی و حنجره انتشار یافته و با تورم گلو، مجاری هوایی را تنگ نماید.
شاه علامت
باکتری سمی تولید می نماید که منجر به ایجاد یک غشاء خاکستری ضخیم در بینی ، گلو یا مجاری هوایی می گردد و این یک نشانه دیفتری است که بیماری را متمایز می نماید. این غشاء اغلب خاکستری کثیف یا سیاه بوده و منجر به مشکل تنفسی و تورم دردناک گلو می شود. در مراحل پیشرفته، فرد مبتلا به دیفتری ممکن است، مشکلات تنفسی شدید و علائمی از تنفس مختل نظیر تنفس سریع ، یک ضربان قلب تند ، پوست رنگ پریده را تجربه نماید. برخی افراد آلوده به باکتری مولد دیفتری تنها بیماری خفیفی را نشان داده و هیچ علامت یا نشانه ای از بیماری را تجربه نمی کنند. آنها حاملین بیماری هستند، زیرا ممکن است منجر به سرایت بیماری به دیگران شوند بدون این که علامت یا نشانه ای از بیماری را در خودشان نشان دهند.
دیفتری پوستی
دیفتری به دو شکل رخ می دهد. یک نوع باعث درگیری غشاء های مخاطی بینی و گلو و نوع دیگر پوست را درگیر می نماید. یک زخم آلوده به باکتری معمولاً قرمز ، دردناک و متورم است . یک زخم آلوده با باکتری دیفتری همچنین ممکن است با مواد خاکستری و کثیف پوشیده شود. اگر چه این بیماری در شرایط آب و هوایی گرمسیری شایع است، دیفتری پوستی در آمریکا و به ویژه بین افرادی با وضعیت بهداشتی ضعیف که در مناطق شیوع زندگی می کنند نیز بروز می کند. در موارد بسیار نادری دیفتری چشم را درگیر می نماید.
علل
عامل بیماری باکتری کرینه باکتریوم دیفتریه می باشد. اغلب باکتری در سطح غشاء مخاطی گلو تکثیر یافته و منجر به التهاب این ناحیه می گردد. برخی گونه های این باکتری تولید سمی مینمایند که به قلب ، مغز و اعصاب آسیب می رساند. شما از طریق استنشاق قطرات معلق در هوا به بیماری مبتلا می شوید. دیفتری از طرق ذیل از فرد مبتلا به دیگران انتقال می یابد.
عطسه و سرفه به خصوص در موقعیت های شیوع
لوازم شخصی آلوده نظیر لیوان آب که توسط فرد آلوده استفاده می شوند.
لوازم خانگی آلوده نظیر حوله فرد مبتلا
تماس با یک زخم آلوده به باکتری دیفتری
افراد آلوده به بیماری و کسانی که درمان نشده اند طی بیش از 6 هفته می توانند عفونت را به دیگران منتقل نمایند، حتی اگر هیچ گونه علائمی از بیماری را نشان ندهند.
عوامل خطر
کودکان کمتر از 5 سال و بالغین بالای 60 سال
زندگی در مناطق شلوغ و کثیف
سوء تغذیه
کودکان و بالغین غیر ایمن در برابر بیماری
افرادی با سیستم ایمنی تضعیف شده.
دیفتری هنوز در کشورهای پیشرفته معمول است، به طور مثال اپیدمی بزرگ دیفتری در سال
1990 میلادی باعث 5000 مرگ در روسیه شد. بیشتر موارد بیماری در افرادی رخ می دهد که واکسیناسیون ناکامل داشته اند.
غربالگری و تشخیص
در کودکی بیمار که از گلو درد رنج می برد و لوزه و گلو با یک غشاء خاکستری پوشیده
شده است باید به بیماری دیفتری شک کرد . با نمونه گیری از غشاء خاکستری و ارسال آن جهت کشت آزمایشگاهی می توان تشخیص دیفتری را تائید کرد. با ارسال یک نمونه بافتی از زخم آلوده و انجام تست های آزمایشگاهی نوع دیفتری درگیر کننده پوست تعیین می گردد. در صورت شک به دیفتری درمان حتی قبل از مشخص شدن نتایج آزمایش ها باید فوراً آغاز گردد.
عوارض بیماری
- مشکلات تنفسی : سم تولیدی توسط باکتری منجر به صدمات بافتی در ناحیه عفونت، بینی و گلو می شود. این عفونت موضعی ایجاد یک غشاء کثیف خاکستری رنگ، حاوی سلول های مرده باکتری و مواد دیگر برروی غشاء مخاطی بینی و گلو می نماید. این غشاء از طریق انسداد تنفسی عواقب خطرناک دارد.
- صدمات قلبی : سم باکتری از طریق خون به دیگر بافت های بدن نظیر عضلات قلبی آسیب می رساند. یکی از عوارض بیماری التهاب عضلات قلب می باشد. علائم و نشانه های این عارضه شامل تب، درد قفسه سینه، درد مفاصل و افزایش غیر طبیعی ضربان قلب می باشد. صدمات عضلات قلبی ممکن است خفیف و یا شدید باشند. موارد شدید منجر به نارسایی احتقانی قلب و مرگ ناگهانی می شود.
- صدمات کلیوی : سم دیفتری کلیه ها را درگیر نمونه و توانایی تصفیه خون را در کلیه ها کاهش می دهد.
- صدمات عصبی : سم به اعصاب و به خصوص اعصاب گلو آسیب رسانده، در نتیجه بلع مشکل می شود. اعصاب بازوها و پاها ممکن است ملتهب شوند. و منجر به ضعف گردند.
در موارد شدید اعصاب عضلات تنفسی آسیب دیده و تنفس را مشکل می سازند.
با درمان به موقع، اغلب مبتلایان به عوارض مبتلا نمی شوند اما بهبود به آهستگی صورت
می گیرد. دیفتری در یک مورد از هر 10 مورد کشنده می باشد.
درمان
- ضد سم : بعد از اثبات بیماری دیفتری کودک یا فرد بالغ آلوده یک ضد سم اختصاصی دریافت می نماید. این ضد سم دیفتری،سموم موجود در گردش خون را خنثی می نماید. ضد سم به صورت داخل وریدی یا عضلانی تجویز می شود اما ابتدا باید تست حساسیت پوستی انجام شود، تا از عدم حساسیت فرد به ضد سم مطمئن گشت. فرد حساس به ضد سم ابتدا باید نسبت به ضد سم غیر حساس شود. برای حصول این عمل ابتداد دوز کم تجویز و سپس به صورت تدریجی دوز را افزایش می دهیم.
آنتی بیوتیک
در درمان دیفتری، آنتی بیوتیک هایی نظیر پنی سیلین یا اریترومایسین کاربرد دارند. آنتی بیوتیک زمان مسری بودن بیماری را کاهش می دهد . کودکان و بالغین مبتلا به بیماری اغلب جهت درمان نیازمند بستری در بیمارستان می باشند. فرد مبتلا به بیماری دیفتری باید در بخش مراقبتهای ویژه ایزوله شود.پزشک جهت جلوگیری از انسداد تنفسی مقداری از غشاء خاکستری و ضخیم موجود در گلو را خارج می نماید. دیگر عوارض دیفتری نیز نیاز به درمان دارند. یکی از عوارض التهاب عضلات قلب می باشد. در موارد پیشرفته بیماری، تا زمان بهبود کامل فرد نیازمند حمایت تنفسی می باشد.
درمانهای پیشگیری کننده
در صورت تماس با فرد آلوده به دیفتری جهت آزمایش و درمان احتمالی به پزشک مراجعه نماید. پزشک ممکن است جهت پیشگیری از عفونت، آنتی بیوتیک تجویز نماید. همچنین فرد آلوده باید یک دوز یادآور واکسن دیفتری دریافت نماید. همچنین پزشک ناقلین بیماری را توسط آنتی بویتیک درمان می نماید.
پیشگیری
قبل از کشف آنتی بیوتیک، دیفتری یک بیماری شایع در اطفال بود. امروزه بیماری از طریق تزریق واکسن علاوه بر درمان پذیری قابل پیشگیری نیز می باشد. واکسن دیفتری اغلب همراه با واکسن کزاز و سیاه سرفه می باشد و به عنوان واکسنDPT شناخته می شود. آخرین نوع این واکسن نوع Dtap می باشد. این واکسن یکی از واکسن هایی است که تجویز آن در آغاز دوران شیرخوارگی توصیه می شود.این واکسن شامل 5 مرحله تزریقی در بازو و ران می باشد. این واکسن در سن 2 ماهگی، 4 ماهگی، 6 ماهگی، 18-15 ماهگی و 6-4 سال تزریق می گردد. واکسن دیفتری در پیشگیری بسیار مؤثر است. اما ممکن است دارای یک سری عوارض جانبی باشد. این عوارض عبارتند از : یک تب خفیف ، گیجی، درد در محل تزریق واکسن. ندرتاً واکسن DPT منجر به عوارض جدی نظیر واکنش آلرژیک، سرع یا شوک در کودکان می گردد که همگی قابل درمان می باشند. برخی کودکان نظیر کودکان مبتلا به اختلالات مغزی پیشرفته کاندید مناسبی برای دریافت واکسن DPT نیستند.
دوزهای یادآور
بعد از تزریق دوزهای اولیه واکسن در دوران کودکی جهت حفظ ایمنی در برابر بیماری نیاز به تجویز دوز یادآور واکسن می باشد، این بدین دلیل است که ایمنی نسبت به دیفتری با گذشت زمان کاهش می یابد. تجویز اولین دوز یادآور حوالی سن 12 سالگی صورت می گیرد و سپس هر 10 سال تکرار می شود ، به خصوص هنگامی که شما مقصد مسافرت به نواحی آلوده به بیماری را دارید. دوز یادآور واکسن دیفتری همراه با دوز یادآور واکسن کزاز تجویز می شود. واکسن کزاز _ دیفتری Td در بازو و ران تزریق می شود. طبق توصیه پزشکان افراد بالاتر از 7 سال که واکسن دیفتری دریافت نکرده اند، باید سه دوز واکسن Td دریافت نمایند.
مراقبت شخصی
بهبود دیفتری نیازمند یک استراحت طولانی مدت می باشد و تا زمان بهبودی کامل یا 6 هفته باید استراحت نمایند. در صورت درگیری قلبی، استراحت یک جزء مهم درمانی می باشد. قرنطینه کردن بیمار در جلوگیری از انتشار بیماری بسیار مهم و مؤثر است. همچنین شستن دست افراد خانواده نیز به جلوگیری از انتشار بیماری کمک می نماید. به علت همراهی بلعیدن دردناک با بیماری، بیمار باید با غذاهای نرم و مایعات تغذیه شود. بعد از بهبودی بیمار، جهت جلوگیری از عود یک دوره کامل واکسیناسیون دیفتری نیاز می باشد. ابتلا به دیفتری، ایمنی در تمام عمر ایجاد نمی کند. در صورت عدم واکسیناسیون کامل شما ممکن است بیش از یک بار به دیفتری مبتلا شوید.
حصبه چيست؟
حصبه يا تب تيفوييد، يک بيماري عفوني است و در اثر ميکروارگانيسمي به نام سالمونلا ايجاد مي شود.
علايم بيماري حصبه کدام مي باشند؟
مبتلايان به اين بيماري معمولاً تب دارند. تب مي تواند به صورت مداوم باشد. شايع ترين علامت بيماري حصبه، تب مداوم است وبهترين راه تشخيص آن، کشت خون مي باشد.فرد ممکن است هيچ علامت ديگري نداشته باشد. همچنين ممکن است علايمي مانند پايين بودن سطح هوشياري، حالت بهت زدگي هم وجود داشته باشد. در مواردي به طور هم زمان اسهال يا يبوست هم ديده مي شود. هم چنين ممکن است درد شکمي منتشر در شکم وجود داشته باشد که خيلي وقتها با آپانديسيت(التهاب آپانديس) حاد اشتباه گرفته مي شود. ممکن است مريض سرفههاي خشکي داشته باشد. خستگي و کوفتگي هم از ديگر علايم است. ولي در حصبه در تمام موارد حتما تب وجود دارد.
علت ايجادکننده و زمينه ساز حصبه کدام است؟
علت بيماري حصبه ميکروارگانيسم سالمونلا مي باشد که معمولاً از طريق خوراکي وارد بدن مي شود (دهاني- مدفوعي) و چنان چه مدفوع بيمار توسط فرد ديگري به صورت غيرمستقيم مثلا از طريق آب وغذاي آماده خورده شده باشد، معمولا اين حالت پيش مي آيد. افرادي که از آبهاي نامطمئن و غير بهداشتي استفاده مي کنند، اگر اين آبها با فاضلاب مخلوط شده باشد، باعث ابتلا آنها به حصبه خواهد شد. البته با توجه به اينکه در سالهاي اخير مساله ي دفع فاضلاب تقريباً بهداشتي شده است، موارد اين بيماري نيز کاهش پيدا کرده است.
راههاي تشخيص بيماري حصبه کدام است؟
بهترين راه تشخيص، کشت خون است. البته کشت مغز استخوان دقيق ترمي باشد، ولي هم مشکل و هم دردناک است. همچنين از کشت مدفوع و ادرار هم براي تشخيص استفاده ميشود. براي تشخيص ميتوان از گاواژ ترشحات دئودنوم (دوازدهه) نيز استفاده کرد، ولي متداول ترين روش کشت خون است. تست ويدال در تشخيص بيماري حصبه در شرايط کنوني ارزش کم تري دارد و جايگاه خوبي براي تشخيص ندارد.
اين بيماري بيشتر در چه سني ديده ميشود و آيا جنبه ي ژنتيکي دارد؟
معمولاً اين بيماري در سن کودکي و نوجواني ديده مي شود. در جوامعي که آلودگي محيطي بالايي داشته باشند، معمولاً کودکان در اوايل عمربه اين بيماري مبتلا مي شوند. اگر فردي در بچگي آلوده نشده باشد، به ندرت ممکن است در سنين بالا دچار اين بيماري شود. افراد با Hiv مثبت ( مبتلا به ايدز ) خيلي مستعد ابتلا به عفونتهاي سالمونلايي هستند و اگر موردي ديده شود که عفونت سالمونلايي تکرار مي شود، بايد به ايدز مشکوک شويم. اين بيماري جنبه ي ژنتيکي ندارد و ميزان ابتلا در دختران و پسران تقريبا يکسان است
بيماري جذام يكي از قديمي ترين بيماريهاي عفوني شناخته شده جهان است، به طوري كه حتي در كتاب انجيل به اين بيماري اشاره شده است. 54 سال پيش «فوليرا» فيلسوف فرانسوي، آخرين يكشنبه ماه ژانويه هر سال را روز جهاني جذام ناميد. در آن زمان در سراسر جهان، تقريباً 15 ميليون نفر به اين بيماري مبتلا بودند، در حالي كه امروزه اين رقم كاهش يافته است.
براساس اعلام مركز بين المللي جذام در سال 2004، 460 هزار مورد بيمار جذامي در دنيا تشخيص داده شده كه نسبت به سال 2003 با 515 هزار مورد تشخيص، كاهش قابل ملاحظه اي را نشان مي دهد. در اين آمار همچنين آمده است كه 43 درصد اين بيماران با عصا حركت مي كنند، 12 درصد آنها كودك اند و 3 درصد نيز دچار نقص عضو شده اند. بررسيهاي انجام شده نشان مي دهد كه اين بيماري بيشتر در كشورهاي هند، ماداگاسكار موزامبيك، نپال و تانزانيا كه داراي آب و هواي گرم و مرطوب و از نظر اقتصادي ضعيف هستند به چشم مي خورد.
جذام يک بيماري مزمن مسري است که به وسيله باسيل هاي مقاومي به نام ميکوباکتريوم لپرا به وجود مي آيد. پوست و اعصاب، مهمترين مناطقي هستند که هدف اين باسيل ها قرار مي گيرند. هر چند که ساير اندام هاي بدن نيز چندان از حمله اين بيمـاري، مصـون نيستنـد. به خصوص دست، پا، صورت و چشم ها ممکن است دچاراين ضايعه شوند. چون عصب اين اعضا از بين مي رود، بيمار آسيب ديدگي و سوختگي حاصل از بيماري را احساس نمي کند و ضايعات حاصله ممکن است تبديل به زخم شوند.
به علاوه اين بيماري ممکن است خود را به صورت ضعف ماهيچه ها و فلج نيز نشان دهد و در نتيجه معلوليتهاي جدي از قبيل از شکل افتادگي عضو يا حتي کوري و از بين رفتن انگشتان دست و پا به وجود خواهد آمد. تظاهر علائم مختلف بستگي به سن، جنس، مهاجرت و ايمني بدن ميزبان دارد. مخزن بيماري، انسان است و بندرت در برخي از انواع حيوانات وجود دارد.
جـذام بـه دو گونـه اسـت، جـذام لپـروماتـو كـه ايـن بيماران دچار يكسري تظاهرات پوستي به صورت پلاكهاي پوستي و ضخيم شدن پوسـت مي شونـد. ابروهـا، مژه هـا و موهـاي بـدن از بين مي رود. در اين نوع بيماري بتدريج غضروف بيني از بين مي رود و بي حسي عصبي به شكل قرينه در سطح بدن به وجود مي آيد كه بيشتر در انگشتان دست و پا شايع است.
نوع ديگر جذام «توبركولوئيدي» است كه در اين نوع، بيمار داراي ضايعات پوستي رنگ پريده اي است كه حس ندارد، درگيري عصبي در دست مي تواند موجب جمع شدن انگشتان چهارم و پنجم يا افتادگي دست شود، البته افتادگي پا هم ديده مي شود.
لك هاي روشن، نشانه واضح
جذام نسبت به ساير بيماريهاي عفوني، بيماري ساده اي است و سرايت آن به فردي است كه به لحاظ ژنتيكي و ايمونولوژي داراي احتمال ابتلا به اين بيماري باشد. ابتلاي حدود 5 درصد افراد در صورت تماسهاي مكرر و مستمر با بيمار جذامي درمان نشده، طي ماهها و سالها امكان پذير است.
احتمال سرايت بيماري از بيماران مبتلا به جذام با گرفتن اولين دوز دارو از بين مي رود. جذام به طور عمده پوست و اعصاب محيطـي را گرفتـار مي كند. عصب محيطي اگر به موقع درمان نشود، تخريب مي شود و اين تنها بافتي است كه دوباره ترميم نمي شود. بنابراين اگر جذام به موقع تشخيص داده شود و درمان آن آغاز شود، از بروز عوارض و معلوليت در فرد جلوگيري مي شود.
اگـر درمـان بـه موقـع شـروع نشـود تخريـب عصـب يكـي دو سـال طـول مـي كشد. از علايمي كه باعث مشكوك شدن به ابتلا به اين بيماري مي شود وجود لك هاي روشن تر از پوست است. اين لك ها حس ندارد.
در جـذام خشـك (كـم باسيـل) ضايعـات پوستـي بـدون خـارش، درد، سوزش و حس روي پوست ديده مي شود، در جذام تر (پر باسيل) لك دانه هايي بدون حس با تعداد زياد روي پوست ديده مي شود.
اغلب افراد مبتلا به اين بيماري انسانهاي فقير هستند، به همين علت بيماري جذام به بيماري فقرا مشهور شده است، زيرا فقر اقتصادي سبب فقر آموزش به ويژه آموزشهاي بهداشتي مي شود. اين در حالي است كه فقر اقتصادي سبب سوء تغذيه شده كه بر اثر آن مقاومت بدن در مقابل ميكروبها كاهش مي يابد.
رعايت نكردن بهداشت فردي و مشترك بدون وسايل بهداشتي شخصي موجب انتقال اين بيماري مي شود كه اين مشكل اغلب در بين خانواده هاي فقير وجود دارد.
درمان جذام
از آن جا که تمامي ميکوباکتريوم هاي فعال قابل کشته شدن هستند، جذام يک بيماري قابل درمان است. چند دارو درماني (MDT )، موثرترين درمان پيشنهادي سازمان بهداشت جهاني براي بيماري جذام است . البته بيماران براي معالجه کامل، بايد به صورت مرتب داروهاي خود را طي دوره هاي نسبتاً طولاني مصرف نمايند . يک دوره 6 ماهه براي بيماران پسي– باسيلاري و يک دوره 24-12 ماهه براي بيماران جذامي مالتي– باسيلاري کافي خواهد بود.
جذام بيشتر از هر چيز، يک بيماري معلوليت آور است از اين رو، هدف از کنترل برنامه ها، علاوه بر قطع انتقال باکتري و درمان بيماران، کاهش ناتواني و معلوليت آنها نيز هست. آنچه که در اين بيماري اهميت دارد، آغاز سريع درمان است. يعني پيش از آن که اولين علايم معلوليتها ظاهر شوند.
شايان ذکر است که جذام هنوز يکي از معضلات جدي سلامت عمومي است. از هنگامي که راه درمان موثر براي آن پيدا شد، امکان پيشگيري از شکل افتادگي اندام ها و معلوليت وسرعت در بهبود، فراهم گرديد. البته به ياد داشته باشيد که اين فقط درصورتي امکان پذير است که درمان تا حد امکان، سريع آغاز شود.
هم اكنون درمان جذام توسط سازمان جهاني بهداشت در سراسر دنيا رايگان صورت مي گيرد، بسته هاي دارويي اين بيماري توسط سازمان جهاني بهداشت به سراسر دنيا اهدا و در سيستم بهداشتي كشور و در مراكز بهداشتي درماني توزيع مي شود و بيمار در صورت نياز مي تواند اين داروها را به صورت رايگان دريافت كند.
ضرورت اصلاح نگاه به جذاميان
از جمله راههاي حذف بيماري جذام در كشور، شناسايي زودرس بيماري و درمان دارويي به موقع و قبل از انتقال ميكروب به اطرافيان و ايجاد معلوليت در بيماران است.
در دهه هاي گذشته در ايران، بيماران صدمه ديده بر اثر جذام در جذامخانه نگهداري مي شدند و اين آسايشگاهها به خانه ابدي آنها تبديل مي شد. امروزه با وجود داروهاي پيشرفته كنوني، لزوم اين كار احساس نمي شود، زيرا افراد مبتلا به جذام، با دوره اول مصرف دارو طي حداكثر 18 ماه، از نظر انتقال بيماري به اطرافيان، بي خطر محسوب مي شوند.
بنابراين بايد نگاه جامعه به افرادي كه بر اثر جذام به معلوليت دچار شده اند، تغيير كند تا آنان بتوانند مانند هر فرد ديگري در جامعه به زندگي خود ادامه دهند. ما از كساني كه مبتلا به جذام بوده اند، درمان شده اند و انتقال دهنده بيماري نيستند اما دچار عوارض و معلوليتهاي ناشي از آن هستند كناره مي گيريم، در حالي كه آنان مانند ساير معلولان هستند. نوع رفتار ما با آنان سبب مي شود كسي كه زماني دچار بيماري بوده، از مردم دوري كند و اين، باعث افزايش مشكلات روحي و جسمي آنان مي شود.
هدف از برگزاري روز جهاني مبارزه با جذام، افزايش آگاهي هاي مردم با هدف كاهش باورهاي غلط در مورد اين بيماري و نگاه علمي به جذام است.
علامت و نشانه ها
در مراحل اوليه کاهش توده استخواني معمولاً هيچ درد و علامت و نشانه اي وجود ندارد اما ممکن است علائم آن شامل موارد زير باشد :
· درد ناحيه پشت و کمر
· کاهش طول قد و همراه با خميدگي و تغيير وضعيت ايستادن
· شکستگي مهره ها ، مچ ، هيپ ( لگن ) ، يا استخوان ها
علل
قدرت و استحکام استخوان به توده و دانستيه استخواني بستگي دارد و دانستيه نيز به کلسيم ، فسفر و ديگر محتويات معدني استخوان بستگي دارد وقتي که يک استخوان مواد معدني خود را از دست مي دهد قدرت و استحکام خود را از دست مي دهد .
دانشمندان هنوز در حال يافتن علتهاي اين بيماري هستند . ساخت و ساز استخوان به گونه اي است که به طور مداوم استخوان جديد ساخته شده و استخوانهاي قديمي از بين مي روند که به آن شکل گيري مجدد استخوان يا نوسازي استخوان گويند اين دوره نوسازي ۲ تا ۳ ماه طول مي کشد . هنگامي که شما جوان هستيد ساختن استخوان جديد بيش ازنابودي استخوانهاي قديمي اتفاق مي افتد بنابراين افزايش توده استخواني داريم . حداکثر توده استخواني در ۳۰ سالگي وجود دارد و پس از آن به آهستگي سالانه ۳/۰ تا ۵/۰ از توده استخواني کاسته مي شود که البته کاهش مصرف و فقدان ويتامين D و کلسيم اين کاهش را تسريع مي کند .
در يائسگي هنگامي که استروژن پائين مي افتد کاهش توده استخواني به ۱ تا ۳٪ درسال افزايش مي يابد اين سرعت در حدود ۶۰ سالگي کاهش مي يابد اما متوقف نمي شود زناني که به سن پيري مي رسند ممکن است ۳۵ تا ۵۰٪ توده استخواني خود را از دست داده باشند که اين وضعيت در مردان چيزي حدود ۲۰ تا ۳۵٪ است .
خطر استئوپروز به مقدار توده استخواني بدن در سنين ۲۵ و ۳۵ سالگي و چگونگي سرعت کاهش اين توده طي سالهاي بعد بستگي دارد مقدار توده استخواني بدن شما مانند يک بانک عمل مي کند و ذخيره استخوان شماست که بعدها طي سالها از دست مي دهيد بکاربردن کلسيم و ويتامين D به اندازه کافي در رژيم غذايي مقدار اين توده استخواني و استحکام آن را تضمين مي کند .
عوامل خطر
تشخيص زودرس بسيار با اهميت است شما ممکن است قادر به کاهش سير بيماري باشيد و يا اگر در معرض آن هستيد پيشگيري نمائيد . عوامل خطر به قرار زير مي باشند .
۱ - جنس : شکستگيهاي ناشي از پوکي استخوان در زنان دو برابر مردان است زيرا زنان توده استخواني کمتري در آغاز دارند و يا عمر طولاني تري هم دارند و همچنين آنها يک کاهش ناگهاني در استروژن را نيز در سن يائسگي تجربه مي کنند که سرعت کاهش استخوان را تسريع مي کند خانم هاي باريک و ظريف در معرض خطر بيشتري هستند . مرداني که هورمونهاي مردانه ( تستوسترون ) در آنها پائين است نيز در معرض خطر بيشتري هستند .
۲ - سن : هر چه سن بالاتر مي رود خطر پوکي استخوان نيز افزايش مي يابد . مرداني که بيشتر عمر مي کنند خطر بيماري بيشتري نيز دارند .
۳ - نژاد : شما اگر از نژاد سفيد يا جنوب شرقي آسيا باشيد در معرض بيشترين خطر ابتلا قرار داريد . نژاد سياه کمترين خطر ابتلا را دارند .
۴- تاريخچه خانوادگي : داشتن مادر و يا خواهر مبتلا به پوکي استخوان خطر ابتلا در شما را بالا مي برد .
۵ - استفاده از تنباکو يا سيگار : نقش آن به درستي دانسته نشده است اما محققين دانسته اند که تنباکو در ضعيف کردن استخوان نقش دارد .
۶ - مدت زماني از طول عمر که يک زن مي تواند استروژن توليد کند : هر چه اين مدت زمان طولاني تر باشد خطر پوکي استخوان کمتر است بعنوان مثال اگر شخصي ديرتر از معمول به يائسگي برسد شانس کمتري براي پوکي استخوان دارد و برعکس هر چه سن يائسگي کمتر باشد ( کمتر از ۴۰ سالگي ) در معرض خطر بيشتري قرار دارند .
۷ - داروها : استفاده طولاني مدت از کورتون ها مثل پردنيزولون - کورتيزون - دگزامتازون - پردنيزون به استخوان صدمه مي زند اين داروها معمولاً در درمان آسم و روماتوئيد آرتريت و پسوريازيس بکار مي رود .
بالا بودن هورمونهاي تيروئيد نيز مي تواند باعث کاهش توده استخواني شود اين شرايط زماني که شما هيپرتيروئيدي (پرکار تيروئيد) داريد و يا هورمونهاي تيروئيدي جهت کم کاري تيروئيد مصرف مي کنيد فراهم مي شود که با انجام آزمايش مقدارTSH مي توان در دوره درماني مقدار هورمونها را کنترل کرد بعضي از ديورتيکها (داروهاي مدر و ادرار آورد) مانند فورسمايد (لازيکس) بومتائيد ، اتاکرينيک اسيد و ... که باعث آزاد شدن کلسيم از کليه به داخل ادرار و دفع آن مي شوند به استخوانها صدمه مي زنند اگر شما در حال حاضر از اين داروها استفاده مي کنيد به پزشک خود مراجعه کرده و از او بخواهيد داروهاي شما را تغيير دهد .
استفاده طولاني مدت از هپارين ، متوتروکسات ، بعضي داروهاي ضد صرع و داروهاي ضد اسيد معده حاوي آلومينيوم نيز باعث کاهش توده استخواني مي شوند .
۸ - کاهش کلسيم دريافتي در طول زندگي : شرايطي که باعث کاهش جذب کلسيم شود . اين شرايط شامل جراحي معده ، يا بيماريهاي دستگاه گوارش مانند بيماري کرون ، بيماري کوشينگ و آنورکسيانوروزا ) نيز به استخوان صدمه مي زنند .
۹ - شيوه زندگي بدون تحرک : بهداشت و سلامت استخوان از سن کودکي تضمين مي شود . بررسي ها نشان داده اند بچه هائي که فعاليتهاي فيزيکي بيشتري داشته اند دانسيته استخواني بالائي هم دارند .
۱۰ الکليسم مزمن : براي مردان الکليسم بيشترين عامل خطر شناخته شده است .
۱۱ - افسردگي : مطالعات جديد نشان داده است زناني که يک دوره افسردگي را تجربه کرده اند خطر بيشتري براي ابتلا به پوکي استخوان دارند .
« غربالگري و تشخيص »
پزشکان با دانسيتومتري مي توانند پوکي استخوان را در مراحل اوليه تشخيص دهند تا به حال آژمايش اصلي براي غربالگري پوکي استخوان روش DEXA بود اما در سال ۱۹۹۸ سازمان FDA ( دارو و غذا ) روش ديگري پيشنهاد کرد که در کمتر از ۱ دقيقه عوامل خطر را مشخص مي کند اين روش با استفاده از امواج صوتي انجام مي شود ( سونوگرافي از پاشنه پا ) اما هنوز روش استاندارد DEXA مي باشد اگر شما يک زن هستيد و داراي شرايط زير ، بايد يک آزمايش دانسيتومتري انجام دهيد .
۱- اگر از داروهايي استفاده مي کنيد که خطر ايجاد پوکي استخوان دارند .
۲- مبتلا به ديابت نوع I هستيد ( نوع جوانان يا وابسته انسولين ) يا بيماريهاي کبد ، کليه و يا داشتن سابقه استئوپروز در خانواده
۳- دچار يائسگي زودرس هستيد
۴- در بعد از يائسگي و سن بيش از ۵۰ سال و داراي حداقل يک ريسک فاکتور استئوپروز هستيد .
۵ - در دوره بعد از يائسگي وسن بالاي ۶۵ بوده و هيچگونه آزمايش دانسيتومتري نداشته باشيد . پزشکان عموماً دانسيتومتري را براي مردان پيشنهاد نمي کنند زيرا اين بيماري در مردان کمتر مشهود است .
« عوارض »
شکستگي شايعترين و بيشترين عارضه مي باشد . شکستگي معمولاً در مهره ها و لگن که تحمل کننده مستقيم وزن هستند اتفاق مي افتد . شکستگي مچ دست بر اثر افتادن نيز شايع است . شکستگي متراکم و درهم فرورونده مهره هاي کمري باعث کاهش طول قد مي شود .
شکستگي لگن دومين شکستگي شايع بر اثر استئوپروز است .
« درمان »
بهترين راه پيشگيري از پوکي استخوان در زنان هورمون درماني است ( HRT ) اما تمام اثرات HRT مفيد و مثبت نيست . مصرف HRT بعنوان يک ترکيب درماني از استروژن و پروژسترون مي تواند منجر به اثرات جانبي جدي ديگري شود . بنابراين بايد با پزشک خود راجع به مصرف آن مشورت نمائيد . HRT به اشکال مختلف در دسترس هستند مانند قرص ،چسب ، کرم ، حلقه واژينال با پزشک خود مشورت کنيد تا مناسبت ترين نوع را براي شما تجويز نمايد .
Braxism واژه اي علمي براي سائيدن دندانها يا فشردن دو فک بهم به خصوص در حين خواب يا تحت فشار روحي است اين واژه از کلمه يوناني ( by chein ) به معناي دندان قروچه گرفته شده است . clenching يک نوع شايع از براکسيسم است و عبارت است از بستن غيرعمدي دندانها روي هم در وضعيت جويدن که شدت حرکات عمومي آن تا ۱۴ برابر حالت نرمال است .
مطالعات زيادي در مورد دليل رخ دادن براکسيسم انجام شده است اما هيچ کسي دليل قطعي بروز آن را نمي داند . به هر حال وقتي در مورد براکسيسم صحبت مي شود استرس و فشار روحي بايد به عنوان يک عامل اساسي در نظر گرفته شود . استرسهاي روزانه در بسياري از افراد عامل آغاز براکسيسم است . البته احتمال دارد که برخي از افراد مبتلا به آن هرکز علائمي ناشي از آن را تجربه نکنند . امکان دارد بروز يا عدم بروز علائم اين اختلال با ترکيب پيچيده اي از عوامل مختلف در ارتباط باشد مانند : ميزان فشار روحي ، مدت زمان سائيدن يا فشردن دندانها ، مرتب يا نامرتب بودن دندانها ، وضعيت بدني ، عادات بد خوابيدن و ...
علائم و نشانه هاي براکسيسم که ممکن است ديده شود عبارت است از :
- سائيدگي دندانها
- ترک برداشتن و شکستن دندانها
- حساس شدن دندانها
- تحليل لثه يا ايجاد شيارهايي در نزيک خط لثه بر روي دندانها
- لقي دندانها
- تشکيل پاکتهاي پريودنتال
- زخم شدن شدن گونه
- درد عضلاني
- سردرد
- مشکلات TMJ
- گوش درد
- شکايت از درد فک و صورت در هنگام بيدار شدن از خواب
- مکيدن انگشت شصت دست توسط کودک
- گاز گرفتن ناخن ها
- جويدن سطح داخلي گونه ها
- بي خوابي و افسردگي و ...
اگر براکسيسم در اثر استرس ايجاد شده باشد تا زمان وجود استرس ادامه خواهد داشت . برخي از موارد اين اختلال در کودکان در نوعي واکنش طبيعي به رشد و تکامل است و معمولاً با رسيدن به سن نوجواني بهبود مي يابد . بيشتر کودکان با رويش دندانهاي دائمي اين عادت را ترک مي کنند چون دندانهاي دائمي به درد حساس ترند .
درمان : ممکن است بتوان بدون در نظر گرفتن علت ايجاد با آرامش قبل از خواب تا حدي آن را کنترل کرد . بطور مثال گرفتن دوش آب گرم ، گوش دادن به موسيقي ملايم يا خواندن کتاب قبل از خواب مي تواند در دستيابي به آرامش مؤثر باشد .
هدف از درمان براکسيسم ، کاهش درد ، پيشگيري از آسيب دندانها و کاهش عادت فشردن دندانها روي هم است .
براي کمک به کاهش درد برخي از اقدامات قابل انجام توسط بيمار به شرح زير است :
- آزاد و شل نگهداشتن عضلات صورت در طول روز با اين هدف که شل نگه داشتن عضلات صورت به يک عادت تبديل شود مي توان به بيمار توصيه کرد در حالي که دندانها از هم جدا و لب ها بسته هستند زبان را در حال استراحت پشت دندانهاي بالا نگه دارد .
- يادگيري تمرينات کششي عضلات براي باز کردن و تعادل طبيعي و حرکات عضلات و مفصل در طرفين سر
- قرار دادن يخ يا آب گرم روي عضلات دردناک
- اجتناب از خوردن غذاهاي سفت مثل آب نبات ، استيک ، گردن و فندق
- نوشيدن آب به مقدار زياد
- تلاش براي کاهش استرس روزانه و يادگيري روشهاي دستيابي به آرامش
- خوابيدن به اندازه کافي
به طور سنتي براي درمان اين اختلال از يک وسيله پلاستيکي نظير Night- guard استفاده مي شود .
اين وسيله بين دندانهاي بالا و پايين سدي ايجاد مي کند که سبب متوقف شدن سائيدن دو قوس فکي روي هم مي شود . در واقع اين وسيله به جاي سطح اکلوزال دندانها سائيده مي شود .
به هر حال اين وسيله راه حل درمان اين اختلال نيست و تنها سبب کاهش عوارض ناشي از آن مي شود.
بيماري مالتيپل اسكلروزيس (Multiple Selerosis) يا تصلب متعدد كه به اختصار به آن ام اس (MS) گفته مي شود. يك بيماري مزمن دستگاه اعصاب مركزي (يعني مغز و نخاع) مي باشد. در حال حاضر در حدود دو ميليون نفر در سرتاسر دنيا دچار اين بيماري مي باشند كه حدود سيصد هزار نفر از آنها در ايالات متحده آمريكا زندگي مي كنند.
بحث هاي زيادي در اين زمينه وجود دارد كه آيا بيماري ام اس در تمام طول تاريخ، بشر را گرفتار مي ساخته است يا فقط از حدود 200 سال پيش براي انسانها مشكل ساز شده است. اگر چه مداركي از تاريخ باستان وجود دارد كه علايمي از بيماري اي مشابه بيماري ام اس را توصيف مي كند، اما پزشكان مطمئن نيستند كه آن چيزي كه توصيف شده است، ام اس مي باشد يا يك بيماري ديگري كه در بعضي ويژگيها مشابه ام اس مي باشد.
خواه بيماري ام اس از چند هزار سال پيش وجود داشته است و يا اينكه در چند قرن اخير ايجاد شده باشد، تا سال 1835 ميلادي هنوز بطور رسمي توصيف نشده بود.
تاريخدانها اولين توصيف علايم باليني ام اس را در كتابي كه توسط دكتر ژان كروويليه (Jean Cruveilhier) استاد دانشكده پزشكي پاريس در فرانسه نوشته شده است، پيدا كرده اند. دكتر ژان كروويليه در اين كتاب در مود چندين بيمار دچار ضعف پيشرونده، فلج دستها و پاها، اختلال در بينايي، اسپاسم يا گرفتگي عضلات و چند علامت ديگر توضيح داده است. همچنين بيان كرده است كه در معاينه و بررسي نخاع اين افراد، مناطقي خاكستري از بافت اسكار (جاي زخم) ديده مي شود كه او آنها را لكه يا نقطه ناميد. دكتر ژان كروويليه اين بيماري را "فلج بر اثر تحليل و از بين رفتن رشته هاي خاكستري نخاع" توصيف نمود.
از آنجايي كه بيماران مبتلا به ام اس مي توانند داراي درجات مختلفي از علايم و مشكلات جسمي، روحي و رواني باشند، پزشكان به اين بيماري بايد بصورت الگوهايي كه ايجاد مي كند نگاه كنند و نه اين كه با ديدن يك علامت خاص، تشخيص ام اس را براي بيمار بدهند.
هيچ آزمايش خاصي وجود ندارد كه تنها با انجام آن بتوان به تشخيص بيماري ام اس رسيد. يك پزشك عمومي وقتي مشكوك شود كه بيمارش ممكن است به بيماري ام اس دچار شده باشد معمولاً او را به يك متخصص اعصاب ارجاع مي دهد. متخصص اعصاب در برخورد با اين بيماران، ابتدا شروع به ارزيابي وضعيت و علايم آنها در طي مدت زمان مشخصي مي نمايد. با مشاهده بروز بعضي از علايم بيماري و انجام آزمايشهايي براي رد كردن ساير بيماريها، متخصص مغز و اعصاب قادر خواهد بود كه تشخيص بيماري ام اس را بدهد. اين الگوهاي بيماري شامل دو حمله عصبي مجزا كه حداقل يك ماه از هم فاصله داشته باشند و يا اينكه يك سري از حملات پيشرونده كه در طي شش ماه ايجاد مي شوند، مي باشد. براي تشخيص ام اس همچنين لازم است با انجام آزمايشهايي مشخص گردد كه بيش زا يك منطقه در سيستم عصبي مركزي وجود دارد كه ميلين آن آسيب ديده است (ايجاد پلاك).
با وجود چنين معيارهاي تشخيصي، چند ماه و يا حتي چندين سال لازم است تا پزشك بتواند تشخيص بيماري ام اس را در يك فرد بدهد. بعضي از علايم بيماري خيلي به آهستگي پيشرفت مي كنند و حملات بعضي از بيماران نيز به فواصل خيلي طولاني از يكديگر ايجاد مي شود. براي مثال خانم نانسي كه 36 سال سن دارد ابتدا متوجه شد كه يك چشمش تار شده است. او به چشم پزشك مراجعه نمود اما چشم پزشك هيچ مشكلي را در چشمهاي او پيدا نكرد و به همين دليل او را نزد يك متخصص مغز و اعصاب فرستاد. متخصص مغز و اعصاب نيز با انجام آزمايشاتي هيچگونه مشكلي را پيدا نكرد. بعد از مدتي چشم خانم نانسي دوباره وضعيت طبيعي خود را به دست آورد و بهبود يافت اما يكسال بعد دچار دردي پاي چپش شد. دوباره به متخصص مغز و اعصاب مراجعه كرد و اين بار نيز هيچ مشكلي يافت نشد. با اين حال، وقتي بعد از مدتي دست راست او دچار سوزش و گزگز شد، پزشك براي او تقاضاي انجام آزمايشهايي را نمود و مشخص شد كه او دچار پلاكهاي عصبي است و در نتيجه به تشخيص بيماري ام اس رسيدند.
شرح بيماري
اسكلروز متعدد (اِم. اِس) يك اختلال مزمن درگيركننده بسياري از عملكردهاي دستگاه عصبي. يك سوم بيماران داراي بيماري خفيف و غيرپيشرونده هستند. در يك سوم ديگر بيماري پيشرفت آهستهاي دارد و در يك سوم باقيمانده پيشرفت بيماري سريع است. اين بيماري بزرگسالان جوان (سنين 40-20 سال) از هر دو جنس را مبتلا ميسازد ولي در خانمها شايعتر است.
علايم شايع
مراحل زودرس:
اختلالات چشمي مبهم نظير تاري ديد يا دوبيني متناوب
ضعف؛ اختلال در راه رفتن يا حفظ تعادل
اختلال حسي مبهم يا كرختي و گزگز كردن
مراحل ديررس:
ضعف قابل توجه؛ لرزش
مشكلات تكلم
بياختياري مدفوع يا ادرار
نوسانات خلقي زياد
ناتواني جنسي در مردان نوع علايم بين بيماران مختلف بسيار متفاوت است. گاهي علايم بيماران به اشتباه به مشكلات روحي يا عصبي نسبت داده ميشود.
علل
علل آن ناشناخته است. تحقيقات در اين باره حاكي از آن است كه مولتيپل اسكلروز (ام. اس) ممكن است ناشي از يك اختلال خودايمني يا يك ويروس داراي فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري آهسته باشد. لكههايي از ماده سفيد در مغز و نخاع تخريب شده و نميتوانند تحريكات عصبي طبيعي را منتقل كنند.
عوارض افزايشدهنده خطر
كودكان و نوجوانان رشد يافته در آبوهواي سرد. مهاجرت بعدي به به منطقهاي با آبوهواي گرم در جلوگيري از بروز بيماري مؤثر نيست.
وجود سابقه خانوادگي اين بيماري
پيشگيري
در حال حاضر قابل پيشگيري نيست ولي دورههاي عود بيماري با درمان كوتاه ميشود. از عفونت كه موجب عود بيماري ميشود پيشگيري كنيد.
عواقب مورد انتظار
گاهي بهبود خودبهخود رخ ميدهد. ولي در بيشتر موارد، ام. اس غيرقابل علاج است. علايم آن قابل تسكين يا كنترل است، و اين بيماري اغلب براي ماهها تا سالها پايدار باقي ميماند. به طور شايع بيماران تا 30-20 سال پس از بروز بيماري زنده ميمانند.
تحقيقات علمي درباره علل و درمان اين بيماري ادامه دارد و اين اميد وجود دارد كه درمانهايي مؤثرتر و نهايتاً علايجبخش عرضه گردند.
عوارض احتمالي
عفونتهاي مجاري ادرار ناشي از اختلالات دفع مدفوع يا ادرار
زخمهاي فشاري ناشي از بستري طولاني مدت
يبوست ناشي از عدم تحرك
درمان
آزمون خاصي براي تشخيص اين بيماري وجود ندارد. بررسيهاي تشخيصي ممكن است شامل سيتي اسكن، امآرآي، پاسخ فراخوانده بينايي (پاسخ الكتريكي نسبت به تحريك يك دستگاه حسي)، آزمايش مايع نخاع و معاينه فيزيكي باشد.
اين بيماري درمان اختصاصي ندارد. فروكش بيماري خودبهخود رخ داده و ارزيابي ميزان موفقيت درمان را مشكل ميسازد.
حمايتهاي روحي رواني. تشويق و اطمينان دادن به بيماران جهت كمك به جلوگيري از پيدايش نااميدي به درمان ضروري است.
براي ادراره يك زندگي طبيعي تا حدامكان تلاش كنيد ولي خود را خسته نكيند.
از محيطهاي گرم، حتي از دوش آب داغ گرفتن، اجتناب كنيد. گرما ميتواند به طور موقت علايم را تشديد كند.
از ماساژ مكرر نواحي درگير استفاده كنيد. اين كار به پيشگيري از ايجاد جمعشدگي عضلات كمك ميكند.
از استرس بپرهيزيد زيرا ممكن است علايم را بدتر كند.
گذاشتن سوند ادرار توسط خود بيمار در موارد تخليه ناكامل مثانه
برخي درمانگران طبي غيرمتعهد درمانهاي اثبات نشده بيارزشي را ارايه ميدهند. قبل از صرف هزينه خود بابت اين درمانها با گروه پزشكي خود در مورد درمانهاي غيرمعمول اين بيماري مشورت كنيد.
بستري كردن بيماران يا مراقبت از آنها در آسايشگاههاي بيماران بسته به شدت بيماري ممكن است لازم باشد.
داروها
داروهاي كورتوني در طي دورههاي عود بيماري يا تشديد علايم.
سيكلوفسفاميد به مهار واكنش مضّر دستگاه ايمني كمك ميكند.
شلكنندههاي عضلاني براي كنترل گرفتگي عضلات اينترفرون و ساير درمانها در دست بررسي قرار دارند. درمانهاي جديدي ممكن است به زودي عرضه گردند.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
يك برنامه منظم از تمرينهاي فيزيكي و فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي ذهني ضروري است. درمان فيزيكي و بازتواني عضلاني با وسايل مكانيكي (استفاده از بريس، عصا يا واكر) براي غلبه بر معلوليتهاي فيزيكي توصيه ميگردد.
دورههاي منظم استراحت را برنامهريزي كنيد.
در صورت امكان فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري جنبي خود را ادامه دهيد. مشاوره با متخصص مربوط در اينباره ممكن است سودمند باشد.
رژيم غذايي
از يك رژيم غذايي عادي متعادل شده، و البته پر فيبر براي پيشگيري از يبوست، استفاده كنيد.
بروز موارد زير در طي درمان:
ـ اختلالات بلع يا تنفس
ـ تشديد ناگهاني ضعف
ـ تب و لرز، يا ساير علايم عفونت
روانپزشکان اسکيزوفرني را نوعي بيماري ذهني مي شناسند . بنا بر تعريف فرد مبتلا قابليت تميزدادن بين افکار و تصورات قوي خودش و واقعيت را ندارد . از جمله علائم اين بيماري اين است که فرد ممکن است صداهايي را بشنود که ديگران نمي شنوند يا ممکن است فکر کند که افراد ديگر مي توانند فکر او را خوانده و يا افکار او را کنترل کنند .
چگونه مي توان اين وضعيت را تشخيص داد ؟
مشکلاتي از اين قبيل معمولاً با سردرگمي يا حتي تغييرات قابل ملاحظه در رفتار صورت مي گيرد .
روانپزشکان اين وضعيت روحي رواني را با توجه به علائم مثبت و منفي متفاوتي تشخيص مي دهند.
علائم مثبت عبارتند از :
1. اغتشاش فکري
2. هذيان
3. توهم
علائم منفي عبارتند از :
1. احساس بي تفاوتي يا بي احساسي
2. ناتواني در تمرکز کردن
3. اجتناب از تماس با افراد ديگر
4. نياز داشتن به حفاظت
اغتشاش فکري
فردي دچار اغتشاش فکر است که نتواند رشته منطقي افکارش را دنبال کند و ايده هاي او در هم ريخته و يا به سختي قابل فهم توسط ديگران باشد .
هذيان
برخي افراد صداهايي را مي شنوند که ديگران نمي شنوند . اين صداها ممکن است صداهاي آشنا ، دوستانه يا انتقادي باشند . اين صداها ممکن است رفتار يا افکار فرد شنونده را بررسي مي کنند و يا ممکن است به او بگويند چه بايد بکند صرف شنيدن اين قبيل صداها به معناي داشتن اسکيزوفرنيا نيست.
توهم
توهم ، به باورها و تجاربي مي گويند که ديگران در داشتن آنها شريک نيستند به عنوان مثال ممکن است کسي فکر کند که او توسط افراد پليس مخفي تعقيب مي شود و يا توسط نيروهاي غيبي کنترل مي شود که افکار معيني را در سر او گذاشتند .
علائم منفي
به کناره گيري اجتماعي ، بي تفاوتي و ناتواني در تمرکز علائم منفي مي گويند زيرا خصوصيت آنها چندان روشن نيست به راحتي نمي توان گفت که آيا اين علائم بخشي از عوارض اسکيزوفرنيا هستند و يا آنها عوارض عکس العمل فرد در مقابل چيزهاي ديگري است که باعث سرخوردگي و ترس او شده اند . همچنين چنين علائمي مي توانند واکنشي نسبت به رفتار سايرين باشد . در اغلب موارد کسي که داراي مشکلات ذهني است با بي توجهي يا تبعيض مواجه مي شود و اين باعث انزوا و افسردگي او مي گردد .
چه افرادي احتمال بيشتري دارد که به اين بيماري مبتلا شوند ؟
از هر صد نفر يک نفر در مقطعي از زندگي اش ممکن است به اين بيماري مبتلا شود . اين رقم براي زن و مرد کماکان يکي است . ولي مردها معمولاً در سن جوانتري به اين بيماري مبتلا مي شوند . تخمين زده شده است که حدود يک سوم کساني که از چنين اختلالي رنج مي برند فقط يک بار در زندگي شان آن را تجربه مي کنند . يک سوم ديگر آنها ممکن است اين وضعيت را گهگاه تجربه کنند در حالي که يک سوم ديگر ممکن است آن را براي هميشه تجربه کنند .
آيا افراد مبتلا به اسکيزوفرنيا خطرناک هستند ؟
يکي از اسطوره هاي غلط عمومي در اين باره اين است که گويا اسکيزوفرني به معناي شخصيت دوگانه است و کسي که از اين وضعيت رنج مي برد ممکن است از حالت آرام به حالت غيرقابل کنترل تغيير مزاج بدهد .
اغلب در رسانه اي نوشتاري و ديداري داستانهاي اغراق آميزي درباره اسکيزوفرنيک ها وجود دارد و از آنها به عنوان افرادي خطرناک که بايد تحت کنترل داروهاي آرام بخش باشند و در بيمارستان نگه داشته شوند ياد مي کنند . بسياري از کساني که از اسکيزوفرنيا رنج مي برند مرتکب جرائم خشونت آميز نمي شوند و بسياري از اين گونه جرائم توسط اين افراد صورت نمي گيرد .
چه چيز باعث اسکيزوفرني است ؟
به علت وجود اختلاف نظر درباره اسکيزوفرني به سادگي نمي توان گفت که علت آن چيست ولي مي توان گفت که ايده هاي متفاوتي در اين باره وجود دارد .
· وراثت
محققيني که درصدد يافتن يک « ژن اسکيزوفرني » بودند تا کنون يک ژن را مؤثر مي دانند ، البته اين باور هم وجود دارد که برخي ژنها ممکن است برخي افراد را در ابتلا به عوارض اين بيماري آماده تر کنند هر چند اين لزوماً به اين معنا نيست که اين عوارض تا حد بيماري کامل رشد خواهند کرد . وضعيت جسمي افراد ، نحوه بزرگ شدن آنها و محيطي که در آن رشد مي کنند احتمالاً در ابتلا به اين بيماري نقش ايفاء مي کنند به همان سان که وضعيت فيزيولوژيک آنها ممکن است چنين داشته باشد .
· وضعيت شيمياني بدن
تحقيقات بيوشيمي بر بررسي ميزان دوپامين ارتباطهاي عصبي متمرکز بوده که مسئول حمل پيغام هاي بين سلولهاي مغز هستند . تئوري که در اين زمينه وجود دارد حاکي از اين است که مقدار بيش از حد و دوپامين در افراد اسکيزوفرنيک وجود دارد ولي هنوز معلوم نيست که آيا اين ماده شيميايي در بروز اسکيزوفرنيا نقش دارد يا نه ؟
· تجارب خانوادگي
تئوري هاي مطرح شده دال بر اينکه نوعي خاص از خانواده ها ممکن است در ابتلا به اين بيماري نقش داشته باشند ولي هنوز اين تئوري اثبات نشده است . عموماً اين باور پذيرفته شده که تجارب اوليه زندگي در تشکيل شخصيت فرد نقش دارند .
· وقايع سخت زندگي
بررسي هاي علمي حاکي از اين است که شرايط بسيار سخت زندگي در شروع اسکيزوفرنيا ممکن است نقش داشته باشند . اين وقايع شامل وقايعي مي شود که زندگي يک نفر را تغيير داده است مانند از دست دادن کسي که به او نزديک بوده است .
بر اساس يکي از مطالعاتي که صورت گرفته بيش از نيمي از کساني که مي گويند صداهاي منفي مي شنوند تجربه سوء استفاده هاي جنسي و فيزيکي داشته اند .
· استفاده نادرست از مواد شيميايي
هيچکس هنوز رابطه بين استفاده نادرست از مواد شيميايي و بروز اين بيماري را اثبات نکرده است . بسياري از متخصصين فکر ميکنند که ترکيبي از يک رشته عوامل مختلف در بروز اسکيزوفرني نقش دارد . ترکيب ژنتيک کسي ممکن است او را بيشتر آماده ابتلا به بيماري کند ولي شرايط سخت زندگي و يا به ويژه تجارب خانوادگي و در زندگي ممکن است در شروع عوارض اين بيماري دخيل باشند .
· تجويز دارو
از داروهاي آرام بخش براي کنترل عوارض مثبت اين بيماري استفاده مي شود . اين داروها ممکن است عوارض جانبي نامطلوب داشته باشند . به ويژه اگر به مقدار زياد استفاده شوند . اين داروها نمي توانند به طور کامل از بروز بيماري جلوگيري کنند ولي شواهدي در دست است که نشان مي دهد که آنها درکم کردن شدت و فواصل بروز بيماري مؤثر هستند .
چه کارهايي ديگر مي توان براي بهبود زندگي يک فرد اسکيزوفرني انجام داد ؟
روشهايي مانند روانکاوي ، مشاوره و شناخت درماني مي توان به يک فرد اسکيزوفرنيک کمک کرد تا با بيماري خود کنار بيايد و به زندگي عادي برگردد .
شرح بيماري
اسكلرودرمي يك بيماري منتشر بافت هبمند كه در آن پوست و ساير قسمتهاي بدن بهتدريج تحليل رفته، ضخيم شده و سفت ميگردند. اين بيماري ميتواند پوست، مفاصل؛ دستگاه گوارش و بهخصوص مري، قلب، كليهها، ريهها، عروق خوني، انگشتان دست و پا را درگير سازد. اين اختلال در بزرگسالان از هر دو جنس ديده ميشود ولي در خانمهاي سنين 50-30 سال شايعتر است.
علايم شايع
انگشتان: سفت و ضخيم شدن پوست، خشكي، اختلال گردش خون، كرختي و زخم شدن نوك انگشتان
دستگاه گوارش: دشواري بلع، اختلال جذب غذا، نفخ پس از غذا خوردن، كاهش وزن، سوزش سر دل و احساس ماندن غذا در پشت جناغ
پوست: سفت و ضخيم شدن (بهخصوص در ناحيه صورت) كه باعث از دست رفتن نرمي و انعطافپذيري آن ميگردد.
درد عضلاني
ضعف و خستگي
درد، خشكي و تورم مفاصل
كمخوني
علل
علت اين اختلال ناشناخته است، ولي ممكن است يك اختلال خودايمني باشد. بافت همبند (چارچوب زمينهاي همه بافتها و عروق خوني) ضخيم، سفت و غيرقابل انعطاف ميگردد.
عوامل تشديد كننده بيماري
ناشناخته.
پيشگيري
در حال حاضر قابل پيشگيري نيست.
عواقب موردانتظار
سير اين اختلال متغير و غيرقابل پيشبيني است. اغلب سير پيشرفت آهستهاي داشته و قلب، ريهها و كليهها را درگير ميسازد.
عوارض احتمالي
اختلال در ترميم زخمها و گانگرن
استعداد خونريزي
اختلالات ريتم قلب
نارسايي احتقاني قلب
نارسايي كليه
فشار خون بالا
تخريب ريهها
درمان : اصول كلي
- بررسيهاي تشخيصي ممكن است شامل آزمايشهاي خون جهت شناسايي كمخوني و اندازهگيري پادتنها؛ آزمايش ادرار براي شناسايي گلبولهاي قرمز در ادرار؛ نوار قلب؛ راديوگرافي دستها، مري و قفسه سينه؛ آزمونهاي عملكرد ريه؛ باريم انما؛ و نمونهبرداري پوست باشد.
- مراقبت بيماران معمولاً در منزل انجام ميشود. بهندرت بستري كردن بيماران در بيمارستان بهعلت عوارض قلبي، ريوي
يا كليوي يا جهت اقدامات جراحي (نظير جراحي مري) ضرورت مييابد.
- برنامه درماني بسته به نوع و شدت علايم متفاوت است.
- بهدليل اختلال گردش خون در اين بيماري، از لباسهاي گرم بهخصوص دستكش و جوراب استفاده كنيد. از تماس با سرماي شديد اجتناب كنيد. وضعيت آب و هوا را نيز در نظر داشته و احتياطهاي لازم را بهكار بريد.
- از ايجاد سوختگي و بريدگي بدن خود را حفظ كنيد.
- هنگام خواب زير سر خود 2 يا 3 بالش بگذاريد يا سر خود را 20-15 سانتيمتر بالاتر از سطح بدن قرار دهيد تا از پس زدن اسيد معده به داخل مري جلوگيري شود.
- از روشهاي بازخورد زيستي براي افزايش جريان خون انگشتان استفاده كنيد.
- از استعمال دخانيات خودداري كنيد.
- براي تطبيق دادن خود با يك بيماري غيرقابل علاج و مادامالعمر، رواندرماني يا مشاوره با روانپزشك توصيه ميشود.
- براي تخفيف خشكي مفاصل، آنها را گرم كنيد.
داروها
براي تسكين سوزش سر دل يا سوءهاضمه ميتوان از آنتياسيدهاي بدون نسخه و براي تخفيف درد عضلاني و مفصلي از آسپيرين يا ايبوبروفن استفاده كرد.
براي نرمي پوست ميتوان از محلولها، نرمكنندهها و چرب كردن با روغن استفاده كرد.
داروهاي كورتوني براي تخفيف علايم التهابي، آنتيبيوتيكها براي مقابله با عفونتها يا داروهايي براي پايين آوردن فشار خون ممكن است تجويز شود.
داروهاي ديگري نيز مرتبط با عوارض بيماري ممكن است تجويز شوند.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
تا حد توان به فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري هاي طبيعي خود ادامه دهيد ولي خود را خسته نكنيد.
نرمش با حركت دادن منظم ممكن است به حفظ انعطافپذيري پوست، حفظ جريان خون در حد مطلوب و پيشگيري از جمود مفصلي كمك كند.
رژيم غذايي
براي به حداقل رسيدن نفخ، سوزش سر دل و ناراحتي گوارشي از وعدههاي غذايي كمحجم ولي متعدد استفاده كنيد.
رژيم غذايي نرم گاهي توصيه ميشود. براي كمك به بلع لقمه غذا همراه آن مايعات مصرف كنيد. از يك كارشناس تغذيه براي طرحريزي يك رژيم مغذي كمك بگيريد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم اسكلرودرمي باشيد.
بروز موارد زير در طي درمان:
ـ كبودشدگي يا خونريزي زيرپوستي بدون علت
ـ كُندي ترميم زخمها
ـ هرگونه علامت عفونت (تب، چرك كردن زخم و غيره)
اتيسم نوعي اختلال رشدي است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غيرطبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سه سال اول زندگي بروز مي کند . علت اصلي اختلال ناشناخته است و در پسران شايعتر از دختران است . وضعيت اقتصادي ، اجتماعي ، سبک زندگي و تحصيلات والدين نقشي در بروز اتيسم ندارد . اين اختلال بر رشد طبيعي مغز در حيطه تعاملات اجتماعي و مهارتهاي ارتباطي تأثير مي گذارد . کودکان و بزرگسالان مبتلا به اتيسم در ارتباط کلامي و غيرکلامي ، تعاملات اجتماعي و فعاليتهاي مربوط به بازي مشکل دارند . اين اختلال ارتباط با ديگران و دنياي خارج را براي آنان دشوار مي سازد . در بعضي موارد رفتارهاي خودآزارانه و پرخاشگري وجود دارد . در اين افراد حرکات تکراري (دست زدن ، پريدن ) و يا مقاومت در مقابل تغيير ديده مي شود و ممکن است در حواس بينائي ، شنوائي ، لامسه ، بويايي و چشايي نيز حساسيتهاي غيرمعمول نشان دهند . هسته مرکزي مشکل در اتيسم ، اختلال در ارتباط است. پنجاه درصد کودکان اتيستيک قادر نيستند از زبان خود به عنوان وسيله اصلي برقراري ارتباط با سايرين استفاده نمايند . عدم بکاربردن ضمير « من » از ويژگيهاي کلامي اين کودکان است . از مسايل ديگر تکلمي تکرار کلمات و جملات اطرافيان است .
انواع اختلالات نافد رشد چيست ؟
چندين اختلال در زيرگروه اختلالات نافذ رشد وجود دارد . در اختلالات نافذ رشد آسيب شديد در چندين حوزه رشدي وجود دارد . افراديکه در طبقه بندي اختلالات نافذ رشد قرار مي گيرند در برقراري ارتباط اجتماعي دچار مشکل هستند ولي شدت آن متفاوت است . نکات عمده اي که تفاوت ميان اختلالات را بيان مي کنند در زير مطرح شده است :
اختلال اتيستيک : ارتباط ، تعامل اجتماعي و بازي تخيلي بطور مشخص آسيب ديده است . علائق ، فعاليتها و رفتارهاي تکراري ديده مي شود . اختلال در سه سال اول زندگي شروع مي شود .
اختلال آسپرگر : با آسيب در تعاملات اجتماعي و وجود فعاليتها و علائق محدود مشخص مي گردد . تآخير در شروع تکلم وجود دارد ولي در حقيقت مبتلايان مشکلات تکلمي کمتري دارند . هوش معمولاً طبيعي و يا بالاتر از طبيعي است.
اختلال رت : سيرپيشرونده اي دارد که فقط در دختران ديده مي شود . در ابتدا مراحل رشد طبيعي است است ولي بعد مهارتهاي به دست آمده قبلي و توانايي استفاده هدفدار از دستها را از دست مي دهند و بجاي آن حرکات تکرار شونده دست ايجاد ميشود که بين سنين يک تا چهار سالگي شروع مي شود .
اختلال فروپاشنده دوران کودکي : رشد حداقل در دو سال اول زندگي طبيعي است . از دست دادن جدي مهارتهايي که قبلاً داشته است مشاهده ميشود .
اختلال نافذ رشد غيراختصاصي : به تنهايي علائم مشخص هيچيک از اختلالات بالا را نداشته و نمي توان آن را جزو يکي از طبقه بنديهاي فوق الذکر جاي داد .
علت اتيسم چيست ؟
اتيسم يک ناتواني طولاني مدت است که منجر به اختلال عملکرد عصبي - رواني در فرد مي شود . گر چه اتيسم عارضه نادري است اما شيوع اتيسم حتي تا ۲۰ مورد در هر ۱۰۰۰۰ تولد زنده مي رسد . اگر چه علت اصلي کاملاً شناخته شده نمي باشد اما در سالهاي اخير تحقيقات و مطالعات زيادي در اين زمينه صورت گرفته است . تحقيقات تأکيد زيادي بر منشاء زيست شناختي و عصب شناختي در مغز دارد . در بسياري از خانواده ها سابقه اتيسم و يا اختلالات مربوط به ان وجود داشته است که مسائل مربوط به ژنتيک و ايمن شناسي در بحث سبب شناسي مطرح مي گردد . تابحال ژن خاصي که مربوط به اتيسم باشد شناخته نشده است و پژوهشگران در مورد نقش ژنتيک در علت شناسي اتيسم اختلاف نظر دارند اما عده اي از آنها ترکيب چندين ژن را بعنوان علت اختلال مطرح مي کنند . چندين نظريه درباره اتيسم مطرح شده که هيچ يک به طور دقيق اثبات نشده است .
علائم اتيسم چيست ؟
بطور معمول افراد مبتلا به اتيسم حداقل نصف علائمي را که در زيرعنوان شده است ، نشان ميدهند . اين نشانه ها از خفيف تا شديد متغير هستند . در موقعيتهايي کاملاً متفاوت رفتارهايي که با سن کودک تطابق ندارد مشاهده ميگردد.
اصرار به يکساني داشته و در مقابل تغيير مقاوم هستند .
مشکلات شديد تکلمي دارند .
در بیان نيازها مشکل دارند و بجاي استفاده از کلمات از اشارات و حرکات استفاده ميکنند .
کلمات و جملات ديگران را تکرار مي کنند .
خنده و گريه بي دليل داشته و بدون علت مشخص نگران و مضطرب مي شوند .
قشقرق به پا مي کنند و براي دلائلي که براي ديگران آشکار نيست شديداً پريشان مي شوند .
قادر نيستند با ديگران رابطه برقرار کنند .
دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و يا ديگران را در بغل گيرند .
تماس چشمي ندارند يا تماس آنها اندک است .
به روش آموزش معمول پاسخ نمي دهند .
با اسباب بازي درست بازي نمي کنند .
چرخيدن و تاب خوردن را خيلي دوست دارند .
احساس درد کمتر يا بيشتر از حد دارند .
از خطرات نمي ترسند .
پرتحرک يا کم تحرک هستند .
نسبت به اطرافيان واکنش عاطفي نشان نمي دهند .
به صحبتها و يا صداها پاسخ نمي دهند بطوريکه بنظر مي آيد ناشنوا هستند . اگر چه حس شنوايي سالم است .
هفتاد درصد کودکان اتيسم ناتواني هوش دارند .
در برخي از کودکان اتيستيک توانائيهاي خاص وجود دارد .
باورهاي غلط درباره اتيسم :
کودکان مبتلا به اتيسم هرگز ارتباط چشمي برقرار نمي کنند .
کودکان اتيستيک نبوغ دارند .
کودکان مبتلا به اتيسم صحبت نمي کنند .
کودکان اتيستيک قادر به نشان دادن محبت خود نيستند .
اتيسم يک بيماري رواني است .
منظور از پيشرفت اين کودکان يعني اينکه کاملاً شفا يابند .
کودکان مبتلا به اتيسم نمي توانند به ديگران لبخند بزنند .
کودکان اتيستيک تماس جسمي محبت آميز برقرار نمي کنند .
ما ميدانيم که اين کودکان تحريکات حسي را به گونه اي متفاوت درک مي کنند که موجب اشکال در ابراز محبت و برقراري ارتباط عاطفي در آنها مي گردد . اما به هر حال اين کودکان مي توانند محبت کنند . در صورتيکه اين کودکان را باور کنيم قادر به داد و ستد عاطفي با آنها هستيم .
تعدادي از روشهاي درماني - توانبخشي شامل موارد زير هستند :
دارو درماني
رفتار درماني
گفتار درماني
اپي گلوتيت بيماري التهابي حاد و دردناک و متورم شونده اپي گلوت است . اين بيماري منجر به انسداد راه هوايي فوقاني و نهايتاً تهديد زندگي بيمار مي شود . شايعترين سن بروز آن ۷-۵/۱ سالگي است ، گاهي اين بيماري با کروپ يا خروسک اشتباه مي شود . اپي گلوتيت يک بيماري مسري در زمستان مي باشد .
عامل بيماري : شايعترين عامل بيماري نوعي باکتري به نام هموفيلوس آنفلوانزا نوع B مي باشد . در غرب پس از واکسيناسيون هموفيلوس آنفلوانزا از سال ۱۹۸۸ اين بيماري بندرت ديده مي شود ولي در کشور ما همچنان شيوع دارد.
علائم بيماري : بيماري با گلودرد شروع شده و به سرعت شدت پيدا کرده و طي چند ساعت منجر به سختي بلغ غذا مي شود . بيمار طي ۶ ساعت اول دچار اختلال در تنفس شده و صداهاي خشن تنفسي پيدا مي کند . ( بروز اين صداها افتراق اين بيماري را از کروپ دچار مشکل مي کند ) . اما اين بيماران دچار تب و تعريق شديد بوده و نمي توانند سرفه کنند . بيمار سعي در عقب نگه داشتن سر و جلونگهداشتن تنه خود دارد . اگر طي ۱۲ ساعت درمان هاي لازم و اقدامات محافظتي لازم صورت نپذيرد حتي منجر به انسداد کامل راه هوايي و مرگ مي شود .
تشخيص : اين بيماران را بايد به حالت نشسته نگه داشت و نبايستي آنها را خواباند و بلافاصله بايستي به پزشک مراجعه شود . از دستکاري و معاينه ته حلق بيمار بدون وجود امکانات پيشگيرانه بايستي اجتناب کرد . گرفتن عکس ساده گردن منجر به تشخيص در مرحله اول مي شود . گاهي براي تشخيص قطعي نياز به بيهوشي عمومي در اتاق عمل وجود دارد معاينه بيمار تحت شرايط مطلوب انجام شده و گذاشتن راه هوايي لازم مي شود .
درمان : شروع آنتي بيوتيک وريدي مناسب بهمراه اقدامات محافظتي اوليه مثل شروع اکسيژن و نگهداري بيمار در ICU و مصرف آرام بخش مي باشد چنين اقداماتي احتمالاً تا ۳ روز کفايت کرده ولي بيمار در ادامه نياز به ادامه درمان آنتي بيوتيکي و بخور مرطوب دارد .
پيشگيري : در صورتيکه کودک بزرگتر از ۲ سال بوده و سابقه اپي گلوتيت در قبل را داشته حتماً از واکسن هموفيلوس آنفلوانزا استفاده کند . هر گونه عفونت تنفسي را بايستي جدي گرفت و به پزشک مراجعه کرد .
آنفلوآنزا شايعترين بيماري ويروسي فصل سرما است که دستگاه تنفسي را درگيـر ميکند و به شدت مسري است. ويروس آنفلوآنزا ممکن است ٩٠ بار کوچکتر از يک گلبول قرمز خون انسان باشد، به اندازه يي کوچک که مي تواند ميان امواج نوري پنهان شود. اما همين ويروس کوچک مي تواند در يک سال به اندازه نيمي از مرگ و ميرهاي ناشي از تصادفات ترافيکي، باعث مرگ انسانها شود. در هر ويروس آنفلوآنزا از فصلي تا فصل ديگر، جهش ژنتيکي ايجاد ميشود و در نتيجه، تدارک سيستمهاي دفاعي قبلي را کمتاثير ميکند. اما پيشرفتهاي اخير در صنعت داروسازي کشف يافتههاي شگفتانگيزي را در علم پزشکي در اين زمينه در پي داشته است که نتيجه عملي آن براي مردم تحقق روياي ديرين مقابله با آنفلوآنزا بوده است. در حقيقت دستيابي به نسل سوم واکسني که تا ٨٠ درصد موارد از اين بيماري و عوارض آن جلوگيري ميکند، يکي از بزرگترين دستاوردهاي بشر در اين حوزه محسوب مي شود.
نشانههاي آنفلوآنزا کدامند؟
آنفلوآنزا با تب، سرفه، احساس سردي همراه با لرز، کوفتگي و درد در بدن، سردرد و خستگي همراه است. اين نشانهها به طور معمول سه تا چهار روز ادامه دارد و پس از آن ممکن است بيمار براي يک هفته ديگر يا بيشتر، سرفه هاي خشک، آبريزش بيني و گلودرد داشته باشد. بسیاری از مردم در تشخيص آنفلوآنزا و سرماخوردگي دچار اشتباه ميشوند. با اينکه اين دو بيماري داراي تشابهاتي هستند، اما تفاوتهاي بارزي دارند. آنفلوآنزا برعکس سرماخوردگي ناگهاني شروع شده و حدود يک هفته طول کشيده و سپس بهبود مي يابد. گاهي به دنبال ابتلا به آنفلوآنزا عارضهاي به نام ذات الريه يا همان عفونت ريهها پيش ميآيد که اين بيماري در اثر همان ويروس يا به دنبال ضعف سيستم ايمني بدن، توسط عوامل ميکروبي ديگر ايجاد ميشود. افرادي که دچار بيماريهاي مزمن قلبي - عروقي و ريوي باشند، بيشتر در معرض اين عارضه قرار ميگيرند. سرماخوردگي به آساني قابل درمان است و در بدترين حالت امکان دارد به عفونت ثانويه باکتريايي منجر شود که آن هم به وسيله مصرف آنتي بيوتيک قابل درمان است اما آنفلوآنزا بيماري خطرناکي است که هر ساله جان تعدادي از مردم را ميگيرد. سرماخوردگي معمولاً با گلودرد همراه با عطسه، آبريزش يا گرفتگي بيني شروع ميشود. تب يکي از علائم معمول براي سرماخوردگي معمولي نيست. سردرد يا دردهاي عضلاني هم رابطه مستقيمي با سرماخوردگي ندارند، در صورتي که در آنفلوآنزا اين گونه نيست.
چه کساني در معرض ابتلا به آنفلوآنزا هستند؟
١- هر آنچه سبب تضعيف سيستم ايمني بدن ميشود، از سوءتغذيه گرفته تا خستگي و فشار کاري و استرس، از وجود بيماريهاي مزمن از قبيل بيماري مزمن قلبي ، ريوي، کليوي، ديابت و آسم گرفته تا بارداري و کهنسالي؛ امکان ابتلا به اين بيماري را در فرد افزايش ميدهد. کودکان مستعد آلرژي، آسم، بيماريهاي قلبي، مرض قند، کودکان مبتلا به عفونتهاي مکرر و کساني که داروهاي مضعف مصرف ميکنند يا کودکاني که مجبورند براي طولاني مدت آسپرين استفاده کنند، همگي در معرض اين بيماري قرار دارند.
٢- هر آنچه سبب تسهيل انتقال ويروس شود؛ از محيط هاي بسته با تهويه نامناسب گرفته تا مکان هاي شلوغ مانند وسايل حمل و نقل عمومي، از کامپيوتر و گوشي موبايل گرفته تا خودکار و کاغذ. کودکاني که در مهدکودک و در تماس با ساير کودکان هستند، افرادي که در خانه هاي سالمندان زندگي مي کنند، کارکنان مراکز بهداشتي و درماني همگي به دليل تردد در مراکزي که احتمال وجود ويروس در آن شديدتر است، در معرض اين بيماري قرار دارند.
براساس نظر سازمان بهداشت جهاني واکسن هاي آنفلوآنزا براي گروههاي ذيل توصيه مي شود:
- تمامي کودکان ٦ ماهه تا افراد ١٨ ساله
- اهالي منزل و مراقبان خارج از منزل نوزادان صفر تا ٥٩ ماهه
- افراد ٥٠ ساله و مسن تر
- ساکنان مراکز ارائه کننده مراقبت بلندمدت به افراد داراي بيماري هاي مزمن
- افراد داراي مشكلاتي مانند بيماري قلبي، کليوي، ريوي، ديابت، آسم، کم خوني و ساير اختلالات خوني
- افراد داراي سيستم ايمني ضعيف
- زنان باردار بيش از سه ماه در خلال فصل آنفلوآنزا
- پزشکان، پرستاران، اعضاي خانواده و ساير افرادي که در تماس نزديک با افراد در معرض خطر جدي آنفلوآنزا هستند
- افراد ساکن خوابگاه ها يا ساير اماکن پرجمعيت به منظور جلوگيري از شيوع
- هر فرد ديگري که خواهان کاهش احتمال ابتلا به آنفلوآنزا است.
آموزش به کودکان
شيوع آنفلوآنزا در مکان هايي که تجمع افراد در آنها بيشتر است نظير مدارس، مهدهاي کودک احتمال بيشتري دارد؛ چرا که اگر يکي از کودکان به اين بيماري مبتلا شده و در اين مکان ها نيز حضور داشته باشد، مي تواند به راحتي بيماري را به ديگر همکلاسي ها و دوستان خود انتقال دهد. در واقع از آنجا که بيماري آنفلوآنزا به راحتي از طريق تماس هايي نظيردست دادن، امانت گرفتن خودکار و دفتر يا حتي صحبت کردن با يکديگر به راحتي به ديگران سرايت مي کند، بنابراين در اين زمينه بايد با آموزش به کودکان در خصوص رعايت نکات بهداشتي از آلوده شدن ديگر افراد به اين بيماري جلوگيري کرد. در واقع با توجيه کودکان در خصوص چگونگي انتقال بيماري مي توان تا حدودي از گسترش آن جلوگيري کرد. اما با توجه به تحقيقات علمي گسترده درباره آنفلوآنزا بايد اعتراف کرد که تنها راه پيشگيري از آنفلوآنزا، علاوه بر رعايت نکات بهداشت عمومي و فردي، استفاده از واکسن آنفلوآنزا است.
هنگام ابتلا به آنفلوآنزا چه کنيم؟
افرادي که مبتلا به آنفلوآنزا ميشوند، فوراً علائم را تجربه نميکنند. بنابراين آنها ميتوانند بيماري را به ديگران منتقل کنند، بدون اينکه بدانند بيمار هستند. درواقع، ناتواني ظاهري علم براي متوقف کردن شيوع آنفلوآنزا تا اندازهيي به اين دليل است که ميزبان مبتلا ميتواند قطرات آلوده را روز قبل از شروع علائم توليد کند و به اين صورت در چرخه شيوع آنفلوآنزا قرار گيرد.
فارغ از دوراني که فرد هنوز اطلاعي از بيماري خود ندارد، بايد گفت به محض مشاهده نشانه هاي آنفلوآنزا رعايت نکات بهداشت فردي از سوي بيماران از جمله استفاده از وسايل و ظروف جداگانه، استفاده از دستمال کاغذي هنگام عطسه و سرفه، اجتناب از حضور در اماکن عمومي و شست وشوي مداوم دست ها، مهم ترين وظيفه مبتلايان به آنفلوآنزا در قبال سلامت اطرافيان و جامعه است. يکي ديگر از مواردي که سبب انتقال بيماري به ديگران مي شود در اختيار قرار دادن وسايل شخصي از قبيل گوشي موبايل و همچنين کامپيوتر است. معمولاً افراد ديگر تقاضا مي کنند اين گونه وسايل به صورت امانت براي بهره برداري کوتاه مدت در اختيار آنها قرار گيرد و اظهار اين موضوع که دارنده مبتلا به آنفلوآنزا است ممکن است در جلوگيري از شيوع بيماري موثر باشد.
توصيه سازمان بهداشت جهاني
ويروس آنفلوآنزا انواع مختلفي دارد که پيوسته تغييرشکل ميدهد. سه نوع اصلي ويروس آنفلوآنزا (C،B،A) وجود دارد، اما اين ويروسها توانايي جهش به انواع گوناگوني را دارند و به اين صورت، زيرنوع ها يا سوشهايي را توليد ميکنند که با ويروس اول تفاوت دارد، اما برخي از ويژگي هاي آن را حفظ کرده اند. سوشهاي ويروس آنفلوآنزا که باعث اين بيماري ميشوند، ممکن است از سالي به سال ديگر تفاوت داشته باشد و به همين دليل است که ساخت واکسن براي آن آسان نيست و براساس تحقيقات گسترده براي هر سال به صورت ويژه و خاص توليد مي شود.
واکسن هاي جديد هر سال با استفاده از برآوردهايي که کدام نژادهاي ويروس براي آن سال فعالترين خواهند بود، ساخته ميشوند. در حالي که واکسنهايي که در سال ٢٠٠٧-٢٠٠٨ به کار رفته براي آن دوره محافظت فراهم ميکند، از اثربخشي آنها براي فصل ٢٠٠٧-٢٠٠٨ نمي توان اطمينان حاصل کرد و اين يکي از وظايفي است که سازمان بهداشت جهاني بر عهده دارد. صنايع داروسازي براساس توصيههايي که توسط سازمان بهداشت جهاني در اختيار آنها قرار ميگيرد و با در نظر گرفتن ملاحظات مربوطه، به تهيه واکسنهايي مناسب همان فصل اقدام ميکنند.
بهترين زمان براي پيشگيري
به طور کلي هر کسي که مي خواهد احتمال ابتلايش به آنفلوآنزا را کاهش دهد بايد واکسينه شود. اما بهترين زمان براي مراجعه جهت دريافت واکسن چه زماني است؟ متخصصان در پاسخ به اين سوال معتقدند کودکاني که در خطر احتمال ابتلا به آنفلوآنزاي شديد هستند يا در بيماران با بيماريهاي خاص و مزمن از قبيل بيماري ريوي يا قلبي که آنفلوآنزا ممکن است بيماري اصلي را شديدتر کند و نياز به جلوگيري از آنفلوآنزا در ايشان محرز است، يا براي بيماران آسيبپذير خصوصاً داراي ضعف سيستم ايمني به منظور جلوگيري از بستري شدن در بيمارستان و کاهش خطر مرگ، بايد پيش از شيوع ويروس اقدام به واکسيناسيون کرد. در واقع بهترين زمان براي اين کار ماه هاي مهر و آبان است. شما با واکسينه شدن سالانه عليه ويروس آنفلوآنزا مي توانيد از اين بيماري پيشگيري کنيد، به شرط آنکه در زمان مناسب اقدام کنيد.
چه کساني نبايد واکسينه شوند؟
١- افرادي که حساسيت شديدي به تخم مرغ دارند.
٢- افرادي که قبلاً واکنش و حساسيت شديدي به واکسن آنفلوانزا داشته اند.
٣- نوزادان کمتر از ٦ ماه
٤- افرادي که بيماري شديد يا معمولي همراه با تب دارند، بايد تا کم شدن علائم بيماري صبر کنند.
توصيه هاي جهاني
آنفلوآنزا و عوارض آن سالانه باعث مرگ و مير هزاران نفر در سراسر جهان ميشود. هر چند سال يک بار نوع جديدي از آنفلوآنزا پيدا ميشود و چنان به سرعت انتشار جهاني مييابد که زندگي ميليون ها نفر را به خطر مي اندازد. وحشتناکترين همه گيري جهاني آنفلوآنزا در قرن بيستم مربوط به سال ١٩١٨ ميلادي بود که حدود ٤٠ ميليون نفر يعني بيش از آمار کل کشته شدگان جنگ جهاني اول را به کشتن داد. اين بيماري تقريباً هر زمستان با وسعت و شدتهاي مختلفي شايع ميشود و تا ارديبهشت ماه ممکن است گريبان افراد مختلف را بگيرد. در حال حاضر سازمان پيشگيري و کنترل بيماريهاي ايالات متحده (CDC) تزريق واکسن آنفلوآنزا را براي سنين ٦ ماه تا ١٨ سال به صورت سالانه توصيه ميکند. اگر اين توصيه به مرحله اجرا در بيايد، تعداد کودکان واجد شرايط تنها در ايالات متحده به حدود ٣٠ ميليون نفر خواهد رسيد. آنچه قابل ملاحظه است آن است که توصيههاي پيشين اين مرکز کودکان ٦ تا ٥٩ ماهه را تحت پوشش قرار ميداد.
بيشتر بدانيم
جالب است بدانيم با توجه به آنکه بخش عمده يي از دريافت کنندگان واکسن کودکان و افراد مسن و کهنسال هستند، براي تخفيف درد، واکسيناسيون توسط سرنگ مخصوصي انجام مي شود که اولاً تيزتر از سرنگ هاي معمولي است و ثانياً آغشته به سيليکون است. در پايان لازم به يادآوري است که مردم بايد ضمن اطلاع از ويژگي ها و شرايط مصرف واکسن آنفلوآنزا، پس از مشورت با پزشک نسبت به واکسيناسيون اقدام کنند. در واقع اين پزشک است که مي تواند براساس شرايط و موقعيت سلامت فرد و با لحاظ وضعيت سني، کاري و سوابق بيماري هاي فرد نسبت به لزوم انجام واکسيناسيون نظر دهد.
بيماري آميبيازيس بدنبال عفونت با آميبي بنام انتموباهيستولیتيکا که يک انگل بدون فلاژل است ايجاد مي شود. اين انگل در مناطق حاره بخصوص در نواحي با سطح اقتصادي - اجتماعي پائين فراوان ديده مي شود . اين بيماري در دو نوع رود ه اي و خارج روده اي ظاهر مي گردد که نوع روده اي به سه شکل بدون علامت يا علائم ضعيف مثل نفخ ، يبوست و گاهي اسهال است . نوع غيرخوني که با درد شکم و اسهال ايجاد مي گردد و نوع خوني که اسهال و دل درد همراه با خون و بلغم در مدفوع وجود دارد .
اهميت و عوامل مؤثر :
انسانها تنها منبع اين انگل مي باشند و راه انتقال از طريق مدفوع - دهاني مي باشد . که از طريق يک فرد به فرد ديگر منتقل مي گردد . اين انتقال از راه آب و غذا و گاهي از طريق ارتباط جنسي در همجنس بازان منتقل مي گردد . حدود ۱۰ درصد افراد يک جامعه درگير اين انگل هستند که اين در مناطق حاره بخصوص در افريقا و آسيا به ۲۰ تا ۵۰ درصد مي رسد . اين بيماري منجر به مرگ ۴۰ تا ۱۱۰ هزار مورد در سال مي گردد . انگل در کودکان و نوجوانان و افراد با سوء تغذيه بيشتر ديده مي شود . اين بيماري انگلي سومين رتبه را بعد از بيماريهاي انگلي مالاريا و شیستوزوميا در دنيا به خود اختصاص داده است .
انگل بصورت کيستهاي کوچک از طريق آب و غذا وارد دستگاه گوارش گرديده و از آنجا در روده کوچک به شکل تروفوزوئیت در آمده و تکثير خواهد کرد و ايجاد علائم باليني براي بيمار خواهد گرديد و بعد مجدداً به شکل کيست تغيير شکل داده و از راه مدفوع مجدداً وارد محيط مي گردد و چرخه تکرار مي گردد . انگل آميب در دماي ۵۵ درجه سانتيگراد از بين مي رود ولي نسبت به اسيد معده مقاوم است .
نشانه ها :
عفونت بدون علامت در افرادي که اين انگل وارد بدن آنها مي شود نسبتاً شايع است . در نوع درگيري روده اي علائم بعد از يک تا ۲ هفته از ورود به بدن ظاهر مي شوند که شامل درد شکم ، اسهال و دل پيچه و در مدفوع خون و بلغم ظاهر مي گردد . ولي تب و از دست دادن آب بدن شايع نيست در معاينه درد در هنگام لمس شکم وجود دارد . در نوع آموبا ( Ameboma ) که نوع مزمن در ناحيه انتهاي روده بزرگ است و يک توده در قسمت پائين و راست شکم ظاهر مي گردد که با سرطان ، سل و بيماري کرون اشتباه مي شود و تشخيص از راه نمونه برداري بافتي است . در نوع خارج روده اي شايعترين نوع آبسه هاي کبدي است که در مردان ۱۰ برابر زنان است و در کودکان شايع نيست . علائم با تب ، سرفه ، درد شکم و درد در قسمت فوقاني و راست شکم ظاهر مي گردد که به شانه راست تير مي کشد و از ديگر علائم بي اشتهائي ، تهوع و استفراغ ، کم خوني و زردي مي تواند ظاهر گردد . آبسه کبدي مي تواند بداخل ريه يا پرده اطراف قلب کشيده شود که علائم ريوي - قلبي ظاهر مي شود . انگل آسيب نيز میتواند به مغز ، لوله هاي دستگاه رحمي منتقل گردد و علامت ايجاد کند .
عوارض :
اسهالهاي خوني آميب مرگ ومير جزئي دارد ولي نوع آموبا ، مغزي ، قلبي ، ريوي ، کبدي و تناسلي، مرگ و مير ۲۰ تا ۹۰ درصد دارد .
کارهاي تشخيصي :
در آزمايش خون افزايش گلبولهاي سفيد ، کم خوني ، افزايش آنزيمهاي کبدي ، افزايش کلسترول ، افزايش الکالين فسفاتاز و کاهش آلبومين سرم ديده مي شود . در سرولوژي مي توان علائم وجود اين انگل را مشخص کرد . در آزمايش مدفوع علائم خون و بلغم و گاهي آميب به شکل تروفوزوئيت يا کيست را مي توان ديد . در نوع خارج روده اي گرفتن نمونه بافتي مي تواند در تشخيص کمک کننده باشد .
درمان :
با مصرف مناسب داروهاي خوراکي مي توان انواع روده اي را بطور کامل درمان کرد . نوع خارج روده اي را از طريق جراحي مي توان درمان کرد .
توصيه هاي پيشگيري :
پختن کافي غذاها و نيز پوست انداختن ميوه ها ، جوشاندن آب خوراکي ، شستن دستها ، دفع مناسب فضولات مي تواند در جلوگيري از انتقال اين انگل کمک کننده باشد .
دمانس ( زوال عقل ) وجود يک اختلال کلي در سطح توانائي ذهني افراد است که شامل : اختلال در حافظه ، صحبت کردن و فکر کردن است و اين خود باعث اختلال در فعاليت هاي روزانه و اجتماعي افراد مي شود . شايعترين فرم زوال عقل آلزايمر است . معمــولاً سن شروع بيماري بالاي ۶۵ سال است هر چند که در ۴۰ يا ۵۰ سالگي نيز ديده ميشود. علت دقيق بيماري روشن نيست . اين بيماري را يک دکتر آلماني بنام آلزايمر که در سال ۱۹۰۶ به رشته ها و فيبرهاي عصبي غيرطبيعي در مغز يک انسان مرده پي برد نام گذاري کرد . تشخيص قطعي اين اختلال بابيوپي مغزي است و در حال حاضر اسکن توموگرافي پوزيترون مي تواند فعاليت سلولهاي مغزي را در هر قسمت از مغز نشان دهد در بيماري آلزايمز فعاليت مغز در ناحيه خلفي کاهش مي يابد ناحيه اي که براي صحبت کردن و حافظه بسيار مهم است .
علامت هاي بيماري :
شروع فراموشي علامت اصلي بيماري آلزايمر نيست . هرشخصي ممکن است در زمانهاي مختلف دچار اختلال حافظه و فراموشي شود . علامتهاي بيماري از شخصي به شخص ديگر فرق مي کند اما بتدريج شخص بدتر مي شود .
علائم خفيف :
· گيجي و از دست دادن حافظه
· از داست دادن آگاهي نسبت به زمان و مکان و محيط خانواده
· تغييرات شخصيتي و تغيير در قوه قضاوت
علائم متوسط :
· اختلال در فعاليتهاي روزانه مثل شستشو و استحمام و غذا خوردن
· اضطراب ، آژيتاسيون ( تشويق )، افسردگي و يا پارانوئيد ( سوء ظن داشتن و بدگماني )
· اشکال درخواب
· سرگرداني
· اشکال در شناختن افراد خانواده يا دوستان نزديک
علائم شديد :
· عدم صحبت کردن
· از دست دادن اشتها و کاهش وزن
· از دست دادن کنترل دفع ادرار و مدفوع
· وابسته بودن و متکي بودن به ديگران براي گذراندن زندگي روزانه
تشخيص :
· پزشک با گرفتن شرح حال ودانستن گذشته بيمار و فعاليتهاي وي مي تواند به مشکلات وي پي ببرد .
· آزمايشات خوني و ادراري که ممکن است ديگر علتهاي زوال عقل را تشخيص دهد و حتي گاهي نمونه گرفتن از مايع نخاع ممکن است مفيد باشد .
· آزمايشات نوروسايکولوژيک ( عصبي - رواني ) : اين آزمايشات شامل ؛ آزمايش حافظه ،چگونگي حل مشکلات، توجه ، محاسبه کردن و صحبت کردن مي باشد که از اين طريق توانائي هاي ذهني شخص سنجيده ميشود.
· اسکن از مغز که نواحي غيرطبيعي در مغز مشخص مي شود .
درمان :
هيچ درماني ندارد . بعضي از داروها ميتواند پيشرفت بيماري را به تأخير بياندازد و يا بعضي از علائم را کاهش دهد مثلاً برطرف کردن افسردگي ، مشکلات خواب و يا تشويش بعضي ازگروههاي حمايت کننده از بيماران آلزايمري نيز مي توانند کمک کنند . پزشک معالج مربوطه مي تواند بهترين روش درماني را توصيه کند .
آکنه معمولي يا جوش جواني يک بيماري شايع و مزمن پوستي در سنين نوجواني و جواني است که مناطقي مانند صورت و قسمت فوقاني تنه را معمولاً مبتلا مي سازد . اين بيماري در تمام نژادها ديده مي شود و شيوع آن به حدي است که برخي آنرا نوعي حالت طبيعي در دوران بلوغ مي دانند . ( حدود ۹۰ درصد جوانان به درجاتي مبتلا به اين بيماري هستند ) . زمينه ارثي و فاميلي ، استرس هاي روحي ، عوامل فيزيکي و شيميايي و برخي داروها ميتوانند در ايجاد و تشديد بيماري نقش داشته باشند . تغييرات هورموني زمان بلوغ و افزايش ترشح چربي پوست ، بروز برخي اختلالات در مجاري غدد چربي پوست و بعضي ميکروبها در ايجاد ضايعات نقش مهمي ايفا مي کنند . ضايعات پوستي اين بيماري طيف گسترده اي دارد و بصورت جوش هاي سرسياه و سرسفيد ، جوش هاي چرکي و قرمز ضايعات کيستيک و در نهايت ايجاد جوشگاه مي تواند باشد . اين بيماري بطور معمول در دهه سوم عمر خود بخود برطرف مي شود ولي با توجه به عوارض آن نظير مشکلات روحي و رواني بصورت تصور ناخوشايند از خود ، انزواي اجتماعي ، افسردگي و اضطراب و نيز عوارض فيزيکي بصورت جوشگاههاي فرو رفته يا برآمده در پوست، بايد بيماران تحت درمان قرار گيرند . هدف از درمان جلوگيري از ايجاد عوارض و کنترل علائم بيماري ميباشد. روش هاي درماني بصورت استفاده از داروهاي موضعي و خوراکي و گاهي روش هاي فيزيکي است که بايد تحت نظر پزشک بکار گرفته شود . بايد خاطر نشان کرد که دستکاري ضايعات و خراشاندن و کندن آنها موجب ايجاد جوشگاه و لکه در محل خواهد شد و بايد از آن اجتناب کرد . رژيم هاي غذايي نقش ثابت شده اي در تشديد يا تخفيف بيماري ندارند .
گذشت زمان تنها چاره آكنه است اما نكات زير در درمان آن مفيد هستند:
- پوست خود را تميز نگه داريد و آن را بطور مرتب با آب و صابون بشوييد.
- هميشه از حوله تميز و خشك براى خشك كردن صورت خود استفاده كنيد.
- از صابون هاى ضد باكترى استفاده كنيد، بهتر است از پزشكان دراين مورد نظر بخواهيد.
- هرگز جوش هارا فشار ندهيد و آنها را دست كارى نكنيد چون آلوده مى شوند و اثر بجاى مى گذارند.
- پس از ورزش حتماً استحمام كنيد.
- موى خود را بطورى كوتاه كنيد كه روى صورتتان نريزد.
- موهاى خود را حداقل 3-2 بار در هفته بشوييد.
- زياد در آفتاب بسر نبريد.
- از كرم ها و مواد آرايشى چرب استفاده نكنيد.
آسم يک وضعيت تنفسي است که با دوره هاي انسداد جريان هوا در راههاي تنفسي مشخص مي شود . علائمي که بوسيله اين انسداد به وجود مي آيد شامل سرفه ، خس خس سينه ، تنگي نفس مي باشد . اگر چه مشکلات در دوره هاي خاصي وجود ندارد ولي يک بيماري مزمن محسوب مي شود .
چه کسي مبتلا به آسم مي شود ؟
آسم بيشتر تمايل دارد در فاميل اتفاق بيفتد . نقش وراثت در آسم بالغين کمتر مشخص است . در هر سني ممکن است آسم ايجاد شود ولي بيشتر از نيمي از موارد در کودکان بين ٢ تا ١٧ سال ايجاد مي شود . در نوجوانان ، پسرها ٢ برابر دخترها به آسم مبتلا مي شوند ولي اين تفاوت جنس در سنين بالاتر وجود ندارد .
چه چيزهايي باعث آسم مي شود ؟
طيف گوناگوني از عوامل زمينه ساز مي توانند دوره حاد آسم را ايجاد کنند . بيشترين عوامل زمينه ساز شامل آلرژن ها ، ورزش ، عفونت هاي تنفسي ويروسي و مواد محرک تنفسي و آسپيرين مي باشند .
آلرژن ها موادي هستند که افراد حساس به آن دچار آلرژي يا حساسيت هستند . اينها منبع عمده مشکلات در کودکان و بالغين هستن . آلرژن هاي شايع شامل گرده هاي گياهي ( از درخت ، دانه ها و علوفه ) شوره و ذرات ناشي از حيوانات هايت موجو در غبار خانگي ، سوسگ حمام ، قارچ و غذاهاي خاصي هستند . وقتي يک فرد حساس با اين آلرژن ها در معرض تماس باشد وقايع پيچيده اي در بدن باعث آزادشدن مواد شيميايي خاصي (واسطه هاي شيميايي ) مي شوند اين واسطه ها باعث شعله ور شدن آسم مي گردند .
ورزش يک عامل زمينه ساز شايع در آسم است . در حقيقت آسم ورزشي مي تواند باعث محدود شدن فعاليت جسمي در برخي اشخاص شود .بسيار اتفاق مي افتد که علائم تنفسي تا زماني که ورزش تکميل نشود اتفاق نمي افتد.
عفونتهاي ويروسي تنفسي يک دليل عمده در دوره هاي حاد آسم است که مخصوصاً در ماههاي زمستان اتفاق مي افتد . خوشبختانه ، عفونتهاي باکتريال (غير از سينوزيت ) معمولاً باعث شعله ور شدن حمله آسم نمي شوند .
هواي سرد ، دود سيگار ، مواد شيميايي صنعتي ، عطرها ، رنگ و دود گازوئيل مثالهايي از مواد محرک آسم هستند . آسپيرين و مواد حاوي آسپيرين مي توانند حمله آسم را در افراد حساس آغاز کنند . علت دقيق اين واکنش نامشخص است ولي وانش آلرژي در اثر افراد مبتلا اتفاق نمي افتد هواي ١٠ تا ٢٠ درصد از بيماران بالغ مبتلا به آسم کاهش چشمگيري در عملرد ريوي بعد از مصرف آسپيرين نشان مي دهند . درصد از ضد التهابي غير استروئيدي ه از نظر شيميايي تشابهي با آسپيرين ندارند مي توانند واکنش هاي مشابهي نشان بدهند . به عنوان يک قاعده کلي حمله آسم را آغازکنند . ضد التهابي غير استروئيدي که از نظر شيميايي تشابهي با آسپيرين ندارند مواد غذايي و داروها به کار مي روند . برخي موارد روند ايجاد به صورت آسيب تنفسي است . مواد غذايي و داروها به کار مي روند .
حين حملات آسم چه اتفاقي مي افتد ؟
راههاي تنفسي فرد مبتلا به آسم دچار انقباض است . اين باريک شدن در اثر واکنش به عوامل محرک خاصي است . چون افراد سالم به اين محرک ها پاسخ نمي دهند ، ريه هاي فرد بيش فعال (Hyperactive) خوانده مي شوند . حين يک حمله اسم عضلات صاف مجراي تنفسي منقبض شده و باعث تنگي راه هوايي مي شوند . التهاب نيز در سطح راه هوايي اتفاق مي افتد و باعث تورم و کاهش بيشتر راه هوايي مي شود . بعلاوه غدد مخاطي موجود در راههاي هوايي شروع به ترشح مخاط فراوان به داخل مجرا مي کنند که آن را تنگ تر مي کند . نتيجه اينها سخت شدن تنفس مخصوصاً بازدم مي باشد . هوا در اثر اين اتفاق در راههاي تنفسي محبوس مي شود و باعث کاهش اکسيژن رساني به بدن مي شود .
هرحمله آسم چقدر طول مي کشد ؟
طول مدت بسته به شدت حمله فرق دارد . دوره هاي خفيف ممکن است چند دقيقه تا چند ساعت طول بکشد . حمله هاي شديد مي تواند روزها تا هفته ها به طول بينجامد . علائم خفيف ممکن است خود به خود برطرف شود يا نياز به دارو داشته باشد . دوره هاي شديدتر را مي توان با دارو درمان کرد يا نياز به بستري داشته باشند .
طي هر حمله چه اقداماتي بايد انجام شود ؟
هميشه آموزش هاي پزشک متخصص خود را در زمينه آلرژي دنبال کنيد . از ايشان برنامه مکتوبي در مورد درمان روزانه و توصيه هاي خاص حين حمله درخواست کنيد . به طور کلي ، مهم است که ارامش خود را حفظ کنيد و داروهاي تجويز شده را مصرف کنيد . گشاده کننده مجاري هوايي بيشترين دارويي است که در حملات آسم مصرف مي شود . اين داروها باعث شل شدن عضلات اطراف راههاي هوايي مي شوند و باعث گشاد شدن مجاري مي گردند . گشادکننده هاي راههاي هوايي ممکن است استنشاقي ، خوراکي يا تزريقي باشند .
چرا فعاليت بدني باعث شروع حمله آسم مي شود؟
حين ورزش هاي هوازي ، تنفس سريع دهاني انجام مي شود . در نتيجه هوايي که به مجاري تنفسي مي رسد به علت عدم عبور از راه بيني گرم و مرطوب نشده است . هواي سرد و خش مي تواند باعث شروع حمله آسم شود . علائم آسم طي هواي دقيقه پس از ورزش هاي هوازي در بدترين وضعيت خود مي باشند . بيش از ٧٠% از کل افراد آسمي درجاتي از آسم ناشي از ورزش را تجربه مي کنند
آيا افراد مبتلا به آسم بايد از ورزش و تربيت بدني پرهيز کنند ؟
با انجام اقدامات پيشگيرانه ، افراد مبتلا به آسم بايد بتوانند در هر ورزشي حتي در سطح ممتاز شرکت کنند . اگر چه تمام ورزش ها به صورت يکسال تحمل نمي شوند .به طور کلي ورزش و تمريناتي که باعث دويدن هاي طولاني شود بيشتر ازموارد غير هوازي باعث حمله آسم مي شوند . شنا يکي از بهترين ورزش ها براي اين افراد است . در بيشتر موارد آسم ناشي از ورزش را تا حدي که بتوان در هر ورزشي شرکت کرد مي توان کنترل کرد . بسياري از ورزشکاران المپيک که شامل برندگان مدال طلا نيز هستند مبتلا به آسم بوده اند.
تفاوت بين آسم و آلرژي چيست ؟
آسم انسداد قابل بازگشت راههاي هوايي است . آلرژي يکي از عواملي است که مي تواند حمله آسم را آغاز کند . تمام بيماران مبتلا به اسم دچار آلرژي نيستند و افراد بسياري هستند که دچار آلرژي هستند ولي مبتلا به آسم نيستند.
آيا درماني براي آسم وجود دارد ؟
اگرچه قابل درمان است ولي راه علاج قطعي براي آسم تا کنون در دسترس نبوده است . درمان پيشگيرانه مي تواند مشکلاتي را که يک فرد مبتلا به آسم با آن مواجه است را کاهش دهد . دانشمندان در جهان به دنبال راه علاج خاص آن مشغول تحقيق هستند .
بهترين درمان چيست ؟
پيشگيري از علائم عموماً بهترين درمان است . براي يک بيمار مبتلا به آسم مهم است که بداند چه موقعيتهايي باعث شروع علائم مي شوند و از آنها تا جائي که امکان پذير است پرهيز کند . هنگامي که پرهيز و دوري از آنها غير ممکن است ، درمان پيشگيرانه مفيد واقع خواهد شد انواع مختلف درمان هاي پيشگيرانه موجود است .
دارو درماني قبل از مواجهه با محيطي که حمله آسم را تحريک مي کند و انجام ورزش تجويز مي شود . اگر آسم مکرر اتفاق بيفتد و يا غير قابل پيش بيني باشد ، پزشک ممکن است براي شما به صورت روزمره داروهايي را تجويز کند . داروهايي که براي اين منظور استفاده مي شوند شامل استروئيدهاي استنشاقي آنتي لوکرترين ها ، کرمولين و داروهاي مشابه آن ، بتا آگونيست ها ي خوراکي يا استنشاقي (که برخي از آنها طولاني اثر هستند ) تئوفيلين طولاني اثر و يا استروئيد خوراکي مي باشند . براي بيماران آلرژيک ، ايمونوتراپي (ايمني درماني ) مي تواند در مواردي که پرهيز از آلرژن (ماده حساسيت زا ) مقدور نيست تجويز شود . ايمونوتراپي تحمل بيمار را نسبت به الرژن ها افزايش مي دهد و در کنترل التهاب موجود در آسم مزمن کمک مي کند.
آيا آسم يک اختلال روان شناسي است ؟
خير ، ولي احساسات و عواطف مي تواند به وخامت آسم منتهي شود . اختلال هراس مي تواند از آرامش بيمار جلوگيري کند که براي يک دوره حمله حاد ضروري است . همچنين دانشمندان دريافتند که عواطف قوي مي تواند منجر به انقباض راههاي هوايي شود که حمله حاد را تشديد مي کند . آسم مي تواند به مشکلات عاطفي منجر شود . افسردگي زماني که بيمار نتواند در فعاليتهاي روزمره طبيعي شرکت داشته باشد اتفاق مي افتد . آسم علت اصلي غيبت از مدرسه و کار است که مي توانند در رسيدن بيمار به سلامت رواني ، تحصيلي و اقتصادي اثر گذار باشند . در نهايت ، بايد بخاطر داشت که آسم مي تواند مشکل عمده عاطفي و اقتصادي براي کل خانواده بر جا بگذارد .
آيا کودکان مي توانند براي هميشه از آسم خلاص شوند ؟
اين نظر که آسم براي هميشه در فرد از بين برود بيشتر به افسانه مي ماند . در حقيقت برخي افراد ممکن است به نقطه اي برسند که ديگر حملات آسم را همانند اوائل کار نداشته باشند ولي آزمايش هاي دقيق و پيچيده نشان داده است که اين افراد همچنان در معرض خطر ابتلاي به آسم در سنين بالاتر هستند .
آيا آسم تهديد کننده زندگي است ؟
عموماً اين طور نيست ولي درموارد شديد آسم مي تواند مرگبار باشد . مرگ و مير بيشتر در بالغين اتفاق مي افتد . بيش از ٨٠% از ٣٨٨٠مرگي که درسال ١٩٨٥ در افراد مبتلا به آسم ديده شد بالاي ٤٥ سال بوده است . اگر چه ، عموماً مي توان راه هوايي را باز نمود و حمله را با داروها تحت کنترل در آورد . دريک حمله حاد آسم ، ممکن است مجاري هوايي به طور کامل بسته شوند به طوري که منجر به نارسائي تنفسي گردد اين يک وضعيت اورژانس پزشکي است و نياز به توجه فوري دارد . براي مبتلايان به اسم فراگيري تشخيص دوره هاي حاد و پيشگيري از آنها داراي اهميت بالايي است برخي پزشکان افزايش زياد مرگ ناشي از آسم را به خاطر اعتماد بالا به داروهايي مي دانند که براي بازگردن مجاري هوايي بسته استفاده مي شوند . اگر چه به نظر مي رسد که بيشتر مرگ و مير ، ناشي از تاخير در انجام درمان در مراحل حاد حمله مي باشد .
رهنمودهايي براي بيماران و والدين کودکان مبتلا به آسم :
باهمه تذکرات داده شده ، تا مي توانيد در مورد آسم به دانستني هايتان اضافه کنيد .
بياموزيد که چه چيزهايي باعث شروع علائم اسم در شما يا کودکتان ميشود به بهترين نحوي از آن پيشگيري کنيد .
علامت هاي قريب الوقوع بودن يک دوره آسم و شدت آن را بياموزيد.
پيشگيري هاي لازم را انجام دهيد تاخود و فرزندتان کمترين مشکل را با علائم بيماري داشته باشيد .
درمانهاي قابل انجام توسط خودتان را ياد بگيريد و آنها را به اقتضاي سن کودک به آنها نيز بياموزيد.
خلاصه :
اگرچه درمان قطعي براي آسم وجود ندارد . درمانهاي بسيار خوبي براي کنترل علائم آسم در دسترس هستند . ما هرسال درمورد آسم مطالب جديدتري مي آموزيم و داروهاي موثر تر و مطمئن تري را مشاهده مي کنيم . در نتيجه ، بيشتر مبتلايان به آسم زندگي طبيعي و خلاقي را دارند .تحقيقات ادامه دارد و دورنماي آن روشن است . براي کسب اطلاع بيشتر در مورد آسم مي توانيد با پزشکان متخصص آلرژي تماس بگيريد .
آرتريت روماتوئيد در واقع يک بيماري التهابي است که سبب درد ، تورم ، سفتي و محدوديت حرکت مفاصل مي گردد . البته مشخصات خاصي دارد که آنرا با ساير انواع آرتريت ها ( التهاب مفاصل ) متمايز مي کند . بعنوان مثال آرتريت روماتوئيد بصورت قرينه تظاهر مي کند يعني اگر يک زانو يا دست درگير باشد به احتمال زياد طرف مقابل نيز درگير است . بيماري عموماً مفاصل مچ و انگشتان دست را درگير مي کند . البته ممکن است ساير قسمتهاي بدن بجز مفاصل را نيز درگير کند . ضمناً بيماران ممکن است از خستگي ، تب و ضعف رنج ببرند .
بيماري معمولاً از يک بيمار به بيمار ديگر متفاوت است . در بعضي تنها بمدت چند ماه يا يکي دو سال طول مي کشد و بدون آسيب و تخريب واضحي برطرف مي شود . بعضي بيماران ديگر نوع خفيف تا متوسط بيماري را با دوره هايي از بدتر شدن علائم دارند و بعد در دوره هايي علائم برطرف مي شوند در گروه ديگري نيز بيماري تقريباً هميشه فعال است و ساليان زيادي طول مي کشد و منجر به تغييرات و ناتوانيهاي وسيعي در مفاصل مي شود .
اگر چه آرتريت روماتوئيد تأثيرات قابل توجهي بر زندگي و سلامت شخص مي گذارد ، درمانهاي حال حاضر شامل تسکين درد و ساير داروها ، تناسب بين فعاليتها و استراحت و آموزش بيمار باعث مي گردد تا اکثر بيماران در طول بيماري کاملاً فعال و سرزنده باشند .
علائم شايع :
· مفاصل متورم ، گرم و دردناک به هنگام لمس
· نماي قرينه ( درگيري مفاصل معمولاً دوطرفه است )
· درگيري مفاصل مچ دست و انگشتان دست ( معمولاً ) . مفاصل ديگر شامل گردن ، شانه ها ، آرنجها ، زانو ، باسن ، قوزک ها
· ضعف و خستگي ، تب
· درد و خشکي صبحگاهي مفاصل که بيش از ۳۰ دقيقه طول بکشد .
· علائم خارج مفصلي
علل :
ناشناخته است ، ولي اين بيماري احتمالاً منشاء خودايمني دارد .
درآرتريت روماتوئيد بدلايل نامشخص ، سيستم ايمني بدن فرد به سلولهاي داخل کپسول مفصلي حمله ور مي شود و آنها را تخريب مي نمايد .
عوامل افزايش دهنده خطر :
· سابقه خانوادگي آرتريت روماتوئيد يا ساير بيماريهاي خود ايمني
· عوامل ژنتيک ، مثل نقص در دستگاه خود ايمني
· جنس مؤنث
· سن ۲۰ تا ۵۰ سالگي
· استرس هاي عاطفي مي تواند باعث شعله ور شدن بيماري شود .
عواقب :
بعضي بيماران ممکن است بجز مفاصل ساير ارگانهاي خود را نيز درگير ببينند . تقريباً يک چهارم بيماران دچار ضايعات پوستي بصورت برآمدگي پوست ( ندول )مي شوند که معمولاً نزديک مفاصل هستند . بسياري از بيماران دچار کم خوني مي شوند . گاهي درد گردن و خشکي چشمها و دهان نيز ديده مي شود . بندرت ممکن است التهاب عروق خوني ،لايه هاي ريه ها و ديواره هاي قلب ايجاد شود .
بايد توجه داشت اين بيماري قابل علاج نيست ، اما با تشخيص زودهنگام ، مي توان درد بيمار را تخفيف داد و از بروز ناتواني و معلوليت جلوگيري بعمل آورد . با درمانهاي معمول ، علائم در ۷۵٪ بيماران در عرض يکسال بهبود مي يابند ، اما حدود ۱۰-۵ درصد بيماران ، عليرغم درمان نهايتاً معلوليت پيدا خواهند نمود .
از ديگر عوامل بيماري مي توان به اختلالات بينايي ، تغيير شکل مفاصل و ازکارافتادگي بيمار اشاره نمود .
تأثيرات آرتريت روماتوئيد در جامعه :
پزشکان معتقدند حدود ۱/۲ ميليون نفر (يک درصد ) از جمعيت آمريکا مبتلا به آرتريت روماتوئيد هستند . تحقيقات نشان مي دهد که موارد جديد بيماري خوشبختانه در حال کاهش مي باشد .
بنظر مي رسد اين بيماري در تمامي نژادها و در تمامي گروههاي سني ايجاد شود .
مانند بسياري از بيماريهاي التهابي مفاصل ، آرتريت روماتوئيد بيشتر در زنان ديده مي شود . ( تقريباً ۲ تا ۳ برابر )
بطور کلي آرتريت روماتوئيد تأثيرات بسزايي از نظر اجتماعي و اقتصادي بر فرد و جامعه مي گذارد . از نظر اقتصادي هزينه درمانهاي طبي و جراحي و ساير هزينه ها گاهي به ميليونها دلار مي رسد . درد روزانه مفاصل تقريباً از علائم اجتناب ناپذير بيماري است که گاهي منجر به افسردگي ، اضطراب و يأس و نوميدي مي شود . در بعضي بيماران ممکن است فعاليت روزانه بيمار ، انجام مسئوليتهاي خانوادگي و تفريح را در شخص مختل نمايد .
تشخيص بيماري :
در ابتدا بايد متذکر شد که تحقيقات نشان دهنده اين واقعيت است که بيماراني که بطور دقيق از بيماري خود آگاه شده اند و بطور فعال در روند درماني خود شرکت نموده اند درد کمتري را تجربه نموده اند . بطور کلي تشخيص آرتريت روماتوئيد در مراحل ابتدايي بيماري بدلايل مختلف مشکل مي باشد . اول اينکه تست منفردي براي تشخيص بيماري وجود ندارد . ثانياً علائم از يک شخص به شخص ديگر متفاوت است و علائم مشترک با ساير بيماريهاي التهابي مفصلي زياد است . در نهايت اينکه بسياري از علائم به مرور زمان ايجاد مي شوند و در مراحل ابتدايي بيماري وجود ندارند .
بهمين علت دقت زيادي از طرف پزشک معالج و راههاي تشخيصي فراواني امتحان مي شوند تا بيماري تشخيص داده شود . علاوه بر شرح حال کامل و معاينه دقيقي که توسط پزشک انجام مي شود آزمايشات مختلف و عکسبردارياي متفاوتي انجام مي شود . عکسبرداري از مفاصل مختلف بيشتر زماني انجام مي شود که مي خواهيم ميزان تخريب مفصل را مشخص کنيم و در مراحل اوليه بيماري چندان کمک کننده نيست .
درمان : معمولاً پزشکان از چند راه مختلف براي درمان بيماري استفاده مي کنند که اين درمانها در سير بيماري و وضعيت فردي بيمار ممکن است متفاوت باشد . اهداف کليه اقدامات درماني عبارتند از : کاهش درد ، کاهش التهاب ، توقف يا کندکردن روند تخريب و افزايش قابليتهاي زندگي فرد .
در حال حاضر اقدامات درماني به شکل زير صورت مي گيرد : تغيير روند زندگي ، درمان دارويي ، جراحي و پيگيريهاي دقيق بيماري .
در تغيير روند زندگي فرد مباحث زير مطرح مي گردد :
· استراحت و ورزش که هر دو با اهميت هستند . در واقع بيماران نياز به تناسب خوبي بين استراحت و ورزش خود دارند و در واقع زمانيکه بيماري فعال است استراحت بيشتر و هنگامي که غيرفعال است ورزش بيشتر مطلوب است . استراحت و مدت زمان مورد نياز براي آن از فردي به فرد ديگر متفاوت است . ورزش باعث افزايش قواي عضلاني و دامنه حرکات مفاصل مي گردد و ارتجاع مفاصل را تسهيل مي نمايد . ضمناً باعث خواب راحت ، کاهش درد و کاهش وزن مي شود . بهرحال ورزش بايد در برنامه هاي زندگي بيمار بر اساس توانائيهاي شخصي اش گنجانده شود .
· مراقبت از مفاصل : گاهي به نظر مي رسد استفاده از آتلهاي خاصي که پزشک معرفي مي کند براي کوتاه مدت مي تواند تورم و درد مفاصل درگير را کاهش دهد و منجر به استراحت آنها شود . اين نوع آتل ها بيشتر در دست ها و مچها و گاهي براي قوزک پا استفاده مي شود .
· کاهش فشارهاي روحي : شواهد کافي دال بر اينکه استرسهاي روحي نقش مهمي در ايجاد اين بيماري دارند وجود ندارد ، ليکن وجود اين استرسها همراه با بيماري روند بيماري را بدتر مي نمايند . استرسهاي روحي مي توانند مقدار دردي را که توسط بيمار احساس مي شود تشديد نمايد . البته تکنيک هاي موفقي براي رويارويي با اين استرسهاي روحي وجود دارد .
· رژيم غذايي سالم : تنها پرهيز از مواد غذايي پرچرب را مي توان اشاره نمود که مي تواند مفيد باشد . البته بهتر است بيماران مبتلا به آرتريت روماتوئيد از پزشک خود در مورد پرهيزهاي غذايي خود دقيقاً سئوال نمايند . ضمناً بهتر است با رژيم غذايي مناسب و ورزش از چاقي جلوگيري شود .
· نوع آب و هوا : اگر چه شواهد کافي درست نيست که نشان دهد تغييرات آب و هوا مي تواند چه مقدار در اين بيماري مؤثر باشد ، بعضي از بيماران معتقدند آب و هواي مرطوب وضع بيماري آنها را بدتر مي کند .
· درمانهاي دارويي : داروهاي مختلفي براي درمان آرتريت روماتوئيد استفاده مي شود که از مهمترين آنها مي توان به آسپيرين و خانواده ساليسيلاتها ، ترکيبات طلا و داروهاي سرکوب کننده ايمني بدن اشاره نمود .
تعریف : التهاب ناگهانی آپاندیس ( لوله کوچک و باریک و انگشتی شکل است که از روده بزرگ منشعب می شود . )
آپاندیسیت یکی از مهمترین علل جراحی های اورژانس شکم در بچه ها می باشد . سالانه حدود ۴ مورد عمل آپاندکتومی در هر ۱۰۰۰ کودک زیر ۱۸ سال در ایالات متحده انجام می گیرد . در مردان شیوع بیشتری نسبت به زنان وجود دارد . اوج میزان شیوع در اواخر نوجوانی و اوایل ۲۰ سالگی است .آپاندیسیت در کودکان زیر ۲ سال نادر است . عموماً بهمراه انسداد زائده آپاندیس با مدفوع ، جسم خارجی و ندرتاً تومور ایجاد می شود . در کودکان علائم و نشانه های آپاندیسیت ندرتاً بشکل کلاسیک بوده و لذا تشخیص معمولاً به تأخیر می افتد و احتمال پارگی آپاندیس در آنها بیشتر است . ولی در بچه های بزرگتر و بالغین تظاهرات بالینی مشخص هستند .
علائم و تظاهرات بالینی :
· با درد کولیکی ( انقباض و گرفتگی ) در اطراف ناف شروع می شود . همزمان با افزایش و پیشرفت التهاب درد بسمت پایین و سمت راست شکم متمایل شده و درست در بالای محل زائده آپاندیس متمرکز میشود .
· کم شدن و یا از دست رفتن کامل اشتها ( بی اشتهایی ) ، اغلب تهوع و گاهی بهمراه استفراغ میباشد .
· اگر بهنگام معاینه سمت راست و پائين شکم را با دست فشار داده و مدت کوتاهی نگه داریم و بعد دستمان را برداریم . بطور لحظه ای درد بیمار بدتر می شود . این یافته نشانه انتشار التهاب بسمت پرده صفاق است .
· درد اولیه ممکن است مبهم باشد ولی بعداً بطور فزاینده ای تشدید می شود .
· توشه رکتال ( معاینه رکتال ) باعث پیدایش درد سمت راست شکم می شود .
· اگر شخص به پشت دراز بکشد و پای راستش را مستقیم بالا بیاورد در ناحیه تحتانی سمت راست شکم درد احساس می شود .
· لمس ناحیه یک چهارم تحتانی سمت چپ شکم منجر به احساس درد در ناحیه مقابل ( سمت راست ) میشود .
· در حالیکه شخص به پشت دراز کشیده . اگر زانو و ران او را به سمت شکم خم کنیم و ساق پا را به سمت داخل و خارج شکم بکشیم اینکار منجر به ایجاد درد میشود.
· اگر پریتونیت ایجاد شده باشد عضله شکم در معاینه بسیار سخت است .
· درد شکمی با راه رفتن و سرفه کردن احتمالاً بدتر می شود .
· تب که معمولاً در طی چندین ساعت اتفاق می افتد .
علائم آزمایشگاهی :
· افزایش تعداد گلبولهای سفید خون در آزمایش CBC
· سونوگرافی و CT اسکن شکمی احتمالاً التهاب آپاندیس را نشان می دهد .
جراحی آپاندیس تشخیص آپاندیسیت را قطعی میکند . این عمل با شکاف کوچکی در ناحیه یک چهارم راست و پائین شکم انجام می شود .
البته همه جراحی ها ، یک آپاندیش غیرطبیعی را نشان نمی دهد . حدود ۱۵-۱۰٪ از موارد اعمال جراحی برای آپاندیسیت مشکلی از آپاندیس را نشان نمی دهد بلکه حکایت از مشکلی فراتر از آپاندیسیت است .
در این موارد جراح آپاندیس را برمی دارد و بقیه شکم را برای پی بردن به علل احتمالی درد بررسی می کند . در بعضی موارد برای اینکار نیاز به شکاف جراحی وسیعتری است .
درمان :
بعد از محرز شدن تشخیص با توجه به علائم بالینی و یافته های آزمایشگاهی جراحی باید هر چه سریعتر انجام شود . اگر شک به آبسه وجود داشته باشد . ابتدا آنتی بیوتیک تراپی انجام می شود و بعد جراحی صورت می گیرد .
عوارض :
· پارگی روده ها
· گانگرن روده ها ( مردگی بافت روده )
· التهاب پرده صفاق ( پریتونیت )
· آبسه
ريه (شش) يا جگر سفيد اندامی است مخروطی شکل مجتمع از بافت اسفنجی که به صورت يک جفت در قفسه سينه قرار دارد. ريه راست متشکل از۳ تکه و ريه چپ از ۲ تکه تشکيل شده است. هر ريه متصل به شاخه ای به نام نايچه است. سرطان ريه نوعی بيماری است که در آن رشد بافت بدخيم در يک يا هر دو ريه ايجاد می شود.سرطان ريه شايعترين سرطان در هر دو جنس در سراسر جهان است و بيش از ۸۰% بيماران مبتلا به اين سرطان در فاصله ۵ سال از زمان تشخيص بيماری جان خود را از دست می دهند.با توجه به سلولی که دچار تراريختی و سرطان شده است اشکال مختلفی از سرطان ريه وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند. شايع ترين اشکال سرطان ريه عبارتند از:
۱- سرطان ريه با ياخته های کوچک (Small cell lung cancer)- ياخته های سرطانی نوع کوچک در زير ميکروسکوپ به شکل جوی دو سر ديده می شود و به آن سرطان جو شکل (Oat-shaped) نيز گفته می شود. روند رشد اين نوع سرطان ريه سريع است و در مدت زمان کوتاهی در اندامهای ديگر پراکنده می شود. حدود ۲۰% سرطانهای ريه از اين نوع است.
۲- سرطان ريه با ياخته های غير کوچک (Non-small cell lung cancer)- اين نوع سرطان ريه با توجه به نوع سلول موجود در بافت ريه که دچار تراريختی و سرطان شده است تعريف می شود. اشکال مختلفی از اين نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانه ها و عوارض خاص خود را دارند و عبارتند از :
i) سرطان بافت بشره ای (Squamous cell carcinoma)- اين سرطان از شا يع ترين انواع سرطان ريه است و شروع آن معمولاً از نايچه ها است و در مقايسه با ديگر اشکال سرطان ريه رشد آهسته تری دارد و مدت ها طول می کشد تا به اندامهای ديگر سرايت کند.
ii) سرطان غدد مترشحه مخاط و مجاری لنفاوی ( Adenocarcinoma) – اين نوع سرطان ريه معمولاً در زير بافت پوششی نايچه ها يا در مجاری لنفاوی کناره خارجی ريه رشد می کند.
iii) سرطان ريه با ياخته های بزرگ ( Large cell carcinoma)- اين نوع سرطان اغلب در شاخه های کوچکتر نايچه ها تظاهر می کند.
از هر ۵ مورد سرطان ريه يکی از آنها از نوع ياخته های کوچک و بقيه از نوع غير کوچک است.
نوع نادری از اشکال سرطان ريه نيز به نام مزو تليوما (mesothelioma) وجود دارد. اين نوع سرطان ريه موجب تراريختی بافت پوششی ريه می شود و در افرادی تظاهر می کند که در تماس با آزبست ( پنبه نسوز) بوده اند.
علائم هشدار دهنده سرطان ريه
• افزايش و يا شدت سرفه در فرد سيگاری
• سرفه همراه با خلط خونی
• تنگی نفس دراثر فعاليت
• خس خس سينه به صورت حاد
• درد مبهم و يا مشخص در قفسه سينه
• خشن شدن صدا يا تغيير آن به شکلی که بهبود پيدا نکند
• عفونت های مکرر ريه و مجاری تنفسی
• کاهش وزن
• بی اشتهائی
• تورم در ناحيه گردن و صورت
• ضعف و خستگی مفرط
علاوه بر نشانه های فوق ممکن است عوارضی در بيمار ظاهر شود که ارتباطی با سرطان ريه نداشته باشد و به سرايت سرطان به اندامهای ديگر بدن مربوط باشد. در چنين مواردی بيمار از سردرد، احساس ضعف عمومی، سهولت شکستگی و آسيب پذيری استخوانها، انواع خونريزی و لخته شدن غير عادی خون شکايت می کند. سرطان ريه درمراحل ابتدايی هيچ نشانه ای ندارد و بيماران اغلب زمانی به پزشک مراجعه می کنند که بيماری در مراحل پيشرفته قرار دارد و در نتيجه آمار مرگ اين نوع سرطان رقم بالايی دارد.
سبب شناسی: سرطان زايی ريه
عامل مستعد و پيشتاز در تظاهر سرطان ريه مانند هر سرطان ديگری به هم خوردن نظم تقسيم سلولی است. تحقيقات آماری و بالينی روند بدخيمی بيماری سرطان ريه را به اين عوامل ارتباط می دهند:
اعتياد به دخانيات - خطر ابتلا به سرطان ريه با افزايش مقدار و مدت تماس با دود تنباکو رابطهً مستقيم دارد و هرچه سن شروع استعمال دخانيات پائين تر باشد عامل مستعد کننده و پيشتاز در ابتلای به سرطان ريه افزايش پيدا می کند.
آلاينده های موجود در هوای محيط زيست و محل کار- موادی چون آزبست (پنبه نسوز)، گاز رادون (گازی بی رنگ و بی بو که از تجزيه طبيعی اورانيم در آب ، خاک و مصالح ساختمانی قديمی توليد می شود)، اورانيوم و نيکل عامل مستعد کننده و پيشتاز در ابتلاء به سرطان ريه هستند.
استنشاق دود سيگار در محيط برای افراد غير سيگاری
عوامل ژنتيکی- وجود سابقه سرطان ريه بين اعضای نزديک خانواده احتمال ابتلا به اين سرطان را افزايش می دهد.
عوامل ايمنولوژيک(ايمنی) - نارسايی مکانيسم ايمنی طبيعی بدن عاملی مستعد کننده در ايجاد سرطان ريه شناخته شده است.
سن- افراد بالای ۶۰ سال بيشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان ريه هستند و بايد بيشتر مراقب علائم هشدار دهنده اين بيماری باشند.
الگوهای غربالگری سرطان ريه
با توجه به وضيعت عمومی سلامت فرد، بررسی های تشخيص سرطان ريه ممکن است شامل:
۱- عکسبرداری از ريه ها با تابش اشعه X
۲- آزمايش خلط
۳- سی تی اسکن (Computerised tomography scan)- در اين روش دستگاه سی تی اسکن با گرفتن تعدادی عکس توسط اشعه ايکس، تصويری سه بعدی از بدن را نشان می دهد و از اين طريق محل و اندازه دقيق ضايعه و پراکندگی تومور ريه به بخش های ديگر قفسه سينه يا اندام های دورتر مانند کبد مشخص می شود.
۴- سی تی اسکن دورانی يا اسپايرال (Spiral CT scan) -– در اين روش يک دستگاه کامپيوتری سی تی اسکن با حرکات دورانی به دور بدن بيمار در هر دور بيش از صد تصوير از بدن بيمار می گيرد. در سی تی اسکن دورانی ضايعات کوچکی که از طريق سی تی اسکن معمولی قابل روئت نيست، مشاهده می شود.
۵- پرتونگاری با استفاده از تشديد ميدان مغناطيسی (MRI Scan) – اين آزمايش مشابه سی تی اسکن است با اين تفاوت که به جای تابش اشعه X از مغناطيس جهت عکسبرداری از اعضای بدن استفاده می شود. در اين آزمايش بيمار به مدت ۳۰ دقيقه به طور ساکن درون اتاقک اين دستگاه می ماند و تصاوير مقطعی از بدن او تهيه می شود.
۶- نمونه برداری يا بيوپسی (biopsy)- بررسی ميکروسکوپی از نمونه بافت تومور. اين آزمايش بسيار مهم است زيرا مطمئن ترين روش برای تشخيص سرطان ريه و نوع آن به حساب می آيد. روشهای متفاوت بيوپسی ريه عبارتند از:
نمونه برداری با سوزن (needle aspiration): در اين روش با تابش پرتوی اشعه ايکس، توده در صفحه تلويزيون ديده می شود و پزشک با دقت با سوزن مقداری از بافت ريه را با سرنگ کشيده و برای آزمايش بافت شناسی جدا می کند.
نمونهبرداری با بروتکوسکپ يا برونکوسکپی Bronchoscopy)): بروتکوسکپ لوله ای فلزی و توخالی است که به يک لامپ مجهز شده و از طريق دهان يا بينی به داخل نای فرو داده می شود و مشاهدهً بصری بافت ريه را امکان پذير می کند سپس پزشک با دقت مقداری از بافت و مايع درون ريه را از طريق اين لوله برای امتحان بافت شناسی جدا می کند . قبل از انجام اين عمل به بيمار بيهوشی موضعی داده می شود.
نمونهبرداری باز (جراحی). در نمونه برداری باز، بيهوشی عمومی لازم است و می تواند به روش معاينه توراسکپی (Thoracoscopy) يا مدياستينوسکپی (Mediastinoscopy) انجام شود. جراحی به پزشک امکان معاينه درون قفسه سينه و غدد لنفاوی نزديک ريه را می دهد وطی آن در پوست پائين گردن شکاف کوچکی داده می شود و از اين طريق لوله ای به درون قفسه سينه فرستاده می شود. انتهای اين لوله متصل به نورافشان و بزرگنما است. جراح در اين مرحله سلولها و غدد لنفاوی که دچار تراريختی شده اند می تواند نمونه برداری و مورد بررسی دقيقتری قرار دهد. از اين طريق می توان اندامهای واقع در منطقه بين ريه چپ و راست را ديد و برای تشخيص پراکنده شدن ياخته های سرطانی به غده های لنفاوی مجاور ريه استفاده کرد.
۷- توموگرافی با نشر پوزيترون يا پت اسکن (PET-Positron emission tomography) - در اين روش دستگاه اسکنر در اطراف بيمار می چرخد و تصوير از طريق نشر پوزيترون بوسيله يک ماده راديواکتيو که به بيمار تزريق شده و يا توسط او استنشاق می شود، شکل ميگيرد، با اين روش مشاهدهً بصری ريه درسه بعد امکان پذير می شود.
۸- سونوگرافی ( Ultrasound) در اين شيوه از امواج صوتی جهت بررسی ساختار توده در ريه استفاده می شود.
۹- آزمايش تنفس (Lung function test )- در اين شيوه بيمار قبل از جراحی تحت آزمايشات تنفسی متفاوت قرار ميگيرد.
۱۰- آزمايش خون- تومورهای سرطانی آنتی ژن و آنزيم های مشخصی را توليد می کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. اندازه گيری آنتی ژن کارسينو امبريونيک (arcinoembryonic Antigen-CEA) و آنزيم ( Neuron-specific enolase (NSE از آزمايش های غربالگر اين بيماری است. افزايش ميزان سطح اين پروتين ها مبين نشانه های سرطان و کاهش ميزان آنها در حين درمان نشانه مهار کردن رشد سرطانی سلول های بيمار است.
۱۱- اسکن استخوان Bone Scan - تصويربرداری از استخوان به وسيله يک ماده راديواکتيو روشی بسيار ارزشمند است که در تشخيص انتشار سرطان به استخوان، موثر بودن درمان سرطان و روند التيامی نواحی درگير در استخوان به کار می رود.
الگوهای درمانی سرطان ريه
الگوهای درمانی بيماری سرطان ريه بستگی به نوع سرطان، وضعيت بيماری در شروع درمان، سن، سلامت عمومی و چگونگی واکنش بيمار به نوع درمان دارد. سرطان ريه معمولا به دليل غنی بودن سيستم خون رسانی و لنفاوی ريه به راحتی می تواند به ديگر اندامهای بدن سرايت کند.
با توجه به سن و وضعيت سلامت بيمار ممکن است الگوهای درمانی زير بکار گرفته شود:
۱- جراحی – معمولا اگر ضايعه بدخيم منحصر به ريه باشد ممکن است بخش کوچک(wedge section) يا تکه کاملی از ريه (لوبکتومی) ( lobectomy) و يا تمام يک ريه (نومونکتومی) pneumonectomy) ) برداشته می شود. عوارض جانبی جراحی، خونريزی و در نتيجه کم خونی، مشکلات تنفسی و خواب آلودگی است.
۲- شيمی درمانی - جهت از بين بردن ياخته های سرطانی پراکنده مورد استفاده قرار می گيرد. شيمی درمانی جهت پيشگيری از عود بيماری و مواردی که سرطان در بدن پخش شده تجويز می شود. استفاده از داروهای شيميايی منجر به انهدام سلولهای سرطانی می شود. عوارض جانبی شيمی درمانی عبارتند از: حالت تهوع و استفراغ، ريزش موی سر و ابرو، کاهش گلبولهای سفيد خون، ضعف سيستم ايمنی و دفاعی بدن، عفونت، احساس درد، خشکی دهان و پوکی استخوان، کمخونی، و کاهش تعداد گلبولهای قرمز خون که ممکن است سبب خستگی، سرگيجه و احساس سرما در بيمار شود. اسهال و يبوست، و سفتی و خشکی مفاصل از ديگر عوارض جانبی شيمی درمانی است.
۳- راديوتراپی يا اشعه درمانی - جهت از بين بردن مستقيم ضايعه بدخيم ريه بکار گرفته می شود. در اين روش از اشعه با انرژی زياد استفاده می شود و اين اشعه با آسيب رساندن به سلولهای زنده منجر به مرگ آنها می شود. خستگی شديد، افسردگی، تهوع، استفراغ، بی اشتهايی و آسيبهای عروقی و تنفسی از عوارض جانبی راديوتراپی است. همچنين راديوتراپی ممکن است باعث سرکوب سيستم خونساز بدن و کاهش گلبولهای سفيد و ضعف سيستم ايمنی بدن و نهايتا بروز عفونت شود.
۴- درمان فوتوديناميک (Photodynamic Therapy ) ـ استفاده از رنگ و نور است. در اين شيوه رنگ به داخل يک وريد تزريق و سپس در تمام بدن منتشر می شود. بعد از چند روز، اين رنگ فقط در سلولهای بدخيم باقی می ماند. سپس نور قرمز رنگ ليزری به سلول تابانده می شود و رنگ درون سلول سرطانی اين نور را جذب می کند. اين امر منجر به عکس العمل فوتوشيميايی که مخرب سلولها است می شود.
۵- درمان بيولوژيکی يا ايمونولوژيک - که مشتمل بر بازسازی، تحريک، هدايت و تقويت سيستم طبيعی دفاعی بدن بيمار است و با استفاده از آنتی بادی و هدايت سيستم دفاعی خود بيمار جهت مبارزه با سرطان صورت می گيرد. استفاده از عواملی مانند اينترفرونـ سلولهايی که فعاليت ضدتوموری مستقيم دارند، و آنتی بادی های مونوکلونال که اثرات تداخل بقاء سلول را دارند، رشد سرطان را کاهش می دهد.
۶- Stent وسيله يا قالبی جهت ايجاد کانال تنفسی مصنوعی در بيمار مبتلا به سرطان ريه- اين روش در بيمارانی که دچار اختلالات تنفسی هستند، بکار گرفته می شود.
۷- سوزاندن ضايعه بدخيم با اشعه ليزر- در بعضی موارد ضايعه بدخيم سرطان ريه منجر به مسدود شدن حنجره می شود. در چنين موردی پزشک با سوزاندن ضايعه بدخيم با اشعه ليزر راه عبور هوا را برای بيمار باز می کند. اين روش به طور کامل نمی تواند منجر به ازبين بردن ضايعه بدخيم شود اما کمکی است جهت سهولت تنفس در بيمار.
سرطان ريه درمراحل ابتدايی هيچ نشانه ای ندارد و بيماران اغلب زمانی به پزشک مراجعه می کنند که بيماری درمراحل پيشرفته قرار دارد. تدابير پيشگيرانه ای مانند دوری از آلاينده ها و عدم استعمال دخانيات و بررسی محيط خانه از نظر عدم وجود گاز رادون و آزبست بهترين روش محافظتی در برابر بيماری مهلک سرطان ريه است.
گلوكوم يا آب سياه بيماري است كه مي تواند سبب آسيب عصب بينايي و در نتيجه كوري شود. اين بيماري در آغاز هيچ علامتي ندارد ولي مي تواند در طول چند سال سبب كاهش بينايي و نهايتاٌ كوري شود. درمان زودرس مي تواند مانع پيشرفت بيماري و كاهش ديد بيمار گردد.
عصب بينايي: عصب بينايي از بيش از يك ميليون رشته عصبي تشكيل شده است كه بصورت دسته اي از رشته ها گرد هم آمده اند. اين عصب شبكيه (پرده نازك حساس به نور در قسمت عقب كره چشم) را به مغز متصل مي كند. براي داشتن ديد خوب، سالم بودن عصب بينايي ضروري است.
تأثير گلوكوم بر عصب بينايي: در بسياري از افراد افزايش فشار داخل چشم سبب گلوكوم مي شود. در جلوي چشم فضايي وجود دارد كه "اتاق قدامي" خوانده مي شود. مايع شفافي همواره وارد اين فضا شده و از آن خارج مي شود و وظيفه تغذيه بافت هاي مجاور را بعهده دارد. به محلي كه مايع از اتاق قدامي خارج مي شود اصطلاحاٌ "زاويه" گفته مي شود كه محل تلاقي قرنيه و عنبيه است. زماني كه مايع به زاويه مي رسد از طريق يك شبكه اسفنجي شكل شبيه يك سيستم زه كشي از چشم خارج مي شود.
گلوكوم زاويه باز از آنجا به اين نام خوانده مي شود كه زاويه اي كه مايع از آن خارج مي شود "باز" است. با اين حال، به دلايل نا مشخص، سرعت حركت مايع از خلال شبكه تخليه كند است. كندي حركت مايع سبب تجمع آن و بالا رفتن فشار داخل چشم مي شود و اين افزايش مي تواند سبب آسيب ديدن عصب بينايي و كاهش ديد شود، مگر آنكه فشار چشم پايين آورده شود.
چه كساني در خطرند؟
علائم بيماري گلوكوم زاويه باز در ابتدا علامت خاصي ندارد. ديد طبيعي بوده و دردي وجود ندارد. با ادامه يافتن بيماري، بيمار متوجه مي شود كه هر چند اشيايي را كه جلويش قرار دارند خوب مي بيند ولي اشيايي را كه در كنار قرار داشته و بايد از گوشه چشم به آنها نگاه كند بخوبي نمي بيند.
بيمار مبتلا به گلوكوم در صورت عدم درمان ممكن است ناگهان متوجه شود كه "ديد كناري" ندارد. درست مانند اين است كه دارد از درون يك لوله به اطراف نگاه مي كند. ادامه يافتن بيماري ممكن است سبب از بين رفتن باقيمانده ديد حتي در مركز شده و بيمار كور شود.
تشخيص بيماري بسياري تصور مي كنند كه در صورتي مبتلا به گلوكوم هستند كه فشار چشمشان بالا باشد اما هميشه چنين نيست. فشار بالاي چشم خطر ابتلا به گلوكوم را افزايش مي دهد. بالا بودن فشار چشم الزاما به معناي ابتلا به گلوكوم نيست.
ابتلا يا عدم ابتلا به گلوكوم بر اثر بالا بودن فشار چشم بستگي به ميزان تحمل عصب بينايي در مقابل فشار بالاي چشم دارد و اين ميزان در افراد مختلف متفاوت است. هر چند فشار طبيعي معمولاٌ بين 12 تا 21 ميلي متر جيوه است، ولي حتي در اين فشار نيز ممكن است شخصي به گلوكوم مبتلا باشد و اين نشان مي دهد كه معاينه چشم اهميت بسيار زيادي دارد.
چشم پزشك براي تشخيص گلوكوم بايد اقدامات تشخيصي زير را انجام دهد:
حدت بينايي (Visual Acuity): در اين تست كه با استفاده از چارت هاي بينايي انجام مي شود بينايي بيمار در فواصل متفاوت مشخص مي شود.ميدان بينايي: در اين تست ديد كناري (محيطي) بيمار اندازه گيري مي شود. با توجه به اينكه از دست دادن ديد كناري يكي از علائم گلوكوم است اين تست به تشخيص بيماري كمك مي كند.
اتساع مردمك: در اين تست با استفاده از قطره مردمك چشم بيمار متسع مي شود و بدين ترتيب چشم پزشك ديد بهتري براي معاينه عصب بينايي پيدا مي كند. بعد از معاينه ممكن است ديد نزديك تا چند ساعت تار باشد.
تونومتري: در اين تست فشار مايع داخل چشم اندازه گيري مي شود.
درمان: هر چند گلوكوم علاج قطعي ندارد ولي درمان هاي رايج بيماري را كنترل مي كنند و اين تأييدي بر اهميت تشخيص و درمان زودرس است. بيشتر چشم پزشكان گلوكومي را كه تازه تشخيص داده شده است با دارو درمان مي كنند ولي تحقيقات جديد نشان داده است كه جراحي با ليزر، جايگزيني مطمئن و مؤثر است.
روش هاي درماني گلوكوم شامل موارد زيرند:
درمان دارويي: شايعترين نوع درمان زودرس گلوكوم درمان دارويي است. داروهاي گلوكوم بصورت قطره هاي چشمي و قرص تجويز مي شوند. اين داروها به دو شكل سبب كاهش فشار داخل چشم مي شوند. بعضي باعث كاهش توليد مايع در چشم شده و بعضي به تخليه بيشتر مايع از درون چشم كمك مي كنند.
داروهاي ضد گلوكوم ممكن است تا چند بار در روز تجويز شوند. بيشتر بيماران عوارضي نشان نمي دهند ولي بعضي از اين داروهاي ممكن است سبب سردرد شده و يا بر روي اعضاء ديگر بدن عوارضي داشته باشند. قطره ها ممكن است سبب سوزش و قرمزي چشم شوند.
داروهاي ضد گلوكوم بايد تا زماني كه به كنترل فشار داخل چشم كمك مي كنند مصرف شوند. از آنجا كه گلوكوم معمولا علامتي ندارد، گاهي بيماران داروي خود را قطع كرده و يا فراموش مي كنند مصرف كنند.
جراحي با ليزر: جراحي با ليزر به تخليه مايع از درون چشم كمك مي كند. هر چند از اين روش مي توان در هر زماني استفاده كرد ولي معمولا بعد از آزمايش درمان دارويي بكار مي رود. در بسياري موارد بيمار بايد بعد از جراحي ليزري نيز دارو مصرف كند.
روش هاي جراحي رايج: در جراحي گلوكوم، هدف ايجاد محل خروج جديدي براي مايع داخل چشم است. هر چند چشم پزشك در هر زماني ممكن است تصميم به جراحي بگيرد ولي معمولا اين كار را پس شكست درمان دارويي و جراحي ليزري انجام مي دهد.
جراحي در كلينيك يا بيمارستان صورت مي گيرد. قبل از جراحي به بيمار داروهايي جهت آرام و شل شدن داده شده و سپس چشم توسط تزريق موارد بي حس كننده در اطراف آن بي حس مي شود.
جراح قطعه كوچكي از بافت سفيدي چشم (صلبيه) را بر مي دارد و اين باعث بوجود آمدن كانال كوچكي براي عبور مايع درون چشم مي شود. سپس قسمت سفيد چشم كه برداشته شده است با لايه نازك و شفافي از ملتحمه پوشانده مي شود. مايع از مجراي ايجاد شده و از زير ملتحمه اي كه روي آن را پوشانده عبور كرده و از چشم خارج مي شود.
بيمار پس از جراحي بايد تا چند هفته از قطره هاي آنتي بيوتيك و ضد التهاب براي مقابله با عفونت و تورم استفاده كند. بايد توجه داشت كه اين قطره ها با قطره هايي كه بيمار قبلاً براي درمان گلوكوم مصرف مي كرده است متفاوتند. بيمار بايد همچنين بويژه در چند هفته اول پس از جراحي مرتباً ويزيت شود.
در بعضي از بيماران، جراحي حدود 80 تا 90 درصد در كاهش فشار مؤثر است. با اين حال، اگر مجراي جديد كه طي جراحي بوجود آمده است مسدود شود ممكن است به جراحي ديگري نياز باشد. در صورتيكه بيمار قبلاً تحت جراحي چشمي (نظير جراحي كاتاراكت) قرار نگرفته باشد جراحي گلوكوم بهترين اثر را دارد.
بايد بخاطر داشت كه با اينكه جراحي گلوكوم باقيمانده ديد بيمار را حفظ مي كند ولي باعث بهبود ديد نخواهد شد. در واقع، ديد بيمار ممكن است به خوبي ديد قبل از جراحي نباشد، هر چند كه در صورت انجام ندادن جراحي در درازمدت بيمار ممكن است ديد خود را كاملاً از دست بدهد.
جراحي گلوكوم نيز مانند هر جراحي ديگري ممكن است با عوارضي همراه باشد. اين عوارض عبارتند از: كاتاراكت، مشكلات قرنيه، التهاب يا عفونت داخل چشم و تورم عروق خوني پشت چشم. البته براي هر يك از موارد گفته شده درمان هاي مؤثري وجود دارد.
انواع ديگر گلوكوم هرچند گلوكوم زاويه باز شايعترين نوع اين بيماري است ولي گلوكوم انواع ديگري نيز دارد:
در گلوكوم با فشار طبيعي يا پايين، تخريب عصب بينايي و محدود شدن ديد كناري بصورت غير منتظره اي در افرادي رخ مي دهد كه فشار چشمشان طبيعي است. در درمان اين بيماران از همان روش هاي درمان گلوكوم زاويه باز استفاده مي شود
در گلوكوم زاويه بسته مايعي كه در قسمت جلوي چشم قرار دارد بدليل مسدود شدن زاويه توسط قسمتي از عنبيه (قسمت رنگي چشم) راهي به زاويه نداشته و نمي تواند از چشم خارج شود. در اين بيماران يك افزايش ناگهاني در فشار چشم ديده مي شود. علائم اين نوع گلوكوم شامل درد شديد و تهوع و همچنين قرمزي چشم و تاري ديد است. گلوكوم زاويه بسته يك مورد اورژانس است و بيمار بايد سريعاً درمان شود. در صورت عدم درمان، بيمار ممكن است ظرف 1 يا 2 روز كور شود. جراحي ليزري فوري بطور معمول انسداد را برطرف كرده و بيمار را از كوري نجات مي دهد.
در گلوكوم مادرزادي، كودك به دليل وجود يك نقص مادرزادي در زاويه به گلوكوم مبتلاست. كودكان مبتلا معمولاً علائم واضحي نظير چشم هاي كدر (cloudy eye)، حساسيت به نور، و اشكريزش شديد دارند. درمان معمولاً بصورت جراحي صورت مي گيرد زيرا داروهاي ضد گلوكوم ممكن است اثرات نامشخصي بر روي شيرخواران داشته باشند و همچنين تجويز اين داروها در اين بيماران مشكل است. در صورتيكه جراحي بلافاصله پس از تشخيص انجام شود اين كودكان شانس بسيار بالايي براي داشتن يك ديد خوب خواهند داشت.
گلوكوم ثانويه مي تواند عارضه اي از بيماري هاي ديگر باشد. اين نوع گلوكوم بعضي اوقات ناشي از جراحي چشم يا كاتاراكت پيشرفته، آسيب هاي چشمي، بعضي تومورهاي چشمي، يا يووئيت (التهاب چشم) باشد. يكي از انواع به نام گلوكوم رنگدانه اي (Pigmentary Glaucoma) زماني رخ مي دهد كه رنگدانه ها بصورت فلس از عنبيه جدا شده و با انسداد شبكه خروج مايع چشمي، مانع عبور آن شوند. نوع شديدي نيز به نام گلوكوم نئوواسكولار (Neovascular Glaucoma) با ديابت مرتبط است. همچنين، داروهاي كورتيكواستروئيدي (داراي كورتون) كه در درمان التهاب هاي چشمي و ديگر بيماريها كاربرد دارند نيز مي توانند در درصد كمي از بيماران سبب شروع گلوكوم شوند
پس از اينکه غذا جويده و بلعيده شد وارد معده مي شود . در معده تا حدودي تجزيه شده و به روده باريک راه مي يابد . روده باريک در واقع بزرگترين قطعه در دستگاه گوارش مي باشد و طول آن حدود ۶ متر مي باشد . روده باريک تجزيه مواد غذايي را ادامه داده و قسمت عمده مواد غذايي را جذب مي نمايد . سپس روده باريک به روده بزرگ ( کولون ) متصل مي شود که يک لوله عضلاني بطول حدود ۵/۱ متر مي باشد . در ابتداي روده بزرگ آب و املاح و مقدار جزيي مواد غذايي جذب مي شوند . در انتها روده بزرگ به راست روده و از آنجا به مقعد ختم مي شود که نقش اساسي در دفع مواد زايد را بر عهده دارند .
روده بزرگ چند قسمت دارد و سرطان در هر کدام از اين قسمتها مي تواند شروع شود . هر کدام از اين قسمتها ديواره ايي متشکل از چندين لايه دارند که مي توانند منشاء سلولهاي سرطان اوليه باشند . سرطان روده بزرگ و راست روده ممکن است بتدريج و در طي ساليان دراز رشد نمايد . امروزه مي دانيم که اکثر اين سرطانها در ابتدا بصورت پوليپ ( تومورهاي خوش خيم که از ديواره به داخل روده رشد مي کنند ) تظاهر مي نمايند . برداشتن بموقع اين پوليپها مي تواند نقش مهمي در جلوگيري ازسرطان داشته باشد . بيش از ۹۵٪ از سرطانهاي روده بزرگ و راست روده از نوع آدنوکارسنيوم مي باشند.
سرطانهاي روده بزرگ ( شامل راست روده ) سومين سرطان شايع در بين مردان و زنان در امريکا مي باشد ولي بنظر مي رسد مجموعاً ميزان مرگ و مير ناشي از سرطان روده بزرگ در طي ۱۵ سال گذشته کاهش يافته است . شايد دلايل آن عبارتند از : تعداد کم بيماران ، تشخيص زودرس و درمانهاي جديدتر
مهمترين عوامل خطرساز بيماري :
علل و عوامل اصلي ايجاد بيماري سرطان روده بزرگ ناشناخته هستند ولي عوامل خطرساز آن تقريباً شناخته شده اند . همانطور که مي دانيم عوامل خطرساز فقط احتمال ابتلا به بيماري را افزايش مي دهند. اين عوامل خطرساز عبارتند از :
۱- سابقه خانوادگي
۲ - بعضي از نژادها
۳ - سابقه قبلي سرطان روده بزرگ ؛ يعني حتي اگر قبلاً سرطان روده بزرگ کامل برداشته شده باشد احتمال بروز موارد جديد در روده بزرگ وجود دارد .
۴ - سابقه پوليپ هاي روده بزرگ بخصوص اگر بزرگ و متعدد باشند .
۵ - سابقه بيماريهاي روده بزرگ مانند کوليت اولسرو . در اينصورت از همان جواني بفکر ارزيابي بيماري خود باشيد و گهگاه آزمايشات لازم را انجام دهيد .
۶- سن بالاتر از ۴۰ سال
۷ - رژيم غذايي محتوي چربي زياد ( بخصوص با منابع حيواني ) و فيبر کم
۸ - فعاليت بدني ناچيز
۹ - وزن بالا و چاقي : وجود چربي اضافي دور کمر در مقايسه با چربي اضافي رانها و باسن احتمال ابتلا را بيشتر تشديد مي نمايد .
۱۰ - مصرف دخانيات : سيگاريها ۳۰ تا ۴۰ درصد بيشتر از غيرسيگاريها احتمال مرگ و مير با ابتلا به سرطان روده بزرگ دارند .
۱۱ - مصرف الکل
علائم بيماري :
· بيماري اغلب در مراحل اوليه کاملاً بدون علامت مي باشد .
· دفع مدفوع خوني
· دل پيچه
· احساس پري شکم
· تغيير در اجابت مزاج بصورت باريک شدن قطر مدفوع
· کاهش وزن بدون علت
· درد مقعد
· کم خوني
پيشگيري :
مصرف زياد سبزيجات ، ميوه جات و اجتناب از غذاهاي پرچرب نقش بسيار مهمي در پيشگيري از سرطانهاي روده بزرگ دارد . ورزش منظم بسيار کارساز مي باشد که البته بايد روزانه و حداقل ۳۰ دقيقه باشد . افرادي که داراي عوامل خطرساز فوق الذکر مي باشند بايد در همان سنين جواني بفکر ارزيابيهاي کاملتر باشند و بطور منظم تحت آزمايشات توصيه شده پزشک خود قرار گيرند . بخصوص از نظر خون مخفي در مدفوع که اينکار در حال حاضر از طريق کيتهايي که در داروخانه ارائه مي شود امکان پذير است .
درمان :
مانند بسياري از سرطانهاي ديگر هر چه سريعتر و در مراحل ابتدايي تر تشخيص داده شود شانس بهبود کامل پس از درمان بيشتر است .
بطور کلي سه نوع درمان اصلي شامل جراحي ، راديوتراپي و شيمي درماني براي سرطان روده بزرگ وجود دارد که ممکن است برحسب ميزان پيشرفت بيماري ۲ تا ۳ نوع آنها همزمان و يا يکي پس از ديگري انجام شود .
جراحي درمان اصلي در سرطان روده بزرگ بحساب مي آيد . گاهي در روند برداشت قسمتي از روده بزرگ از سمت روده به سوراخي که در پوست شکم تعبيه مي شود متصل مي شود تا مدفوع از اين طريق خارج شود که به اين سوراخ کلستولي گفته مي شود . نگهداري کلستومي شرايط و آموزش خاص مي طلبد .
راديو تراپي قبل از جراحي در مورد تومورهاي بزرگ مي تواند انجام شود تا حجم تومور کاهش يابد و جراحي را تسهيل نمايد از طرفي بعد از جراحي نيز در مورد سلولهاي سرطاني که ممکن است د رطي جراحي توسط جراح برداشته نشوند انجام مي شوند
البته استفاده اصلي از راديو تراپي در سرطان روده بزرگ زماني است که توده سرطاني به بافت يا عضو داخلي چسبيده باشد و براي از بين بردن سلولهاي سرطاني باقيمانده احتمالي استفاده مي شود .
هپاتیت C یک بیماری ویروسی است که از طریق تماس با خون و ترشحات بدن افراد مبتلا منتقل می شود. این بیماری در اکثر بیماران حالت مزمن پیدا کرده و تعدادی از این افراد در آینده دچار عوارض بیماری مانند سیروز یا سرطان کبد می شوند.
درمان :
هپاتيت C همیشه نیاز به درمان ندارد. درمان بستگی به نوع بیماری، نوع ویروس، میزان تخریب کبدی و وضعیت عمومی سلامت شما دارد. دارو هایی که بکار می رود گران قیمت و دارای عوارض جانبی هستند و برای همه مفید نمی باشند.
درمان و مراقبت در منزل:
روشهاي زير وضعیت روحی و جسمی شما را بهبود بخشد:
درمان دارویی:
هدف از درمان هپاتيت C محدود كردن و بازداشتن ويروس از آسيب رساندن جدي و بيشتر به كبد ميباشد. درمان مقدماتي هپاتيت C بستگي به اين دارد كه به فرم حاد يا مزمن آن دچار شده باشيد.
درمان هپاتيت C حاد و كوتاه مدت:
بدليل عدم اطلاع از بيماري و بدون علامت بودن آن، درمان صورت نميگيرد. در صورت اطلاع درمان در پيشگيري از بيماري طولاني مدت نقش خواهد داشت. البته هنوز بر سر اين كه چه زماني درمان آغاز شود و نيز طول مدت درمان بحث وجود دارد.
درمان هپاتيت C مزمن و طولاني مدت:
اگر آزمايشات خون و بيوپسي كبد شما، مطرح كننده بيماري مزمن باشند، اما كبدتان سالم باشد ممكن است نيازي به درمان نداشته باشيد. در حاليكه كبدتان آسيب ديده باشد نياز به درمان تركيبي داريد.
درمان ضدويروسي در موارد زير پيشنهاد نميشود:
داروهاي ضدويروسي در افراد 18 سال به بالا كه در خونشان ويروس وجود داشته و بيوپسي كبد نشان دهنده آسيب كبدي ميباشد، توصیه می شود.
در مورد درمان ضدويروسي در كودكان 17 – 3 ساله اطلاعات كمي وجود دارد اما متخصصان معتقدند كه كارآيي اين داروها در اطفال مانند بالغين است و درمان تركيبي با ريباويرين و اينترفرون در اطفال تائيد شده است.
درمانهاي دارويي ضدويروسي عبارتند از:
تركيب پگ اينترفرون و ريباويرين موثرتر از تركيب سایر اينترفرون ها و ريباويرين ميباشد. مصرف پگ اينترفرون بصورت تزريق هفتگي و طريقه مصرف ريباويرين 2 قرص روزانه ميباشد.
طول مدت درمان بستگي به نوع ويروس از نظر ژنتيكي دارد و از 6 ماه تا 1 سال طول ميكشد. اگر پس از 3 ماه بهبودي در كبد حاصل نشود مصرف دارو قطع خواهد شد.
درمان تركيبي پگ اينترفرون و ريباويرين در 50 تا 80% موارد باعث درمان یا کنترل بیماری می شود.
گاهي اوقات درمان باعث كاهش تعداد ويروسها در خون نمی شود ولی با این حال برخي از مطالعات نشان داده كه درمان باز هم ميتواند از آسيب كبدي ممانعت كرده و احتمال سيروز و سرطان كبد را كاهش دهد.
داروهاي درماني هپاتيت C گران قيمت بوده و داراي عوارضي از جمله خستگي، سردرد، تب، حالت تهوع، افسردگي، کم خونی، اختلالات تيروئيد و مشكلات ديگري ميشوند.
باید منافع درمان ضد ویروسی نسبت به مضار آن سنجیده شود. در تصميم گيري براي دريافت درمان عجله نكنيد زيرا هپاتيت C به آرامي پيشرفت ميكند. حتماً در اين زمينه با پزشك خود مشورت كنيد.
اگر تمايل به دريافت داروي ضدويروسي نداشته باشيد، پزشك شما را تحت بررسي دقيق و دورهاي قرار ميدهد و هر 5 - 4 سال يكبار از شما بيوپسي كبد به عمل ميآورد تا ميزان آسيب كبدي شما را كنترل نمايد.
درمان عدم پاسخ به دارو های ضد ویروسی:
گاهی اوقات با وجود ناموفق بودن اولین دوره درمان می شود دوره دیگری را امتحان کرد. این موضوع بستگی به آن دارد که چقدر خوب دوره اول را تحمل کرده باشید، چقدر درمان اولیه موثر بوده باشد، تفاوت دوز دارو با دوره اول چقدر باشد و نوع ویروس هپاتیت C چه باشد.
درمان جراحي:
در صورتيكه هپاتيت C سبب آسيب كبدي و نارسايي و از كار افتادن كبد شود، جهت افزايش طول عمر بيمار، پيوند كبد انجام ميشود. كه البته پيوند كبد عملي متداول و معمولی نميباشد.
پيوند كبد عملي گران قيمت با خطر بالا بوده و پيدا كردن كبد اهدا شده نيز مشكل است. تنها افرادي كه از سلامتي كامل برخورداند ( غير از نارسايي كبد ) براي اين عمل در نظر گرفته ميشوند.
پيوند كبد براي معتادان تزريقي، الكليها، مبتلايان به افسردگي شديد و يا اختلالات رواني مناسب نيست.
اگر پيوند كبد دريافت كرديد تا آخر عمر بايد تحت نظر متخصص بوده و جهت جلوگيري از پس زدن پيوند نياز به مصرف داروهاي سركوب كننده ايمني داريد.
هپاتيت C ممكن است سبب درگير كردن كبد جديد شما نيز شود و ميتواند مشكل اساسي ايجاد كرده و سبب از كار افتادن كبد پيوندي شود. با اين حال اكثر بيماران پس از دريافت پيوند كبد از حال عمومي خوبي برخوردارند و ميتوانند به زندگي طبيعي خود بازگردند.
درمانهاي ديگر:
برخي از بيماران در پي يافتن درمانهاي تكميلي و يا روشهاي درماني ديگر براي هپاتيت C هستند. تا اين زمان روش ديگري براي كاهش علائم و درمان این بیماری پیدا نشده است.
هپاتیت B یک بیماری ویروسی است که از طریق تماس با خون و ترشحات بدن افراد مبتلا منتقل می شود. این بیماری معمولا خود به خود بهبود یافته و عوارض دراز مدت کبدی ندارد. اكثر افراد مبتلا به هپاتيت B حاد ميشوند كه در اين موارد اكثر بيماران خودبخود بهبود مييابند. این بیماری در عده کمی حالت مزمن پیدا کرده و فرد ناقل بیماری می شود و ی می تواند بیماری را به دیگران منتقل کند. تعداد کمی از این افراد در آینده دچار عوارض بیماری مانند سیروز یا هپاتوسلولار کارسینوما می شوند.
درمان :
درمان عفونت ويروسي هپاتيت B بستگي به ميزان فعال بودن ويروس و ميزان در خطر بودن شما براي آسيب كبدي مانند «سيروز» دارد. هپاتيت B حاد معمولاً خودبهخود بهبود مييابد. درمانهاي خانگي براي فروكش كردن علائم آن استفاده ميشود و سبب جلوگيري از گسترش ويروس ميگردد. در عفونت مزمن هپاتيت B، درمان شامل بررسي شرايط و بيمار استفاده از داروهاي ضد ويروسي جهت جلوگيري از آسيب رساندن به كبد ميباشد. اگر بیماری به كبد آسيب جدي رسانده باشد، ممكن است جهت درمان پيوند كبد در نظر گرفته شود.
مراقبت در منزل:
درمانهاي ديگر:
برخي از افراد مبتلا به هپاتيت B حاد دچار استفراغ و از دست دادن شديد آب ميشوند در اين موارد شايد نياز به بستري در بيمارستان براي دريافت مايعات وريدي باشد.
درمان دارويي:
برای افراد مبتلا به هپاتيت B حاد استفاده از دارو های ضدويروسي توصيه نميشود. در هپاتيت B مزمن كه ويروس داراي فعاليت تكثير شونده بوده و يا روند تخريبي كبد شروع شده باشد این دارو ها توصیه می شوند. در واقع دريافت داروهاي ضدويروسي در موارد مزمن هپاتيت B بستگي به حضور آنتي ژن سطحي ويروس هپاتيت B (HBSAg)، مقدار DNA اين ويروس و نيز ميزان آنزيمهاي كبدي در خون دارد.
داروهاي ضدويروسي كه مورد استفاده قرار ميگيرند:
سنجيدن فوائد درمان در مقابل خطرات آن الزامي است. درمان در 40% موارد هپاتيت B مزمن مفيد خواهد بود.
درمان جراحي:
هپاتيت B كبد را آلوده ميكند و معمولا نیاز به درمان جراحي ندارد. بیماران مبتلا به هپاتیت مزمن که مبتلا به آسيب كبدي جدي شه اند است ممكن است نياز به پيوند كبد داشته باشند. در موارد كمي هپاتيت B حاد سريعاً به سمت نارسائي كبد پيش ميرود كه هپاتيت برق آسا ناميده ميشود. در این موارد نیز شاید نياز به پيوند كبد باشد.
هپاتیت A یک بیماری ویروسی است که از طریق آب و غذای آلوده منتقل می شود. این بیماری معمولا خود به خود بهبود یافته و عوارض دراز مدت کبدی ندارد
درمان :
اكثراً هپاتيت A خودبهخود بهبود مييابد و احتياجي به درمان ندارد. استراحت در منزل و خوردن غذاهاي مناسب و نوشيدن مقدار كافي آب، ميتواند به روند بهبودي شما كمك نمايد.
ويروس هپاتيت A معمولاً باعث درگيري كبد به مدت طولاني نميشود و بيش از 99% بيماران بهبود مييابند. درموارد نادري بيماري پيشرونده كبد منجر به نارسايي برقآساي (فولميننت) كبد ميشود كه ممكن است منجر به مرگ شده و يا نیاز به دريافت پيوند كبد باشد.
مراقبت در خانه :
مراقبتهاي خانگي در بهبود علائم و جلوگيري از انتشار بيماري به ديگران مؤثر ميباشد:
درمان دارويي:
درمان دارويي براي هپاتيت A وجود ندارد و بهترين راه پيشگيري از هپاتيت A انجام واكسيناسيون ميباشد كه بين 100-94% ايمني ايجاد خواهد كرد (در صورتي كه هر 2 دوز آن تزريق شود). البته واكسن در افرادي كه نقص سيستم ايمني دارند مانند مبتلايان به ايدز چندان مؤثر نميباشد.
اگر عليه هپاتيت A ايمن نشدهايد (چه از طريق واكسيناسيون و چه از طريق ابتلاي قبلي) و در تماس نزديك با بيمار مبتلا به هپاتيت A هستيد بايد يك نوبت ايمونوگلوبولين دريافت نمائيد. در صورتي كه در فاصله 2 هفته پس از تماس ایمونوگلوبولین دريافت شود تا 85% مؤثر خواهد بود.
درمان جراحي:
هپاتيت A يك بيماري ويروسي است و نيازي به درمان جراحي ندارد. عده بسيار كمي از افراد (معمولاً افرادي كه بيماري مزمن كبد دارند و يا افراد با سن بالا) دچار نارسايي كبد در اثر آلودگي با ويروس هپاتيت A ميشوند كه در اين صورت هپاتيت برقآسا ناميده ميشود كه تهديدكننده حيات بوده و برخي از افراد در اين شرايط احتياج به پيوند كبد خواهند داشت.
يكي از بيماريهايي كه كمتر در مورد آن صحبت ميشود، بيماري كمخوني است و اين در حاليست كه آمارهاي سازمان بهداشت جهاني نشان ميدهد، يك چهارم جمعيت دنيا از بيماري كمخوني رنج ميبرند.
به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، كم شدن خون بدن باعث بيماري كمخوني نميشود بلكه به زبان ساده ميتوان گفت كيفيت خون كاهش پيدا ميكند بطوريكه خون نميتواند وظايف خود را به خوبي انجام دهد.
در بيمار كم خون شماري از سلولهاي خوني كه به گلبولهاي قرمز معروف هستند، كاهش پيدا ميكند گلبولهاي قرمز از مهمترين سلولهاي تشكيل دهنده خون هستند كه در خون شناورند و وظيفه آنها حمل و نقل اكسيژن و دي اكسيد كربن است. همه سلولهاي بدن به اكسيژن نياز دارند، اكسيژن با تنفس وارد ششها ميشود. سپس گلبولهاي قرمز اكسيژن را از ششها تحويل ميگيرند و آن را به ساير سلولهاي بدن ميرسانند. سلولها اكسيژن را مصرف ميكنند و دي اكسيد كربن پس ميدهند. دياكسيد كربن به گلبولهاي قرمز شناور در خون چسبد و به ششها برگردانده ميشود. در بيماري كم خوني به علت كاهش تعداد گلبولهاي قرمز تبادل اكسيژن و دياسيد كربن بين سلولها و خون دچار اختلال ميشود. كاهش تعداد گلبولهاي قرمز ميتواند دلايل مختلفي داشته باشد.
گلبولهاي قرمز در مغز استخوانها ساخته ميشوند. اصليترين عنصر به كار رفته در ساختمان گلبولهاي قرمز، عنصر آهن است.
آهن بايد از طريق مواد غذايي به بدن برسد. در نتيجه اگر آهن به مقدار كافي موجود نباشد ساخت گلبولهاي قرمز با مشكل مواجه ميشود.
اين نوع كمخوني، كمخوني ناشي از فقر آهن ناميده ميشود كه مهمترين علت ابتلا به بيماري كم خوني در كشورهاي در حال توسعه است. دريافت ناكافي آهن به علت عدم دسترسي به مواد غذايي حاوي آهن ساخت گلبولهاي قرمز را كاهش ميدهد.
مواد غذايي پروتئيني مثل گوشت قرمز، مرغ، ماهي، جگر، تخممرغ، حبوبات مثل عدس و لوبيا و سبزيجاتي مثل اسفناج آهن فراواني دارند. آهن موجود در پروتئينهاي حيواني مثل گوشت قرمز بهتر توسط بدن جذب ميشوند در حاليكه جذب آهن پروتئينهاي گياهي مانند اسفناج كمتر است.
ويتامين C جذب آهن را افزايش ميدهد. مصرف مواد خوراكي حاوي ويتامين C مثل گل كلم، آب پرتقال و فلفل دلمهاي همراه مواد غذايي آهن دار به جذب آهن كمك ميكند. گاهي به علت مشكلات دستگاه گوارش يا مصرف برخي داروها، آهن مواد غذايي خوب جذب نميشود.
ميزان نياز بدن به عنصر آهن بر اساس سن و جنس افراد متفاوت است. افرادي كه به خونسازي بيشتري نياز دارند بايد آهن بيشتري مصرف كنند. زنان باردار، دختران جوان و كودكان بخصوص كودكان زير دو سال از جمله اين افراد هستند. در نتيجه ميتوان گفت اين افراد بيشتر مستعد ابتلا به بيماري كمخوني هستند. اما اين بيماري در هر سني ممكن است بروز كند و در هر دو جنس زن و مرد ديده ميشود.
علائم كمخوني ناشي از فقر آهن عبارتند از: رنگ پريدگي پوست، خستگي زودرس، سرگيجه، سر درد، سوزن سوزن شدن دست و پا و ريزش شديد مو. مصرف مواد غذايي حاوي آهن و استفاده از مكملهاي خوراكي مثل قرص و شربت آهن راه درمان اين بيماري است. مصرف قرص يا شربت آهن ممكن است با تهوع، اسهال يا يبوست همراه باشد. در نتيجه بهتر است قبل از مصرف اين مكملهاي خوراكي با پزشك مشورت كرد.
بىتوجهي به بيماري كمخوني بخصوص در مورد كودكان با عواقب جبران ناپذيري همراه است. كودكان به علت رشد سريع نياز بيشتري به خونسازي دارند و بايد به ميزان كافي آهن دريافت كنند. فقر آهن و كمخوني در كودكان باعث كاهش بهره هوشي و كاهش قدرت يادگيري ميشود و به رشد مغزي كودكان صدمه ميزند. اين نوع آسيبها را به هيچ وجه نميتوان با درمانهاي بعدي جبران كرد. داشتن يك رژيم غذايي مناسب بهترين راه پيشگيري است.
يكي از علل آمار بالاي اين بيماري در برخي كشورها مصرف چاي دقيقا بعد از غذاست. چاي داغ جذب آهن را تا حد صفر كاهش ميدهد
بررسی بیماری کزاز و علائم آن و چگونگی برخورد با آن کزاز بيماري است عفوني مشترک بين انسان و دامها که معمولاً بصورت تک تک و پراکنده ديده مي شود . بعلت آلوده بودن وسائل جراحي نيز ممکن است چند تن در بخش جراحي بدان دچار گردند . اين بيماري متأسفانه در کشور عزيز ما زياد ديده مي شود .
کزاز ميکروب خاصي است که در انتهاي آن اسپور وجود دارد ( سنجاق مانند ) در محيط خارج مقاومت زيادي از خون نشان مي دهد و اسپوري توليد مي کند که مقاومتش خيلي زيادتر است . اثرات ميکرب بواسطه سم بسيار قوي است که ترشح مي کند و از راه لنف ، خون بمراکز عصبي ميرود . با سم ميکرب کزاز توانسته اند علائم بيماري را توليد کنند . ميکرب کزاز در خاک ، مدفوع اسب و گاو و آب و گرد و خاک وجود دارد .
مطلب مهم اينکه ابتلاء به کزاز ايمني کاملي ايجاد نمي کند لذا بهترين وسيله براي جلوگيري از آن واکسيناسيون مي باشد . از سوي ديگر سرم ضد کزاز براي پيشگيري سودمند است ولي براي درمان بويژه پس از بروز نشانه هاي بيماري ندارد .
نشانه هاي کزاز :
دوران پنهاني متوسط بيماري ۸-۷ روز است هر قدر دوران نهفتگي کوتاهتر باشد عاقبت بيماري خطرناکتر است گاهي در مرحله ي نهائي چرک زخم کم شده و سوزش و انقباض عضلاني ظاهر مي شود . امکان ابتلاء مجدد در غياب واکسيناسيون وجود دارد و هر اندازه فاصله بين شروع و انقباض عمومي حاصل از سم بيشتر باشد پيش آگهي بهتر است .
اولين نشانه ي کزاز دشواري بلع و کليد شدن دهان است . بيمار خيلي بزحمت دهان خود را باز مي کند عضلاتي که براي جويدن بکار ميرود در موقع انقباض دردناک و سفت هستند سپس انقباض در عضلات گردن ، صورت و ستون فقرات و شکم و غيره فرا مي رسد ( انقباض عمومي ) .
انقباض عضلات صورت ، شکل مخصوصي به مبتلا مي دهد و مانند اين است که بيمار خنده بي نمکي به لب دارد ( خنده شيطان ) در حالت حمله عضلات جونده منقبض شده و بواسطه گرفتاري ماهيچه هاي ستون فقرات بدن بعقب خم ميشود (نظير کمان ) يعني سطح اتکاء تنها پشت سر و پاشنه ها مي باشد . هر گاه انقباض عضلات يک طرف بدن زياد شود بدن بهمان طرف خم مي شود و اگر تمام عضلات بدن بطور يکنواخت دچار شده باشند تمام بدن کشيده و بشکل خبردار در مي ايد . در شيرخواران و افراد خيلي پير کزاز خطرناک است .
انقباض عضلات عمومي بصوت حمله اي ظاهر مي شود يعني در اثر تحريک بيمار با روشنائي و صدا ، تزريق و يا لمس بدن ، جمع شدن عمومي بدن فرا ميرسد ، فکها سخت بهم فشرده شده و ساير عضلات نيز سفت مي شوند . انقباض عضلات حنجره و شکم و ديافراگم وعضلات تنفسي باعث خفگي مي شود . اگر انقباض ماهيچه هاي تنفس طولاني باشد موجب کبودي رنگ مي گردد . حملات انقباضي بيمار را فرسوده و خسته مي کند . کليد شدن دهان سبب تشنگي ، اتلاف شديد انرژي ، عرق ( دفع الکتروليتها ) آسيب ماهيچه ها ( پارگي ) و گرسنگي ميشود .
تب در ابتداي بيماري درحدود ۳۸ درجه بوده و بتدريج بالا ميرود به ۴۰ و بالاتر ميرسد . نبض سريع نيست تعداد تنفس درخارج از حملات تند است و اگر به ۴۰ بار در دقيقه برسد تقريباً وقوع مرگ حتمي است .
در کزاز تعريق فراوان وجود دارد ، فشار خون پائين و بي خوابي وجود دارد . گاه بيماري شدت مي يابد و بيمار در عرض ۳-۲ روز در حالت سکته قلبي يا خفگي يا وارد شدن مواد غذائي در ششها تلف مي شود و يا برعکس در عرض چند هفته انقباض عضلاني تخفيف يافته بهبودي حاصل مي گردد .
انواع خيلي سخت و سبک بيماري هم وجود دارد . فلج يک پا و يا دو پا و فلج صورت و چشم به تنهائي ديده مي شود . اگر فاصله بين اولين علامت کزاز با شروع انقباض عمومي ماهيچه ها کمتر از ۴۸ ساعت باشد بيماري خيلي جدي و بدخيم مي باشد .
پيشگيري:
اسپور کلستريديوم تتاني از راه خراش کوچک و بزرگ و زخم و شکستگي ها و غيره وارد بدن مي شود ، اگر شرايط رشد و افزوني آن فراهم باشد سم ترواش مي کند و اين سم راهي مراکز عصبي مي شود ، بنابراين قبل و بعد از وارد شدن باسيل در بدن مي توان پيش گيري لازم را انجام داد .
دادن آنتي بيوتيک ، ضدعفوني کردن و رعايت پاکيزگي زخم نيز از رشد احتمالي و تراوش سم جلوگيري مي کند ، باسيل کزاز در بافتهاي خراب شده بهتر رشد مي کند بنابراين پانسمان و رعايت پاکي زخم وعمل جراحي لازم سودآور مي باشد .
واکسيناسيون :
تزريق واکسن مؤثرترين روش حفاظت در برابر کزاز است .
کزاز نوزادان با واکسينه کردن مادر در زمان حاملگي قابل پيشگيري است .
پيشگيري پاسيو:
ايمني پاسيو مي تواند بوسيله آنتي توکسين کزاز ( ايمونوگلوبولين انساني ) تأمين گردد .
سرم اسبي ممکن است موجب واکنشهاي آلرژيک و حتي مرگ در اثر شوک آنافيلاکتيک ((حساسيتي ))شود . ايمونوگلوبولين کزاز انساني معمولاً فاقد خطرات ذکر شده بوده و قدرت آن هم بيشتر از نوع آنتي توکسين هترولوگ است وجانشين سرم اسبي شده است .
پيشگيري با آنتي بيوتيکها:
کلستريديوم نسبت به پني سيلين حساس است بنابراين کاربرد آن در زخمهاي مشکوک منطقي و گاه ضروري است ولي بايد بخاطر داشت که در زخمهاي له و خراب شده دارو بمحل زخم نمي رسد ( بسبب اختلال جريان خون ) لذا امکان زنده ماندن و رشد باسيلها وجود دارد . عملاً در برخي بيماران مشاهده شده است که در زخمهاي تميز شده و عمل شده با وجود کاربرد پني سيلين جانشيني براي واکسن يا سرم ضدکزاز نمي باشد .
براي از بين بردن محيط غيرهوازي بافت و رشد اسپورها سود بخش است عمل جراحي و تميز کردن زخم هر چه زودتر صورت بگيرد اثر سودبخش تري خواهد داشت ( رشد باسيل و توليد سم کاهش خواهد يافت )
توجه به اين نکته حائز اهميت است که بهترين وسيله پيشگيري از کزاز واکسيناسيون کليه افراد درحال تندرستي است .
درمان :
گرم و مرطوب کردن اطاق ، فيزيوتراپي قفسه صدري ،خارج کردن تراوشات سينه و حلق ، حرکت دادن بيمار در روي تخت ، مراقبت چشمها ، تغذيه از راه لوله معدي ، تجويز آرام بخش ها ( ديازپام ) بمقدار کافي ، آنتي بيوتيکها و در صورت لزوم باز کردن ناي تنفس مصنوعي با دستگاه و مراقبت دقيق و دائمي بيمار که بطور واضح تمام اين موارد به توصيه و تحت نظارت پزشک انجام مي شود
سرخک یک بیماری عفونی، مسری، ویروسی و واگیردار در اثر یک ویروس RNA از خانواده پارامیکسوویریده ایجاد میشود.
توسط ترشحات تنفسی گسترش پیدا میکند. که بیشتر در اطفال خردسال دیده میشود، شاید بیشتر کودکان قبل از ورود به کودکستان به این ناخوشی مبتلا شده باشند ولی این احتمال وجود دارد که عدهای در دوران کودکستان یا دبستان بدان مبتلا میآیند سرخک در کودکان خردسال (از شش ماهگی تا دو سالگی) سبکتر میباشد ولی بعد از آن بصورت شدیدتری بروز میکند. قبل از تهیه واکسن و تزریق آن ، همه کودکان به این بیماری مبتلا میشدند.
علایم بیماری
در صورت دیدن سرفه ، توکسیک ، تب کم شدت و دیدن راش بر روی صورت و تنه و اندامها باید به بیماری سرخک مشکوک شد. که این راشها بعدا بصورت لکههای قهوهای درمیآید. بیماری سرخک شدیدا مسری است و سرایت آن اغلب بطور مستقیم یعنی از راه تماس صورت گرفته و کمتر اتفاق میافتد که بیماری بطور غیرمستقیم یعنی بوسیله اسباب بازی و وسائل بکار رفته بیمار به دیگر کودکان سرایت کند.
علت آن این است که میکروب سرخک در خارج از محیط بدن استقامت کمی دارد. دوران نهفتگی مرض ۸ تا ۱۹ روز (بطور متوسط ۱۲ روز) است یعنی افراد سالم ۸ تا ۱۹ روز بعد از این که به بیماران نزدیک شده و تماس گرفتند علائم بیماری را هویدا میسازند. در دوره نهفتگی معمولا علامت مهمی وجود ندارد. ممکن است در اخر دوران نهفتگی مختصر تبی وجود داشته باشد. ویروس در خون بیماران و ترشحات گلو و بینی و چشم آنان وجود دارد.
برخلاف تصور عوام ، سرخک بو ندارد یعنی سرعت انتشار آن در نقاط دور دست شدید نیست. در بیمارستان از یک تخت به تخت دیگر به توسط پرستار و پزشک یا خود بیماران میتواند انتقال یابد، انتقال آن از یک اطاق به اطاق دیگر نیز امکانپذیر است ولی انتقال از یک عمارت به عمارت دیگر و از همسایه به همسایه دیگر نادر است و بعبارت دیگر اگر مادر از یک طفل سرخکی در همسایگی خود دیدار کند نمیتواند ناخوشی را به فرزند خود پس از مراجعت در منزل انتقال بدهد برای اینکه عامل بیماری بزودی در محیط خارج از بین میرود. تلفات سرخک بیشتر در اطفال ۳ تا ۵ سال در گروه فقرا با شرایط تغذیه و زندگی بد است. بیماری بیشتر در فصل سرما دیده میشود تمام ملل و نژادها به این ناخوشی مبتلا میگردند.
سرخک قبل از پیدایش علائم بطور واضح و کامل ، مسری است ولی در دوران پوستهریزی قابل سرایت نیست. در کلاسها آموزگاران باید دقت کنند اطفالی را که دچار آبریزش بینی و چشم باشند و یا اینکه سرفه و عطسه کنند اگر سابقه ابتلا به سرخک نداشته بطور موقت از آموزشگاه خارج نمایند و سپس در منزل چگونگی بیماری آنها را تحقیق کنند در صورتی که علائم سرخک تظاهر کند تا شانزده روز از ورود آنان به کودکستان یا آموزشگاه ممانعت نمایند.
مراحل بروز بیماری
دوران پنهانی
دورانی که ویروس وارد بدن میشود و در بدن تکثیر پیدا میکند و ۱۰ تا ۱۲ روز طول میکشد و کودک نشانهای از بیماری ندارد.
مرحله یورش مرض (دوران آبریزش)
در این دوران تب کودک شدید است و به ۴۰ درجه سانتیگراد میرسد. در این زمان در دهان کودک در مجاورت دندانهای آسیای پایین ، دانههای سفید رنگ مانند دانههای نمک برروی زمینه قرمز رنگ ظاهر میشود که آنرا دانههای کوپلیک مینامند. این دانهها معمولا در خلال ۱۲ تا ۱۸ ساعت از بین میرود.
فاصله بین شروع تب تا پیدایش شدن گلگونهها را دوران یورش مینامند این دوره معمولا سه تا چهار روز طول میکشد ولی ممکن است کمتر باشد. مهمترین علامت این دوره ناخوشی ریز آب از چشم و بینی و سرفه است که بیشتر موارد با تب ۵/۳۸ تا ۵/۳۹ همراه میباشد.
تب اشکال مختلف دارد گاهی طفل خردسال در ضمن این تب تشنج و هذیان دارد. قریب ۲ ساعت بعد از شروع تب در گوشه چشم در روی برآمدگی آن گاهی نقاط برجسته سفید رنگ دیده میشود، چشمها و پلکها قرمز و برافروخته است و بیمار از نور ناراحت میشود (آماس ملتحمه و حتی قرنیه) در این موقع روی لوزهها و حلق و مخاط کام تورم و گاهی طاولهای کوچک دیده میشود. غدههای گردنی ممکن است کمی بزرگ شود.
در هنگامی که ۲۴ ساعت از شروع مرض گذشت حالت مریض سنگینتر شده سرفه ، عطسه و ریزش اشک واضحتر میگردد ضمنا مبتلا به سرفه خشک و خستهکننده است. گاهی سرفه با صدای خروسکی همراه میباشد و علائم ریوی را طبیب میتواند درک نماید. سرفه مدتها پس از خوابشدن مریض نیز ادامه مییابد.
یک تا دو روز بعد از جمله بیماری دانههای برجسته و سفیدرنگی در داخل مخاط گونه مقابل اولین دندان آسیا دیده میشود و شبیه به خاک قندی است که در ناحیه پاشیده باشند و چون مخاط دهان قرمز است بخوبی میتوان آنها را ملاحظه کرد و بیمار با نوک زبان هم میتواند آنها را حس کند گاه این دانهها همراه پورپورا در سقف دهان میباشد (نشانه کوپلیک).
مرحله گلگونهها
قریب ۲ روز بعد از ظاهر شدن دانههای خاک قندی دانههای قرمز رنگی در روی پوست پیدا میشود. قبل از پیدا شدن این دانهها معمولا شب هنگام همان روز تب بالا رفته و حالت عمومی مریض بدتر میشود. گلگونهها هنگام شب در پشت گوش ظاهر شده سپس در صورت ، پیشانی ، گردن ، شانه ، دستها ، شکم و سرانجام در پاها منتشر میشود.
گلگونهها معمولا روی تنه زیادتر بوده و در دست و پا کمتر است دانههای سرخکی کمی برجسته و نرم بوده و قرمز رنگ میباشد، با فشار انگشت از بین رفته و مجددا ظاهر می شود، در فاصله بین گلگونهها پوست سالم است در پشت و کفل لکههای سرخکی تیرهتر میباشد، دانهها در عرض ۵ تا ۶ روز از بین میروند.
ابتدا از صورت پریده و سپس از تنها و در مرحله آخر از پاها محو میگردد ولی تا چند روز در روی بدن بیمار لکههای قهوهای رنگی بعد از محو شدن گلگونهها مشاهده میشود که ممکن است تا مدت زیادی پس از خاتمه بیماری برقرار بماند. بعد از بروز بثورات علائم عمومی تا حدی تخفیف مییابد و تب در عرض ۳ تا ۴ روز پائین میآید و علائم نزله بینی و چشم از بین میروند.
دوران پوست ریزی (پیدایش دانههای سرخک)
پنج تا ۶ روز پس از برآمدگی گلگونهها پوستریزی شروع میشود. پوستههایی که میریزند خیلی ریز بوده (آردی شکل) و ظاهرا پیدا نیستند ولی اگر دقت شود در صورت و تنه میتوان تا حدی آنها را تشخیص داد از طرفی اگر ملافه سیاهی زیر بیمار پهن کنیم پوستریزی بخوبی آشکار خواهد شد.
دانهها ابتدا از قسمت فوقانی و طرفی گردن و پشت گوش شروع میشود و سپس به تمام صورت منتشر میشود سپس در خلال ۲۴ ساعت به بالای قفسه سینه و به پشت و رانها و روز سوم به ساق پاها انتشار مییابد. در این موقع تب کودک قطع میگردد. موقعی که دانههای سرخک محو میشوند رنگ پوست در محل دانهها قهوهای رنگ میگردد و بعدا از بین خواهد رفت. گاهی اوقات سرخک شکل خونی (دانههای خونریزی) بخود میگیرد و سبب مرگ میشود.
عواقب مورد انتظار
بندرت سرخک مادرزاد هم دیده میشود که عاقبت وخیمی دارد. در افراد سالمند سرخک با بثورات زیاد و حالت عمومی خوب همراه است. سرخک ممکن است یا بیماریهای دیگر مانند آبله مرغان ، سیاه سرفه ، دیفتری و غیره همراه باشند.
سرانجام یادآوری میکنیم که سرخک بیماری ضعیف کنندهای است و کودک را برای ابتلای به سل و امراض دیگر آماده میسازد و گاهی اوقات هم عوارض سختی دربردارد مانند ، ورم حنجره ، آماس گوش ، ورم مغز ، اسهالهای وبایی شکل ، خونریزی از بینی ، عوارض ششی ، چشمی (کوری) و عفونتهای متعدد ثانوی.
در خلال بیماری سرخک ممکن است غدد لنفاوی زیر فک و گردن بزرگ شود و همچنین اختلال گوارشی به صورت اسهال و استفراغ مخصوصا نزد شیرخواران دیده شود. اگر پس از ۳ تا ۴ روز که از زمان پیدایش دانهها سرخک گذشت و هنوز کودک تب دارد باید امکان پیدایش یکی از عوارض بیماری سرخک را در نظر داشت.
سرخک یکی از بیماریهای خطرناک و ناراحت کننده است که نه فقط کودک را در دوران بیماری ناراحت میکند و خواب و آرامش او را برای دو سه هفته میگیرد، بلکه ممکن است کودک دچار عوارضی مانند انواع ذات الریه که ممکن است منجربه مرگ کودک گردد یا کودک دچار گوش درد چرکی و از همه بدتر مبتلا به عوارض مغزی شود و ضایعات همیشگی برای او به جا گذارد.
یکی از عوارض شناخته شده و مهم بیماری سرخک کم شدن فعالیت مغز و هوش و استعداد فکری و ذهنی کودک است، بطوری که ممکن است این ضایعه زمانی که کودک به دبستان و دبیرستان میرود، خودنمائی کند و کودک از نظر فراگیری عقب باشد. بنابراین وظیفه پدر و مادر است که به کودک در موقع خود واکسن سرخک تزریق کنند.
راه سرایت بیماری
بیماری سرخک یک بیماری ویروسی بسیار مسری است. بدین ترتیب که کودک مبتلا به سرخک در موقع عطسه و سرفه کردن همراه ترشحات دهان و بینی خود تعداد زیادی ویروس به اطراف خود منتشر مینماید. این ویروس قادر است حتی تا ۳۴ ساعت در اتاق بیمار به صورت زنده و فعال باقی بماند.
اگر به هر کودکی واکسن سرخک تزریق نشده باشد و با بیمار مبتلا به سرخک تماس پیدا کند، ویروس مزبور وارد دستگاه تنفسی او میگردد و پس از گذشت ۱۰ تا ۱۲ روز که دوران کمون مینامند علایم بیماری ظاهر میشود.
دوران مسری بودن بیماری
دوران واگیری سرخک از اولین روزی است که علایم سرخک (تب ، آبریزش بینی و سرفه ) شروع میشود تا پنجمین روز پیدایش دانههای سرخک. در این مدت کودک باید به مدرسه نرود و کاملا از کودکان دیگر جدا باشد.
پیشگیری و درمان
بیماران سرخکی باید از شروع بیماری تا شانزده روز از دیگران مجزا بوده در این مدت مانع به مدرسه رفتن آنها شد. بستری کردن بیماران سرخکی در بیمارستان دور از احتیاط است.
سرخک را ممکن است با تزریق ۲۵/۰ میلیلیتر بر حسب هر کیلوگرم وزن بدن گاماگلوبین تا ۵ روز بعد از قرار گرفتن در معرض آلودگی متوقف ساخت با مصرف واکسن بدست آمده از ویروس زنده یا ضعیف شده سرخک بدون آلوده کردن محیط میتوان ایمنی فعال ایجاد کرد. گرچه کودک مبتلا به سرخک را باید در دوران مسری بودن آن از دیگران کاملا جدا کرد. ولی کودک مبتلا به بیماری سرخک مخصوصا در مرحله کاتارال (آبریزش از بینی ، عطسه و سرفه) که هنوز بیماری مشخص نشده است، نیز واگیردار میباشد.
بنابراین بهترین اقدام تزریق واکسن سرخک است که باید به همه کودکان تزریق گردد.
واکسن سویههای ضعیف شده (Attenovax ,Schwarz) که از پاساژ سویه B ادمونیتون اولیه در کشت سلولی جوجه تهیه شده اخیرات توصیه شده است آنتی واکسن با چند واکنش موضعی یا عمومی همراه است. واکسیناسیون حداقل ۲۰ سال مصونیت میدهد ولی دوره کامل ایمنی معلوم نمیباشد.
واکسن زنده سرخک را نباید به زنان باردار ، مسئولیت درمان نشده بیماران مبتلا به لوسمی یا لنفوما و یا افرادی که داروهای متوقف کننده واکنش ایمنی دریافت میدارند تجویز کرد. مهیا ساختن مایعات ، تجویز داروهای ضد تب در صورت بستری شدن در بیمارستان ، ایمنیسازی بیمار الزامی است.
جز در موارد خاص واکسن سرخک را میباید در ۱۵ ماه اول زندگی کودک تزریق کرد معهذا در صورت اپیدمی مرض میتوان واکسن را در سن کمتر از ۱۵ ماه تزریق کرد ولی لازم است تزریق دوم در سن ۲۴-۱۵ ماهگی انجام گیرد. هنگامی که واکسن به تنهایی یا همزمان همراه با واکسن سرخجه و اوریون تزریق شود اثر یکسان خواهد داشت.
در میان افراد واکسینه نشده که غالبا از طبقه پائین اجتماعی ، اقتصادی میباشند سرخک شایع میباشد. بیماری بندرت در افراد واکسینه شده گزارش شده است. علت شکست واکسیناسیون را به تزریق زودتر بچهها یعنی هنگامی که هنوز آنها دارای آنتیکور خنثی کننده مادری هستند و یا واکسن کهنه و نامطلوب نسبت میدهند.
چون این بیماری ویروسی است دارویی که دوران بیماری را کوتاه یا درمان کند وجود ندارد. بنابراین دوران بیماری سرخک باید طی شود و کودک بهبود یابد. پدر و مادر باید تب کودک را هر ۶ ساعت اندازه گیری نمایند و داروهای پایین آورنده تب را در زمانی که تب کودک بالا است به او بدهند اما سرخک پس از خوب شدن، ایمنی دائمی میدهد یعنی دیگر ابتلای مجدد به این بیماری امکان ندارد. ایجاد بخار آب در اتاق کودک برای کاهش یافتن سرفههای خشک کودک موثر میباشد.
چون در زمانی که کودک دچار قرمزی و ورم چشم است نور زیاد او را ناراحت میکند، بنابراین بهتر است اتاق او را تاریک نمایید و او را به خوردن مایعات تشویق کنید، ولی اگر کودک غذای ساده دیگری خواست به او بدهید. دادن آنتیبیوتیک در بیماری سرخک اثری ندارد و نباید داده شود. درمان با ویتامین A خوراکی به مقدار ۱۰۰ هزار واحد در سنین ۶ ماهگی تا یک سالگی و ۲۰۰ هزار واحد برای کودکان بزرگتر از یک سال ، عوارض بیماری را کم خواهد کرد. اگر کودک دچار عوارضی گردید باید در بیمارستان بستری و درمان شود.
پرسشها و پاسخها
آیا کودک قبل از ۶ تا ۷ ماهگی مبتلا به سرخک میشود؟
شیر خواران در خلال ۴ تا ۶ ماه اول عمر خود در مقابل بیماری سرخک مصون هستند و به این بیماری مبتلا نمیشوند، زیرا ماده ضد بیماری سرخک که در خون مادر وجود دارد، از راه جفت از مادر به جنین میرسد و خون نوزاد در موقع تولد دارای این ماه میباشد.
این حالت در صورتی است که مادر در دوران کودکی خود مبتلا به سرخک شده باشد. این ماده مصونیتزا که از مادر به کودک میرسد به تدریج کاهش مییابد و در سن یک سالگی کاملا از بین میرود. زمانی که این ماده مصونیتزا از بین رفت، باید واکسن سرخک به کودک تزریق گردد.
اگر کودک سالم با کودک مبتلا به سرخک ، تماس پیدا کرد چه باید بکند؟
اگر کودک سالمی که قبلا واکسن سرخک به او تزریق شده است با کودک مبتلا به بیماری سرخک تماس پیدا کند، هیچ اقدامی ضرورت ندارد، ولی اگر واکسن سرخک به او تزریق نشده باشد، اگر در خلال ۱ تا ۲ روز اول تماس باشد، با توصیه پزشک میتوان به کودک واکسن سرخک تزریق کرد.
اگر در خلال ۵ روز اولی است که تماس پیدا کرده است باید گاماگلوبین به عنوان پیشگیری به او تزریق گردد، در نتیجه کودک مبتلا نخواهد شد، ولی اگر بیش از ۵ روز از تماس گذشته باشد، مقدار گاماگلوبین زیادتری باید تزریق گردد
سياه سرفه يكي از خطرناك ترين بيماري هاي كودكان بخصوص در سنين زير يك سال است. اين بيماري توسط يك باكتري به نام بوردتلاپرتوسيس ايجاد مي شود.
اين باكتري سبب انسداد مجاري هوايي توسط ترشحات مخاطي ( موكوس ) مي گردد. شروع اين بيماري به صورت يك سرماخوردگي معمولي همراه با سياه سرفه است. به تدريج سرفه ها شديدتر شده و به صورت حمله اي بروز مي كنند و سبب دشواري تنفس مي گردند.
به دنبال يك حمله شديد سرفه ( كه مي تواند حتي تا يك دقيقه نيز طول بكشد ) ، كودك يك دم صدا دار را انجام مي دهد كه اصطلاحاً Whoop ناميده مي شود و بر اثر ورود هوا به داخل حنجره ي متورم ايجاد مي شود.
در بچه هاي كوچكتر كه قادر به تنظيم تنفس خود نيستند، اين مشكل مي تواند كـُشنده باشد. گاهي اوقات به دنبال يك حمله سرفه، استفراغ رخ مي دهد. فاز سرفه در اين بيماري مي تواند تا ده دقيقه نيز به طول بيانجامد. همچنين احتمال ابتلا به ساير عفونت هاي تنفسي مثل پنوموني ( ذات الريه ) يا برونشيت به دنبال اين بيماري وجود دارد.
امروزه با تزريق واكسن سياه سرفه شيوع اين بيماري كاهش يافته است . عوارض واكسن كه عبارت اند از درد محل تزريق، تورم و قرمزي و واكنش هاي سيستميك مثل تب، گريه مداوم ، گيجي و استفراغ، بسيار به ندرت ديده مي شود.
اين عوارض در طي چند ساعت پس از تزريق واكسن مشاهده مي شوند و خود بخود و بدون بر جاي گذاشتن عارضه اي پايدار برطرف مي شوند. همچنين ممكن است از هر ۱۷۵۰ نفر دچار تشنج شود. تشنج معمولاً ۴۸ ساعت پس از تزريق واكسن رخ مي دهد و خود به خود محدود شونده است و تقريباً در تمام موارد در كودكان تب دار ديده مي شود.
اين عارضه در كودكاني كه سابقه فاميلي تشنج دارند بيشتر رخ مي دهد اما سبب بروز صرع ( حملات تكرار شونده تشنج در سال هاي بعد ) و يا عارضه مغزي پايدار نمي شود.
سياه سرفه بيماري جدي و خطرناكي است و بخصوص در بچه هاي كوچك مي تواند سبب كاهش دريافت اكسيژن در طي حملات سرفه شود. همچنين خطر آسيب ريه و عفونت هاي مكرر ريوي وجود دارد. موارد منع مصرف واكسن سياه سرفه:
سابقه فاميلي تشنج- سابقه فاميلي عوارض به دنبال واكسن- سابقه فاميلي مرگ ناگهاني نوزاد- در كودكاني كه يك بيماري عصبي زمينه اي شناخته شده يا مشكوك دارند.
علائم احتمالي :
- علائم سرماخوردگي شامل تب، آب ريزش بيني ، درد و كوفتگي
- سرفه هاي قطاري همراه با تلاش كودك براي تنفس و علامت Whoop ( دم صدادار )
- استفراغ به دنبال حملات سرفه
- بي خوابي به دنبال سرفه هاي مكرر در شب
نخستين اقداماتي كه شما مي توانيد انجام دهيد:
۱- اگر سرماخوردگي كودك بهبود نيافت و سرفه هاي وي بدتر شد، او را در بستر بخوابانيد و با پزشك تماس بگيريد؛
۲- اگر مشكوك به سياه سرفه در كودك هستيد، هر چه سريعتر با پزشك تماس بگيريد؛
۳- اگر مشكوك به سياه سرفه در كودك هستيد تا قبل از مشاوره با پزشك، از رفتن وي به مدرسه ممانعت كنيد؛
۴- اگر كودك دچار حملات سرفه قطاري شده ، او را مستقيم بنشانيد و كمي به جلو خم كنيد، سپس ظرفي را زير دهان وي قرار دهيد تا بتواند خلط خود را خارج كند.
اقداماتي كه پزشك انجام مي دهد:
- پزشك براي كاهش شدت سرفه و كم كردن دوره سرايت بيماري، يك آنتي بيوتيك تجويز مي كند. با اين حال مشكل عمده اين است كه تشخيص سياه سرفه در مراحل اوليه آن مشكل است و درمان دارويي نيز بايد در مراحل اوليه شروع شود تا اثر بخشي لازم را داشته باشد؛ بچه هاي كوچك مبتلا به سياه سرفه بايد به طور دقيق تحت نظر باشند، از اين رو ممكن است لازم باشد كه اين بيماران به بيمارستان فرستاده شوند تا تحت مراقبت باشند و دچار كم آبي و كمبود اكسيژن نشوند.
اقداماتي كه شما مي توانيد براي كمك به كودك انجام دهيد:
در طي يك حمله سرفه، كودك را همان طور كه گفته شد بنشانيد و سعي كنيد او را آرام نگهداريد زيرا اضطراب و وحشت، حملات سرفه را بدتر مي كند. همچنين كودك را تشويق كنيد تا خلط خود را خارج كند زيرا اين كار به پاك سازي مجاري تنفسي كمك مي كند؛
- اگر كودك به دنبال يك حمله سرفه استفراغ كرد، پس از آن كمي غذا و مايعات به وي بدهيد و او را مستقيم بنشانيد تا به اين ترتيب مواد ضروري و مايعات به بدن وي برسد؛
- تا زمان بهبود كامل اجازه بازي هاي سنگين به كودك ندهيد ؛ زيرا فعاليت زياد مجدداً حملات سرفه را تحريك كرده و وي را خسته مي كند؛
- كودك را از دود سيگار و هواي آلوده دور نگه داريد؛
- بدون تجويز پزشك به كودك داروي ضد سرفه ندهيد؛
- در سياه سرفه معمولاً در فواصل بين حملات سرفه، حال عمومي كودك خوب است.
اگر بعد از پايان حملات سرفه، كودك بدحال به نظر برسد و يا به دشواري تنفس كند بايد سريعاً با پزشك خود مشورت كنيد زيرا ممكن است يك عفونت ثانويه مثل پنوموني يا برونشيت وجود داشته باشد.
گال از آن دسته بيماريهايي هست كه شايد بتوان با بهبود كيفيت زندگي و افزايش سطح بهداشت جامعه آن را كنترل كرد اما گال را نمي توان از ياد برد . هنوز هم بسياري از مناطق ايران هستند كه در فصولي از سال از اين بيماري انگلي رنج مي برند و گال آنها را آزار و اذيت مي كند .
گال يا جرب ( Scabies) يك بيمارى عفونى خارش دار و عامل آن بندپايى از گروه مايت ها يا هيره ها بنام علمى Sarcoptes scabiei است. مايت ها موجوداتى شبيه كنه اما بسيار كوچكتر و ميكروسكوپى و ماده هاى آنها با اندازه اى در حدود ۳/۰ ميلى متر هستند .
اين بيمارى شايع ترين بيمارى پوستى خارش دار در جهان است و سالانه بيش از ۳۰۰ ميليون نفر در دنيا به آن مبتلا مى شوند. مايت نر كه اندازه اش تقريبا نصف ماده است پس از بارور نمودن جنس ماده، بعد از مدت كوتاهى مى ميرد.. محل زندگى انگل، داخل پوست بدن انسان است و پس از انتقال به ميزبان، قسمت سطحى پوست بدن را به صورت عمودى سوراخ كرده سپس به ايجاد تونل در سطح افقى مى پردازد بطوريكه در هر شبانه روز حدود ۳-۲ ميليمتر پيشروى مى كند و تخمهايش را در داخل آن قراردهد. هيره ماده در طول زندگى ۵-۴ هفته اى خود در داخل نقب هاى داخل جلدى حدود ۵۰-۴۰ تخم مى گذارد كه بعد از ۵-۳ روز حدود ۱۰ درصد آنها باز ميشوند و لاروهايي از آنها خارج مى شوند كه از سلولهاى پوست تغذيه كرده و تونلهاى جديدى را ايجاد مى كنند و نهايتا به هيره بالغ تبديل مى شوند.
دوره زندگى هيره از تخم تا تخم ۲۴-۱۰ روز طول مى كشد. راه اصلى انتقال، تماس نزديك حداقل براى ۱۵ دقيقه با افراد آلوده و گاهى از طريق وسايل آلوده مى باشد.
اين انگل هنگامي كه روي پوست مي نشيند پوست را سوراخ مي كند و به زير پوست مي رود . هيره در زير پوست تونل هايي را حفر مي كند و در آنها شروع به تخم ريزي مي كند و كلاً زندگيش در همين تونلها خلاصه ميشود . تقريباً پس از گذشت يك ماه از ورود انگل به بدن بيمار كم كم علايمي را در خود مي بينيد كه نويد دهنده گال هست .
با توجه به زمان طولاني بيماري به (( خارش هفت ساله )) هم مشهور است . مردم از زمانهاي بسيار قديم اين بيماري را مي شناخته اند و براي درمان آن از آ‘ گرم معدني حاوي گوگرد استفاده مي كرده اند . بيماري گال در تمام دنيا بخصوص در نواحي گرم و مرطوب شايع است .
آنچه مسلم است رعايت نكردن بهداشت فردي ، فقر اقتصادي ، جنگ و محلهاي پر جمعيت مانند سربازخانهها ، بيمارستانها ، و شبانه روزيها ، در انتشار بيماري نقش اساسي دارند .
عامل بيماري :
عامل بيماري ، انگل بسيار ريزي به نام ساركوپت اسكابيي است كه در حدود ۴/۰ ميليمتر طول دارد ، شكل آن شبيه لاك پشت است و داراي چهار جفت پاي كوتاه مي باشد .
انگل ماده بعد از مستعد شدن روي پوست شروع به كندن تونل در لايه شاخي پوست مي كند ، طول كانال معمولاً چند ميليمتر است و گاهي تا چند سانتيمتر نيز مي رسد ، جنس ماده دراين تولنها در شبانه روز ۲ تا ۳ تخم بزرگ مي گذارد و در مدت ۳۰ تا ۶۰ روز به تخمگذاري مي پردازد تا بميرد .
طريقه انتقال :
انگل بوسيله تماس مستقيم پوست با پوست و به نسبت كمتري از طريق لباس و رختخواب و ملافه هاي آلوده شده و تماس جنسي منتقل مي شود ، بچه ها معمولاً اولين عضو خانواده اند كه به اين بيماري مبتلا مي شوند . حوابيدن كودكان با يك ديگر و يا استفاده از لباس و وسايل همديگر به انتشار بيماري كمك مي كند .
علائم بيماري :
نشانه اصلى بيمارى خارش است. خارش معمولاً شبانه و شديد است و هنگام خواب در بستر كه بدن شخص گرم مى شود اتفاق مى افتد. انگلها در اثر گرم شدن محيط و در بعضى مواقع به دنبال گرفتن دوش آب گرم نيز فعال شده و خارش شروع مى شود. علايم ديگر شامل ضايعات پوستى قرمز رنگ و برجسته، تورم موضعي، بثورات جلدى و تونلهاى زيرپوستى به طول ۱۵ ـ ۳ ميلى متر است. دانه هايى به شكل مرواريد كه محتوى مايع شفاف بوده و هاله اى قرمز رنگ دور آن را احاطه كرده، روى پوست پديد مى آيند و اندازه هر يك از دانه ها كه به صورت تاول قابل ديدن است، معمولاً به اندازه ته سنجاق مى باشد و ممكن است به علت خاراندن زياد شكل خود را از دست داده و به صورت اثرات خراش مانند يا به صورت زخمهايى در محلهاى آلوده ديده شود. هيره هاى اسكابئى نقاطى از بدن انسان كه داراى پوست ظريف، چين خورده و مرطوب ايت مانند پشت و كف دستها، فضاهاى بين انگشتان، مچ، آرنج، زير بغل، و كشاله ران و نوك سينه را آلوده مى كنند. در شيرخواران صورت، كف و قوزك پا نيز ممكن است درگير شود. تشخيص قطعى با آزمايش ضايعات جلدى و مشاهده مايت در زير ميكروسكوپ صورت مي گيرد.
محل نفوذ انگل بصورت يك آبدانه يا سرخدانه و يا بصورت مجاري كوچك خطي مي باشد ، مهمترين علامت خارش شبانه است و اين خارش شديد در بستر گرم و موقع حمام كردن به علت تحريك انگل شديد تر مي شود . خارش پوست ممكن است سبب ايجاد زخم و گاهي تورم غده هاي لنفاوي و تب شود . محل جايگزيني انگل بيشتر ،لاي چينهاي پستان خانمها و اطراف دستگاه تناسلي و مقعد مي باشد .
انتقال از طريق كوچكترين تماس مستقيم با پوست بيماران وهم چنين از طريق لباس ( خصوصاً لباس زير ) ملحفه و ساير وسايل شخصي آلوده صورت مي گيرد .
تماس نزديك حداقل براي ۱۵ دقيقه با افراد آلوده و انتقال از طريق وسايل آلوده راه اصلي انتقال است.
ساير راههاي انتقال بيماري شامل موارد زير است:
۱) خوابيدن در بستر ديگران
۲) زندگي در محيطهاي اجتماعي شلوغ
۳ ) انتقال از راه لباس و يا وسايل آلوده مثل لباس خواب
۴)بازي كودكان با يكديگر مخصوصاً در مهدكودكها
۵ ) نگهداري از اشخاص آلوده
آیا سگ و گربه هم ناقل بیماری هستند؟
سگ ها و گربه ها دارای انواع متفاوتی از انگل ها هستند که درصد بسیار زیادی از آنها نمی توانند به راحتی به انسان انتقال پیدا کند. انگل های بخصوصی بر روی بدن سگ ها وجود دارند که بیماری گال را انتقال می دهند و با نام mange شناخته می شوند. البته زمانیکه انگل های بدن گربه سانان و سگ سانان با پوست انسان برخورد میکنند، به راحتی نمی توانند به بقای خود ادامه دهند و تنها یک خارش سطحی را بوجود آورده و سپس از بین می روند. این قبیل خارش ها با بیماری خارش انسانی که با گذشت زمان بد و بدتر می شود و تا زمانیکه به درستی درمان نشود از بین نمی رود، تفاوت دارد.
آيا خطرناك است؟
گال خطرناك نيست اما مسري ميباشد و اگر فوراً معالجه نشود به ديگر اعضاء فاميل يا كلاس مدرسه سرايت ميكند.
درمان :
تمام اعضاي خانواده و كساني كه در تماس نزديك با فرد مبتلا مي باشند بايد همزمان درمان شوند . بهترين دارو در حال حاضر (( محلول گامابنزن )) ميباشد و طريقه درمان بدين صورت است كه بيمار قبل از خواب ، محلول گامابنزن را از گردن به پايين بدن بويژه بين انگشتان دست و پا ، كف پاها ،زير بغل و ناحيه تناسلي بمالد ، روز بعد بيمار حمام كند و بدن خودرا بشويد ، لازم است بيمار بعد از حمام كردن از ملافه ها و لباسهايي كه قبلاً در آب جوشانده شده است استفاده نمايد . از اين محلول براي افراد بالاي ۵ سال استفاده مي شود . ضمناً مي توان از كرم كروتاميتون ۱۰% استفاده كرد به اين صورت كه اين كرم بطور كامل در تمام سطح بدن از چانه به پايين ، بخصوص در نقاط چين دار پوست ماليده شود كه اين عمل را ميتوان ۲۴ ساعت بعد نيز تكرار كرد . صبح روز بعد پس از مصرف دارو ملحفه و لباس زير را بايد تعويض نمود و ۴۸ ساعت پس از آخرين بار مصرف دارو ، بايد حمام كرد .
۱- باید از انگل کش هایی مانند پرمترین (permethrin) استفاده کنید. این پمادها از ناحیه گردن به پایین مورد استعمال قرار گرفته و سپس شستشو داده شود. استعمال کرم باید تا ۷ روز ادامه پیدا کند. همچنین می توانید از یک اونس (معادل ۳۰ گرم) کرم لیندان lindane ۱% استفاده کنید. این کرم را نیز باید از ناحیه گردن به پایین بر روی پوست خود بمالید و حداکثر پس از ۸ ساعت آنرا بشویید. این کرم اگر به طور مستقیم وارد پوست گردد، سبب ایجاد حمله های ناگهانی بیماری های متفاوت می شود به همین دلیل اگر پوست خراشیده، و یا دارای جوش های تحریک پذیر است نباید از آن استفاده کنید. همچنین مصرف این پماد بلافاصله پس از استحمام توصیه نمی شود. به دلیل رعایت جوانب احتیاط بهتر است خانم های باردار، شیرده، و کودکان زیر ۲ سال از این کرم استفاده نکنند. این نوع کرم تنها زمانی تجویز می شود که بیمار، نسبت به سایر راههای درمانی واکنش مناسب نشان نداده باشد.
۲- داروهای خوراکی نیز برای درمان بیماری وجود دارند که از جمله آنها می توان به ایورمکتین (ivermectin) اشاره کرد. این ماده یک انگل کش موثر است و درد سر استعمال کرم را هم ندارد. مرکز مبازه با بیماری در امریکا پیشنهاد کرده که بهتر است این دارو در دوز ۲۰۰ میکروگرم به ازای هر کیلو از وزن بدن استفاده شده و دو هفته بعد مجدداً مصرف تکرار شود. هر چند مصرف قرص های خوراکی خیلی راحت تر از استعمال پماد است، اما این قرص تاثیرات جانبی منفی بیشتری نسبت به انواع کرم ها دارد.
۳- آنتی هیستامین ها مانند دیفن هیدرامین (diphenhydramine) می توانند در رهایی شما از خارش های مکرر نقش شایان ذکری را ایفا کنند.
۴- لباس ها، ملافه ها و پتوها را با آب گرم به خوبی بشویید. انگل ها برای مدت زمان طولانی قادر نیستند در خارج از بدن موجود زنده زندگی کنند، اما بهتر است کل لباس های خود را بشویید و خشک کنید، فرش ها و مبلمان را تمیز کرده و اقدامات پیشگیرانه دیگر را نیز در این خصوص انجام دهید.
۵- مراقب برخوردهای جنسی خود باشید و ارتباط خود را با اعضای خانواده در یک چهارچوب قرار دهید. (ارتباطتان را با کسانی که خود ناقل بیماری هستند کم کرده و ارتباطی که امکان انتقال بیماری را ممکن می سازد، قطع کنید.)
از آنجایی که خارش به مرور زمان افزایش پیدا می کند، برای درمان کامل چند روز وقت لازم است تا خارش به طور کلی از میان برود. پس از گذشت یک تا دو هفته، رهایی شما از بیماری چشمگیر خواهد بود. اگر بعد از این مدت تغییری احساس نکردید، باید از انگل نمونه برداری شده و نوع آنرا مشخص کنند.
موارد منع مصرف داروهاي گامابنزن وپماد كروتاميتون
۱ – نوزادان نارس
۲ – در كودكان زير ۵ سال
۳- زنان باردار ( با تجويز پزشك )
۴ – كساني كه سابقه تشنج يا غش دارند .
راه های مراقبت و پيشگيري :
باتوجه به اينكه ابتلا به بيماري گال مستقيماً به عدم رعايت بهداشت فردي و گروهي و نداشتن آگاهيهاي لازم بهداشتي مربوط ميشود بنابراين آموزش بهداشت به گروههاي زيرضروري است:
۱ ) دانشآموزان
۲) مسولان و ساير كاركنان مدارس
۳ ) اولياي دانشآموزان
اين گروهها بايد با روشهاي زير آشنا شوند:
۱- رعايت بهداشت فردي و پاكيزه نگاهداشتن لباس
۲- اجتناب از پوشيدن لباسهاي زير ديگران
۳- جداسازي بيمار تا بهبودي كامل
۴- بيماريابي در ساير افراد خانواده زيرا معمولاً بقيه افراد خانواده نيز مبتلا ميشوند
۵- درمان صحيح و كامل مبتلايان
۶ - سمپاشي محل زندگي هيره
۷ – درمان كليه افراد خانواده و ساير مواد تماس طبق دارونامه
۸ – ضدعفوني و جوشاندن لباسهاي بيماران به مدت ۵ – ۴ دقيقه در آب جوش و خشك كردن در آفتاب
۹ – آموزش به مردم در خصوص راههاي انتقال بيماري
۱۰ – آموزش بهداشت به افراديكه در اماكن تجمعي مانند مدارس ، سربازخانه هاو …. زندگي مي كنند .
۱۱ – آموزش به مردم در مورد استحمام حداقل دوبار در هفته
۱۲ – آموز ش به مردم در مورد عدم استفاده از لباس و رختخواب ديگران
۱۳ – اتو كردن درزهاي لباس تا انگلهاي احتمالي اين ناحيه از بين بروند .
چه افرادي بيشتر در معرض ابتلا به گال ميباشند؟
عامل گال ميتواند تمام افراد يك خانواده را در هر سني كه باشند مبتلا كند. بيماري بيشتر از افرادي شروع ميشود كه تماس نزديك با فرد بيمار دارند .
بچههاي كمتر از ۱۵ سال حساس هستند و معمولاً اولين كساني كه درخانه علامتدار ميشوند ، بچههاي كوچك زير ۱۵ سال ميباشند.
بيماري وبا يکي از بيماريهاي عفوني است که همه ساله در بسياري از کشورها شيوع مي يابد و در ايران نيز تقريبا هر سال مواردي از ابتلاي به اين بيماري مشاهده ميشود.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ایرنا ، وبا يک بيماري واگيردار عفوني است که فقط در انسان ايجاد مي شود. اين بيماري شامل دو نوع “کلاسيک” و “التور” است که نوع دوم آن قدرت همه گيري بيشتري دارد.“التور” نام يکي از ايستگاه هاي قرنطينه در بندر اسکندريه مصر است که در سال ۱۹۰۶ نخستين بار اين نوع وبا در آن شناسايي شد.
در ايران نخستين همه گيري در سال ۱۳۴۴ اتفاق افتاد و تا به حال ۹ بار همه گيري کشوري رخ داده است اما ابتلا به اين بيماري بصورت تک گير همه ساله در اکثر استان هاي کشور گزارش شده است. در آذربايجان شرقي از سال ۱۳۶۶ تا کنون پنج بار همه گيري بيماري وبا رخ داده است. از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴ در ايران تعداد موارد مبتلا به وبا ۱۲۰۳۳ مورد و موارد مرگ ناشي از وبا ۱۴۹ مورد بوده است.
عوامل انتقال وبا
عامل ايجاد بيماري وبا يک باکتري به نام ويبريوکلرا است که بيشتر در آب هاي راکد ساحلي و آب هاي شور يافت مي شود. عامل بيماري وبا در آب، محيط هاي مرطوب، ميوه، سبزي، صدف دريايي و گوشت زنده باقي مي ماند بنابراين در سفرهاي فصل تابستان هنگام خريد قالب هاي يخ از يخ فروشي ها از سالم بودن آنها بايد اطمينان داشت. بطور کلي چهار فاکتور آب (آب آلوده به مدفوع انسان)، غذا، دستهاي آلوده و مدفوع در انتقال بيماري وبا نقش دارند.
محل هاي پر خطر کشور از نظر ابتلا به وبا
مناطقي که آب آشاميدني سالم در دسترس ندارد، مناطقي که فاضلاب، زباله و فضولات حيواني بصورت غير بهداشتي دفع مي شوند، در محل هايي که بهداشت فردي رعايت نمي شود و در زمان بروز سيل و حوادث طبيعي در اثر از بين رفتن شبکه هاي آبرساني، امکان ابتلا و انتقال به بيماري وبا بيشتر مي شود.
گروه خوني (گروه خوني او بيشتر مبتلا مي شود)، سن، اسيديته معده، عدم رعايت بهداشت فردي و پادتن هاي موجود در شير مادر عوامل فردي مستعد کننده و مسافرت، بي سوادي ، فقر و عدم رعايت بهداشت عمومي عوامل اجتماعي مستعد کننده ابتلا به وبا است.
علايم و راههاي تشخيص
عامل بيماري از راه دهان وارد معده و در روده تکثير مي شود به دنبال آن ترشح سم در روده باعث ترشح آب و املاح فراوان از سلول هاي روده به داخل فضاي روده مي شود که اين وضعيت، اسهال شديد را به دنبال دارد . در نتيجه، بدن به شدت آب و املاح از دست مي دهد و چنانچه آب و املاح دفع شده جبران نشود، بيمار جان خود را از دست مي دهد.
علايم اين بيماري شامل اسهال آبکي شديد با دفعات اجابت مزاج غير قابل شمارش ، نبود دل درد و دل پيچه، گرفتگي عضلات پشت ساق پا، عطش فراوان، استفراغ بدون حالت تهوع، احساس پري و غر غر شکم و فقدان تب است. در صورت مشاهده اين علايم بايد به پزشک و يا مراکز بهداشتي و درماني مراجعه کرد . با استفاده از مايعات (سرم خوراکي او آر اس) و چنانچه فرد قادر به نوشيدن نباشد، از طريق تزريق سرم به صورت اورژانس در مراکز بهداشتي درماني بايد آب و املاح از دست رفته جبران گردد و دوره درمان با استفاده از آنتي بيوتيکها تکميل شود.
شايعترين منابع بيماري وبا
آب آشاميدني که توسط مدفوع يا دست آلوده به مدفوع آلوده شده باشد، سبزيجات برگ دار که با آب آلوده آبياري و يا شسته شده باشد، غذاهاي آلوده و غذاهاي تهيه شده از آبزياني که از آب هاي آلوده گرفته شده اند به صورت خام و يا نيمه پخته ، شايعترين منابع شيوع بيماري وبا هستند.
راههاي پيشگيري از وبا
مهمترين نکته در پيشگيري از وبا سالم سازي آب به روش هاي جوشاندن آب، ضد عفوني با محلول يا قرص کلر و استفاده از نور خورشيد است.
منظور از آب سالم آبي است که بو، رنگ و آلودگي هاي زيان بخش ميکروبي نداشته باشد و در آن مواد سمي نباشد و در عين حال مواد معدني و آلي موجود در آن از حد مجاز تجاوز نکند. براي پيشگيري از وبا هميشه بايد ميوه هاي خام و ظروف آشپزي را با آب پاکيزه شست، آب هايي را که از رودخانه ها و سدها برداشت مي شود هر چند پاک به نظر مي رسد، بايد ضد عفوني شوند.
شستن دست ها قبل از آماده کردن و خوردن غذا ، قبل از غذا دادن به بچه ها و قبل از دست زدن به آب آشاميدني و بعد از استفاده از دستشويي و توالت نبايد فراموش شود.
جلوگيري از بازي کودکان در استخر آب هاي کثيف يا محل تجمع آب هاي راکد و نيز محافظت آب و غذاي مصرفي از آلودگي و تماس حشرات ، از ديگر راههاي پيشگيري از وباست.
توجه به نکات ديگري همچون خودداري از مصرف بستني هاي سنتي و شيريني هاي خامه اي در فصل تابستان ، استفاده از شير و فرآورده هاي لبني پاستوريزه، استفاده از آب سالم در شستشو و طبخ مواد غذايي، توجه به تابلوهاي هشدار دهنده و مشخص کننده آب آشاميدني در پارکها، دقت در تهيه بهداشتي سالادهاي فصل در ساندويچ ها و رستورانها و کوتاه و تميز نمودن ناخن ها در پيشگيري از وبا نقش بسيار موثري دارد.
وضعيت کنوني وبا در کشور
طبق آخرين آمارهاي ارايه شده از سوي وزارت بهداشت ،درمان و آموزش پزشکي آمار بيماران مبتلا به وبا در سال جاري در کشور ۱۱۰ نفر اعلام شده است و تا کنون تنها چهار نفر بر اثر اين بيماري جان خود را از دست داده اند.
همچنين بنا بر اعلام وزارت بهداشت، بروز وبا در هفته هاي اخير در جمعيت کشور به مرحله کنترلي رسيده است.هم اکنون در مسافرت به همه استانها بخصوص استان هاي هم مرز با کشورهاي پاکستان ، افغانستان و عراق و نيز سفر به اين کشورها بايد مراقبتهاي بهداشتي ويژه اي را رعايت کرد.
طبق اعلام مرکز مديريت بيماري ها و معاونت سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در سال جاري ۱۱۰ مورد وبا مشاهده شده و چهار تن بر اثر اين بيماري جان خود را از دست داده اند.در سالهاي ۸۵ و ۸۶ نيز به ترتيب ۲۴ و ۵۷ مورد ابتلا به بيماري وبا در ايران گزارش شد
طاعون نوعي بیماری عفوني باكتريال مشترك بين انسان و حيوانات است كه توسط جوندگان و کک آنها به ساير حيوانات و انسان منتقل مي شود .
اين بيماري در طول تاريخ، انسانهاي زيادي را به هلاكت رسانده است و تجربيات گذشته نشان داده است كه گاهي كانون هاي فعال طاعون به مدت ده سال يا بيشتر، غيرفعال و خاموش گرديده و ناگهان و بصورت انفجاري، مجددا فعال و موجب ابتلاء جوندگان يا انسان شده است.ضمنا از آنجا كه عامل طاعون به عنوان يكي از جنگ افزارهاي بيولوژيك، مطرح ميباشد لازم است از اين نظر نيز مورد توجه قرار گيرد، براساس اطلاعات موجود، كشورهائي نظير روسيه و آمريكا اين جنگ افزارها را از سال ها قبل ساخته و انباشته اند.
عامل بيماري
عامل بيماري شامل يرسينياپستيس (Yersinia Pestis) است. هيچگونه دليلي مبني بر اينكه باقي ماندن باسيل طاعون در محيط اطراف بتواند باعث آلودگي محيط و تهديد بهداشتي شود، وجود ندارد، چرا كه اين باسيل، فاقد اسپور است و لذا نسبت به شرايط محيطي، بسيار حساس بوده و سريعا از بين مي رود و از اين گذشته يرسينيا پستيس، در برابر تابش نور خورشيد و حرارت، بسيار حساس است و مدت زيادي در خارج از بدن ميزبان، زنده نمي ماند. طبق نظر خبرگان سازمان جهاني بهداشت، حتي در بدبينانه ترين وضعيت، افشانه هاي حاوي باسيل طاعون فقط به مدت يك ساعت فعال باقي خواهد ماند و لذا در يك حمله بيوتروريستي مخفيانه، قبل از اينكه اولين مورد پنوموني طاعوني عارض شود باسيل هاي موجود در افشانه آلوده، از بين خواهند رفت.
دوره نهفتگي:
دوره كمون طاعون در حدود ۷ـ۲ روز است.
سير طبيعي
به دنبال پشت سرگذاشتن دوره كمون ۷ - ۲ روزه به صور مختلف طاعون خياركي، طاعون سپتيسميك ، طاعون پنومونيك تظاهر مينمايد و موجب بروز علائم غير اختصاصي نظير كسالت، تهوع، استفراغ و اسهال، ميگردد و در صورتي كه سريعا درمان نشود در نيمي از موارد، به مرگ بيماران منجر ميگردد ولي در صورتي كه تحت درمان اختصاصي قرار گيرد ميزان مرگ ناشي از آن به كمتر از ۵% تقليل مي يابد.
ميزان موارد مرگ ناشي از بیماری در حالات زير، بيشتر ميباشد:
۱ ) پنوموني طاعوني
۲ ) لنفادنوپاتي زير بغلي يا لنفادنوپاتي، در چند نقطه بدن
۳ ) در صورت وجود باسيل طاعون ، در اسمير خون محيطي
۴ ) مثبت بودن كشت خون
۵ ) عدم تجويز آنتي بيوتيك مناسب
طاعون درمان نشده ميتواند باعث ايجاد سقط و يا مرگ جنين در داخل رحم، بشود ولي در صورت درمان به موقع و مناسب، خطرات جنيني آن به حداقل ميرسد.
تاثير عوامل مساعد كننده بيماري
* افزايش جمعيت موشهاي منطقه
* نامطلوب بودن شرايط بهداشتي
* حساسيت و مقاومت در مقابل بيماري
حساسيت نسبت به طاعون، عموميت دارد و ايمني حاصله در افرادي كه جان سالمي به در ميبرند، نسبي است به طوريكه در مقابل تلقيح تعداد زيادي باسيل، درهم ميشكند.
منابع و مخازن، نحوه انتقال و دوره قابليت سرايت
مخزن طبيعي عفونت را جوندگان وحشي مثل راسو ،جوندگان اهلي مثل موش و خرگوش اهلي، و گوشتخواران اهلي مانند گربه و سگ تشكيل ميدهند.
۱ ) از طريق تماس با كك آلوده
۲ ) از طريق تماس مستقيم با انسانهاي مبتلا به طاعون ريوي
۳ ) در اثر تماس و دستکاري نسوج حيوانات آلوده و محيط كشت باسيل طاعون
۴ ) در اثر تماس با گربه هاي آلوده به پنوموني طاعوني
۵ ) در اثر تماس با شپش و كنه آلوده
۶ ) انتشار عمدي از طريق افشانه هاي آلوده در حملات بيوتروريستي
انسان، با قرار گرفتن در چرخه انتقال حيواني طاعون و يا با ورود حيوانات وحشي آلوده يا كك آنها به اجتماعات انساني، به اين بیماری، مبتلا ميشود و حيوانات اهلي نيز ممكن است كك آلوده به طاعون جوندگان را به منازل، منتقل كنند. آلودگي شديد جوندگان شهري، موجب همه گيري حيواني و انساني طاعون ميشود و انسان، نقش ميزبان اتفاقي را ايفاء ميكند.
پستانداران گوشتخوار، نظير سگ و گربه و بسياري از گوشتخواران ديگر، در كانونهاي بومي و همه گير طاعون، مثبت هستند و اين تغييرات سرمي، در اثر خوردن جوندگان مبتلا به طاعون، حاصل ميشود.گربه هاي اهلي و سگها ميتوانند وسيله اي جهت انتقال طاعون، به انسانها به حساب آيند و اين حيوانات در اغلب موارد، جوندگان آلوده را به محيط خانه مي آورند. ندرتا سگها و به نحوشايعي گربه ها به دنبال خوردن جوندگان مبتلا به طاعون، بصورت حادي بيمار ميشوند و از طريق ترشحات آبسه هاي زير پوستي، ترشحات دستگاه تنفسي ناشي از پنوموني، انتقال مكانيكي بوسيله گازگرفتن و چنگ زدن و ترشحات دهاني حلقي ناشي از كلونيزاسيون يرسينيا پستيس، به طور مستقيم، باعث آلودگي انسان ميگردند.
علل انتشار طاعون بوسيله جوندگان
۱ ) گردش روزمره آنها در جستجوي غذا
۲ ) پراكندگي طبيعي
۳ ) حركت دسته جمعي در ارتباط با فقدان منابع غذائي
۴ ) مهاجرت دسته جمعي در نتيجه انگيزه هاي غريزي يا عوامل غيرطبيعي نظير سيل ، آتش سوزي ۰۰۰
يكي از پيش درآمد هاي طاعون انساني، وقوع طاعون در بين موش هاي صحرائي است كه باعث مرگ و مير فراواني در آنها شده كك هائي كه از بدن اين جوندگان تغذيه مي كنند مجبور به ترك ميزبان طبيعي خود شده به بدن انسان راه مي يابند و باعث بروز طاعون خياركي و سپتي سميك ميشوند كه معمولا بطور مستقيم از انساني به انسان ديگر سرايت نمي كند ولي تعداد كمي از اين بيماران متعاقبا دچار پنوموني ثانويه طاعوني ميشوند و بیماری را مستقيما از طريق قطرات تنفسي، به ساير انسان ها منتقل ميكنند و باعث بروز پنوموني اوليه طاعوني در آنها ميشوند.
مكانيسم هاي دوام عامل طاعون درخلال دوره هاي طولاني خاموشي
۱ ) زنده ماندن ككهاي آلوده به مدت بيش از يكسال، حتي بدون دسترسي به ميزبان پستاندار زنده و آلوده سازي جوندگاني كه جديدا وارد نقب هاي زيرزميني ميگردند.
۲ ) زنده ماندن عامل طاعون در نسوج يخ زده حيوانات مبتلا به مدت بيش از يك سال و ورود مجدد يرسينيا به سيكل ” جونده ـ كك”.
۳ ) به علت زنده ماندن احتمالي يرسينيا در محيط خاك (كه بعيد بنظرميرسد) ۰
۴ ) عفونت نهفته جوندگان.
علائم بيماري طاعون
×طاعون خيارکي
طاعون خيارکي شا يعترين چهره باليني بيماري است پس از طي دوره کمون به دنبال گزش کک آلوده باسيل در غدد لنفاوي منطقه تکثير پيدا کرده به طور نا گهاني با تب ۴۰-۵/۳۸ درجه سانتي گراد ، لرز، ضعف و سردرد مي باشد. معمو لا همزمان باآن و يا چند ساعت پس از آن بيمار متو جه بر جستگي غدد در ناحيه کشاله ران ، زير بغل يا گردن مي شود اين غدد ها دردناک بوده و به قدري حساس است که بيمار از هرگونه حرکتي اجتناب مي نمايد . اين خيارک بصورت تورم بيضي شکل به اندازه ۱۰-۱ سانتي متر ظاهر و با عث کشيدگي پوست و قرمزي آن مي گردد. طاعون به علت شروع ناگهاني و برق آسا بودن سير باليني مي تواند در عرض ۴-۲ روز منجر به مرگ مي شود.
× طاعون سپتي سميک
علاوه بر خيارک در برخي موارد به علت رشد بي اندازه با سيل در خون سپتي سميک ايجاد مي شود . در برخي موارد بيمار تبدار و بسيار بد حال بوده و به سرعت مي ميرد بدون اين که خيارک ايجاد شود.
× طاعون ريوي
يکي از خطر ناکترين عوارض طاعون خيارکي ،پنوموني ثانوي ميباشد . عفونت ، تو سط خون از خيارک به ريه رسيده و ايجاد پنوموني ميکند علاوه برمرگ و مير بالا اين نوع طاعون شديدا مسري بوده و انتقال از طريق ذرات تر شحي معلق در هوا صورت مي گيرد.علا ئم مهم طاعون ريوي شامل : تب شديد نا گهاني ، سرفه با خلط خوني ، درد سينه ، لنفاد نوپاتي ميباشد.طاعون ريوي ميتواند سريعا باعث مرگ بيمار شود و از زمان ابتلا تا مرگ يک روز بطول انجامد. در صورتيکه آنتي بيوتيک بعد از ۲۰ ساعت از شروع طاعون ريوي آغاز شود معمولا بي تا ثير بوده و طاعون کشنده خواهد بود .
پيشگيري اوليه به منظور حفظ افراد سالم
فرازي از پندارهاي ابن سينا در مورد پيش آگهي طاعون
ورم طاعوني از رنگي كه ورم دارد نسبت بدي و بدتري خود را نشان مي دهد. ورم طاعوني كه سرخ بد رنگ است اميدي به معالجه اش هست. در درجه دوم ورم طاعوني زرد رنگ مي آيد كه از ورم سرخ رنگ، بدتر است ولي باز اميدي در معالجه اش هست. اما اگر ورم طاعوني سياه رنگ باشد، رهايي از آن محال است و شخص ورم زده جواز مسافرت به آن جهان را گرفته است.
۱ گزارش تلفني موارد مشکوک طاعون به سطوح بالاتر
۲ آموزش مردم در مناطق بومي در مورد راههاي انتقال بیماری، نحوه كنترل موش و اهميت محافظت از گزش كك و از بين بردن ككهاي موجود در بدن سگ و گربه، درمناطق بومي.
۳ كاهش جمعيت موشها با مسموم كردن آنها به منظور تامين بهداشت محيط. كنترل جوندگان
در رابطه با كنترل بیماری تنها زماني بايد به مبارزه با موش هاي صحرائي و ساير جوندگان و كاهش جمعيت آنها اقدام شود كه جهت از بين بردن ككهاي جوندگان، ازحشره كش مناسبي استفاده شده باشد زيرا اگر قبل از نابود كردن كك ها اقدام به معدوم كردن جوندگان شود با از بين رفتن اين ميزبان ها كك آلوده آنها كه از موجودات خونگرم تغذيه ميكند به بدن انسان هجوم آورده باعث انتقال بیماری ميگردد.
تنها روش كنترل جوندگان، كاهش يا حذف مواد غذائي و پناهگاه آنهاست و مسلما چنين اقداماتي در مورد جوندگان اهلي و نيمه اهلي، امكان پذير بوده ليكن در مورد جوندگان وحشي از ارزش كمي برخوردار است. همچنين بايد توجه داشته باشيم كه نابود كردن جوندگان، بدون كاهش امكانات غذائي و پناهگاه آنها در بهترين شرايط، صرفا يك اقدام موقتي ميباشد.
۴ جلوگيري از تماس جوندگان با مواد غذائي و اماكن انساني
اقدام لازم در برخورد با بيماران
۱ استفاده از ماسك جراحي به منظور پيشگيري از انتقال پنوموني طاعوني در تماس يافتگان نزديك
۲ در صورتيكه كمتر از ۴۸ ساعت از شروع درمان آنتي بيوتيكي در افراد مبتلا به پنوموني طاعوني مي گذرد، افرادي كه با آنان زندگي مي كنند يا در تماس نزديك با آنها هستند دريافت داروي پيشگيرنده لازم است
۳ از تماس هاي غيرضروري تا قبل از ۴۸ ساعت از شروع درمان بيماران مبتلا به پنوموني اجتناب شود.
۴ از ساير احتياطهاي تنفسي، نظير استفاده از گان، دستكش و عينك محافظت كننده نيز استفاده نمايند.
۵ بيماران مبتلا به پنوموني طاعوني طي ۴۸ ساعت اول بعد از شروع آنتي بيوتيك و تا زمان ظهور اولين علائم بهبودي باليني، همچنان ايزوله باشند ، اطاق هاي محل بستري شدن اين بيماران بايستي پاكسازي نهائي شود و لباسها و وسايل آغشته به مايعات و ترشحات بيماران بايد ضدعفوني گردد.
۶ جسد بيماراني كه به علت طاعون، تلف شده اند تحت شرايط کاملا بهداشتي بوسيله افراد تعليم ديده دفن گردد.
۷ جدا سازي بيماران و آغشته كردن البسه و وسايل آنها با حشره كشهاي موثر بر ككهاي محلي، در مبتلايان به طاعون خياركي كه فاقد سرفه هستند و تصوير راديوگرافي ريه آنها طبيعي است اجتناب از تماس با ترشحات خياركها به مدت سه روز بعد از شروع درمان، كافي است. از طرفي مبتلايان به طاعون ريوي بايستي تا ۴۸ ساعت بعد از شروع درمان ويا تازمان منفي شدن كشت خلط، بطور مطلق، ايزوله شوند. لازم به ذكر است كه طاعون پنومونيك، از فردي به فرد ديگر از طريق قطرات آلوده، منتقل ميشودو لذا در تماسهاي خيلي نزديك يعني فاصله كمتراز ۲ متر، امكانپذير است .
۸ در صورت وقوع همه گيري پنوموني طاعوني، كليه افرادي كه دچار تب ۵/۳۸ درجه سانتيگراد يا بالاتر هستند يا جديدا دچار سرفه شده اند لازم است سريعا تحت پوشش آنتي بيوتيك قرار گيرند .افراد فاقد علائم باليني كه در تماس خانوادگي يا بيمارستاني يا ساير تماس هاي نزديك با افراد مبتلا به پنوموني طاعوني درمان نشده بوده اند نيز لازم است به مدت ۷ روز تحت پوشش پروفيلاكسي داروئي قرار گيرند و از نظر بروز تب و سرفه، تحت نظر باشند .
پيشگيري ثانويه به منظور اعاده سلامتي افراد بيمار و جلوگيري از بروز عوارض
تست تشخيصي سريعي وجود نداردو لذا توصيه شده است استرپتومايسين به عنوان داروي انتخابي انواع مختلف طاعون به مقدار ۳۰ ميلي گرم / كيلوگرم / روز / عضلاني و به مدت ۱۰ روز هرچه سريعتر آغاز شود. پاسخ درماني بسيار سريع است به طوري كه اغلب بيماران به سرعت و در عرض ۳ روز عاري از تب مي گردند. شايان ذكر است كه در مواردي نظير حاملگي، سالخوردگي و در زمينه اختلال شنوائي، دوره درماني با اين دارو را بايد كاهش داده استرپتومايسين را فقط تا سه روز بعد از قطع تب ادامه دهيم. ضمنا در صورت وجود حساسيت نسبت به اين دارو يا نياز به درمان خوراكي، تتراسيكلين، جانشين مناسبي است و به مقدار ۴ـ۲ گرم / روز / ۱۰ روز تجويز ميگردد.
پيشگيري ثالثيه، به منظور جلوگيري از پيشرفت عوارض و زمينگير شدن بيمار
بیماری معمولا عوارض پايداري ايجاد نميكند.
وضعیت کنونی طاعون سرایت طاعون در جهان ، طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، قارهی آفریقا ، ماداگاسکار، موزامبیک، تانزانیا، جمهوری دموکراتیک کنگو و سپس آسیا ، هند ، بالاترین آمار مبتلایان به طاعون را دارند. این دو قاره به تنهایی ۹۹٪ مناطق طاعونزده در سال ۱۹۹۷در جهان را تشکیل میدادند. انواع بیماری طاعون میتواند به سه شکل در انسان ظاهر شود که این سه حالت میتوانند جدا یا همزمان با یکدیگر باشند.
طاعون خیارکی
طاعون خیارکی متداولترین حالت طاعون است که طی نیش کک یا گازگرفتگی توسط موش آلوده به باسیل به وجود میآید. طاعون ابتدا باعث مرگ تعداد بسیار زیادی از موشها میشود.
بنابراین، ککها به دنبال میزبان دیگر، به انسانها یا حیوانات خانگی حمله کرده و باعث آلودگی آنها میشوند. دوره نهفتگی، دورهی نهفتگی بیماری بین دو تا شش روز طول میکشد.
سپس علایم اولیه، یعنی لرز و تب بالا، سرگیجه، درد شدید عضلات و مفاصل، کوفتگی و سر درد ظاهر میشوند.
پس از ۲۴ ساعت، خیارکهایی بر روی بدن بیمار بهوجود میآیند. خیارکها غدد لنفاوی هستند که متورم شدهاند. این خیارکها معمولاً در اطراف ناحیهی نیش کک ظاهر میشوند و به تدریج بزرگ میشوند و بسیار دردناک و حساس هستند. از علایم دیگر کمشدن آب بدن و عطش دایمی بیمار است.
درصورتی که بیمار بهموقع تحت علاج قرار نگیرد، علایم هشدار دهندهای همچون افزایش تعداد ضربانهای قلب، آشفتگی و هذیان ظاهر میشوند. در این صورت بیمار پس از ۳۶ ساعت میمیرد. البته بین ۲۰ تا ۴۰٪ این بیماران ممکن است به طور ناگهانی، پس از یک دورهی نقاهت طولانی، از مرگ نجات یابند.
طاعون عفونتی خون
این طاعون بین ۱۰ تا ۲۰٪ طاعونها را تشکیل میدهد. طاعون عفونتی خون در ادامهی طاعون خیارکی بهوجود آمده و نوع شدید شدهی آن است که طی تکثیر زیاد باسیلها در دستگاه گردش خون، به صورت بیماری بروز میکند. این حالت هنگامی رخ میدهد که سیستم دفاعی غدد لنفاوی و سایر دفاعهای بدن فعال شدهباشد. ممکن خیارکهای تشکیل شده آنقدر ریز باشند که دیده نشوند.
این نوع طاعون باعث تورم میوکارد ، قلب و افزایش حجم آن و تخریب بافتهای کبد و طحال شود. افراد مبتلا به این نوع طاعون، دچار سرگیجه، حالت تحوع، اسهال ، دردهای عضلانی وحشتناک، تخریب بافتها و کاهش زیاد فشار خون میشوند.
طاعون ریوی
طاعون ریوی نسبت به طاعون خيارکی نادر است، اما به شدت مسری و به مراتب کشندهتر است. این حالت هنگامی رخ میدهد که باسیل یرسینیا پستیس مستقیماً از طریق ریه وارد بدن میشود (نه از طریق پوست). طاعون ریوی میتواند از طریق راه تنفسی، از بیماری که به طاعون خیارکی دچار است به فرد سالم منتقل شود. سرایت به بیماری از راه تماس با مایعات و لباسهای آلوده به باسیل یا تنفس قطرات معلق در هوا، که با عطسه یا سرفهی بیماران به محیط بیرون راه مییاند، انجام میگیرد.
در این حالت، دورهی نهفتگی بیماری چند ساعت بیشتر طول نمیکشد. اولین علایم، تب، سرفهی شدید، اختلال در تنفس و استفراغ خون چرکآلود میباشد. فرد بیمار میتواند به حالت کما نیز برود. طاعون ریوی، حتی با درمان آنتیبیوتیکی نیز بسیار کشنده است و فرد را در حد اکثر سه روز از پای درمیآورد.
طاعون گاوی
طاعون گاوي (Rinderpest) RP يك بيماري ويروسي واگيردار است كه درگاو و گاو ميش اهلي وبعضي حيوانات وحشي بوجود مي آيد . اين بيماري با تب زخمهاي دهاني اسهال و نكروز غدد لنفاوي و مرگ ومير زياد مشخص ميشود ظاهر ميشود. ويروس طاعون گاوي تنها ويروس دارايRNA تك رشته اي است از خانواده بارا ميكسوويريده ازجنس موربيلوويروس هاست .
سوزاک نوعی بیماری عفونی است که عامل آن باکتری است. این بیماری از طریق فعالیت جنسی منتقل شده و می تواند گردن رحم، لوله مجرای ادرار، انتهای روده بزرگ و مقعد را آلوده کند. نشانه ها و علایم بیماری علایم این بیماری می تواند بین ۱ تا ۱۴ روز پس از ابتلا ظاهر شود. البته گاهی نیز این بیماری علایم مشخصی از خود نشان نمی دهد. نشانه های این بیماری در مردان بارزتر از زنان است.
علایم بیماری در زنان این علایم می تواند شامل موارد زیر باشد:
* تغییر کردن ترشحات مهبل. این تغییرات می تواند شامل افزایش ترشحات، تغییر رنگ به زرد یا متمایل به سبز و ایجاد بوی تند باشد.
* احساس درد یا سوزش هنگام ادرار کردن
* سوزش یا ترشح از مقعد
علایم بیماری در مردان این علایم می تواند شامل موارد زیر باشد:
* دفع ترشحات سفید یا زردرنگ از آلت
* سوزش یا ترشح از مقعد
* التهاب بیضه ها و غده پروستات
چگونگی سرایت بیماری این بیماری با فعالیتهای جنسی نافذ (یعنی ادخال آلت در مهبل، دهان یا مقعد) منتقل می شود.
البته گاهی نیز ممکن است با روشهای زیر سرایت کند:
* تحریک مقعد همسر با استفاده از زبان و دهان
* آلوده شدن انگشتان از تماس با مهبل، مقعد یا دهان آلوده و انتقال آن به اعضای مشابه
آزمایشهای طبی برای تشخیص بیماری
* معاینه ای از ناحیه تناسلی که توسط پزشک یا پرستار انجام می شود.
* با استفاده از یک دستمال پنبه ای-پشمی یا اسفنجی نمونه هایی از قسمتهایی که ممکن است آلوده باشند (دهانه رحم، مجرای ادرار یا مقعد) گرفته می شود.
* درمورد خانمها یک معاینه درون مهبلی انجام می شود.
* نمونه ای از ادرار گرفته می شود.
هیچ یک از این آزمایشها توام با درد نیست اما گاهی ممکن است راحت نباشد.
چنانچه فعالیت جنسی از طریق مقعد داشته اید باید آن را به پزشک گفته تا نمونه ای از انتهای روده بزرگ تهیه کند. همچنین اگر فعالیت جنسی از طریق دهان داشته اید آن را با پزشک در میان بگذارید. چنانچه تصور می کنید در معرض ابتلا به سوزاک قرار داشته اید می توانید آزمایش انجام دهید.
تشخیص و درمان نمونه های گرفته شده هنگام معاینه، برای بررسی وجود عفونت زیر میکروسکپ مشاهده می شوند.
در برخی از مراکز درمانی نتیجه آن بلافاصله آماده می شود. نمونه دومی هم به آزمایشگاه ارسال شده که نتیجه آن معمولا درعرض یک هفته آماده می شود. درمان آن ساده و در عین حال ضروری است.
برای بیمار داروی آنتی بیوتیک به شکل قرص، شربت یا آمپول تجویز می شود. چنانچه به آنتی بیوتیکها حساسیت داشته یا احتمال می دهید که باردار باشید باید آن را با پزشک درمیان بگذارید. همچنین کامل کردن دوره درمان نیز ضروری است.چنانچه ابتلای به سوزاک در شما تایید شد، ممکن است از شما خواسته شود که با یک مشاور درمانی ملاقات کنید تا درباره این عفونت با شما صحبت کرده و به پرسشهای شما پاسخ دهد. احتمالا وی درباره همسرتان پرسشهایی را مطرح می کند تا در صورت لزوم وی تحت معاینه و درمان قرار گیرد.
تا مراجعه مجدد به مرکز درمانی و اطمینان از برطرف شدن کامل عفونت توسط پزشک باید از تماس جنسی خودداری کنید. در این مدت پزشک یا مشاور درمانی به شما خواهد گفت که چه نوع فعالیتهای جنسی را می توانید انجام دهید. برخی از انواع سوزاک، خصوصا اگر در خارج از کشور به این بیماری مبتلا شده باشید، دربرابر آنتی بیوتیکهای خاصی مقاوم اند. ولذا برای اطمینان از برطرف شدن عفونت آزمایشهای دیگری نیز انجام می شود. اگر عفونت برطرف نشده بود آنتی بیوتیکهای متفاوتی برای شما تجویز می شود.
عوارض بیماری
(الف) در زنان: چنانچه این بیماری به موقع درمان نشود می تواند منجر به بیماری التهاب لگن خاصره (پی آی دی) شود. این التهاب مربوط به لوله های فالوپین (لوله های رابط تخمدانها و رحم) است که باعث بروز تب، درد زیر شکم و درد پشت می شود. آمیزش جنسی هم ممکن است همراه با ناراحتی باشد.
بیماری التهاب رحمی می تواند باعث نابارور شدن زن یا حاملگی خارج از رحم شود. اگر موقع زایمان به این بیماری مبتلا باشید ممکن است عفونت به کودک منتقل شده و احتمال تولد نوزاد با عفونت گونوکوکال چشم وجود دارد. این عفونت را باید با آنتی بیوتیکها مداوا کرد زیرا می تواند سبب نابینایی نوزاد شود. بنابراین بهتر است پیش از تولد، به درمان این بیماری پرداخت.
(ب) در مردان: سوزاک می تواند باعث التهاب و دردناک شدن بیضه ها و غده پروستات شده و چنانچه مداوا نشود ممکن است باعث تنگ شدن یا تورم مجرای ادرار گردد.
پس از درمان این بیماری باید مواظب باشید تا مجددا در معرض آلودگی آن قرار نگیرید. همواره باید به خاطر داشت که استفاده از کاندوم هنگام آمیزش جنسی، خطر سرایت بیماریها و عفونتهای مقاربتی را کاهش می دهد.
“سالك” از بيماريهاي بومي استانهاي كرمان ، اصفهان ، فارس، بوشهر ، خوزستان و سيستان و بلوچستان است. يحيي دولتي رييس انجمن متخصصين پوست ايران از افزايش شيوع سالك در ايران و جهان خبر داد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، وي در نشست خبري، “سالك” رااز بيماريهاي بومي استانهاي كرمان ، اصفهان ، شيراز، بوشهر ، خوزستان و سيستان و بلوچستان ذكر كرد.
رييس انجمن متخصصين پوست ايران با اشاره به اينكه از ميزان شيوع سالك آماردقيقي در دست نيست ، با توجه با بررسيهاي به عمل آمده، اعلام كردشيوع اين بيماري رو به افزايش است.
به گفته دولتي، ۳۵۰ميليون نفر در جهان در خطر ابتلا به سالك هستند و ۱۲ميليون نفر تاكنون به اين بيماري مبتلا شدهاندكه سالانه يك ميليون و ۵۰۰ هزار نفر به آمار مبتلايان افزوده ميشود.
“سالك” بيماري مشترك بين انسان و دام است. مخزن اين بيماري نوعي موش به نام “رمبوموس اپيموس” است و يك نوع پشه با نام “پشه خاكي ” انگل سالك را از موش به انسان منتقل ميكند.
پس از گذشت يك تا دو ماه از گزش انسان توسط پشه خاكي ، جوش كوچكي در محل گزش پشه ايجاد ميشود كه اين جوش روز به روز بزرگتر شده ، ايجاد زخم مي كند و ترشح دارد .
رييس انجمن متخصصين پوست به دو نوع سالك اشاره كرد و گفت : سالك ها يا صحرايي هستند و يا از نوع شهري و درمان نوع شهري گاهي اوقات تا بيش از يكسال طول خواهد كشيد.
وي بهداروهايي وارداتي وهزينه بالاي درمان اين بيماري اشارهكرد و گفت با تلاش پزشكان ايراني واكسن سالك به زودي در اختيار بيماران قرار خواهد گرفت.
وي به تلاش كشورهايي مانند برزيل و ونزوئلا كه از بيماري سالك در امان نيستند و براي توليد واكسن آن تلاش ميكنند اشاره كرد و گفت : براي سازمان جهاني بهداشت درمان بيماري سالك اهميت ويژهاي دارد و اين سازمان بودجهاي در اختيار كشورهاي توليدكننده واكسن سالك قرار ميدهد.
دولتي خاطر نشان كرد: پس از يك بار ابتلا به سالك، بدن انسان در مقابل اين بيماري واكسينه ميشود.
سندرم حاد تنفسي شديد كه در ابتدا در چين جنوبي گزارش شد. اما در حال حاضر در چندين منطقه شامل آسيا، آمريكاي شمالي، اروپا، استراليا ديده شده است.
مقدمه :
شيوع بيماري تنفسي حاد با بروز ناگهاني موسوم به سارس كه از نوامبر ۲۰۰۲ شروع گرديد در چند ماه گذشته با گسترش به بيش از ۳۰ كشور در ۴ قاره جهان سبب ابتلاء ۵۰۰۰ نفر و مرگ بيش از ۳۰۰ نفر در كشورهاي چين ، هنك كنگ ، كانادا ، ويتنام ، سنگاپور و تايلند گرديده است . با توجه به گسترش روزانه يبيماري به مناطق خاورميانه شامل كويت ، عربستان سعودي و بحرين ، نگراني وقوع همه گيري در منطقه نيز مطرح گرديده است . خوشبختانه با اطلاع رساني مناسب وتلاش جهاني اميد مي رود از شيوع بيشتر آن پيشگيري گردد . خوشبختانه تا كنون هيچ موردي از اين بيماري در كشور ما مشاهده نشده و اميد است با رعايت نكات ضروري از بروز بيماري پيشگيري گردد . اين بيماري بيشتر از مرزهاي هوايي و يا احتمالاً ساير مبادي ورودي توسط افرادي كه به مناطق آلوده سفر كرده اند ، وارد مي شود . اولين مورد بيماري در خاور ميانه در كويت توسط سازمان بهداشت جهاني گزارش گرديد و هند نيز شاهد بروز اولين مورد آن بوده است كه با تراكم جمعيتي احتمال گسترش آن وجود دارد .
عامل SARS چيست؟علت آن هنوز نامعلوم است، تا اين تاريخ بيشتر اطلاعات موجود نشان داده يك coronavirus به احتمال زياد مي تواند عامل باشد. به هر حال در حال تحقيق در مورد دلايل ديگر هستند.
چه كساني در معرض خطر هستند؟
بر اساس اطلاعات موجود عوامل زير مي توانند ريسك فاكتور باشند
- تماس نزديك طي ۱۰ روز قبل از شروع بيماري با افراد مبتلا
- مسافرت طي ۱۰ روز قبل از شروع بيماري به مناطق مشخص شده توسط WHO
- رفت و آمد و ملاقات به مكانها و با افرادي كه با اين افراد در تماس نزديك هستند يا اين افراد وجود دارند ( مثلآ بيمارستانها )
علائم آن چيست؟
علائم اصلي بيماري تب بالاي ۳۸ درجه ، سرفه خشك ، گلودرد ، تنفس مشكل يا اختلالات تنفسي و شواهد راديوگرافيك پنوموني ميباشد ، ساير علائم نيز عبارتند از : سردرد ، درد مفاصل و ماهيچهها ، بي اشتهائي ، اختلال هوشياري ، راش و اسهال
در بزرگسالان و كودكان اعلائم ممكن است دقيقآ“ مشابه باشد در بزرگسالان معمولآ تب همراه با لرز، و سر درد، و درد عمومي بدن. در مراحل اوليه بيماري. بيماران علائم غير اختصاصي دارند ( سر درد، درد عمومي بدن )
علاوه بر اين علائم SARS ممكن است همراه با علائم ديگر از قبيل كاهش اشتها، بدحالي، گيجي، راش و اسهال باشد.
بيماري شديد تنفسي ممكن است قبل از بروز علائم در X-RAY ديده شود. در مورد علائم در كودكان پزشكان سر گرم تحقيق مي باشند
چه كسي SARS دارد؟
الف: افراد مشكوك
- افراد با تب بالاي ۳۸ درجه سانتيگراد و يا يك تعداد بيشتر علائم تنفسي شامل سرفه ، كوتاهي تنفس و مشكل تنفسي
-خردسالان ممكن است علائم غير اختصاصي شامل تحريك پذيري بيش از حد و كاهش اشتها داشته باشند.
- تماس نزديك طي ۱۰ روز قبل از شروع بيماري با افراد مبتلا
- مسافرت طي ۱۰ روز قبل از شروع بيماري به مناطق مشخص شده توسط WHO
- رفت و آمد و ملاقات به مكانها و با افرادي كه با اين افراد در تماس نزديك هستند يا اين افراد وجود دارند ( مثلآ بيمارستانها
ب- افراد احتمالآ مبتلا
- فردي كه شخص مشكوكي را ملاقات كرده كه بيماري تنفسي شديد پيشرونده پنوموني آتيپيكال يا دسترس تنفسي حاد
بدون علت يا شخص داشته
- فردي كه مبتلا به بيماري تنفسي حادي را ملافات كرده كه فوت شد. در اتوپي سندرم تنفسي حاد بدون علت شناخته شد.
سارس چگونه منتشر مي شود؟
SARS نسبت به آنفلونزا كمتر عفوني است دوره كمون آن ۷-۲ روز ( بطور متوسط ۵-۳ روز ) ميباشد مسافرتهاي بينالمللي ريسك گسترش سريع بيماري را افزايش ميدهد.
از طريق قطرات پراكنده شد. توسط مبتلا در هوا بوسيله سرفه يا عطسه، متخصصين عقيده دارند كه از طريق اشيا آلوده هم ممكن است منتشر شود. ويروس سارس بنظر مي رسد از طريق چشمها، بيني و دهان وارد بدن مي شود. دست زدن به اشيا آلوده را انتقال مهمي براي اين بيماري به شمار مي رود.
تا اين موقع ديده نشد. كه ارتباط اجتماعي ( مدارس، مراكز درماني ) باعث شيوع بيشتر آن شود.مانند ديگر بيماريهاي تنفسي ويروسي دست شستن خوب اهميت فوق العاده اي در به حداقل رساندن ريسك ايجاد اين بيماري دارد.
برای پيشگيري از ابتلا به آن چه بايد کرد؟
- شستن دستها بطور مکرر
- پوشيدن ماسک استاندارد دستکش ولباس و محافظ چشم
- جلوگيري ازهرگونه تماس ازطريق پوست
- ضد عفوني کردن همه قسمتهايي که بيمار در آنجا بوده است
موقع ابتلا به SARS چه بايد كرد؟
اگر هر كدام از علائم بالا مشاهده شد رجوع به مراكز درماني مشخص
درمان SARS چيست؟
درمان موثري براي آن شناخته نشده است. Riboririn وريدي معمولآ با يا كورتون استفاده مي شود.
عليرغم تلاش پزشكان ، فعلا دارويي جهت درمان پيدا نشده است و تا حال آنتي بيوتيكي در اين زمينه مؤثر نبوده است ولي داروي ريباورين با يا بدون تجويز استروئيد با نتايج نامعلوم مصرف شده است. لذا براي كنترل بيماري در جامعه پيشگيري از اهميت بسزايي برخوردار است.
پيامدهاي SARS چيست؟
تا چه حد بايد نگران بود ؟
اكثر بيماران مبتلا بهبود مي بابند بيماري علاوه براينكه ميتواند شديد باشد ميتواند در مسافرت به كشورهاي آلوده از سرعت انتشار بالايي بر خوردار باشد ولي درصد كشندگي آن پايين است ( حدود ۴ % ) اين ميزان با افزايش سن و وجود بيماريهاي مزمن در فرد بالا مي رود .
تا حال تعداد مبتلايان به بيماري و پراكندگي جغرافيايي آن چگونه بوده است؟
در حال حاضر (فروردین ۱۳۸۵ )آمار کاملا دقیقی در دست این سایت نیست اماتا ۲۸ آوريل ۲۰۰۳ ، ۵۰۵۰ نفر مبتلا شده و از اين تعداد ۳۲۱ نفر فوت كردهاند و تا حال اين بيماري از كشورهاي چين ، هنگ گنگ ، مالزي ، كانادا ، تايوان ، فرانسه ، آلمان ، اندونزي ، ايتاليا ، تايلند ، سنگاپور ، استراليا ، برزيل ، بلغارستان ، هندوستان ، ژاپن ، كويت ، مغولستان ، جمهوري ايرلند ، روماني ، فيليپين ، آفريقايجنوبي ، اسپانيا ، انگلستان ، ايالاتمتحده ، سوئد ، سوئيس و ويتنام گزارش شده است.
آيا SARS مي تواند نتيجه بيوتروريسم باشد؟
هيچگونه دليلي براي تأييد يا رد اين ادعا وجود ندارد.
سفر تا چه حد ميتواند مخاطرهآميز باشد؟
WHO سفرهاي غيرضروري به مناطق آلوده ( مناطقي كه زنجيره انتقال ويروس در آنجا مشاهده شده است ) بخصوص مناطق آلوده چين و تورنتو كانادا را منع مينمايد ضمناً تمامي مسافرين بايد از علائم اصلي بيماري آگاه گردند و از تماس نزديك با افرادي كه آلوده شدهاند يا سابقه سفر اخير به نواحي آلوده را داشتهاند اجتناب نمايند و مسافراني كه دچار اين علائم شدهاند تا وقتي كه بطور كامل بررسي نگرديدهاند نبايد آن كشور را ترك كنند .اما باتوجه به كنترل بيماري و عدم مشاهده موارد جديد طي فصل سرد جاري نگراني زيادي از انتشار آن وجود ندارد
WHO چه اهدافي را دنبال مي كند ؟
۱ - پيشگيري و كنترل شيوع بيماري
۲ - مشخص نمودن عامل بيماري
۳ - مشخص نمودن رژيم درماني مؤثر
۴ - حمايت كشورهاي درگير در صورت نياز از طريق اعزام كاركنان بهداشتي
روش انتقال بيماري چگونه است ؟
انتقال از شخص به شخص از طريق قطرات تنفسي و ترشحات بدن فرد بيمار بوده و بيشتر در افرادي كه در بيمارستان يا در خانه با بيمار تماس نزديك داشتهاند صورت ميگيرد بنابراين در صورت مراقبت از بيمار ، زندگي با وي و يا تماس نزديك با ترشحات تنفسي ، مايعات بدن يا مدفوع بيماران ، احتمال انتقال بيماري وجود دارد.
نحوه برخورد با بيماران مبتلا به SARS چگونه است ؟
بيمار بايد از نظر تنفسي و ساير ترشحات ايزوله شود. معاينه بيماران توسط كاركنان و پزشكان بايد با ماسك و عينك و پوشش سر و دستكش صورت گيردInfection control guidance) (Hospital . دست ها قبل و بعد از تماس با فرد بيمار ميبايستي شسته شود. بيمار بايد در اتاق در بسته با فشار منفي نگهداري شده ولي پنجرهها را مي توان براي تهويه خوب باز گذاشت (ولي اين پنجرهها نبايد به محلهاي عمومي باز شود).
روش بر خورد در موارد تماس احتمالي چگونه است ؟
۱ - دادن اطلاعات در خصوص تابلو باليني به بيمار
۲ - ايزولاسيون در منزل بمدت ۱۰ روز
۳ - ويزيت حضوري يا با تلفن بطور روزانه توسط يكي از اعضاي تيم مراقبت
4- كنترل روزانه تب ( شايعترين علامتي كه در ابتدا ظاهر مي شود تب است )
چه اقداماتي در درمان بيماران مبتلا به SARS صورت ميگيرد ؟
۱-ايزولاسيون
۲ - گرفتن نمونه خلط ، خون و ادرار براي ساير علل معمول پنوموني بخصوص انواع آتيپيكال و يا مواردي كه همراه با عاملSARS ممكن است وجود داشته باشند .
۳ - شمارش گلبول هاي سفيد با افتراق ، شمارش پلاكت ، تست هاي كبدي و كليوي ، الكتروليتها و سي آر پي
۴ - تجويز آنتي بيوتيك براي درمان پنوموني اكتسابي آتيپيكال
۵ - استفاده از نبولايزر با يك برونكوديلاتور ، فيزيوتراپي سينه ، برونكوسكوپي
تعاريف تشخيصي بيماري چيست؟
مورد مظنون:
هر فردي كه بعداز اول نوامبر ۲۰۰۲ (۱۰ آبان ۱۳۸۱) باسابقه تب بالاي ۳۸درجه وسرفه و مشكلاتتنفسي و حداقل يكي از موارد زير در فاصله ۱۰ روز قبل از شروع علائم را داشته باشد:
- تماس نزديك يا زندگي كردن با هم، پرستاري كردن و يا تماس مستقيم با ترشحات تنفسي يا مايعات بدن بيمار مظنون
سابقه مسافرت به منطقه آلوده
- اقامت در يك منطقه آلوده
مورد محتمل:
۱ - يك مورد مظنون كه در راديوگرافي ريه نماي پنوموني يا سندرم ديسترس تنفسي (RDS ) داشته باشد.
۲ – يك مورد مظنون كه در اتوپسي ريه يافته هاي سندرم ديسترس تنفسي ( RDS ) بدون عامل قابل شناسايي داشته باشد.
طبق آخرين دستورالعمل مركز مديريت بيماريهاي وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي تا زمان تهيه ماسك مخصوص براي استفاده در مواجهه احتمالي با موارد بيماري ، پرسنل بهداشتي درماني ميتوانند از ماسكهاي معمولي كه در داخل آن ده تا بيست لايه گاز معمولي قرار داده شده است استفاده نمايند
بيماري تب مالت كه در حيواناتبه نام سقط جنين واگير مرسوم است،يكي از بيماريهاي عفوني قابل انتقالبين انسان و حيوان ميباشد و با نامهايديگري نظير: تب مواج، تب ديوانه وتب مديترانهاي نيز ناميده ميشود. اين بيماري در تمام فصول سالوجود دارد، اما در بهار و پاييز يعنيزمان زايش و شيردهي دامها بيشترديده ميشود.
عامل بيماري: نوعي باكتري بهنام «بروسلا» ميباشد. اين ميكروبداراي چند نوع است. نوعي از باكتريكه عمدتا در گوسفند و بز ديده ميشود،مهمترين عامل بيماري در انسان است.
ميزبان و شرايط زيستمحيطي:
تب مالت بيشتر بيماري مردان بالغبه خصوص كشاورزان، دامدارانچوپانان، قصابان، سلاخان، دامپزشكانميباشد. كارمندان آزمايشگاهها نيز درمعرض خطر ويژه قرار دارند اما دركشور ما چون زنان و كودكان نيزدوشادوش مردان به امور دامداريمشغولند در معرض خطر قرار دارند،به همين دليل ۵۵ درصد مبتلايان رامردان و بقيه را زنان و كودكان تشكيلميدهند. در شرايطي كه مراكز پرورشدام استانداردهاي بهداشتي را نداشتهباشد تب مالت شايعتر است. تراكم درمراتع بارندگي، نبود نور خورشيد واقدامهاي غيربهداشتي در فرآيند فراهمكردن شير و گوشت همگي زمينهانتشار بروسلوز را مساعد ميكنند.محيط اطراف گاوي كه ميتواند از خودميكروب دفع كند به شدت آلوده كنندهاست. عامل بيماري در شرايط محيطيمناسب از نظر رطوبت، در ادرار ومدفوع حيوانات هفتهها و گاه ماههازنده ميماند. اين باسيل در پنير تازه وغير پاستوريزه حاصل از شيرخام تاهشت هفته زنده ميماند و با منجمدكردن از بين نميرود. اين ارگانيسم تاچهل روز در خاك خشك آلوده بهادرار، مدفوع و ترشحات واژن ومحصولات زايمان حيوان مبتلا، زندهميماند و در خاك مرطوب خيليبيشتر مقاومت دارد.
بروسلا در ادرار ۶ روز در گرد وخاك ۶ هفته و در آب و خاك تا ۱۰هفته و در كره تا ۴ ماه باقي ميماند ودر مدفوع حيوانات در هواي آزاد ۱۰۰روز و در دماي ۸ درجه سانتي گرادبيش از يكسال باقي ميماند، اينباكتري در ماست به علت وجوداسيدلاكتيك قادر به زندگي نيست ودر دماي ۶۰ درجه به مدت ۱۰ دقيقهنابود ميشود.
راههاي سرايت بيماري به انسان:
به صورت تماس مستقيم بابافتهاي حيوان آلوده نظير خون،ترشحات رحمي و ترشحات جنينسقط شده.
به صورت غيرمستقيم از راه
مصرف شيرخام و فرآوردههايلبني آلوده خصوصا پنير تازه، خامه،سرشير و كره
انتقال تنفسي از طريقافشانههاي موجود در هواي آغل واصطبل آلوده يا آزمايشگاه
فرو رفتن سر سوزن سرنگحاوي واكسنهاي حيواني به دستانسان
علايم بيماري: دوره نهفتگيبيماري (از زمان تماس با منبع عفونتتا بروز علايم) اغلب بين ۱ تا ۳ هفتهاست، ولي گاهي تا ۶ ماه ميباشد. براساس شدت بيماري، علايم به سهشكل حاد، تحت حاد و مزمن بروزميكند.
شكل حاد: بيمار دچار لرزناگهاني، درد عمومي بدن به خصوصدرد پشت و تعريق شديد ميشود;اشتهاي خود را از دست ميدهد و دچارضعف و سستي ميگردد، ضمنا ازشروع علايم بيش از ۳ ماه نميگذرد.
شكل تحت حاد: آغاز آنبيسروصدا ميباشد. شكايت اصليبيمار از ضعف و خستگي است. از آغازبيماري نيز ۳ تا ۱۲ ماه ميگذرد.
شكل مزمن: اگر از زمانتشخيص بيماري بيش از يك سالبگذرد و فرد هنوز مبتلا باشد مزمنگفته ميشود.
افرادي كه دچار تب، بياشتهايي،درد عضلاني و تعريق شبانه بوده وسابقه تماس با دامهاي آلوده يامشكوك به تب مالت را عنوانمينمايند يا از فرآوردههاي لبني آلودهاستفاده نمودهاند، لازم است براي انجامآزمايش به پزشك مركز بهداشتي -درماني ارجاع گردند.
درمان: رژيمهاي درمانيمتفاوتي براي درمان بيماران مبتلا بهتب مالت توصيه ميشود، ليكن هيچگاهاز يك دارو به تنهايي در درمان بيمارنبايد استفاده كرد (مگر در زمانحاملگي و با توصيه پزشك). طولدوره درمان حداقل ۸ هفته (دو ماه)ميباشد.
راههاي پيشگيري از بيماريتب مالت در انسان:
خودداري از مصرف مواد لبنيمشكوك مانند شيرخام، پنير تازه،خامه و سرشير غيرپاستوريزه
استفاده از شير و فرآوردههايلبني به صورت پاستوريزه، در صورتدر دسترس نبودن شير پاستوريزه باجوشاندن شير به مدت حداقل ده دقيقهبعد از جوش آمدن، به از بين رفتن كليهعوامل ميكروبي مطمئن شويد.
استفاده از ماسك تنفسي درهنگام كار با فضولات حيواني يا ورودبه اصطبل
دور نگه داشتن حيوانات ازمحل زندگي انسان
استفاده از دستكش، كلاه،ماسك، عينك و روپوش مناسب دردامپزشكان، دامداران و پرسنلكشتارگاهها.
آموزش طرز تهيه پنير تازه بهكليه خانوارهاي روستايي; به اين طريقكه ابتدا شير را به مدت ۱۰ دقيقهجوشانيده و در همان حالت به ازاي هر۳ ليتر شير يك ليوان آب ماست و يا بهيك ليتر شير ۲۵۰ گرم ماست ترشاضافه كرده پس از دلمه شدن و جداشدن پنير از آب مقدار لازم نمك به آناضافه كرده با پارچه صافي آبگيري وپس از سفت شدن مصرف نماييد. اگرپنير به صورت غير پاستوريزه و بدونجوشاندن شير تهيه شود حداقلبايستي دو ماه در آب نمك نگهداري وسپس مصرف شود.
گزارش كتبي بيماري به مركزبهداشت شهرستان و استان.
از تب مالت در حيوانات چهميدانيم؟
در گاو، گوسفند، بز، سگ، شتر وخوك نيز بيماري مشاهده شده است.
تذكر: تب مالت در دامها از طريقجفتگيري دامها، مصرف شير از دامآلوده، انتقال تنفسي در هواي آغل واصطبل، تماس با ترشحات رحمي دامآلوده يا جفت و جنين سقط شده آلودهمنتقل ميشود.
راههاي پيشگيري در دامها:
۱ - واكسيناسيون گوسالههاي مادهدر سن ۳ تا ۶ ماهگي با واكسن مربوط
۲ - واكسيناسيون بره و بز غاله از ۳ماهگي تا يك ماه قبل از جفتگيري باواكسن مربوط.
۳ - جدانمودن دامهاي سقط شدهاز بقيه گله و جلوگيري از تماسمستقيم با ترشحات رحمي، جنيني وجفت دامهاي سقط شده
۴ - خونگيري و انجام آزمايشهايلازم بر روي دامهاي مشكوك وهدايت دامهاي آلوده به كشتارگاه
۵ - اقدامات بهداشتي شامل تهيه وتداركات محيط زيست تميز برايگلههاي گاو و گوسفند و دفع صحيحادرار و مدفوع آنها
برفك دهان به یك سری عفونتهای دهانی گفته میِشود كه به علت رشد بیش از حد قارچ، كاندیدا آلبیكانس، در دهان ایجاد میشود و در حالت عادی این قارچ در دهان بسیاری از افراد وجود دارد. این عارضه یعنی برفك دهان، نوعی عفونت سطحی است كه بخشهای كناری و گوشههای دهان را مبتلا میكند.
دیگر نقاط كه در معرض خطر ابتلا به برفك عبارتند از: داخل گونهها، زبان، كام و حلق. برفك دهان، در دهان نوزادان یافته شایعی است. مثلاً یك نوزاد ممكن است در طی پروسه زایمان به برفك دهان مبتلا شود و این برفك عمدتاً در حالتی ایجاد میِشود كه مادر دچار عفونت قارچی واژنی باشد و زایمان نوزاد به طریق طبیعی یعنی از مسیر كانال زایمان صورت گیرد.علائم چنین نوع برفك دهانی معمولاً در ۷ تا ۱۰ روز بعد از تولد بهبود مییابد. در سایرین، یعنی كودكان و بالغان، ایجاد برفك دهان، دلایل دیگری میتواند داشته باشد مثلاً: بیماریها و یا داروهایی كه سیستم ایمنی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. شیمیدرمانی به دنبال سرطانها (در افرادی كه تحت این نوع شیمیدرمانی قرار میگیرند).
در درمان با داروهای استروئیدی یا آنتیبیوتیك.
مكانیسم ایجاد برفك به واسطه داروهای روی آنتیبیوتیكها باعث از بین رفتن باكتریهای داخل دهان شده (یعنی باكتریهایی كه به صورت طبیعی در حفره دهان هر كسی وجود دارد) در نتیجه جمعیت قارچها در دهان افزایش یافته و به دنبال آن برفك دهان یا كاندیدا ایجاد میشود؛ یعنی از آنجائی كه مصرف آنتیبیوتیكها، باكتریهای نرمال دهان را كه اصطلاحاً به آن فلورمیكروبی میگویند را كاهش میدهد، زمینه رشد و تزاید قارچهای كاندیدا در دهان را مهیا كرده و هیچ رقیبی (یعنی باكتریها) در میدان كنار آنها وجود ندارد.
با توضیحاتی كه تا این جا ارائه شد به دوستان دیابتی توصیهای را دارم:
افراد دیابتی باید مراقب باشند در معرض ابتلا به خشكی دهان قرار نگیرند كه در این حالت میزان بزاق آنها كم شده و بیشتر در معرض ابتلا به عفونتهای قارچی كاندیدایی قرار میگیرند.
همچنین افراد مسن با توجه به این كه میزان بزاقشان كم میشود نیز در معرض ابتلا به عفونت كاندیدا هستند؛ گروه دیگر افراد دچار سوء تغذیه و كسانی هستند كه سیستم ایمنی آنها به دلایلی ضعیف شده است (مانند مبتلایان به سرطان و ایدز).
حالا در نظر بگیریم چنانچه یك دیابتی در هر كدام از گروههای اشاره شده نیز قرار بگیرد باید چندین برابر یك فرد عادی به سلامتی، به خصوص سلامتی دهان و دندان خود توجه كند، زیرا علاوه بر عوارضی كه به شرح آن پرداختیم و در جلسات و مقالات قبلی توضیح دادیم، خطر بزرگی به نام عفونت برفكی قارچ كاندیدا نیز وی را تهدید میكند.
علائم:
اولین نشانه برفك در دهان عبارت است از:
حس طعم یا مزه بد دهان و این كه حس چشایی و حس طعم مزه غذا كاهش مییابد. برفك دهان به صورت یك سری تكههایی مثل تكه وصلههایی كه به پارچههای كهنه و مندرس میدوزند نمایان میشود كه این وصلهها در كناره زبان در گوشه دهان و كام و پشت زبان دیده میشود.
اگر سعی كنید این لایه و یا وصله سفید را از روی زبان خود یا از ناحیهای كه در دهان هست جدا كنید، در آن منطقه وصله سفید رنگی خواهید دید كه قرمز و ملتهب شده و ممكن است دچار خونریزی شود.
گاهی این پلاكهای برفكی در دهان، دردناك میشوند به خصوص باعث بیقراری كودكان و نوجوانان میشود.
تشخیص:
فراموش نكنیم، چنانچه این علائم در دهان فردی دیده شد، حتماً به دندان پزشك مراجعه كند تا با تشخیص صحیح درمان مناسب هم برای وی صورت گیرد.
جالب است بدانیم در بسیاری از موارد دندان پزشكان از همین طریق پی به وجود دیابت در فرد پی میبرند. یعنی اگر فردی مكرر بدون علت مشخص و مشهودی دچار عفونت برفك دهان شود. پزشك یا دندان پزشك از جمله عللی كه در تشخیص افتراقی خود در نظر میگیرد عبارت است از:
دیابت، سرطان، عفونت HIV
در این گونه موارد، تستهای خونی و دیگر پروسههای تشخیصی لازم است. همچنین به دنبال مصرف داروهایی كه میزان بزاق را كاهش میدهند برفك دهان ایجاد میشود.
درمان:
شامل داروهای گروه ضد قارچ است كه میزان و نوع دارو و طریقه مصرف را دندان پزشكتان به شما توصیه میكند.چناچه بنا به تشخیص دندان پزشكتان، علت برفك دهان، مصرف داروهایی است كه باعث كم شدن بزاق شده، در این صورت باید با نظر و مشورت پزشك معالجتان نوع دارویی كه باعث خشكی دهان شده را تغییر دهید؛ البته گاهی نمیتوان این گروه داروها را تغییر داد كه در این صورت فرد باید از مرطوب كنندهها یا بزاق مصنوعی به عنوان جایگزین استفاده كند.
قارچ دهان (برفك) را هیچ گاه دست كم نگیرید، چرا كه در افراد ضعیف و افراد با نقص سیستم ایمنی عفونتهای آن تا مری و دستگاه گوارش نیز منتشر میشود
معده يکي از اعضاي موجود در شکم و بخشي از دستگاه گوارش مي باشد و مانند هر کدام از اعضاي ديگر مستعد ابتلا به سرطان مي باشد . پس از اينکه غذا جويده و بلعيده شد از طريق لوله اي به نام مري از دهان وارد معده مي شود . معده عضوي کيسه مانند و داراي ۵ قسمت مختلف ميباشد که ترشحات مختلفي براي هضم اوليه غذا ترشح مي کنند . سرطان در هر کدام از اين مناطق پنجگانه ممکن است شروع شود و گاهي علائم و ميزان بهبودي برحسب محل ابتلا تفاوت مي کند . ديواره معده از پنج لايه تشکيل شده است . داخلي ترين لايه که حائز اهميت خاص مي باشد لايه مخاطي ناميده ميشود و اکثر سرطانهاي معده نيز از اين قسمت شروع مي شود . هر چه سرطان به بافتهاي زيرين نفوذ نمايد احتمال بهبودي کاهش مي يابد .
سرطان معده در طي ساليان و با آرامي رشد مي کند ولي قبل از اينکه سرطان بمعناي واقعي ايجاد شود ، تغييراتي در لايه هاي معده ايجاد مي شود . اين تغييرات اوليه بندرت علائم ايجاد ميکنند و تشخيص داده نمي شوند . سرطان معده از طرق مختلف گسترش مي يابد . مي تواند از طريق ديواره خود معده به بافتها و اعضاي مجاور راه يابد . همچنين مي تواند از طريق غدد عروق لنفاوي گسترش يابد . در مراحل پيشرفته نيز مي تواند از طريق خون ساير اندام و اعضا را درگير کند . شايعترين سرطان معده بنام آدنوکارسينوم مي باشد . البته انواع ديگر با شيوع کمتر عبارتند از : لنفوم و تومورهاي کارسينوئيد . البته طبيعتاً نوع درمان اين نوع سرطانها با هم تفاوت مي کند . اکثريت مبتلايان به سرطان معده در دهه ۶۰ يا ۷۰ سن خود تشخيص داده مي شوند . طبق تحقيقات در ايالات متحده ، تعداد ۲۲۷۱۰ نفر با سرطان معده در سال ۲۰۰۴ تشخيص داده خواهند شد .
سرطان معده در ساير کشورهاي جهان نيز ممکن است شيوع بالاتري داشته باشد. البته در سالهاي اخير بعلت استفاده از يخچال و استفاده کمتر از نمک براي نگهداري غذاها احتمال ابتلا به سرطان معده کاهش يافته است . يکي ديگر از علل کاهش ابتلا درمان مناسب و مفيد براي باکتري هليکوباکترپيلوري مي باشد که بنظر مي رسد نقش زيادي در ابتلا به سرطان معده دارد. متأسفانه در مراحل ابتدايي علائم چنداني ديده نمي شود و شايد بهمين دليل سرطان معده در مراحل ابتدايي بسختي تشخيص داده مي شود .
* علائم شايع :
· کاهش اشتها و کاهش وزن
· درد معده
· علائم مبهم سوء هاضمه مانند پري ، آروغ زدن ، تهوع
· احساس پري حتي پس از خوردن مقادير اندک غذا
· تهوع و استفراغ
· سوزش سردل و علائم شبيه به زخم معده
· تورم معده
البته شايان ذکر است که بسياري از اين علائم منحصر به سرطان معده نمي باشند و دربسياري از بيماريهاي ديگر معده نيز ديده مي شوند ، اما وجود اين مشکلات اگر بصورت طولاني باشد خصوصاً در افراد بالاي ۵۰ سال ، احتياج به ارزيابيهاي بيشتري توسط پزشک دارد .
اگر شک به سرطان معده وجود داشته باشد ، پزشکان دست به ارزيابيهاي بيشتري مي زنند تا سرطان معده را در مراحل اوليه تشخيص بدهند . ازانواع اين روش مي توان به اندوسکوپي ، عکسبرداري از ريه ( بيشتر بمنظور تشخيص ميزان درگيري بافتهاي مجاور معده انجام مي شود ) ، MRI و آزمايشات اوليه اشاره نمود که هر کدام از اينها با توجه به صلاحديد پزشک معالج و در زمان مقتضي انجام مي شود .
* عوامل افزايش دهنده خطر :
بايد توجه داشت وجود عوامل خطر همواره به معني ابتلا به بيماري نيست و تنها شرايط را براي ابتلا به بيماري بيشتر مي کند .
· عفونت با هليکوباکترپيلوري که منجر به گاستريت مزمن شود . البته بسياري از افرادي که اين ميکروب را با خود دارند هيچگاه مبتلا به سرطان معده نمي شود .
· رژيمهاي غذايي شامل غذاهاي دودي ، گوشتي نمک اندود ، ترشيها و غذاهاي محتوي نشاسته بالا و فيبر پايين . (استفاده از غذاهايي که شامل غلات زياد باشند ، ماهي و سبزيجات تازه محتوي ويتامين A و C احتمال ابتلا به سرطان معده را کاهش مي دهند)
· کشيدن سيگار
· مصرف الکل
· سابقه جراحي بر روي معده که قبلاً بمنظور کنترل زخم انجام شده باشد .
· سرطان معده در مردان دوبرابر زنان ديده مي شود .
· در سنين بالاتر از ۵۰ سال بشدت افزايش مي يابد .
· در نژادهاي بخصوصي بيشتر ديده مي شود
· سابقه سرطان معده در افراد درجه يک فاميل
* پيشگيري :
· استفاده از رژيمهاي غذايي مناسب که در بالا به بعضي از آنها اشاره شد .
· الکل ننوشيد و سيگار نکشيد
· به علائم سوء هاضمه طول کشيده دقت کنيد و با پزشک خود مشورت کنيد .
· آزمايشهاي توصيه شده توسط پزشک را مرتب انجام دهيد .
شايان ذکر است ميزان موفقيت در درمان بيماري چندان زياد نيست ، لذا پيشگيري مي تواند نقش بسيار مهمي داشته باشد .
* درمان :
در مراحل ابتدايي ، جراحي و برداشتن تومور اوليه مي تواند بسيار مؤثر باشد . حتي زمانيکه سرطان گسترش يافته باشد مي توان براي جلوگيري از خونريزيهاي طولاني و انسداد معده از روش جراحي استفاده نمود .
شيمي درماني نيز ممکن است در افرادي که سرطان در آنها گسترش يافته باشد استفاده شود و مؤثر باشد .
استفاده از راديو تراپي بخصوص همراه با شيمي درماني برحسب صلاحديد پزشک استفاده مي شود .
در ادامه ممکن است پزشک آزمايشات پيگيري را بطور منظم انجام دهد که از آن جمله مي توان به آزمايش خون اشاره کرد . لذا بايد توجه داشت که علائم جديد حتي جزئي را پس از درمان بايد به پزشک گزارش کرد تا وي بتواند بدرستي برنامه هاي آينده خود را تنظيم نمايد .
بايد توجه داشت که هيج کس نمي تواند ميزان بهبودي و پاسخ هر فرد را به درمان بطور دقيق پيش بيني کند چرا که نوع سرطان و نحوه پاسخ بدن به درمان هر فرد به فرد ديگر مي تواند متفاوت باشد و در اين بين حالات روحي و رواني مناسب مي تواند در درمان بسيار مؤثر باشد و نبايد فراموش شوند .
نکاتي که بايد مورد توجه قرار گيرند :
تحقيقات نشان داده اند که رژيم هاي غذايي مهمترين عامل در ابتلا به سرطان معده هستند و در کشورهايي که استفاده از گوشت قرمزبيشتر است ابتلا به سرطان معده نيز بيشتر است و بايد توجه داشته باشيد که استفاده از گوشت قرمز بيش از ۱۳ بار در هفته احتمال سطان معده را دوبرابر مي کند بخصوص اگر گوشت بصورت کبابي و يا کامل و زياد از حد پخته شود . استفاده از غذاهاي محتوي ويتامين C ، ويتامني E و بتاکاروتن بعلت خاصيت آنتي اکسيداني در جلوگيري از ابتلا به سرطان معده بسيار مؤثر هستند .
سرطان رحم عبارت است از سرطان آندومتر (پوشش داخلي رحم). معمولاً زنان يائسه 60-50 ساله را مبتلا ميسازد.
علايم شايع
مراحل ابتدايي:
خونريزي يا لكه بيني به ويژه پس از مقاربت جنسي. غالباً 12 ماه يا بيش از 12 ماه پس از توقف فعاليت قاعدگي رخ ميدهد. ممكن است قبل از خونريزي يا لكه بيني، ترشح آبكي يا داراي رگههاي خون از مهبل وجود داشته باشد. بزرگ شدن رحم. گاهي توسط تودهاي چنان بزرگ است كه از خارج لمس ميشود.
مراحل بعدي:
گسترش به ساير اعضا كه باعث درد شكمي، درد قفسه سينه و كاهش وزن گردد.
علل ناشناخته
به نظر ميرسد باچندين عامل مساعدكننده كه در قسمت عوامل افزايش دهنده خطر ذكر شده است، مرتبط باشد.
عوامل افزايشدهنده خطر
ديابت شيرين
چاقي
فشارخون بالا
استفاده از استروژن بدون استفاده همزمان از پروژسترون
سابقه خانوادگي سرطان پستان يا تخمدان سابقه پوليپهاي رحم، چرخههاي قاعدگي بدون تخمك گذاري يا ساير علايم عدم تعادل هورموني
تأخير يائسگي
هر 12-6 ماه تحت معاينه لگن قرار بگيريد.
براي هرگونه خونريزي يا لكه بيني پس از يائسگي تحت مراقبت پزشكي قرار بگيريد.
عواقب مورد انتظار
با تشخيص و درمان زودهنگام 90% از بيماران حداقل 5 سال زنده ميمانند. در بيماران مسنتر و وقتي تأخير يائسگي وجود داشته باشد، پپش آگهي بدتر است.
عوارض احتمالي
گسترش كشنده سرطان به مثانه، مقعد و اعضاي دوردست.
آزمونها تشخيصي ممكن است متعدد باشند كه در ابتدا براي تشخيص سرطان و سپس براي مشخص كردن هرگونه گسترش به ساير اعضاي بدن (مرحله بندي) انجام ميپذيرند. اين آزمونها ميتوانند شامل آزمونهاي آزمايشگاهي خون، پاپاسمير، آزمونهاي كاركرد كبد، راديوگرافي قفسه سينه. سيتي اسكن، ماموگرافي، تنقيه ب